اختلال مرزی

اختلال مرزی مرضی

Borderline Personality Disorder -BPD

Unstable person-fa

بیماران مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی  در مرز بین روان نژندی و روانپریشی قرار دارند.

مشخصهٔ آن‌ها ناپایداری حالت عاطفی، خلق، رفتار، روابط ابژه‌ای، و خودانگارهٔ آن‌هاست.

این اختلال را به نام‌های شیزوفرنی موقت، شخصیت‌انگاری (as-if personality )، اسکیزوفرنی شبه‌نوروتیک ، و اختلال منش سایکوتیک  نیز خوانده‌اند.

اختلال شخصیت دارای بی‌ثباتی هیجانی نیز نامیده شده است.

اختلال مرزی یک بیماری جدی روانی با حالات ناپایدار در رفتار و روابط است.

افراد مبتلا به اختلال مرزی حالات و دوره های روان پریشی کوتاهی دارند.

بسیاری از افراد با اختلال مرزی از علایم زیر رنج می برند:

• مشکل تنظیم احساسات و افکار

• رفتار تکانشی و بی پروا

• روابط متشنج با دیگر افراد.

افراد مبتلا به این اختلال، مشکلات دیگری مانند: افسردگی، اختلالات اضطرابی، سوء مصرف مواد ، اختلال در غذا خوردن،صدمه به خود،و خودکشی هم دارند.

اختلال مرزی معمولاً در طول نوجوانی یا اوایل بلوغ آغاز می شود.برخی مطالعات نشان می دهد که علائم اولیه بیماری ممکن است در دوران کودکی هم رخ دهد.

• علائم و نشانه ها

• فرد دارای اختلال مرزی باید حداقل پنج از علامت از هشت علایم زیر را نشان دهد:

• واکنش های افراطی از جمله ترس، افسردگی، خشم، و یا از کوره در رفتن در مواجهه با احساس واقعی یا غیر واقعی رها و طرد شدن.

• روابط شدید و طوفانی با خانواده، دوستان، و عزیزان و نزدیکان. تبدیل عشق شدید (آرمانی) به تنفر شدید و خشم.

• تحریف و ناپایداری در خود تصویری و احسات خود، که می تواند به تغییرات ناگهانی در احساسات، نظرات، ارزش ها، و یا برنامه ها و اهداف منجر شود.

• رفتارهای تکانشی و اغلب خطرناک، مانند ولخرجی، روابط جنسی، سوء مصرف مواد، رانندگی بی پروا، و پرخوری.

• رفتارهای و یا تهدید به خودکشی و یا به خود آسیب رساندن در محدوده های زمانی معین به مدت چند ساعت تا چند روز، و بریدن از دیگران.

• احساسات مزمن پوچی و یا خستگی.

• نامناسب، خشم شدید یا مشکلات کنترل خشم.

• داشتن افکار اوهامی مربوط به استرس و یا علائم شدید تجزیه ای، بی خود شدن، مشاهده خود از خارج از بدن، یا از دست دادن تماس با واقعیت.

ظاهرا برخی وقایع تشدید کننده میباشند.

برای مثال، افراد مبتلا به اختلال مرزی ممکن است از جدایی های کوتاه از جمله سفر، و یا تغییرات ناگهانی برنامه احساس خشم و اضطراب کنند ولی در چهره شان نشان نمیدهند.

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی تقریباً همیشه به نظر می‌رسد که در بحران به سر می‌برند.

چرخش‌های سریع خلق در این‌ها شایع است:

یک لحظه ممکن است نزاع‌طلب باشند، لحظهٔ بعد افسرده و لحظه‌ای دیگر شاکی از این که هیچ احساسی ندارند.

اینگونه بیماران ممکن است حملات روانپریشی با عمر کوتاه داشته باشند که اصطلاحاً حملات میکروسایکوتیک خوانده می‌شود، اما حملات شدید و تمام‌عیار روانپریشی در این‌ها دیده نمی‌شود؛ در واقع علایم روانپریشی که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی پیدا می‌کنند، تقریباً همیشه محدود، گذرا، و مشکوک است.

رفتار این گونه بیماران بسیار غیر قابل پیش بینی است و از همین رو آن‌ها تقریباً هیچ وقت به آن مقدار کارآیی که در توانشان هست، دست نمی‌یابند.

دردناک بودن ذاتی زندگی آن‌ها در خودزنی‌های مکرر آن‌ها مشهود است.

این گونه بیماران برای جلب کمک دیگران، ابراز خشم، یا برای کرخت کردن خود در برابر حالت عاطفی فلج کننده‌ای که دارند، ممکن است رگ دست خود را بزنند یا به اشکال دیگری خودزنی کنند.

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی چون احساس وابستگی و خصومت را همزمان دارند، روابط بین فردیشان آشفته و به هم ریخته است.

ممکن است به کسی که احساس نزدیکی با او می‌کنند، وابسته شوند، و از طرف دیگر نسبت به دوستان صمیمی خود هم اگر احساس سرخوردگی پیدا کنند، خشمی بسیار زیاد ابراز می‌کنند.

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی نمی‌توانند تنهایی را تحمل کنند و برای تشفی خود حتیٰ به نحوی دیوانه‌وار به جستجوی ایجاد رابطه بر می‌آیند، ولو این رابطه برای خودشان ارضاءکننده نباشد.

آن‌ها برای رفع تنهایی خود حتیٰ اگر دیری هم نپاییده باشد، با غریبه‌ها دوست می‌شوند یا به بی‌بندوباری می‌افتند.

آن‌ها اغلب از احساس مزمن پوچی و بی‌حوصلگی و فقدان احساس هویتی یکدست (ابهام در هویت) شاکی‌اند، و وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند، از این شکایت می‌کنند که أکثر اوقات علیٰ‌رغم ابراز شدید حالات عاطفی دیگر بسیار افسرده‌اند.

بیماران دچار اختلال شخصیت، سازوکاری دفاعی به نام همانندسازی فرافکنانه را به کار می‌برند. در این سازوکار دفاعی بدوی، فرد جنبه‌های غیر قابل تحمل خود را به فردی دیگر فرافکنی (project) می‌کند. و به این ترتیب او را وادار به ایفای نقش می‌کند که به او فرافکنی شده است،

در نتیجه هر دو به شکلی واحد عمل می‌کنند.

درمانگر باید از این روند به خوبی آگاه باشد تا بتواند با این گونه بیماران رفتاری خنثیٰ در پیش بگیرد.

اکثر درمانگران بر این باورند که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی در آزمون های ساختارمندی مثل مقیاس هوشی وکسلر برای بزرگسالان (WAIS) قدرت استدلال متعارفی از خود نشان می دهند و تنها در آزمون های ساختار نیافته فرافکنانه ای مثل آزمون رورشاخ است که اختلالات مربوط به روند (پردازش) فکر در آنها قابل رویت می شود.

کارکرد بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز به گونه‌ای است که روابط آن‌ها مختل می‌شود، چون همهٔ افراد را یا خوب مطلق می‌پندارند یا بد مطلق.

یعنی افراد به نظر آن‌ها یا حامی آن‌هایند و لذا باید به آن‌ها دل بست، یا منفور و آزارگرند (سادیست) و احساس امنیت آن‌ها را مختل می‌کنند، چون همین که ببینند بیمار به آن‌ها وابسته شده، او را ترک می‌کنند و از این رو تهدیدی برای او محسوب می‌شوند.

در نتیجهِ این دونیم‌سازی است که بیمار، افراد خوب را آرمانی می‌بیند و افراد بد را به کلی فاقد ارزش.

به همین دلیل است که این بیماران هر زمان از فرد یا گروه متفاوتی حمایت می‌کنند.

برخی از بالینگران مشخصه‌های اصلی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را با این مفاهیم ذکر می‌کنند:

هراس عام (pan-phobia؛ همه‌چیزهراسی)،

اضطراب عام (pan-anxiety؛ از همه‌چیز مضطرب شدن)،

دودلی عام (pan-ambivalence؛ در همه‌کار دو دل بودن)،

و رفتار جنسی آشوبناک (chaotic sexuality).