انحراف جنسی

انحراف جنسی

Paraphilia – Sexual PerversionSexual Deviation

فروید: عصبیتِ منفی Negative Neuroticism، انحراف جنسی است.

• نابهنجاری جنسی یا پارافیلیا یک واژه زیست پزشکی برای تعریف برانگیختگی جنسی توسط اشیا، اشخاص و موقعیت‌ها به صورت ناهنجار می‌باشد.

o یک پارافیلی دارای انحرافات جنسی همراه با حس لذت نسبت به موقعیت‌های غیرمعمول و افراطی است.  واژه پارافیلی در سال ۱۹۲۰ توسط ویلهم استکل Wilhelm Stekel روانشناس اتریشی به کار گرفته شد. اختلالات پارافیلی به وسیله تکانه‌ها Impulsivity ، خیال‌پردازی‌ها Fantasies یا اعمال جنسی‌ای که غیرمعمول، انحرافی یا غریب هستند، مشخص می‌گردد.

o پارافیلی در مردان شایع‌تر از زنان است.  علت بروز پارافیلی تا کنون به طور دقیق مشخص نشده است.  روش‌های درمانی به کار گرفته شده برای درمان پارافیلی تنها به میزان متوسط موفقیت‌آمیز بوده‌اند، برخی از آن‌ها عبارتند از: روان درمانی بینش‌مدار، رفتار درمانی و دارو درمانی

o فعالیت پارافیلیائی به صورت وسواسی است.  بیماران، به طور مکرر در رفتار انحرافی خود گرفتار هستند و قادر به کنترل تکانه خود نمی باشند.  در شرایط استرس، اضطراب، یا افسردگی، احتمال انجام رفتار انحرافی بیشتر است. ممکن است بیمار چندین بار عزم کند که این رفتار را کنار بگذارد. ولی معمولاً قادر به ترک آن برای مدت طولانی نیست، و واکنش نمائی و متعاقب آن احساس گناه شدید رخ میدهد.

Stekel: In anxiety, the libido is transformed into organic and somatic symptoms. In doubt, the libido is transformed into intellectual symptoms. The more intellectual someone is, the greater will be the doubt component of the transformed forces.  Doubt becomes pleasure sublimated as intellectual achievement.

paraphilia-a-difficult-social-psychosexual-and-mental-health-challenge
تعریف رابطه جنسی

۱- تعریف اخلاقی: علاقه دو جنس مخالف به یکدیگر بر طبق اصول و موازین صحیح اجتماعی و ازدواج بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعی، تحصیلات.

۲- تعریف علمی: علاقه جنسی دو جنس مخالف به یکدیگر بدون اینکه این علاقه با هیچ گونه خصوصایت غیرعادی و ناموزون همراه باشد.

تعریف انحراف جنسی

انحراف جنسی عبارتست از عملی که به منظور ارضای تمایلات جنسی انجام می گیرد. ولی عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثریت مردم به انجام آن عمل همگاهی ندارند و منحرف جنسی به عمل انحرافی اعتیاد پیدا می کند.

در واقع می توان گفت: منحرف جنسی شخصی است که تحت تاثیر بدآموزیهای محیط قرار گرفته، بدون اینکه هدف توالد و تناسل داشته باشند، و بدون توجه به هنجارهای موجود به اعمالی دست می زند که یک نوع عمل جنسی است. پس به طور کلی هر گاه عمل جنسی از معیار و مقیاس عادی خارج شود، اصطلاح انحراف جنسی مطرح است.

ویژگی های انحراف جنسی

به طور کلی روانشناسان برای منحرفین جنسی ویژگی یکسانی را بر شمرده اند که عبارتند از:

۱- منحرفین جنسی اشخاصی هستند که هدف آنها از زندگی جنسی بهره برداری و احساس لذت مانند افراد عادی مردم نیست و عشق جنسی آنها از نوع دگرجنس‌گرایی Heterosexuality نبوده و به عبارت دیگر هدف از لذت جنسی آنها با اهداف سایر افراد عادی مردم در این خصوص اختلاف دارند.

۲- این اشخاص دارای اختلالات و ناراحتیهای عصبی هستند و این عوامل تا حدی در دگرگون کردن شخصیت آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت.

۳- ارتکاب انحرافات و جرایم جنسی به ندرت تابع اراده بوده و زیادتر تابع فعل و انفعالات شدید روانی است.

۴- با وصف موارد فوق کمتر دیده شده است که منحرفین جنسی مرتکب اعمال شدید و خطرناک جنسی شده باشند.
o با توجه به مطالب فوق باید گفت، مجرمین جنسی نمونه ای از توده عظیمی از اشخاص هستند که دارای اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غیرعادی و یا به عبارت دیگر انحرافات جنسی هستند و قسمت اعظم این توده عظیم در اجتماعات هیچگاه شناخته نمی شوند .
o اعمال آنها برای پلیس کشف نمی شود و علل انحراف عده ای از این اشخاص، بیماری های عصبی و روانی است.

جنس و طبقه منحرفین جنسی

منحرفین جنسی از چه جنس و طبقه ای هستند؟
هر چند پاسخ به این سوال نسبتاً مشکل است و نمی توان جواب قطعی داد ، اما آنچه که در این تحقیق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در این زمینه وجود دارد، مطالب زیر را به طور نسبی می توان بیان کرد.

۱- بیشتر انحرافات و جرائم جنسی به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان معتقدند آنقدر که مردها مرتکب این انحرافات و جرائم می شوند، زنان کمتر دامن خود را به این اعمال می آلایند.

دلیل این امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسی زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان می توانند خود را کنترل و محافظت کند، این انحرافات در خفا و پنهانی محفوظ میماند و ابراز نمی شوند.  معهذا باید دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسی باشد، اعمال و آثار انحرافی او فوق العاده از مردها شدیدتر و خطرناکتر است.

o بسیاری از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان طبقات بالای جامعه و بسیاری نیز متعلق به طبقات پایین جامعه می باشد.

اگر رویه دیگری که یکی از مقوله های مهم و بغرنج انحراف جنسی است را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی و اجتماعی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که فقر اقتصادی از عوامل مهم و موثر این پدیده است.

o دکتر برونر Jerome Bruner علل انحرافات جنسی را نسبت به امکانات مادی شان به طریق زیر بررسی می کند.

۱- تنگدستی ۵% – عادی و متوسط الحال بودن ۳۵%

۲- فقر و نداری ۲۲% -مرفه بودن ۳۴% زندگی تجملی ۴%

• حال این سوال پیش می آید چه عاملی در به وجود آمدن انحراف جنسی موثر است و چه چیزی باعث به وجود آمدن انحراف جنسی می شود؟

در این مورد نظرات گوناگون وجود دارد که مرور آنها می تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.

۱- بعضی عوامل بیولوژی را مرجع و منشا انحرافات جنسی دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسی، نتیجه امراض عقلی، التهابات مغزی و آزار رسانی جنسی است.

۲- برخی دیگر انحراف جنسی را در اثر عوامل جسمی قبل از دوران بلوغ از قبیل اختلال در وظایف غدد می دانند.

۳- عده ای انحرافات جنسی را اکتسابی دانسته و آن را نتیجه عوامل خارجی محیط می دانند ، که معلول ناتوانی و عدم هماهنگی مجرم با مقتضیات و شرایط اجتماعی است.

۴- روانکاوان تاکید کرده اند که منشا انحرافات جنسی عوامل اکتسابی است. بدین ترتیب که فرد در زمان کودکی به رفتار جنسی غیرعادی گرفتار می شود و به عللی آن را ادامه می دهد.

۵- فروید عقیده دارد که عقده اودیپ منشا بسیاری از انحرافات جنسی است.

o ژان ژاک روسو Jean-Jacques Rousseau در کتاب قراردادهای اجتماعی، رابطه جرائم و انحرافات جنسی عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است، و اگر فردی فاسد می شود، این فساد ناشی از شرایط اجتماعی است.

o یک جنایت کار معروف آمریکایی مهمترین انگیزه های جرم را قدرت طلبی، غریزه جنسی و انحراف جنسی و ماجراجویی می داند، و از این طریق به انگیزه های جنسی که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پی برد.  البته باید دانست که روانکاوان مکتب فروید زیادتر از سایر دانشمندان به اصول عقاید فوق متکی بوده و معتقدند که جرائم غیر جنسی در بسیاری از مواقع از انگیزه ها و اهداف غیر مرئی و پنهانی جنسی افراد شروع می شوند.

o عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمی توان تاثیر عوامل و انگیزه های جنسی را در جرائم غیر جنسی در وقوع جرائم غیر جنسی همیشگی و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفی و اتفاقی دارد. استدلال این گروه این است هر گاه چگونگی و کیفیت وقوع جرم غیر جنسی مورد بررسی قرار دهیم، به تجربه خواهیم دید که این جرائم و جنایات با وضع عصبی و روانی مرتکبین رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر وقوع این جرائم مولد کیفیت عصبی مرتکبین آن جرم است.  همچنین می افزایند اگر ما به صورت دقیق جرائم غیر جنسی را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که آن جرم از نوع جرائم غیرجنسی به شمار خواهد آمد. ولی هر گاه به انگیزه مجرم زیادتر از روش ارتکاب و چگونگی عمل او توجه کنیم یقیناً آن جرم در زمره جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد.

o اما در مورد نظریه تصادفی بودن انگیزه جنسی در وقوع جرایم غیر جنسی باید گفت:

1. اصولا بسیاری از جرائم به طور ناگهانی و تصادفی به وقوع می پیوندد و تعداد جرائم از پیش تعیین شده بسیار اندک است. حتی اگر جرمهای تصادفی از جرمهای از پیش تعیین شده بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود.

2. هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسیاری از جرائم غیرجنسی مورد مطالعه قرار دهیم، آن جرم در زمره جرائم غیرجنسی و اگر هدف و انگیزه جرم را مورد توجه قرار دهیم ، آن جرم را جز جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد.

3. گر چه تاثیر وضع غیرعادی عصبی را در وقوع جرائم نمی توان انکار کرد، ولی این مطلب دلیل آن نیست که انگیزه ها و عوامل جنسی نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غیرجنسی عرض اندام کنند.

4. اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محیطی مطالعه کنیم، فقر به عنوان عاملی مهم توجه ما را جلب می کند.  بنابراین اگر فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی بعلت نداشتن وسیله برای رفع احتیاجات مادی علت پیدایش جرم محسوب شود. می توان گفت که هر گاه اهمیت نیازهای جنسی پیش از احتیاجات مادی نباشد، حداقل در عرض آن قرار دارد.  و هر گاه فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی باعث پیدایش جرم شود، محرومیت جنسی نیز به تبع آن باعث پیدایش جرم می شود.

5. جرائم جنسی هر گاه به فرض بعید در وقوع سایر جرائم تاثیر نداشته باشند، لااقل در مطالعه آمار جرائم می بینیم که این جرم از لحاظ کمیت در درجات اول اهمیت قرار خواهد داشت و از نظر کیفیت نیز شاید بعد از قتل نفس هیچ جرمی از لحاظ ضرر اجتماعی و هتک حیثیت و شرف قابل قیاس با این نوع جرم نباشد.

6. احتیاجات جنسی افراد بشر یکی از مهمترین معضلات و مسائل اجتماعی را به وجود می آورد، که هرگاه دولتها توجه کافی به آن نکنند یقیناً جرائم و جنایات دیگری را به طور غیرمستقیم بوجود خواهد آورد.

• اما سوالی که مطرح است این است آیا انحرافات جنسی درمانی خواهد داشت یا خیر؟  آیا تاکنون پیشنهادی در این زمینه داده شده است؟ و اگر چنین پیشنهادی وجود دارد و مسئولین امر راه را از چاه باز می شناسند، پس علت چیست که این معزل بزرگ، همچنان عرض اندام می کند؟

 یک دانشمند و کارشناس امور جنسی آمریکا معتقد است که یگانه و بهترین راه مبارزه با جرائم جنسی فقط آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است. وی می افزاید این تعلیم تربیت:
1. در بدایت امر در مورد والدین اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند.

2. در مرحله دوم اطفال باید مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا بتوانند بوسیله تعلیم و تربیت بر عادات ناپسند خود فائق آیند.

3. در مرحله سوم باید منحرفین جنسی مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا ضمن تعلیم و تربیت به آنها فرصت داده شود. به معالجه خویش بپردازند و پس از تزکیه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفیدی به اجتماع ملحق شوند.

فحشا و روسپیگری

• فحشا و روسپیگری برآوردن خواهش های جنسی در برابر پول است.  فحشای مردان، زنان، کودکان و فحشای قانونی که توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشورها پذیرفته شده است.  در این آمیزش جنسی تنها رابطه میان، که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش است پولی است که به امر پرداخت می شود.

لازم به ذکر است که روسپیگری با فروپاشی اجتماعات کوچک محلی توسعه نواحی شهری بزرگ و غیر شخصی و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارند.
روسپیان اساسا از زمینه اجتماعی فقیرتر برمی خیزند. اما تعدادی از زنان طبقه متوسط نیز در میان آنها وجود دارند.

انواع روسپیگری بر حسب تعهد شغلی و زمینه شغلی

۱- روسپیگری موقتی :

بسیاری از زنان فقط به طور موقتی به روسپیگری اشتغال دارند و چند باری پیش از آنکه روسپیگری را برای مدتی طولانی یا برای همیشه ترک کنند به خودفروشی می پردازند.

۲- روسپیان اتفاقی :

کسانی هستند که غالباً در مقابل در اختیار گذاشتن خود پول قبول می کنند. اما به طور نامنظم و برای کمک به درآمدشان از سایر منابع!

۳-فاحشه ها :

به طور منظم و مستمر به روسپیگری اشتغال دارند و منبع اصلی درآمدشان را روسپیگری تشکیل می دهد. و عبارتند از زنان خیابانی، زنان تلفنی، زنان خانگی، زنان فاحشه خانه،

لازم به ذکر است که بیشتر زنان به طور منظم به معامله پایاپای جنسی اشتغال داشتند. مانند: ارائه خدمات جنسی در عوض تلویزیون، پوشاک، وسایل الکتریکی، و تعمیرات ماشین.

شیوع

• پارافیلی‌ها نادر هستند و در میان مردان بیش از زنان شیوع دارند (حدود ۲۰ به ۱) . اما دلیل این تفاوت میان زنان و مردان مشخص نیست.

o با اینکه در بسیاری از این اختلالات، رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی دیده می‌شود، در مواردی هم تهاجمی یا آسیب‌رسان به دیگران نیستند.
o در میان این اختلالات، پدوفیلی، نمایشگری، چشم چرانی، دیگرآزاری و مالشگری جرم محسوب می‌شوند. اما داشتن تخیلات یا رفتارهای پارافیلیایی همیشه به معنای مبتلا بودن به بیماری روانی نیست.  این تخیلات یا رفتارها ممکن است در اشکال بسیار خفیفی وجود داشته باشند و باعث اختلال کارکرد فرد و مانع ایجاد روابط سالم فرد با دیگران نشوند و به فرد یا دیگران آسیب نرسانند و به پیگرد قانونی نیانجامند.  ممکن است این تمایلات در حد تخیلات در هنگام فعالیت جنسی باقی بمانند.

علت انحرافات جنسی

• دقیقا معلوم نیست که چه عواملی پارافیلی ایجاد می‌کنند.  برخی کارشناسان ضربه‌های عاطفی در دوران کودکی مانند مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن را مقصر می‌دانند.  برخی دیگر معتقدند این اشیاء یا موقعیت‌ها هنگامی به صورت عامل تحریک جنسی این افراد درمی‌آید که به صورت مکرر و متوالی باعث فعالیت جنسی خوشایندی شده باشند.
o در اغلب موارد افراد مبتلا به پارافیلی در ایجاد رابطه شخصی و جنسی با دیگران مشكل دارند.  بسیاری از پارافیلی‌ها در دوران نوجوانی آغاز می‌شود و تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند.
شدت و بروز تخیلات مربوط به پارافیلی در هر فردی متفاوت است و ممکن است با افزایش سن کاهش یابد.

• انحرافات جنسی را می توان از جهتی به سرکوبی شدید و غیرعادی میل جنسی دانست.  بیماران مبتلا به انحرافات جنسی از ابزار تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند
و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد.  بدین جهت میل جنسی آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود.

عوامل روانی بوجود آورنده انحرافات جنسی:

• مهمترین عوامل روانی عبارتند از :

o محرومیت از روابط جنسی طبیعی، تحت شرایط محروم کننده شدید که در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسی طبیعی ندارند، انحرافات جنسی افزایش می یابد.

o انزوای کودکی، کودکانی که در دوران طفولیت و کودکی مدت طولانی از دیگران جدا بوده اند، در روند تکامل روانی- جنسی خود اختلال پیدا کرده اند.  انحرافات مربوط به انزوای کودکی شامل بچه بازی و همجنس گرایی و زنا می باشد که در واقع جبرانی است برای محرومیت های عاطفی دوران کودکی.

o وقایع خاص که سبب یادگیری انحرافات در کودکی و نوجوانی می شود.

همجنس گرایی: اغلب هنگامی شروع می شود که در دوران کودکی به فرد تجاوز شود و یا فرد بدآموزیهایی داشته باشد.

شی ء پرستی (جایگزین کردن شی ء بجای دستگاه جنسی طرف مقابل): ممکن است به علت شرطی شدن هیجان جنسی با شیء در دوران کودکی یا نوجوانی به وقوع بپیوندد. مثلا در یک زمان یک شی ء را ببیند و توام با آن خاطره ای که باعث تحریک می شود، بعد از آن با دیدن آن شی ء خاص باعث تحریک او می شود.

ضربه زدن به نشیمنگاه کودک دردی توام با لذت در او ایجاد می کند و در نتیجه در بعضی از کودکان ممکن است سبب بیماری مازوخیسم یا خودآزاری گردد.

o اضطراب اخته شدن، ممکن است عورت نمایی و تماشگری جنسی برای تسکین این اضطراب باشد.

o تثبیت یا بازگشت به دوران کودکی،  جهالت در امور جنسی،  همانند سازی جنسی، : این بدلیل حل نشدن بحران ادیپی اتفاق می افتد و ترانس سکسوالیسم و مبدل پوشی در واقع نشاندهنده همانندسازی با والد جنس مخالف هستند تا والد همجنس، مثلا مردی که لباس زنانه میپوشد در واقع با مادر خود همانندسازی میکند.

 

بازداری کلی شخصیت،  ترس از مسئولیت و ترس از جنس مخالف .

• ترس از جنس مخالف، استمناء، شی پرستی جنسی و همجنس گرایی ممکن است به دلیل ترسی باشد که فرد در دوران کودکی، در رابطه با مسائل جنسی و در رابطه با جنس مخالف بخصوص با مادر و محارم پیدا می کند. طبق این نظریه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود که از آن کمتر می ترسد و بیشتر با آن آشناست رابطه می گیرد.

• نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو. این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود.

• ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد. عواملی که سبب عدم موفقیت می شوند:

۱- نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است، نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.

۲- فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن به او فشار می آورد : مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدیداً با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.

۳- فقدان الگوی صحیح مرد یا زن در خانواده : معمولا این الگو شامل پدر و مادر می باشد، که آن ها همانند سازی جنسی کودک را شکل می دهند. اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود.

۴- یکی از علل انحرافات جنسی جهالت و عدم دانش صحیح در رابطه با مسائل جنسی است، تعداد زیادی از منحرفین جنسی از کسانی بودند که فهم روشن و درستی ازمسائل جنسی نداشته و نیز در دوران کودکی از فهمیدن موضوعات به سختی بازداری، ترسانده و منع می شدند.

۵- ترس را از عوامل دیگر انحراف جنسی می توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئولیت است، کسانی که شخصیت آن ها برای قبول مسئولیت ها و مسائل مربوط به آن رشد کافی نکرده است.

• بطور کلی علت همه اختلالات و انحرافات جنسی در صورتی که مشکل جسمانی و پزشکی خاصی وجود نداشته باشد، بر میگردد به عوامل روانی و تجربیات تلخ و یا شیرین گذشته فرد.
یکی از عوامل مهم اختلالات و حتی انحرافات جنسی عامل افسردگی است . این اظهار نظر با توجه به تجربیات بالینی بسیار زیادی است که تا کنون با افراد مختلفی از این دسته بدست آمده است.  افسردگی یک پریشانی روانی است که می تواند هم در رفتار و افکار و احساسات فرد آشکار باشد و یا می تواند بصورت پنهان وجود داشته باشد . (مثلا چرا یک فردی که کاملا سرحال و با نشاط است ناگهان میبینیم یکروز بعد خود کشی کرده).

o بنابراین بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری و ذهنی در ذهن عامه مردم و حتی شاید بسیاری از متخصصین علوم رفتاری و روانشناسی که آنرا افسردگی نمی دانند اما در واقع علامتی از افسردگی باشد که فرد آن را دارا می باشد. برای مثال فردی که دچار افسردگی است این افسردگی حالات بی حوصلگی، بی حالی، لذت نبردن از زندگی و … و همچنین بی میلی و یا مشکلات جنسی -که فرد آنرا افسردگی نمیداند- را بهمراه دارد.

o دومین عامل اختلالات و انحرافات جنسی بر می گردد به تجربیات دوران گذشته.تجربیات دوران گذشته در سرنوشت فرد بسیار اثر گذار است. چند مثال برای تفهیم مطلب. پسر بچه چهار ساله ای که در کف اتاق دراز کشیده ناگهان پاهای خواهر خود و ناخن های لاک زده او را می بیند و برایش جذاب و زیبا بنظر می رسد و آن را می بوسد و یا لیس می زند. این پسر بچه چهار ساله در سن سی سالگی با مشکل فتیشیزم و یا پا پرستی که برایش مشکلات زیادی در ارتباط با جنس مخالف فراهم نموده برای درمان مراجعه می کند که علایمی از افسردگی را نیز بهمراه داشت.

مردی با همسر خود دچار اختلافات خانوادگی و نزاع می شود. پس از مدتی مجددا با هم آشتی می کنند. اما پس از آن بطور کلی تمایل جنسی خود را به همسرش از دست می دهد.
جالب اینکه پس از مدتی با خانمی آشنا میشود و با او ازدواج می کند بدون هیچگونه مشکلی. اما پس از مدتی مجددا بعد از یک مشاجره و نزاع توان جنسی خود را از دست می دهد.

درمان

• درمان انحرافات جنسی دشوار و با مشکلات قابل ملاحظه ای همراه است.

• مواردی از انحرافات جنسی که با پیش آگهی بد همراه هستند:
o شروع زودرس
o دفعات بالای اعمال انحرافی
o نداشتن احساس گناه یا شرم از رفتار خود
o مصرف مواد

• مواردی از انحرافات جنسی که با پیش آگهی خوب همراه هستند:

o هوش طبیعی
o وجود فقط یک نوع انحراف جنسی
o عدم مصرف مواد
o فقدان خصوصیات شخصیت ضداجتماعی غیرجنسی
o وجود دلبستگی موفقیت آمیز در بزرگسالی

درمان باید زیر نظر روانپزشک و تیمی متشکل از روانشناس و مددکار اجتماعی صورت گیرد و درمان خودسرانه مجاز نیست

• پنج نوع مداخله روانپزشکی برای درمان افراد مبتلا به انحرافات جنسی به کار گرفته میشود:

۱- کنترل خارجی
o مطلع کردن ناظرین، همتایان و یا سایر اعضای بالغ خانواده وتوصیه به آنها برای محدود کردن یا از بین موقعیت های انحرافی
o گزارش به مقامات قضایی و زندانی کردن ( معمولا با مولفه درمانی همراه نیست)

۲- کاهش سایق های جنسی

o استفاده از داروها

۳- درمان اختلالات همزمان مثل افسردگی و اضطراب و روانپریشی و غیره

۴- درمان شناختی رفتاری به منظور از بین بردن الگوهای آموخته شده انحرافات جنسی و تعدیل رفتارها به شکل قابل قبول از نظر اجتماعی

• این مداخلات عبارتند از:
o آموزش مهارتهای اجتماعی
o آموزش جنسی
o بازسازی شناختی برای مواجهه و تخریب ایحاد دلیل تراشی هایی که برای تایید قربانی کردن و آزار دیگران به کار میروند
o ایجاد همدلی با قربانیان
o فنون آرام سازی
o حساسیت زدایی

۵- روان درمانی بینش گرا برای درک دینامیک خود و حوادث موجد انحراف جنسی نظیر طرد شدن واقعی یا خیالی

۶- درمان جراحی مثل اختگی – درمان موثر- و جراحی مغز برای برداشتن قسمتی از هیپوتالاموس که مسوول تولید هورمون جنسی است – تاثیر ناچیز-

• اغلب موارد پارافیلی با مشاوره و روان‌درمانی درمان می‌شود تا به فرد کمک شود رفتارهایش را تغییر دهد.
• داروها ممکن است به کاهش احساس اجباری که فرد مبتلا پارافیلی برای انجام آن رفتارها تجربه می‌کند، کمک کنند و میزان تخیلات و رفتارهای انحرافی را کاهش دهند.
o در افرادی که بروزهای مکرر رفتارهای خطرناک یا نابهنجار جنسی را تجربه می‌کنند، ممکن است درمان هورمونی تجویز شود.
o بسیاری از این داروها باعث کاهش میل جنسی فرد می‌شوند. درمان پارافیلی وقتی بیشترین تاثیر را دارد که به صورت درازمدت انجام شود. عدم تمایل به پذیرش درمان ممکن است مانع موفقیت آن شود.  ضروری است که افرادی که پارافیلی‌های آنها ماهیتی مجرمانه دارد، پیش از آسیب‌ر‌ساندن به دیگران و ایجاد مشکلات قانونی برای خودشان به افراد متخصص مراجعه كنند.

تاریخچه تحقیقات :

نخستین تحقیق عمده در مورد رفتار جنسی توسط آلفرت آلفرد کینزی Alfred Kinsey در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکا صورت گرفت. در این تحقیق کینزی و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوی بسیاری از سازمانهای مذهبی روبرو گردیدند. ولی وی همچنان بر مطالعات خود پافشاری نمود.
عمل وی در روزنامه ها و کنگره های مختلف به عنوان کاری غیراخلاقی محکوم گشت. وی سرانجام توانست تاریخچه زندگی جنسی ۱۸۰۰۰ نفر را که نمونه نسبتاً گویایی از جمعیت سفیدپوستان آمریکا بود به دست آورد. نتایج مطالعات کینزی برای اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زیرا تفاوت زیادی را میان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسی رایج در آن زمان و رفتار جنسی واقعی آشکار ساخت.

در واقع زمانی که مرحله آزادسازی روابط جنسی در دهه ۱۹۲۰ آغاز گردید و بسیاری از جوانان خود را از قوانین سخت اخلاقی که بر نسلهای پیشین حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همین دلیل رفتار جنسی تا حد زیادی تغییر کرد . اما مسائل مربوط به تمایلات به گونه ای که اکنون معمول گردیده است علنا مورد بحث قرار نمی گرفت و افرادی که در فعالیتهای جنسی که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده می شدند شرکت داشتند، آنها را پنهان می کردند بی آنکه کاملا آگاه باشند دیگران تا چه اندازه به اعمال مشابهی مشغول هستند.

اما در واقع می شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ۱۹۶۰ نگرش های اعلام شده را با واقعیتهای رفتار جنسی نزدیکتر کرد. تحقیقات کنزی آخرین تحقیق گسترده در این زمینه است.
اما آنگونه که پیداست و تحقیقات پراکنده دیگر نشان می دهند بیشتر جوامع غربی و بعضاً شرقی دیر یا زود به نقطه ای خواهند رسید که سوئد در اوائل دهه ۱۹۷۰ به آن رسید. هنگامی که حدود ۹۵ درصد مردان و زنان در آن کشور دارای تجربه آمیزش جنسی قبل از ازدواج بوده اند.

ادامه: انواع انحراف جنسی

منابع:
1. گروه سلامت سیمرغ
2. parsiteb.com
3. tanzimekhanevadeh.com
4. wikipedia.org
5. iranpsy.ir
6. drshamshiri.com