آشیان تو

آشیان تو

تنهاییِ یک درختم

و جز این‌ام هنری نیست

که

آشیان تو باشم!

 

گزیده ای از احمد شاملو

چندان دخیل مبند که بخشکانی‌ام از شرمِ ناتوانی‌ خویش:
درختِ معجزه نیستم. تنها یکی درختم. نوجی در آبکندی، و جز اینم هنری نیست که آشیانِ تو باشم،
تختت و تابوتت.

یادگاریم و خاطره اکنون. ــ دو پرنده. یادمانِ پروازی و گلویی خاموش. یادمانِ آوازی.

شگفتا، که نبودیم، عشقِ ما، در ما، حضورِمان داد.

پیوندیم اکنون، آشنا، چون خنده با لب و اشک با چشم،

واقعه‌ی نخستین دمِ ماضی.

Leave a Reply

Your email address will not be published.