تمایل جنسی

کژکاری و اختلال های جنسی

لایه 3 :تمایل جنسی

• در ۱۵ سال اول زندگی، افراد تمایلات جنسی خود را اکتساب میکنند، و این موضوعات و موقعیتها برای باقی عمر آنها از نظر جنسی میماند.

• اغلب مردان با بدن زنان و بیشتر زنان با بدن مردان برانگیخته میشوند. اما موضوعات دیگری نظیر گفتگوی وسوسه انگیز یا نگه داشتن فردی در آغوش یا دیدن فردی عریان یا موضوعات دیگر نیز میتوانند منابع انگیختگی میل جنسی باشند. حال وقتی تمایل جنسی آنچنان آشفته باشد که به توانایی روابط جنسی محبت آمیز بین دو انسان آسیب میرساند، آن را نابهنجاری جنسی مینامند. paraphilia  .

• نابهنجاری جنسی مجموعه ای از موضوعات و موقعیتهای غیر عادی را در برمیگیرند که برای برخی افراد از نظر جنسی برانگیزنده هستند. لباس زیر و کفشهای زنانه و وارد آوردن و پذیرفتن درد و دزدانه نگاه کردن از جمله رایجترین نابهنجاریهای جنسی هستند. مدفوع انسان، جسد، دست و پای قطع شده، و قتل شهوانی از جمله موضوعات غیر عادی تر نابهنجاری جنسی هستند.

• نابهنجاری جنسی به سه دسته تقسیم میشوند .
برخی خیالپردازیهای جنسی در افرادی که به نابهنجاری جنسی نیز مبتلا نیستند میتوانند برانگیزنده باشند. مثلا شورت زنانه. تماشاگری جنسی و زدن به پشت. اما زمانیکه این گونه موارد برای انگیختگی جنسی ضروری میباشند، یا وقتی که شخص آشکارا از اعمال فرد مبتلا به نابهنجاری جنسی ناراحت میشود، یا زمانیکه موضوع جنسی جایگزین ناراحتی جنسی میشود، میتوان ان را نابهنجار دانست.

1- انگیختگی جنسی نسبت به موضوعات غیر انسانی نظیر یادگار پرستی و مبدل پوشی

• یادگار پرستی. رایجترین یادگارها عبارتند از لباس زیر، کفش زنانه، چکمه زنانه ، بافتهایی نظیر لاستیک، خز ابریشم، و مخمل و اجزای بدن زن نظیر پا و مو و گوش و چشم برخی یادگارهای
نادرتر عبارتند از مدفوع انسان ،ادرار انسان ،کثیفی ،حیوانات،و حتی اجساد.

• مبدل پوشی. در این حالت مرد برای رسیدن به تحریک جنسی به کرات لباس زنان را میپوشد و معمولا بصوت پنهان انجام میشود. هرچند که همسر مبدل پوش میتواند در این راز سهیم باشد و با داشتن رابطه جنسی با هنگامی که او لباس زنانه پوشیده است همکاری کند. با توجه به پنهان بودن این مساله شیوع آن را نادر میدانند و در زنان هیچ گزارشی وجود نداشته است. مبدل پوشی اغلب با هم جنس گرایی یا نارضایی جنسی اشتباه گرفته میشود. مبدل پوشان قطعا همجنس گرا نیستند و سه چهارم آنها متاهل و دارای فرزند هستند و نیز مبدل پوش توسط یادگار خود برانگیخته میشود ولی هم جنس گرا آشکارا توسط فرد دیگری تحریک میشود و یک مرد هم جنس گرا ممکن است برای تحریک همجنس خود لباس زنانه بپوشد ولی برخلاف مبدل پوش بخاطر اینکه در لباس زنانه است تحریک نمیشود. افسردگی اضطراب شرم و گناه اغلب در بین مبدل پوشان روی میدهند. در حالیکه برانگیختگی جنسی در مدت پوشیدن لباس زنانه شدید است و رابطه جنسی محبت آمیز اغلب با مبدل پوشی آسیب میبیند.

2- انگیختگی جنسی نسبت به موقعیتهای که رنج و تحقیر را شامل میشوداز جمله آزارگری و آزار طلبی

• معمولا یک آزارگر و یک آزار طلب برای اینکه به آزارگری و آزارطلبی تحریک کننده بپردازند یکدیگر را میجویند و با هم ازدواج میکنند و هر دو اختلال با خیالپردازهای مستمر همراهند که در آنها
شکنجه کتک زدن و تجاوز موضوعات شایعی هستند که تحریک جنسی زیادی تولید میکنند.

• بسیاری از افراد نه سادیست هستند و نه مازوخیست و گاهی درباره رنج و تحقیر خیالپردازی جنسی دارند. درصدی از زنان وقتی که داستانهایی را درباره تجاوز، اسارت، زنجیرها، تازیانه ها، و تنبیه و مجازات میشنوند تحریک جنسی میشوند. اما اینگونه خیالپردازیها در اغلب افراد به سختی برای تحریک جنسی یا ارگاسم ضروری است و این نکته آنها را از فراد سادیست – مازوخیست متمایز میکند. زیرا در افراد سادیست- مازوخیست اعمال آشکاری که شامل تحقیر و رنج هستند برای تولید تحریک جنسی باید واقع شوند. بعضی آزارگری ها جنسی مانند گاز گرفتن نرمه گوش شریک جنسی یا خراشیدن پشت او در آمیزش جنسی که متداولند آزارگری –آزارطلبی به حساب نمی آیند. افراد سادیست مازوخیست اعمالی را انجام میدهند که بیش از درد جرئی ایجاد میکند.

• آزراگری در سطح جسمانی شامل تسلط بر شریک جنسی مانند واداشتن او به سینه خیز رفتن یا حبس کردن او در قفس قید و بند ، بستن چشم ، شلاق زدن و کتک زدن رایجترند و سوزاندن ، شوک برقی ، تجاوز جنسی ،بریدن ،خفه کردن ،شکنجه ،قطع عضو و کشتن اعمال آزارگرانه افراطی ترند. در سطح روانی آزارگر ممکن است شریک جنسی خود را تهدید کند به او زورگویی نموده و او را تمسخر و کوچک کند و معمولا شدت اعمال جنسی با گذشت زمان افزایش میابد.

3- انگیختگی جنسی نسبت به شریکان ناراضی از جمله عورت نمایی و تماشاگری جنسی و هرزه درایی تلفنی و تعرض جنسی به کودکان .

• تجاوز جنسی. فجیع ترین مورد رابطه جنسی است که شرکای جنسی ناراضی را در بر میگیرد. اما به دولیل نباید در این بخش به آن بپردازیم زیرا :

1- تجاوز جنسی آشکارا نوعی نابهنجاری جنسی نیست . برای اینکه یک عمل نابهنجاری جنسی محسوب شود باید روش تخلیه جنسی انحصاری یا ترجیحی فرد باشد .
اکثر تجاوزکاران جنسی بیشتر اوقات میتوانند با فعالیتهایی غیر از تجاوز جنسی تحریک شوند و به تخلیه جنسی برسند و در حالیکه سادیست بودن و یادگار پرستی میتوانند تا اندازه ای در
تجاوز جنسی نقش داشته باشند . اما تجاوز زورگویانه معمولا برای تحریک جنسی تجاوز گر ضروری نیست.

2- تجاوز جنسی جرم مهمی است که جامعه باید فرد را مسوول بداند و او را تنبیه کند. اگر ما تجاوز جنسی را به عنوان یک اختلال در طبقه بندیهای نابهنجاریهای جنسی قرار دهیم این عمل میتوانست مورد اغماض قرار گرفته و مسوولیت فردی تجاوز گر را سبکتر کند.
اقدامهای دیگری شبیه قتل عمد و ضرب و شتم و دزدی به خودی خود اختلالهای روانی انگاشته نمیشوند مگر اینکه شواهد دیگری برای نابهنجاری وجود داشته باشد و تجاوز جنسی را نباید به عنوان یک اختلال روانی در نظر گرفت.

• عورت نمایی. نشان دادن اندامهای تناسلی به غریبه ای بی اطلاع در موقعیتهای مکرر به منظور ایجاد انگیختگی جنسی.
این افراد در فاصله ۲ تا ۲۰ متری دور از قربانی واقع میشوند و به ندرت قربانی خود را لمس کرده و بیشتر یک مزاحم است تا خطر. این فرد تیپ خاصی از قربانی ها را دوست دارد و خود را انحصارا به زنان بزرگسال یا صرفا به کودکان نشان میدهد. در صورتیکه یک زن در مقابل مردی بی خبر عریان شود، مرد تماشاگر جنسی و زن دوباره قربانی قلمداد میشودو لذا بنا به زنان در زمینه های دیگر رفتار جنسی هرچقدر هم که بد عمل کنند قانون به نفع آنهاست. لذا عورت نمایی و تماشاگری جنسی عمدتا اختلالهای مردانه و جرمهایی هستند که غالبا مردان را به آنها متهم میکنند.
اغلب افراد عورت نما متاهل هستند. اما درباره اینکه روابط جنسی آنها با همسرشان خوب است یا بد شواهد متناقضی وجود دارد و سن عورت نما بین ۱۴ تا ۴۰ سال است و اقدام آنها در ۲۵
سالگی به اوج خود میرسد. اگر شروع آن بعد از ۴۰ سالگی باشد معمولا با اختلالهای پیری همراه است. عورت نمایی میتواند یک پاسخ تکانشی به استرس زودگذر نظیر تحقیر شدن توسط یک زن باشد یا میتواند وسواسی مدام و کلیشه ای باشد.

• تماشاگری جنسی. افرادی هستند که بارها موقعیتهایی را میجویند که در آنها بتوانند به زن بی اطلاعی که به عریان شدن یا فعالیت جنسی مشغول است نگاه کنند.
تماشاگر جنسی تقریبا هیچگاه برای تماس جنسی به قربانی خود نزدیک نمیشود. تماشاگر جنسی هنگام این اقدامات مخفیانه یا بعدا در خیالپردازی راجع به آن استمنا میکند.
مردان بهنجار برای تحریک شدن نیازی به دیدن غریبه ای بی اطلاع ندارند . برخلاف تماشاگر جنسی که ماهیت غیر مجاز و مخفیانه چشم چرانی اوست که برانگیزنده است.
تقریبا کلیه اطلاعات مربوط به تماشاگران جنسی از مواردی بدست آمده است که دستگیر شده اند این اقدام جرم است و علاوه بر شرمندگی برخی از اوقات از لبه پنجره سقوط میکنند یا به عنوان سارق به آنها تیراندازی میشود.گزارشها حاکی از آنست که از بین نه نفر دستگیر شده بخاطر تماشاگری جنسی یک نفر آنها زن است . پس معمولا تماشاگران جنسی مرد هستند.
بین یک سوم تا نیمی از تماشاگران جنسی متاهل هستند و کیفیت روابط زناشویی آنها فرقی با باقی مردان جامعه ندارد.
سرانجام اینکه درصد تماشاگران جنسی محکوم به هنگام نوجوانی ، به انواع خلافهای جزئی غیر جنسی نیز محکوم شده بودند.

• بچه بازی. مزاحم جنسی کودک فعالیت جنسی خود را با کودکان پیش از بلوغ ترجیح میدهد و رجحان خود را بارها به اجرا در می آورد. جامعه نسبت به این افراد احساس وحشت خاصی دارد و به شدت از دست آنها عصبانی میشود. غیر از شهوت قتل، بچه بازی جرمی است که شدیدترین مجازاتهای نابهنجاری جنسی برای آن تعیین شده است. نزدیک به ۳۰ درصد کلیه محکومیتهای خلافهای جنسی را تعرض جنسی به کودکان تشکیل میدهند. اما این نابهنجاری احتمالا بسیار رایجتر از آنست که عموما تصور میشود.

بین یک چهارم تا یک سوم کلیه بزرگسالان گزارش میدهند که وقتی آنها کودک بودند یک فرد بزرگسال با آنها تماس جنسی داشته است. به این علت بر واژه گزارش بجای واقعیت تاکید میکنیم زیرا خاطرات تعرض جنسی در کودکی میتواند خیالبافی شده و بعدا واقعیت انگاشته شود. احتمالا به دو دلیل جامعه بچه بازان را به دوزخ ویژه ای میفرستد. اولا ما کودک را بصورت فرد بالغی که به فعالیت جنسی رضا میدهد نمیشناسیم و معتقدیم او توانایی رضایت دادن به این امر را ندارد و به همین خاطر تصور میکنیم آزادی او در اینگونه موقعیتها شدیدا زیر پا گذاشته شده است .

ثانیا اعتقاد رایج اما اثبات نشده ای به نقش پذیری جنسی وجود دارد . نگرش کودک نسبت به میل جنسی آتی ممکن است با این تماسهای جنسی اولیه تحریف شود. خشونت جسمانی احتمالا در بیش از ۳ درصد کلیه موارد تعرض جنسی به کودک روی نمیدهد و فقط در ۱۵ درصد کلیه موارد تهدید یا اعمال زور واقع میشود. عمل تحریک آمیز و مشارکت فعال قربانی شاید تقریبا در ۱۰ درصد موارد روی دهد. دختران احتمالا دو برابر پسران مورد تعرض جنسی قرار میگیرند. بچه بازان عموما دختران بین ۸ تا ۱۰ سال را ترجیح میدهند و آنهایی که به پسر علاقه مندند معمولا کودکان اندکی بزرگتر را ترجیح میدهند. بچه باز عموما فقط کودک را لخت کرده و به او نگاه میکند یا خود را عریان نشان کودک داده و در مقابل کودک استمنا میکند یا به آرامی کودک را لمس یا نوازش میکند یا پیشتر رفته و …  و گاهی اوقات به زور متوسل میشود.

عموما بعد از اینکه کودک مورد تعرض جنسی قرار میگیرد از نظر هیجانی متاثر شده و میترسد و واکنش شدید والدین و بزرگسالان به این واقعه میتواند ضربه وارده به کودک را بزرگتر کند.
کودکانیکه در موارد دادگاهی طولانی درگیر میشوند ده برابر بیشتر از کودکانیکه مواردشان به سرعت حل میشود پریشان میمانند. بیشتر اقدامات بچه بازان محکوم برخلاف تصور جامعه از بچه باز که یک غریبه کثیف که در سیاهی کمین کرده است بین کودک و یک آشنای خانوادگی یا همسایه یا خویشاوند روی میدهد. این اقدامات معمولا در خانه کودک یا در مدت ملاقات اختیاری کودک از خانه بچه باز روی میدهد. این رابطه معمولا چندان صمیمی یا طولانی نیست و وقتی که کودک اعتراض میکند یا به والدینش خبر میدهد به پایان میرسد.

برخی بچه بازان برای ساکت نگه داشتن کودک او را تهدید میکنند. بچه بازان دیگر از راه ازدواج با زنی که کودک جذابی دارد به کودکان دست میابند. کودکان را با بچه بازان دیگر رد و بدل میکنند و به ندرت کودکان را میربایند. درحالیکه برخی بچه بازان محکوم عقب مانده ذهنی یا اسکیزوفرنیک هستند ولی اکثریت آنان چنین نیستند. بچه بازان محکوم معمولا از خلافکاران جنسی دیگر مسن ترند و میانگین سنی آنها ۳۷سال است. اکثر افرادی که محکوم شده اند متاهل هستند.

خلافکاران مسن تر به دنبال کودکان کوچکتر با دامنه سنی ۸ تا ۱۰ سالند در حالیکه خلافکاران جوانتر در جستجوی پیش نوجوانان ۱۰ تا۱۲ ساله اند. بچه بازان اغلب به تعارضهای پرهیزکاری مذهبی در برابر تمایلات جنسی گرفتارند و احساس میکنند محکوم به شکست هستند. آنها اغلب فاقد مهارتهای اجتماعی معمولی یک فرد بزرگسال هستند و اعتماد به نفس ندارند و در ارتباط با افراد بزرگسال معذب بوده و با کودکان احساس راحتی بیشتری میکنند.  این اختلال مزمن است و بوِیژه در افرادی که جذب پسر ها میشوند مزمن تر است. در افرادی که به بچه بازی عادت کرده اند فراوانی رفتار نابهنجاری جنسی اغلب در اثر استرس روانی اجتماعی دچار تغییر میشود.

لایه ۳ در مقابل لایه ۱ و ۲

زمانیکه هویت و جهت گیری عمدتا توسط زیست شناسی تعیین میشوند، تمایلات جنسی به مقدار زیاد توسط محرکهای محیطی پیرامون آنها گسترش می یابند و برخلاف دگر جنس گرایی یا همجنس گرایی انحصاری مطمئنا در رحم ایجاد نمیگردند بلکه شروع تمایلات جنسی ما از اواخر دوره کودکی است. یعنی زمانیکه اولین هورمونهای بلوغ جنسی ساختارهای مغزی غیر فعال را که در رحم بنیاد نهاده شده اند برانگیخته میکنند و کودک با موضوعات جنسی بالقوه مواجه میشود در اثر تکرار استمناء و خیالپردازی این موضوعات که بصورت زیستی آماده شده اند، هدفهای زندگی قدرتمند و نه کاملا تغییر پذیر میشوند.