دلایل غلط ازدواج

دلایل غلط ازدواج :

1. بیماری روانی.
2. اعتیاد و وابستگی.
3. جدایی.
4. تنهایی.
5. ناتوانی.
6. گمی و گیجی.
7. بچه خواستن.
8. رقابت و حسادت و حقارت.
9. فشار خانواده.
10. فشار اجتماعی.
11. باید و فشار اخلاقی- مذهبی .
12. توهم و توقع.
13. هوس و میل جنسی.
14. تقلید و تلقین.
15. علاقه شدید دیگری.
16. فرار.
17. انتقام.
18. بازی و حقه بازی.
19. بدهکاری.
20. الگو دانستن ازدواج.
21. ماجراجویی.

• اگر دقت کنید بین دلایل درست ازدواج و دلایل غلط ازدواج مشابهت هایی وجود دارد،  مانند بچه دار شدن، انتظار خانواده یا …
باید گفت این دلایل درست زمانی دلیل غلط ازدواج خواهند شد که تنها دلیل باشند ،  یعنی شما ازدواج می کنید چون فقط بچه می خواهید، یا فقط به دنبال رضایت خانواده خود هستید.

==============================================

۲- اعتیاد و وابستگی.
• من و شما از نظر رابطه با دیگران در ۸ کلاس قرار می گیریم.
• مرحله اول در زمان تولد است که همزیستی نام دارد.
• مرحله یک سالگی مرحله چسبندگی است که کودک به یک نفر چسبیده و او را رها نمی کند.
• سوم در سه سالگی اتفاق می افتد که اعتیاد به حضور فرد دیگر داریم.
• در ۵ سالگی وارد مرحله ای می شویم که عادت نام دارد.
• در ۸ سالگی وارد مرحله پنجم می شویم که وابستگی نام دارد. وابستگی به این معناست که من نیازهای فیزیکی، روانی و اجتماعی را از طریق تو و تو هم از طریق من نه به شیوه ای مکمل برطرف می نمایی. همچنین احساس و اندیشه من از احساس و اندیشه تو جدا نیست. از نظر روانی قشر بسیار زیادی از مردم تا این مرحله رشد کرده اند و بیشتر رشد نکرده اند.
• مرحله ششم، در ۸ تا ۱۲ سالگی رخ می دهد که جدایی و رهایی است.
• مرحله هفتم، بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی رخ می دهد که استقلال و آزادی است. یعنی در برآوردن نیازهایم مستقل هستم و به کسی برای برآوردن آن نیاز ندارم و احساس و اندیشه من از
احساس و اندیشه پدر و مادرم جداست.
• مرحله هشتم که تا ۲۲ سالگی اتفاق می افتد، Inter-dependency است که با وجود اینکه فرد مستقل و آزاد است دوست دارد با دیگران باشد.

انسانی می تواند ازدواج کند که در کلاس هفتم و هشتم قرار گیرد.

ولی کلاس هفتم برای ازدواج چندان جالب نیست چرا که فرد در یک روز ازدواج می کند و در یک روز تصمیم می گیرد که این ازدواج را بر هم بزند و شاید فقط بتواند ازدواج موقت انجام دهد و ازدواج دائم درستی نخواهد داشت. اما فرد در کلاس هفتم بحثش، بحث عشق نیست بلکه فقط بحث برآوردن احتیاج و نیازش است که وی را به ازدواج وا می دارد.

متأسفانه بیش از 70% مردم ایران در مرحله وابستگی قرار دارند و بخشی نیز در حالت اعتیاد قرار دارند . درست همانگونه که یک فرد معتاد به مواد مخدر به مواد افیونی نیازمند است این انسان نیز یک لحظه بدون زن یا شوهرش نمی تواند زندگی کند.

جالب آنجاست که فرد دارای اعتیاد به داشتن همسر فقط همسر می خواهد و برایش مهم نیست که او چه خصوصیات اخلاقی دارد یا ندارد به گونه ای که این فرد به محض آنکه برایش مسجل شود که زندگیش به طلاق می انجامد با وجود اصرار و خواهش از همسرش جهت جلوگیری از طلاق با وجودی که هنوز دادگاه رای به طلاق نداده اما از صدور آن مطمئن است به محض ترک آنجا در صورت آنکه شماره تماسی از کسی داشته باشد، با او تماس خواهد گرفت.

این افراد اصلاً نمی توانند بدون تصور نداشتن همسر به زندگی ادامه دهند.

در حالی که انسان سالم پس از شکست در یک رابطه ازدواج حداقل تا ۱۰ هفته نمی تواند به هیچ زن یا مردی جهت ازدواج فکر کند.

۳- مسأله جدایی.
• فرد از خانواده خود جدا شده حال به دلیل مهاجرت یا هر دلیل دیگری فرد تنهاست و همسرش را به عنوان داروی جدایی می خواهد.  جدایی را می توان از طریق ازدواج پایان داد اما راه غلطی است.

۴- مسأله بعدی تنهایی است.
• تنهایی یعنی فرد بی کس است،  فرد خود را بد می داند به همین دلیل خود را تنها می داند  و چنین انسانی دیگران را نیز بد می داند  و در نتیجه رابطه را نیز بد می داند.
حال به تصور رفع تنهایی ازدواج می کنند  و پس از ازدواج خود را تنها تر می بیند.

۵- ناتوانی در ارضای نیازهای فیزیکی و روانی است.

۶-بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی انسان می تواند سر درگم شود.  این سردرگمی در صورت ادامه یافتن در بزرگسالی می تواند منجر به زندگی ناموفق فرد گردد. حتی در مسائل جزئی مانند خرید خودرو یا چیزهای دیگر.

۸- من اگر ازدواج نکنم، بچه نداشته باشم، از بقیه عقب می افتم.

۱۰- در خصوص مسائل جنسی

۱۲- ازدواج را پایان تمام بدبختیها می دانیم.

۱۳- اگر به این فکر می کنید که در رابطه جنسی مرد چیزی را به دست می آورد و زن چیزی را از دست می دهد، حالتان بد است. رابطه جنسی توافقی است که دو انسان با هم انجام می دهند.

۱۶- فرار از خانه ،کنترل، از کشور و فقر برای خانمها

۲۱- جهت رویارویی با یک نفر و جنگ و جدل یا کل انداختن با کسی، به ازدواج فکر می کنند.