مسایل اصلی استرس

استرس – فشار روانی

چهار مساله اصلی و اساسی در استرس

 

1. نظام باورها و اعتقادات – جدول ترجیحات و احساسات – عواطف و هیجانات – جهان بینی و بینش خودمان

• انسان یک سیستم خبری است زیرا یک سوم بدن ما در وقت تولد مغز ماست و ۱۰۰ میلیارد از ۳۰۰ میلیارد سلول بدن ما سلولهای مغزی هستند. که مجموعه کارکردها شو به عنوان ضمیر و ذهن mind میشناسیم.
سلولهای مغز سلولهای خبری است خبر را میگیرند و پردازش میکنند و خبر را پخش میکنند. ما میتونیم از یکطرف کنترل خبر را داشته باشیم. یعنی میتوانیم اطلاعاتی را که درست و خوب نیست را وارد سیستم پردازش مغزی نکنیم.
• صرفنظر از گرفتن خبر مهم اون تعبیر و تفسیری است که ما روی هر خبر میگذاریم.
• وقتی ما فلسفه و جهان بینی یا نگرش یا بینش خودمون رو عوض میکنیم. موضوع ها هم برای ما دگرگون خواهد شد. پس در مجموع مهم است که ما چه کنترلی روی خبرها داریم. و چه تغییر و دگرگونی در اونها بوجود می آوریم یا چه تعبیر و تفسیری روی اونها میگذاریم. یعنی از این خبرها چه نتیجه گیری میکنیم. و حالا میخواهیم باهاش چه کار کنیم.
• خیلی از اوقات آن چیزی که ما در زندگی داریم نتیجه برداشت و دریافت ما از جهان است . میدانیم سگ گربه یا فیل جهان را به گونه ای دیگر میبینند میشنوند یا حس میکنند.
• بین خواسته و آرزو و هدف و نیاز و حق تفاوت وجود دارد
o برخی اوقات ما به دلیل بیماری های روانی میتوانیم آرزوی خودمونو خواسته خودمون بدونیم
o بعد خواسته را به عنوان احتیاج خود بگیریم
o سپس این احتیاج رو حق خودمون بدونیم
o با این نگاه میتونم سخت خودمون رو گیربیندازیم و از پا دربیاریم
o تفسیر و تعبیری که روی حوادث میگذاریم باید انسانی، علمی، عقلی، منطقی، واقعی، و اخلاقی باشه. از جمله تغییراتی که تعبیر و تفسیر درست در زندگی ما داره اینه که استرس ما رو خیلی خیلی کاهش میده.

2. فراهم کردن نظم و ترتیب و انضباط را در زندگی

• هر چیزی سر جای خودش میتونه خوب یا بد باشه. لذا شماره تلفن را باید به ترتیب و منظم بگیریم.
• مردم اکثر اوقات این نظم و ترتیب را رعایت نمیکنند اول ازدواج میکنند بعد همدیگر رو میشناسند. اولویت مطرح است یعنی موضوع اول باید در جایگاه اول قرار بگیرد First thing First.
• بعد ماجرای اهمیت موضوع ها مطرح است.
• بسیاری از مردم هستند که پاشون رو قطع کردند و بعد نگران این هستند که کفششان کجا گم شده است . یعنی متوجه اهمیت و سلسله مراتب موضوعات نیستند.
• مساله بعدی مساله تاکید است. بدین معنی که برخی چیزها نیاز به تاکید دارند . یعنی ورزش و درس نیاز به شاید ۱۰ هزار بار انجام دادن داره. لذا باید تاکید روی اونها بیشتر باشه
• در حالیکه موضوع هایی هستند که ممکنه یکبار در زندگی اتفاق بیفته.
• دلیل اینکه بسیاری از مردم تو زندگی تونستند پیش بروند و موفق باشند این است که تاکیدهاشون درست بوده . وقتی یک کتاب را یک دفعه میخونیم. فقط برخی از مطالب اون را دو یا سه بار میخونیم. به خاطر همین است که برخی از قسمت های کتاب رو زیرش خط میکشیم.

3. تغییر و دگرگونی

• همه ما تغییر میکنیم. ولی تغییرمان باید در مسیر تکامل باشد نه تطور و نه تحول. یعنی از کلاس اول به دوم بروم. نه اینکه از این کلاس اول به یک کلاس اول دیگر بروم.
• باید با این واقعیت آشنا بشیم که توانایی تغییر دیگران رو نداریم. نه تغییر در احساساتشان و نه تغییر در رفتارشان.
• یکی از گرفتاری های ما اینست که بجای اینکه خودمون تغییر کنیم. میخواهیم دیگران تغییر کنند. فکر میکنیم که با رفتار درست و خوب و مناسب خودمون میتونیم رفتار دیگران یا زندگی دیگران رو تغییر بدهیم. به امید اینکه دیگری را تغییر میدهیم نباید باهاش شریک بشویم یا ازدواج کنیم. چون آدمها معمولا تو اون زمینه های مخالف ما بدتر میشوند که بهتر نمیشوند . هم اینکه کوشش ما معمولا بجای اینکه کار را بهتر کند کار را بدتر میکند.
• ما اگر در مسیر تکاملی نباشیم دیر یا زود از پا در می آییم و ۲ چیز کار دست ما میده ۱- تحمل.۲- تحمیل
اینکه ما بتونیم اتاق خودمون رو سرد و گرم کنیم در اختیار ماست. ولی اینکه بخواهیم هوای شهرمون رو سرد و گرم کنیم در اختیار ما نیست لذا وظیفه و تعهد و مسوولیت معنا میده اما رسالت و پیامبری برای ما معنا نداره.

4. رعایت وقت و زمان

• مساله وقت و زمان بزرگترین عاملی که استرس را موجب میشه که اگر مردم در این زمینه دقت کنند ۵۰ درصد استرسهاشون حل میشه .

• الف :
o ما یک زمان بیرونی داریم که کاملا کمی است. و قابل اندازه گیری. اما گذشت زمان در درون به عنوان یک پدیده کیفی است.  این کیفیت با اون کمیت نمیخونه. یعنی کمتر کسی است که یک ساعت بیرون برایش مساوی یک ساعت درون باشه. برخی اوقات یک ساعت برای ما ۱۰ ساعت طول میکشد یا ممکن است ۱۰ دقیقه طول بکشد
o کودک انسانی یک یا دو ساله زمان برایش ۱۰ برابر کند تر است. به درستی گفته شده ۲۰ سال اول مساوی ۶۰ سال دوم است. هرچه سن بالاتر بره زمان برای شما سریعتر است .
o در جامعه صنعتی مردم از نظر زمان درونی ۴۰ سال عمر میکنند . در جامعه کشاورزی مردمانی که ۴۰ سال عمر میکنند ۱۰۰ سال زندگی میکنند .
o بسیاری از ما متوجه گذشت زمان نیستیم و همیشه عقبیم یا عجله داریم . کسانی هم هستند که درست برعکس دقیقه به دقیقه متوجه گذشت زمان هستند
o غالب اوقات با حسرت میگویند عمر من تموم شد و جوانی رفت و…

• ب :
o بیشتر ما توانایی اینو نداریم که بدونیم هرکاری چقدر وقت میبره .
o بخاطر همینم هست که یک عده ای همیشه دیر میکنند یا زود میرسند.
o منو شما دو چیز را داریم
-اشیاء و اشخاص
-وقت و زمان
o حتی ممکن است در یک شرایط خاص همه چیز و همه اشخاص را از دست بدهیم تا بتوانیم زمان بیشتری زنده بمونیم.
o زمان حجم است یعنی کاری که ۲ ساعت طول میکشد را نمیتوان در نیم ساعت انجام داد.

• ج :
o مفهوم زمان وقتی در جایگاه خودش قرار میگیره که منو و شما امروز رو مساوی فردا بدونیم
o یعنی درد امروز مساوی درد فرداست و لذت امروز مساوی لذت فرداست. انسان آموخته و برایش هم اماده هست که درد را امروز بکشه و لذت را فردا ببره. چون هم درد امروز را به امید لذت فردا کمتر حس میکند و هم لذت فردا چون دردی بعدش نیست را بیشتر و بهتر حس خواهد کرد . این آدمها اول درد درس خواندن را میبرند و فردا لذت بعد از قبول شدن در کنکور حس میکنند. تمام آدمهای سالم خوشبخت و موفق کسانی بودند که امروز رو مساوی فردا گرفتند.

• د :
o من باید همیشه کارهایی که سخت است و دوست ندارم را اول انجام بدهم . زیرا اگر انجام ندهم حضور و وجودش باعث میشه تمام روز من خراب بشه. در حالیکه برخی از ما این کار را نمیکنیم چون برای ما امروز مهمتر از فرداست
o زیرا
۱-به دلیل قول و قرار هایی که در کودکی با من گذاشته بودند و شرایط بدی که در کودکی داشتم به این نتیجه رسیدم که اصلا فردایی وجود نداره. پس دلیلی نداره که من از الان رنج ببرم برای فردا. این حرف را ممکنه که به زبان نیارم. ولی ته وجودم این موضوع نوشته شده که فردایی در کار نیست.

۲-در کودکی همیشه کارها را به ما تحمیل کرده اند. یعنی ما را وادار کرده اند به خوردن غذا یا خوابیدن یا انجام تکالیف مدرسه و بغل این آدم رفتن یا نرفتن .
من در کودکی به دلیل هزاران فشاری که از طرف پدر و مادر بر من وارد شده مخصوصا بعد از یک سالگی که موضع اصلی و اساسی برای کودک آزادی و خودمختاری در انتخاب اوست. من به این نتیجه رسیدم که همیشه کارها تحمیلی است
چون تحمیلی است باید هرجا که توانست از زیر بار کارها در رفت. پس حالا که هیچ کس منو وادار به کاری نمیکنه من اون کار را نخواهم کرد . یعنی من کسی هستم که همیشه از کار میگریزم.

• ه :
o مشکل دیگر ما میتونه کمال پرستیمون باشه . یعنی چون باورم بر اینه که باید کارها را به نحو احسن و به بهترین صورتش انجام داد
o چون فکر میکنم اگر کاری را انجام بدهم ناقصه و عیب و ایرادی داره.
o پس بهترین کاری که میتونم بکنم اینه که اون کار را انجام ندهم و بزارم یک وقت مناسب سر حوصله با تمام انرژی بتونم کار را در بهترین صورت خود انجام بدهم و همیشه گوشه ذهن من اینست که یک کاری انجام نشده . لذا شما بسیاری از مردم را میبینید که کارها را به آینده موکول میکنند.

• و :
o میدانیم کارهای دنیا چهار دسته هستند :
۱-مهم و فوری (مثل کارهای اورزانسی)
۲-نه مهم و نه فوری (تلفن و گفتگو های الکی برای کشتن وقت)
۳-فوری و غیر مهم (تلفن زنگ میزنه) (نگویید ممکنه تلفن مهم یاشه زیرا که احتمالش ممکنه یک هزارم باشه )
۴-مهم و غیر فوری (کتاب خوندن ورزش کردن سلامتی پرورش کودکان )
o افراد موفق و خوشبخت و کسانی که استرس ندارند زندگیشان را در خانه چهارم میگذارند
o ابدا خود را درگیر کارهای غیرمهم و فوری و کارهای غیر مهم و غیر فوری نمیکنند
o لذا معمولا درگیر کارهای مهم و فوری نمیشوند.
• چون هیچکدام از ماها حتی برخی اوقات به یک دهم کارهایی که باید بکنیم نمیرسیم.
پس لزومی ندارد وقت خود را با کارهای غیرمهم و غیر فوری پر کنیم.
• لذا موضوع اصلی و اساسی اینست که بدانیم وقتی ما به موضوع استرس میرسیم مشکل اصلی ما وقت است.
• مساله استرس اونجا پیدا میشه که من این واقعیات مهم را اصلا بهش توجهی نمیکنم
• بطور کلی مفهوم زمان نقش مهمی در زندگی من نداره.
• عامل زمان مانند یک پدیده مادی است و همیشه یک پارامتر اصلی و اساسی در انجام همه کارهاست.

• بیش از نیمی از استرس هامون از بین میره اگر مدیریت زمان داشته باشیم.