دردِ تنهایی و گفتگو

o       دردِ انسانِ قرنِ ٢١، دردِ تنهایی ست

o       گفت و گو: فرایندی است كه در آن فهم متقابل صورت می گیرد.

o       نوشتن اینكه توی فكرت به سرعت نور چیا می گذره و هرلحظه چیزی در اون نقش می بنده،كار آسونی نیست.

        و سخت تر از اون، ربط دادن این افكار به هم دیگه ست، وقتی می خوای با كسی غیرخودت اونها رو درمیون بگذاری

o       اما ما باید تمرین كنیم افكارمون رو به هم انتقال بدیم.

o       بزرگترین اشتباهِ رابطه ای بشر در تاریخ این جمله ها بوده:

i          خودش باید می فهمید،

ii        خودت باید بفهمی،

iii      من بگم كه فایده نداره!

یا از اون بدتر،

iv     من بگم، كیه كه بفهمه؟!

o       چرا!؟

o       به قول دوستی ،بزرگترین كشف و ابداع بشر زبان و خط بوده، چون نیازی نیست تا با دود به هم علامت بدیم!

{نگاه کنید به: زبان و گفتوگوزبانگفتمان }

o       ما باید حرف زدن باهم رو تمرین كنیم،

حرف زدن اون چیزی نیست كه همه ما به اشتباه می پنداریم اون رو بلدیم!

حرف زدن های ما مونولوگ یا تك گویی  Monologue است،

در حالی كه اون چیزی كه ما و روابطمون رو نجات می ده گفتگو یا دیالوگه Dialogue !

o       ابوالحسن خرقانی جمله ای داره كه می گه:

جنگی كردم با خود كه هرگز صلح نكنم، و صلحی كردم با دیگران كه هرگز جنگ نكنم!

و اگر همه ما این جنگ رو با خودمون بكنیم،تاكید می كنم:

همه ما،تك تكمون!

به جایی می رسیم كه هم با خودمون در صلحیم،

 هم با دیگران،

و بودن در این مسیر وظیفه  ماست،

نه یك گزینه برای ما!

o       تو متروی ٧ صبح، توی قطار، بین جمعیت ایستاده بودم و تو گوشم این آهنگ می خوند…

 لارا فابیان Lara Fabian  بود كه فریاد می زد: I close my eyes and I find a way*

o       با خودم فكر كردم آره!

همیشه برای یافتن راهِ درست، احتیاجی نیست که چهار چشمی همه رو بپاییم،

گاهی واسه یافتن مسیر باید چشم هامون رو ببندیم!

ببندیم رو خطاهای عزیزانمون، رو خطاهای خودمون!

باید خیلی توان چشم پوشی كردن های به جامون رو بالا ببریم.

o       ما امروز بیش از هرچیزی نیاز داریم دوست بداریم و دوست داشته بشیم!

         و این محبت بین آدم ها تنها از طریق شناخت حاصل می شه

         و شناخت از طریق گفتگوهای شفاف و رسا!

o       درد انسان امروز، آب از تهِ چاه درآوردن و یخ تو حوض شكوندن و با اسب و الاغ سفر كردن و مرگ بر اثر هزاران بیماری ناشناخته نیست!

o       درد انسان امروز ناشناخته موندن دنیای درونش، حتی برای نزدیك ترین كسان زندگیشه!

o       درد انسان قرن ٢١، تنهایی ست!

o       باید برای التیام این درد از یادگیری گفتگو شروع كرد

نگارنده: هدی

تلگرام # پسته های سربسته

*I don’t know where to find you
I don’t know how to reach you
I hear your voice in the wind
I feel you under my skin
Within my heart and my soul
I wait for you
Adagio

All of these nights without you
All of my dreams surround you
I see and I touch your face
I fall into your embrace
When the time is right I know
You’ll be in my arms
Adagio

I close my eyes and I find a way
No need for me to pray
I’ve walked so far
I’ve fought so hard
Nothing more to explain
I know all that remains
Is a piano that plays

If you know where to find me
If you know how to reach me
Before this light fades away
Before I run out of faith
Be the only man to say
That you’ll hear my heart
That you’ll give your life
Forever you’ll stay

Don’t let this light fade away
Don’t let me run out of faith
Be the only man to say
That you believe, make me believe
You won’t let go

Leave a Reply

Your email address will not be published.