انتخاب همسر

انتخاب همسر

۲۱ ملاک انتخاب همسر در دنیای امروز:

1. برابری

دنبال ازدواج نابرابر نروید که دورانش به سر آمده.
• نهاد خانواده از نظر جامعه شناسی ازدواج و خانواده یک نهاد یا Institution است.

• واقعیت مساله این است که در حالی که ازدواج نهاد بوده، روابط داخلی بر اساس سازمان Organization بوده و مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری فرماندهی و فرمانبرداری بوده. مساله بالا و پایین بوده.  به همین جهت است که ما در طول تاریخ در حالی که به یک اعتبار، نهاد خانواده داشتیم،  از یک نظر سازمان خانواده داشتیم، و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجودداشته.  کاملا طبقه بندی شده بوده، بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها.

• به همین دلیل است که ما در دنیای امروز دنبال ازدواج برابر هستیم.  معنی ازدواج برابر این هست که نسبتاً همه چیزتون باید با هم برابر باشد.  از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی، بیشتر از پنج یا هفتسال فاصله را اصلاً توصیه نمیکنم تا حتی زیباییتون.

• بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا، وقتی که خودتون زشتید مثل بنده.  اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه میگویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است. به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند. شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید.  در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت دراین مورد نروید.
ازدواج ازدواج برابر است امروز دو تا بال برابر یک پرنده است یا دو تا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند.

• دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا درمی آیید.  یعنی اینجا اصلا جایش نیست.  تمام شده دورانش.  سیستم بر اساس نابرابری کار نمی کند. مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد گرفتاریست.  یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد.  در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض میکردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند.  فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگه تمام شده، قسمت بوده و همین.  اما متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته میشود حتی اگرکاملا مصرف شده باشد.

• حتی من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید، همین است.
• یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی میدانند که هست.
• آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست. بنابراین آنقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم.  بعدا چه خاکی میخواهید تو سرتون بکنید.

2. تناسب

• به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید. در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید.
در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند. یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند.
• یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید.  یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد.  ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند.  به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید.  در زمینه های مختلف و از جنبه های مختلف.

3. زیبایی و ظاهر.

• مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید، هم فیزیکی و ظاهری و هم جنسی مجذوبش هستید.  Physically and Sexually you are attracted to
اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود. راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی میشود، تا حدی.  اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمیشود.  بنابراین فریب یک چنین بازی ای را نخورید.  زشتی از نظر شماست . اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید و کشش ندارید زور بیخودی نزنید. دعا نخوانید، مواد استفاده نکنید. انشالله بعدا میشه.  نه. اوضاع در این موارد معمولا بدتر میشه که بهتر نمیشه.  بنابراین مطمئن باشید که در ظاهر این آدم را می پذیرید.

4. خانواده ها

• درست است که شما دونفر ازدواج می کنید. اما هم ریشه در خانواده دارید، هم بسیاریتون ساقه و شاخه و برگ در خانواده دارید.  نگاه کنید که ترکیب خانواده ها به هم بخورد.
برخی از خانواده ها به هم نمی خورند. با وجودیکه میتوانند ایرانی باشند و با وجودیکه می توانند دربسیاری از زمینه ها مانند هم باشند.  مهم این است که این دو خانواده در یک اصولی شباهت هایی با هم دارند.

5. لایه و طبقه اجتماعی یاSocial Status .

• آن پایگاه اجتماعی است که معمولا به ثروت شما، مقام شما، و به درآمد شما، و ترکیب آنها، مرتبط است. این مساله مهم است.
مطالعات نشان می دهد که یکی از چهار عامل طلاق، مساله لایه و طبقه اجتماعی است که قرار است در آن دو نفر شبیه و مانند باشند.

6. جهان بینی. Philosophy Outlook

• برخی از اوقات شما با یک کسی بیرون می روید، شما آدم مهربونی هستید، مردم را خوب می دونید. آدم صاف و صادقی هستید. او یک آدمی است که معتقد است دنیا یک دزد بازار است. یک فریب و دروغ بزرگ است. شما کارتان تمام است.
اصلا دنبال این بحث ها نروید که حالا کی میخواد راجع به مسایل فلسفی بحث کنه. نه! مسایل فلسفی آخر کار شما را از پا در می آورد.

• بنابر این بسیار مهم است که جهان بینی شما یکی باشد.  نگاهی که به دنیا می کنید شبیه و مانند باشد.  مردم را، طبیعت را ، ارتباط با آن را، حیوان را، گیاه را، غذا را، به نوعی در دیدگاه فلسفی خودش، در نگاه خودش، و جهان بینی خودش، در آن بینش خودش، مانند شما باشد.  این تفاوتها بعدا میتواند کار دستتان دهد. احساس بدی را برایتان به وجود بیاورند ، با دشمنی و مخالفت.
• مخصوصا بسیاری از ما که زمینه های ایدئولوزیک داریم و قصد من از ایدئولوزیک یک مجموعه از باورهایی است که معمولا از یک سیستمی می آید که در آن پر از تضاد و تناقض و راست و دروغ با هم است. ولی ما همه را میبلعیم برای اینکه چاره ای جز این نداریم. و فرصت انتخاب و تقسیم را نداریم بعدا آنجا گرفتارتان می کند.

7. نظام باورها و اعتقادات.

• این بر میگردد به مسایل مذهبی، و ترکیب این دو ، مساله مذهب و فرهنگ را مطرح می کند.  درست است که آدم ها با مذاهب و فرهنگ های مختلف می توانند ازدواج کنند و بنده هم نمیگویم نمیتوانند، و حرفم این نیست که بد و غلط است. ولی روزی که شما با کسی که خارج از مذهب و فرهنگتون باشد، ازدواج می کنید، خودتان را به زحمت و خطر بسیار انداخته اید. یعنی درست مانند کسی می مانید که به مجرد اینکه سوار اتوموبیل می شوید سرعت اتوموبیل شما هشتاد-صد است. احتمال دارد در برخی مواقع کمتر باشد اما اینکه جریمه بگیرید و تصادف های سنگین بکنید فراوان است.  به همین جهت است که من فکر می کنم در حالی که این مسایل جنبه استثنای خودش را دارد ولی اصولا وقتی که به آمار و ارقام نگاه می کنید و به روابط علت و معلولی نگاه میکنید. که بالاتر از مفهوم آماری است. شما کاملا می توانید ببینید که روزی که آمدید با کسی ازدواج کردید که مذهب و فرهنگش با شما متفاوت است، اشکالات و گرفتاری های بسیار دارید.

مگر اینکه شما نمیخواهید با آن آدم واقعا در بیامیزید. چون که شما می توانید پنج جور ازدواج کنید:
o یکی اینکه فقط ده بیست درصدتون با آن آدم شریک است. یکی چهل درصد یکی شصت درصد یکی هشتاد درصد و یکی صد درصد.  ازدواج سالمی که پایدار می ماند این ازدواج است.
• ولی اگر شما آمدید با کسانی که تفاوتهای زیاد دارید ازدواج کردید، شما در حقیقت قبول کردید که در این زمینه ها چهل درصد ما کاری به کار هم نداریم. و اینجاست که یک خطر جدی در این خلا و فضا وجود دارد که همیشه می تواند به وجود بیاید.  به همین جهت است که توصیه میشود که کاری را که نمی خواهید تمام کنید یا نمی توانید تمام کنید یا نباید تمام کنید، را شروع نکنید.
• بنابراین روزی که شما فرضتان بر این است که تفاوت مذهبی برای من با ویژگی های مذهبیم میتواند مساله بیاورد،یا خانواده من را خوشحال نمی کند، یا درگیری به وجود میآورد، یا حمایت آنها را ندارم ، مخالفتشان را خواهد داشت، وقتی با کسی آشنا می شوید که مذهبش متفاوت است نزدیک نشوید.  چون اگر نزدیک شوید برخی از اوقات دقیقا به خاطر اشکالاتی که با خانواده و فرهنگ یا مذهبتان دارید به سمت آن آدم کشیده می شوید و در آغاز گرچه این ارتباط شما با آن آدم است ولی بعدا چاقوی گرفتار کننده شما با او خواهد بود. مخصوصا درفرهنگ ها و مذاهبی که با هم در حال تضاد هستند و تناقض، یا به عنوان فرهنگ متقابل میشناسیم، یا مذاهبی که با هم در طول تاریخ یا هم اکنون در جنگند.
شما وقتی که تلویزیون را روشن می کنید و اخبار می آید مساله خواهید داشت در حالی که در یک خانه نشسته اید و همدیگر را دوست دارید زیرا حوادث و اتفاقات کاملا می تواند زندگی شما را به هم بزند درحالیکه اصلا موضوع آن طرف دنیا ای بسا به شما ارتباطی پیدا نمی کرد اگر مذهب و فرهنگتون متفاوت نبود. بنابراین مهم است که مواظب این شباهت ها باشیم.

8. هدف ها.

• شما باید مطمئن باشید که با او می خواهید به یک جا بروید. نه تنها وحدت درهدف ها است، بلکه وحدت در راه است.
یعنی شما هر دو می خواهید به یک جا بروید و هر دو احتمالا میخواهید از طریق هواپیما بروید. اگر قرار باشد حتی هدفتان مشترک باشد ولی راهتان جدا باشد سخت می توانید گیر و گرفتار باشید.

9. احتیاجات.

• احتیاجات چه فیزیکی چه روانی و چه اجتماعی. ولی طریقه ارضا آنها مهمتر است.  یعنی شما باید مطمئن باشید که توان این را دارید که نیازهای یکدیگر را به بهترین صورت ممکن برآورده کنید. و همینطور که عرض کردم این عامل بعدا نشان می دهد که در زندگی زناشویی نقش بسیار مهمی دارد.
گرچه در وقت آشنایی و ازدواج اهمیت کمتری دارد. عملا در وقت زندگی زناشویی زن و شوهری که بتوانند نیازهای فیزیکی روانی اجتماعی همدیگر را حل کنند و جوابگو باشند، احتمالا امکان دوام و بقای بیشتری دارند.

10. ارتباط – communication .

• بسیاری از ما اصلا گفتگو بلد نیستیم. مساله ارتباط اصل و اساس رابطه یا Relationship است. یعنی رابطه با مفهوم ارتباط در حقیقت کامل می شود.
بسیاری ازمردم هستند که در این زمینه مشکل دارند.  هم باید مسایل را حل کرد هم باید شما مطمین باشید می توانید با یک آدم ارتباط برقرار کنید. ملاک همیشه این هست که اگر با یک کسی چندین ده جلسه دارید میروید بیرون و از صبح ساعت هشت می توانید بروید بیرون و تا شب ساعت دوازده، همچنان حرف برای گفتن و شنیدن دارید، و و قتی احتمالا به خانه میرسید تلفن را بر میدارید و همچنان با هم حرف می زنید کار ارتباط شما درست است. حتی اگر پرت و پلا می گویید.
ولی اگر شما کسی هستید که مینشینید با هم صحبت کنید که خوب حال تو چطوره؟ تو چطوری؟ خوبی، خوب چه خبر؟ راستی دیدی امروز هم در خاور میانه بمب گذاشتن؟ آره؟ بعد حالا راجع به بمب میگید. تو نظرت راجع به سناتور فلانی چیه؟ خوب خدایا موضوع دیگه چی؟ دیگه مساله الان چه هست؟ حالا نظرت راجع به فرماندار چیه؟  اگر یک همچین بدبخت و بیچاره ای هستید ول کنید قربونتون برم.  اینجا جای شما نیست.  شما دو تا دنبال موضوع برای حرف زدن می گردید.
• بدون ارتباط اوضاع خراب است.  برخی از اوقات هم ارتباط حرصتون را در می آورد.  یعنی آن آدم جوری حرف می زند که شما می خواهید خفه اش کنید. نکنید. ولش کنید بره دنبال کارش. او به درد شما و شما هم به درد او نمی خورید.

Pages: 1 2

Pages ( 1 of 2 ): 1 2بعدی »