درمان اسکیزوئید

درمان اسکیزوئید

Schizoid treatment

Schizoid-2

1. مقدمه

• اختلال شخصیت اسکیزوئید دارای علائم منفی شبیه به اسکیزوفرنی است.
o فقدان لذت، anhedonia
o فقدان عاطفه، blunted affect
o فقدان انرژی.

کسانی که به دنبال درمان اند، باید هر دو گزینه دارو درمانی و روان درمانی را پیگیری کنند.

 

2. دارو درمانی

در ابتدا، دوزهای پایین آنتی سایکوتیک های آتیپیک، atypical antipsychotics مانند :
o ریسپریدون risperidone
o الانزاپین olanzapine
برای کاهش اجتناب اجتماعی social deficits و کمبود عاطفه blunted affect استفاده می شد.

بررسی های اخیر نشان داده است که آنتی سایکوتیک های آتیپیک برای درمان اختلالات شخصیتی اسکیزوئید بی اثر بوده اند. در مقابل،داروی آمفتامین جایگزین substituted amphetamine، و ولبوترین (بوپروپیون)( Wellbutrin (bupropion هنوز هم برای درمان فقدان لذت استفاده می شود.

• داروهای لاموتریژین، Lamotrigine و SSRI ها، TCAS، MAOI ها و هیدروکسی Hydroxyzine ممکن است به اضطراب اجتماعی social anxiety موجود در افراد مبتلا به اسکیزوئید کمک کند.
هرچند ، اضطراب اجتماعی، مشکل اصلی افراد اسکیزوئید نیست.

روان درمانی حمایتی، Supportive psychotherapy نیز، هم در حالت بستری و هم درمان سرپایی توسط یک متخصص آموزش دیده، که در زمینه هایی از قبیل:
o مهارت های مقابله، coping skills
o بهبود مهارت های اجتماعی، social skills
o تعاملات اجتماعی، social interactions
o ارتباطات communication
o حرمت نفس self-esteem
تخصص دارند استفاده می شود.

• مودافینیل Modafinil هم در درمان برخی از علائم منفی اسکیزوئید، مانند: جدا شدن detachment و سردی و کناره گیری aloofness موثر است.

Schizoid-5

3. مساله بی تفاوتی

• افراد اسکیزوئید تمایلی به تفاوت ها ندارند و بیشتر بی تفاوت برخورد میکنند.
o بی تفاوتی هایی که باعث ناتوانی انتخاب میگردند،
o بی تفاوتی هایی که باعث فقدان نشانه ها و علایق زیست محیطی میگردند، environmental cues
o بی تفاوتی هایی که عملکرد و تجربه آنها را محدود می کند.

درک آنها از رویدادهای متنوع، تنها باعث افزایش ترس از صمیمیت میگردد. آنها روابط میان فردی خود را محدود می کنند. interpersonal relationships
o سردی و کناره گیری آنها، باعث از دست دادن فرصت هایی برای اصلاح مهارت های اجتماعی شان میگردد. social skills
o سردی و کناره گیری آنها، باعث عدم پیگیری و تعقیب مؤثر موارد میگردد.
o سردی و کناره گیری آنها، باعث روابط محدود میگردد.

4. گروه های اجتماعی

• شرکت در گروه های اجتماعی ممکن است به اسکیزوئید کمک کند. Socialization groups
استراتژی های آموزشی Educational strategies که در آن افرادی که اسکیزوئید دارند، احساسات مثبت و منفی خود را شناسایی میکنند، نیز موثر است.  چنین شناسایی احساسات، به آنها کمک می کند تا موارد احساسی خود را دریابند. تفاوت ها و اشتراکات بین احساسات خود و دیگران را بفهمند.  با احساسات افراد دیگر ارتباط برقرار کنند.
این کارها می تواند به اسکیزوئیدی ها کمک کند تا با جهان خارج همدلی empathy کنند.

5. درمان کوتاه مدت

• سازش نزدیکتر . closer compromise
مفهوم “سازش نزدیک” بدان معنی است که بیمار اسکیزوئید تشویق به تجربه حالت های میانه بین افراط در نزدیکی عاطفی، و تفریط در خود تبعیدی و اجتناب دائمی گردد.
 عدم تزریق واقعیت های بین فردی و رابطه ای،باعث فقر تصویر و برداشت فرد اسکیزوئید از خود می گردد.
o برداشت فرد اسکیزوئید از خود به طور فزاینده ای خالی و تبخیر و پوچ می شود،  تا جایی که فرد به احساس غیر واقعی بودن خودش می رسد.

برای ایجاد یک تعامل سازگار،  برای غنی سازی خود،
برای ارتباط با دیگران، برای ایجاد یک احساس واقعی بودن ،
فرد باید تشویق شود تا ریسک های بیشتری را بپذیرد:
ریسک مبادلات بیشتر،  ریسک ارتباطات بیشتر، ریسک به اشتراک گذاری ایده ها،
ریسک به اشتراک گذاری احساسات، و ریسک به اشتراک گذاری اقدامات.

 

سازش نزدیکتر یعنی:
قرار نیست که فرد بر آسیب پذیری اضطرابش غلبه کند و فايق آید،
بلکه خود را با اضطراب موجود بیشتر انطباق دهد، اضطراب خود را اصلاح کند و اضطراب خود را اداره کند..
فرد باید باور کند که اضطراب اجتناب ناپذیر است، اما باید باور کند که اضطراب قابل کنترل است،
فرد باید باور کند که هیچ گونه توهم آسیب پذیری و اضطراب دائم وجود ندارد.
عامل محدود کننده نقطه ایست که خطرات ناشی از صمیمیت، او را از پا بیاندازد،
و فرد دوباره مجبور به عقب نشینی شود.

 

کلاین ( Gary Klein (born 1944 نشان داد که :
o بیماران باید مسئولیت ریسک و در معرض خطر خود را بپذیرند،  در درمان و در زندگی شخصی خود، ابتکار عمل به خرج دهند،راه حل پیشنهاد دهند.
o درمانگر باید تاکید کند که او دارد از نظرات بیمار برداشت میکند. تاکید کند که او در حال خواندن ذهن بیمار نیست. تاکید کند که تحمیلی در دستور کار نیست. تاکید کند که به سادگی در حال بیان یک موقعیت است.  تاکید کند که کارش یک فرمت و روند درمانی ثابت است. درمانگر باید توجه بیمار را به این نکته جلب کند که: کار اصلی بیمار در خارج از محدوده اتاق روان درمانی، و در دنیای واقعی است.

Schizoid-4
6. درمان دراز مدت

عبور از میان working through

• کلاین Klein نشان داد که “عبور از میان” دومین قدم طولانی مدت در کار روان درمانی بیماران اسکیزوئید است.
• اهداف “عبور از میان” اساساً تغییر روش های قدیمی خود است، o تغییر احساس، o تغییر تفکر، o مقاوم شدن و خلاصی در برابر آسیب پذیری، آسیب پذیری نسبت به احساسات و افکار قدیمی خود.

o یک روش درمانی جدید بنام «یادآوری احساسی» remembering with feeling
فرد باید با احساسات خود، ظهور و وجود خود کاذبش را در دوران کودکیش به یاد بیاورد، باید شرایط و ممنوعیت هایی که بر آزادی او تحمیل شده بود، را به یاد بیاورد، باید اینگونه احساست از تجارب گذشته خودش را با حضور و شرکت دیگران، و نه موجودی تنها، به یاد بیاورد. باید چند نظر هم در باره دیگرانِ حاضر در آن یادآوری، بدهد،  نباید مواضع فردیت و جدا تافتهِ اسکیزوئیدی نسبت به تاریخ داشته باشد.

اگر هدف درمان کوتاه مدت، “سازش نزدیک”، کمک به درک اینکه چه کسی به نظر می رسند،

و چگونه میتوانند متفاوت عمل می کنند، باشد،

هدف درمان بلند مدت، “یادآوری احساسی”، کمک به درک اینکه

چه کسی واقعا هستند، و چگونه انسانی هستند، میباشد.

 

• هدف از این کار،این نیست که بیمار بطور ناگهانی یک راز پنهان را کشف کند،  یک زندگی کامل تشکیل دهد و با استعدادها و خلاقایت های داخل خود زندگیش را بازسازی کند. این کار یک فرآیند آهسته و آرامی است. فرآیندی است که فرد باید خود را از سلول های «افسردگی ناشی از طرد شدگی»، رها و آزاد سازد. باید بدنبال کشف یک پتانسیلی باشد که آن نوع خاص افسردگی را پاک کند.

کار بر روی «افسردگیِ ناشی از طرد شدگی» یک فرایند پیچیده و طولانی است.
این کار می تواند یک تجربه فوق العاده دردناک باشد.
درد ناشی از شرایطی که او باید به یاد بیاورد و آنها را احساس کند.

برای این کارِ دردناک، باید عزاداری و سوگواری کند.
عزاداری برای از دست دادنِ توهماتی که فرد از حمایتِ کافی برخوردار بوده است!
عزاداری برای یافتن خودِ واقعی، نه خودِ خیالی!
عزاداری و سوگواری برای از دست دادنِ یک هویت، یک هویت از خودِ کاذب،
خودِ کاذبی که فرد آنرا ساخته و با او همیشه زندگی و مذاکره کرده است.

از بین بردن خودِ کاذب، تنها راهی است که بیمار بتواند با دیگران تعامل کند و شناخته شود.

از بین بردن خودِ کاذب، تنها راه نجات از اختلالِ اسکیزوئید است.