انواع افراد خودمحور

انواع افراد خودمحور

 

o       افراد خودمحور از نوعی دیکتاتوری ذهنی رنج می برند .

o       خودمحوری از عواملی است که هم دارای ریشه ذاتی، سایکولوژیک و هم ریشه در الگوهای اجتماعی دارد.

اگر چه جامعه ایران رفتار سینوسی را از خود نشان داده، اما به نظر می رسد این روند رو به بهبود است و مردم به مفهوم بهتری از دموکراسی و مشارکت رسیده اند.

 

o       زندگی خود محوری مقوله ای چندگانه است و به چند گروه تقسیم می شود:

 

                 1.            گروهی از این افراد بدبین Pessimistic  هستند. به همین دلیل به دیگران اعتماد نمی کنند. حتی در کارهای بزرگ هم مشورت را قبول نمی کنند و فقط به خودشان اعتماد دارند. به خاطر همین گاهی می بینیم مدیر اداره ای همه کارهای خود را خودش انجام می دهد و به فرد دیگری اعتماد ندارد و فکر می کند بین دزدان زندگی می کند.

این نوعی از خود محوری است که از بدبینی نشات می گیرد و عوارض بسیار بدی دارد و ممکن است دچار سندرم سوختگی حرفه ای شوند. این افراد خیلی عصبی، خسته و پرخاش گرند، زندگی زناشویی خوبی ندارند، و حالات افسردگی به شدت در این افراد می تواند رشد کند.

 

               2.            گروهی از این افراد خودمحور از نوعی «دیکتاتوری ذهنی» رنج می برند. دیدگاه دوم در مورد افراد خودمحور، افرادی است که نگاه مشارکتی به انسان ندارند، یعنی بدون اینکه بدبین باشند، از نوعی «دیکتاتوری ذهنی» رنج می برند، و به دموکراسی و تفکر جمعی اعتقادی ندارند. این افراد به این معتقد نیستند که دیگران کار خود را بلد نیستند، بلکه معتقدند که تفکر جمعی به دلیل تعدد افراد و تضارب افکار کار را پیش نمی برد و البته این با تفکر مشورتی هم خوانی ندارد. بنابراین این گروه اعتقادی به کارهای مشارکتی ندارند.

 

                 3.            گروهی از این افراد خودمحور، خودشیفته هم هستند. گروه سوم افرادی خودشیفته هستند و خود را از همه آدم ها بهتر، سطح خود را نبوغ آمیز و بالا می دانند و کسانی هستند که در درونشان این گونه فکر می کنند که خداوند آنها را از همه قوی تر و باهوش تر آفریده. حتی نمره ۱۰ خودشان را از نمره ۲۰ بقیه بالاتر می دانند و همیشه معتقدند حقشان در زندگی خورده شده و باید به سطوح بالاتری می رسیدند.  این در قسمت هایی از داستان شازده کوچولو دیده می شود فردی که به قدری خودشیفته است که خود را خدا میداند!

o       خودشیفته ، نه خود را دوست دارد، و نه دیگران را.

 

                 4.            افرادی که دچار عقده های فروخفته اند. گروه چهارم افرادی عقده ای هستند و هیچ کدام از خصوصیات گروه های قبلی را ندارند.  اینها افرادی هستند که از دوران کودکی و در خانواده دیده نشده اند. افرادی که کسی به آنها اهمیت نمی داده و عقده این را داشته اند که روزی تلافی خواهند کرد؛ حالا اگر روزی قدرتی به دست این افراد برسد این قدرت در هر زمینه ای بروز می دهد و عقده های دوران کودکی خودشان را بر زیر دستان نشان می دهند. اینها از نظر شخصیتی افراد منفعل مهاجم Passive-Aggressive  هستند و هر جا که مجبور باشند در کنار قدرت سر فرو می آورند و هر جا که بتوانند به زیر دستشان زور وارد می کنند .

این ها دچار اختلال شخصیت سهل انگاری شده اند که نهایتاً دچار خودمحوری می شود.

 

                 5.            عدم آموزش مهارت های لازم و مدیریت رفتار بین فردی و اجتماعی. گروه دیگر افرادی هستند که مهارت مدیریت، مدیریت رفتار بین فردی و اجتماعی را ندارند. کسانی که ارزش مشارکت را درک نکرده اند و افرادی که در جایی قرار گرفته اند که نباید قرار می گرفتند و حالا از ترس اینکه دیگران از ضعف آنها مطلع شوند رفتاری خود محورانه دارند. وقتی کارگری که همیشه مورد تحقیر بوده چنانچه رئیس شود به احتمال زیاد خود محور می شود.

 

                 6.            تربیت خانوادگی و جامعه. گروه آخر معمولاً تحت تربیت خانوادگی و مسایل اجتماعی به این خصلت می رسند. مثلاً وقتی کارگری که همیشه مورد تحقیر بوده اگر رییس شود امکان دارد که خود محور شود.

 

 اما سایر گروه ها نوعی اختلال شخصیتی و یا اختلال روانی دارند برای خیلی از این افراد درمان دارویی موثر است و می تواند از میزان خودمحوری آنها کم کند.

بنابراین باید به سه ویژگی بیولوژیک به معنای ژنتیک، سایکولوژیک که شامل تربیت خانوادگی است ، مانند خانواده های درهم ریخته و معتاد توجه شود و در قسمت سوم مسایل اجتماعی، مدیریت های غلط، کسانی که در جایی گماشته می شوند که زیردستانشان از آنها باسوادترند، ناشایسته سالاری، بی اهمیت بودن افراد تحصیل کرده و … هر کدام اینها در جایی می تواند تاثیرگذار باشد.

خودمحور

Leave a Reply

Your email address will not be published.