دو قلب لازم است

زنده بودن کافی نیست، زندگی باید کرد، و برای زندگی کردن دو قلب لازم است.

گزیده ای از احمد شاملو

دو قلب لازم است

برایِ  زیستن  دو قلب لازم است، قلبی که دوست بدارد ، قلبی که  دوستش  بدارند، قلبی که هدیه کند،

قلبی که بپذیرد، قلبی که  بگوید،  قلبی که جواب بگوید. قلبی برای من ،

قلبی برای انسانی که من میخواهم،  تا انسان را  در  کنارِ خود حس کنم.

دریاهایِ چشمِ تو خشکیدنی است، من چشمه یی زاینده میخواهم،

پستان هایت ستاره هایِ کوچک است، آن سویِ ستاره من انسانی میخواهم.

انسانی  که مرا  برگزیند، انسانی که من او را  برگزینم، انسانی  که به  دستهایِ من نگاه  کند، انسانی که  به دستهایش  نگاه  کنم،

انسانی در  کنارِ من،  تا  به دستهایِ انسان نگاه کنیم،انسانی در کنارم،آینه یی در کنارم، تا در اوبخندم ، تا در او بگریم.

من  امیدم  را  در  یأس  یافتم، مهتابم را  در شب، عشقم را  در سالِ بد یافتم و هنگامی كه داشتم خاكستر میشدم،  گُر  گِرفتم !

زندگی  با من كینه داشت، من به زندگی لبخند زدم ،  خاك با من دشمن بود ، من بر  خاك  خُفتم.

من در ظلمتم،     بدان  خاطر  که کسی  به عشقِ  من  نسوخت،    من تنهایم،      چراکه هرگزکسی من را  به جانبِ خود نخواند.

عشق‌های معصوم،    بی ‌کار و  بی انگیزه‌اند،     امیدِ درودی نیست،     امیدِ نوازشی نیست

مرهمِ  زخم هایِ کهنه ام،       کنجِ  لبانِ  توست !   …..   بوسه نمی خواهم،     چیزی   بگو

شعر

Leave a Reply

Your email address will not be published.