اختلالات عصبی-رشدی

اختلالات عصبی-رشدی

مباحث مطرح شده در این بخش:

I. ناتوانی های عقلانی

I.1. اختلال عقلانی رشدی

2.I. تاخیر کلی رشد

 3.I. ناتوانی عقلانی نامشخص(اختلال عقلانی رشدی)

4.I. اختلالات ارتباط

5.I. اختلال زبان

6.I. اختلالات صدای گفتار

7.I. اختلال فصاحت با شروع کودکی(لکنت زبان)

8.I. اختلال ارتباط اجتماعی(عملی)

9.I. اختلال ارتباط نامشخص

II. اختلال طیف اوتیسم

III. اختلال کم توجه/بیش فعالی

1.III. اختلال کاستی توجه/بیش فعالی مشخص دیگر

2.III. اختلال کاستی توجه / بیش فعالی نامشخص

3.III. اختلال یادگیری خاص

4.III. اختلالات حرکتی

5.III. اختلال حرکت قالبی

IV. اختلالت تیک

1.IV. اختلال توره

2.IV. اختلال تیک حرکتی یا آوایی مداوم(مزمن)

3.IV.اختلال تیک موقتی

4.IV. اختلال تیک مشخص دیگر

5.IV. اختلال تیک نامشخص

V. اختلالات عصبی-رشدی دیگر

1.V. اختلال عصبی-رشدی مشخص دیگر

2.V. اختلال عصبی- رشدی نامشخص

 

اختلالات عصبی-رشدی مجموعه ای از بیماری ها هستند که در دوره رشد شروع می شوند.

این اختلالات معمولاً در اوایل رشد آشکار می شوند، اغلب قبل از اینکه کودک وارد دبستان شود، و با نقایص رشدی مشخص می شوند که اختلالاتی را در عملکرد شخصی، اجتماعی، تحصیلی، یا شغلی ایجاد می کنند.

دامنه این نقایص رشدی از محدودیت های خیلی اختصاصی یادگیری یا کنترل کارکردهای اجرایی تا اختلالات کلی در مهارت های اجتماعی یا هوش، تفاوت دارد.

اختلالات عصبی-رشدی غالباً با هم روی می دهند؛ برای مثال، افراد مبتلا به اختلال اوتیسم اغلب ناتوانی عقلانی (اختلال رشد عقلانی) دارند، و خیلی از کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه/بیش فعالی (ADHD) اختلال یادگیری خاص نیز دارند.

در مورد برخی اختلالات، معرفی بالینی، نشانه های اضافی و همین طور نقایص و کمبودها در رسیدن به نقاط عطف مورد انتظار را شامل می شوند. برای مثال، اختلال طیف اوتیسم فقط در صورتی تشخیص داده می شود که کمبودهای مشخص ارتباط اجتماعی، با رفتارهای تکراری مفرط، تمایلات محدود، و اصرار بر یکنواختی همراه باشند.

ناتوانی عقلانی (اختلال عقلانی رشدی) با کمبودهایی در توانایی های عقلانی کلی، مانند استدلال، حل مسئله، برنامه ریزی، تفکر انتزاعی، قضاوت، یادگیری تحصیلی، و یادگیری از تجربه مشخص می شود.

این کمبودها به اختلالاتی در عملکرد انطباقی منجر می شوند، طوری که فرد نمی تواند معیارهای استقلال شخصی و مسئولیت اجتماعی را در یک یا چند جنبه از زندگی روزانه، از جمله ارتباط، مشارکت اجتماعی، عملکرد تحصیلی یا شغلی، و استقلال شخصی در خانه یا در موقعیت های اجتماعی، برآورده کند.

تأخیر رشدی کلی، همان گونه که از نام آن بر می آید، در صورتی تشخیص داده می شود که فرد نتواند نقاط عطف رشدی مورد انتظار را در چند زمینه عملکرد عقلانی برآورده کند. این تشخیص در مورد افرادی به کار برده می شود که نمی توانند تحت ارزیابی منظم عملکرد عقلانی قرار گیرند، از جمله کودکانی که برای شرکت کردن در آزمودن استاندارد شده، خیلی خردسال هستند. ناتوانی عقلانی ممکن است در اثر صدمه اکتسابی در طول دوره رشد ناشی از، مثلاً، جراحت شدید سر، ایجاد شده باشد که در این صورت، اختلال عصبی-شناختی نیز ممکن است تشخیص داده شود.

اختلالات مرتبط، اختلال زبان، اختلال صدای گفتار، اختلال ارتباط اجتماعی (عملی)، و اختلال فصاحت با شروع کودکی (لکنت زبان) را شامل می شوند. سه اختلال اول به ترتیب، با کمبودهایی در رشد و استفاده از زبان، گفتار، و ارتباط اجتماعی مشخص می شوند. اختلال فصاحت با شروع کودکی، به وسیله بی نظمی هایی در فصاحت طبیعی و تولید حرکتی گفتار، از جمله صداها یا هجاهای مکرر، طولانی کردن اصوات بی صدا یا صدادار، کلمات بریده بریده، وقفه، یا تولید کلمات با تنش جسمانی بیش از حد مشخص می شود. اختلال های ارتباط مانند اختلالات عصبی-رشدی دیگر، در اوایل زندگی شروع می شوند و ممکن است اختلال کارکردی دایمی ایجاد کنند.

اختلال طیف اوتیسم با کمبودهایی مداوم در ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی و موقعیت های متعدد، از جمله کمبودهایی در عمل متقابل اجتماعی، رفتارهای ارتباطی غیرکلامی که برای تعامل اجتماعی به کار برده می شوند، و مهارت هایی در زمینه برقرار کردن، حفظ کردن، و درک کردن روابط مشخص می شود. تشخیص اختلال طیف اوتیسم، علاوه بر کمبودهای ارتباط اجتماعی، به وجود الگوهای رفتار، تمایلات، یا فعالیت های محدود و تکراری نیاز دارد. چون نشانه ها در اثر رشد تغییر می کنند و امکان دارد مکانیزم های جبرانی آنها را بپوشانند، ملاک های تشخیصی می توانند براساس اطلاعات پیشینه ای برآورده شوند، هر چند که جلوه بالینی کنونی باید اختلال قابل ملاحظه ای را ایجاد کند.

در محدوده تشخیص اختلال طیف اوتیسم، ویژگی های بالینی خاص از طریق به کارگیری شاخص ها مورد توجه قرار می گیرند (همراه با یا بدون اختلال عقلانی؛ همراه با یا بدون اختلال زبان ساختاری؛ همراه با بیماری جسمانی شناخته شده/ژنتیکی یا محیطی/اکتسابی؛ همراه با اختلال عصبی-رشدی، روانی، یا رفتاری دیگر)، و همین طور شاخص هایی که نشانه های اوتیسم را توصیف می کنند (سن در اولین نگرانی؛ همراه با یا بدون فقدان مهارت های تثبیت شده؛ شدت). این شاخص ها به متخصصان بالینی امکان می دهند تا به تشخیص، حالت ویژه داده و توصیف بالینی غنی تری را از افراد مبتلا، انتقال دهند. برای مثال، خیلی از افرادی که قبلاً مبتلا به اختلال آسپرگر تشخیص داده شده اند، اکنون مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بدون اختلال زبان یا عقلانی، تشخیص داده می شوند.

ADHD اختلال عصبی-رشدی است که با سطوح بی توجهی، بی نظمی، و /یا بیش فعالی-تکانشگری توصیف می شود. بی توجهی و بی نظمی، ناتوانی در متمرکز ماندن بر تکلیف، گوش نکردن به نظر رسیدن، و گم کردن لوازم را، به میزان که با سطح سن یا رشد ناسازگار است، ایجاب می کند. بیش فعالی-تکانشگری، فعالیت بیش از حد، آرام نگرفتن، ناتوانی در نشسته ماندن، ایجاد مزاحمت برای فعالیت های دیگران، و ناتوانی در منتظرماندن را ایجاب می کند-نشانه هایی که نسبت به سن یا سطح رشد، بیش از حد هستند. در کودکی، ADHD غالباً با اختلالاتی که اغلب«اختلالات بیرونی کردن» محسوب شده اند، مانند اختلال لجبازی و نافرکانی و اختلال سلوک، همپوشی دارند. ADHD تا بزرگسالی ادامه می یابد، طوری که به اختلالات عملکرد اجتماعی، تحصیلی و شغلی منجر می شود.

اختلالات حرکتی عصبی-رشدی، اختلال هماهنگی مربوط به رشد، اختلال حرکتی قالبی، و اختلالات تیک را شامل می شوند. اختلال هماهنگی مربوط به رشد با کمبودهایی در فراگیری و اجرای مهارت های حرکتی هماهنگ مشخص می شود و با ناشی گری و کندی یا بی دقتی عملکرد مهارت های حرکتی آشکار می شود که فرد رفتارهای حرکتی تکراری، ظاهراً برانگیخته، و به ظاهر بی هدف، نظیر دست تکان دادن، پس و پیش کردن بدن، تکان دادن سر، گازگرفتن خود، و خودزنی داشته باشد. این حرکات، فعالیت های اجتماعی، تحصیلی یا فعالیت های دیگر را مختل می کنند. اگر این رفتارها موجب صدمه رساندن به خود شوند، باید به عنوان بخشی از شرح تشخیصی، مشخص شوند.

اختلالات تیک با وجود تیک های حرکتی یا آوایی مشخص می شوند که جنبش های حرکتی یا آواگری های ناگهانی، اختلال تیک خاصی را که تشخیص داده می شود، مشخص می کند: اختلال توره، اختلال تیک حرکتی یا آوایی مداوم (مزمن)، اختلال تیک مشخص دیگر، و اختلال تیک نامشخص. اختلال توره در صورتی تشخیص داده می شود که فرد تیک های حرکتی و آوایی متعدد داشته باشد که حداقل به مدت ۱ سال وجود داشته و روند نشانه افت و خیز داشته باشند.

اختلال یادگیری خاص، همان گونه که از نام آن بر می آید، در صورتی تشخیص داده می شود که فرد کمبودهای خاصی در توانایی درک کردن یا پردازش اطلاعات به طور شایسته و درست، داشته باشد. این اختلال عصبی-رشدی اولین بار در طول سال های تحصیلات رسمی آشکار می شود و با مشکلات مداوم و مختل کننده در زمینه یادگیری مهارت های تحصیلی فردی که به این اختلال مبتلاست، زیر سطح متوسط متناسب با سن است، یا سطح عملکرد قابل قبول فقط با تلاش فوق العاده حاصل می شود. اختلال یادگیری خاص می تواند در افرادی که از لحاظ عقلانی سرآمد تشخیص داده شده اند روی دهد و فقط زمانی آشکار شود که ضروریات یادگیری یا روش های ارزیابی(مثل آزمون های زمان بندی شده) موانعی را ایجاد کنند که آنها نتوانند با هوش ذاتی و راهبردهای جبرانی خود برآنها چیره شوند. اختلال یادگیری خاص، بسته به مهارت ها، از جمله عملکرد شغلی، می تواند در همه افراد، اختلالات دایمی در فعالیت ها ایجاد کند.

استفاده از شاخص ها برای تشحیص های اختلال عصبی-رشدی، توصیف بالینی روند بالینی فرد نشانه شناسی کنونی را پرمایه می کند. علاوه بر شاخص هایی که جلوه بالینی را توصیف می کنند، نظیر سن شروع یا ارزیابی های شدت، اختلالات عصبی-رشدی می توانند شاخص«مرتبط با بیماری جسمانی یا ژنتیکی یا عوامل محیطی شناخته شده» را در برداشته باشند. این شاخص، به متخصان بالینی امکان می دهد تا عواملی را ثابت کنند که ممکن است در سبب شناسی اختلال نقش داشته باشند، و همین طور عواملی که ممکن است بر روند بالینی تأثیر داشته باشند. نمونه های آن عبارتند از اختلالات ژنتیکی، مانند نشانگان X شکننده، اسکلروز توبروس و نشانگان رت؛ بیماری های جسمانی نظیر صرع؛ و عوامل محیطی، شامل وزن بسیار به هنگام تولد و قرار داشتن در معرض الکل جنینی(حتی در غیاب داغ یا برچسب نشانگان الکل جنینی).

Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11

Pages ( 1 of 11 ): 1 2 ... 11بعدی »