اختلالات افسردگی

اختلالات افسردگی

اختلالات افسردگی:
1. اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر،
2. اختلال افسردگی اساسی،
3. اختلال افسردگی مداوم (افسرده­ خویی)،
4. اختلال ملال پیش از قاعدگی،
5. اختلال افسردگی ناشی از مواد/دارو،
6. اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر،
7. اختلال افسردگی مشخص دیگر،
8. اختلال افسردگی نامشخص

را شامل می­شوند. برخلاف DSM-IV، این فصل «اختلالات افسردگی» از فصل قطبی «دوقطبی و اختلالات مرتبط» مجزا شده است. ویژگی مشترک تمام این اختلالات، وجود غم، پوچی، یا خلق تحریک­پذیر، همراه با تغییرات جسمانی و شناختی است که به طور قابل­ملاحظه­ای بر توانایی عمل­کردن فرد تأثیر می­گذارند. آنچه بین آنها تفاوت دارد، موضوعات مدت، زمان­بندی، با سبب­شناختی فرض شده است.

برای رسیدگی کردن به نگرانی­ها درباره احتمال تشخیص اضافی اختلال دوقطبی و درمان آن در کودکان، تشخیص تازه­ای، اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر، که به جلوه بالینی کودکان مبتلا به دوره­های تحریک­پذیری مداوم و مکرر فقدان کنترل رفتاری شدید اشاره دارد، به اختلالات افسردگی برای کودکان تا ۱۲ سال، اضافه شده است. قرارداشتن آن در این فصل، منعکس­کننده این یافته است که کودکان مبتلا به این الگوی نشانه، وقتی به نوجوانی و بزرگسالی می­رسند، به جای اختلالات دوقطبی، معمولاً به اختلالات افسردگی یک­قطبی یا اختلالات اضطرابی دچار می­شوند.

اختلال افسردگی اساسی، بیماری کلاسیک در این گروه اختلالات را نشان می­دهد. اختلال افسردگی اساسی با دوره­های مجزای حداقل ۲ هفته­ای مشخص می­شود(هرچند اغلب دوره­ها خیلی طولانی­تر هستند) که تغییرات واضح در عاطفه، شناخت، و کارکردهای عصبی­نباتی و بهبودهای بین­دوره­ای را شامل می­شود. تشخیص براساس دوره تکی امکان­پذیر است، اما این اختلال در اکثر موارد، عودکننده است. به تفکیک غمگینی عادی و سوگ از دوره افسردگی اساسی توجه خاصی شده است. داغدیدگی می­تواند عذاب زیادی ایجاد کند، اما معمولاً دوره افسردگی اساسی را ایجاد نمی­کند. در صورتی که آنها با هم روی دهند، نشانه­های افسردگی و اختلال کارکردی شدیدتر خواهد بود و پیش­آگهی در مقایسه با داغدیدگی که اختلال افسردگی اساسی را به همراه ندارد، بدتر است. افسردگی مرتبط با داغدیدگی در افرادی که آسیب­پذیری دیگری نسبت به اختلالات افسردگی دارند، روی ­می­دهد، و درمان ضد افسردگی می­تواند به بهبودی کمک کند.

نوع مزمن ­تر افسردگی، اختلال افسردگی مداوم(افسرده ­خویی) را می­توان زمانی تشخیص داد که اختلال خلقی حداقل ۲ سال در بزرگسالان یا ۱ سال در کودکان ادامه یافته باشد. این تشخیص، که در DSM-5 جدید است، هر دو طبقه تشخیصی افسردگی اساسی مزمن و افسرده­خوبی DSM-IV را شامل می­شود.

بعد از بازبینی علمی دقیق شواهد، اختلال ملایم پیش از قاعدگی از یبوست DSM-IV («مجموعه ملاک­ها و محورهایی که برای تحقیق بیشتر فراهم شده­اند») به بخش دوم DSM-5 منتقل شد. تقریبا ۲۰ سال پژوهش بیشتر درباره این اختلال، نوع خاص و پذیرای درمان اختلال افسردگی را تأیید کرده است که یک زمانی بعد از تخمک­گذاری شروع می­شود و ظرف چند روز قاعدگی برطرف می­شود و تأثیر محسوسی بر عملکرد دارد.

تعداد زیادی از موادی که سوءمصرف می­شوند، که برخی داروهای تجویزی هستند، و چند بیماری جسمانی، می­توانند با پدیده­های شبه­افسردگی ارتباط داشته باشند. این واقعیت در تشخیص اختلال افسردگی ناشی از مواد/دارو و اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر، تأیید شده است.

اختلالات افسردگی

Leave a Reply

Your email address will not be published.