افسردگى مزمن

افسردگى مزمن
افسرده خویی

Dysthymia

(Persistent depressive disorder)

افسردگى مزمن يك افسردگى نسبتاً خفيف ولي طولاني است.

اين نوع افسردگی متداول بوده و مدت زمان ابتلا به آن در شرایط مختلف، از دو سال به بالاست.

در صورتی که فرد کمی افسرده باشد، با علائمی همچون ناراحتی، کج خلقی، خشم و خستگی برای هفته ها و يا سال ها درگیر است.

این دست از افسردگی ها بر روی کیفیت زندگی  تاثیر بسیاری گذاشته و روند طبیعی آن را مختل می کنند.

از علائم اصلی آن – مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل – بی خوابی و یا خواب بیش از حد- کج خلقی- از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلا به آنها علاقه مند بوده – نا امیدی – فکر کردن مداوم راجع به اینکه اتفاق بدی در راه است – فکر کردن راجع به مرگ و توهم و هذیان گویی می باشد.

افسرده ‌خویی نوعی اختلال خلقی مزمن است و در ردهٔ افسردگی قرار می‌گیرد. این نوع افسردگی مزمن، شدت کم ‌تری نسبت به اختلال افسردگی اساسی دارد.

افسرده ‌خویی یک بیماری‌ مزمن و طولانی‌ مدت است و برخی از علائم آن با اختلال افسردگی اساسی مشترک اند.

این علائم به جدیت افسردگی اساسی نیستند، اگرچه شدت‌شان دارای نوسان است.

جهت تشخیص، بیمار بالغ باید دارای ۲ یا تعداد بیش‌ تری از علائم زیر در مدت حداقل دو سال بوده باشد:

1. احساس ناامیدی
2. کم‌خوابی یا پرخوابی
3. ضعف تمرکز و دشواری تصمیم ‌گیری
4. اشتهای کم یا پرخوری
5. انرژی کم یا خستگی مفرط
6. اعتماد به نفس پایین
7. میل جنسی کم
8. زود رنجی

معیار تشخیص:

بیماران افسرده‌خو اغلب پیش از تشخیص، سال‌ها از آن رنج برده‌اند. معیارهای تشخیص به شرح زیر اند:

 

1. در بیش‌تر طول اغلب روزها در حداقل دو سال، بیمار بالغ دارای خلق افسرده است یا برای اطرافیان افسرده به نظر می‌رسد. (این دوره برای کودکان و نوجوانان یک سال است.)

2. بیمار در زمان افسردگی دارای حداقل دو مورد از حالات زیر است:
a) کاهش یا افزایش اشتها
b) بی‌ خوابی یا پرخوابی
c) خستگی مفرط یا انرژی کم
d) کاهش اعتماد به نفس
e) ضعف تمرکز و دشواری تصمیم ‌گیری
f) احساس ناامیدی و بدبینی

3. در طول این دو سال علائم فوق هرگز بیش از دوماه متوالی بیمار را ترک نمی‌کنند.

4. در طول دو سال ابتدایی این سندرم، بیمار دچار اختلال افسردگی اساسی نشده باشد.

5. بیمار هرگز نشانه های شیدایی، نیمه‌ شیدایی یا مختلط نداشته است.

6. بیمار هرگز دچار اختلال ادواری خویی (سایکلوتایمیا) نبوده است.

7. افسردگی بیمار تنها بخشی از یک روان‌ پریشی مزمن نیست. (مثل روان‌ گسیختگی)

8. علائم اغلب اثر مستقیم بیماری‌ های جسمی یا مواد (شامل داروها و سوء مصرف مواد) نیستند.

9. علائم ممکن است باعث مشکلات یا ناراحتی ‌های قابل توجهی در حوزه‌های اجتماعی، کاری، تحصیلی و یا سایر حوزه‌های عمده ی زندگی فرد شوند.