چندهمسری

تنوع طلبی و چند همسری

دکتر فرهنگ هلاکویی

• ابتدا اینكه مردان، آن هنگام كه در ارتباط با جنس مخالف قرار می گیرند، بیش از همه با چشم خود تحریك می شوند و برانگیخه می شوند
• در حالی كه در مورد خانم ها اینگونه است كه به مقدار زیادی قرار است كه این روند در مغز اتفاق بیفتد تا فرد را بپذیرد .
• بسیاری طبیعی است بوسیله چشم شما می توانید چیزهای مختلف و متفاوتی را ببینید
• در صورتی كه در مغز پروسه ای باید انجام پذیرد و مدتی بر روی موضوعی كار كند تا آن را بپذیرد .
• اگر در خصوص حیوانات هم نگاه كنید این جنس نر است كه به دنبال جنس ماده است .
• برای اینكه جنس ماده می تواند بعلت فیزیولوژی بدن در رابطه آسیب ببیند و خطر حاملگی در آن وجود دارد .
• در حالی كه مرد می تواند به دفعات رابطه جنسی داشته باشد و بعد هم دنبال كار خود برود .
• در گذشته كه این شناخت نبود، زنان در این رابطه ها می توانستند حامله بشوند و بعد از آن هم با مسایل فراوانی مثل ۹ ماه بارداری
و تولد فرزندی كه ای بسا امكانی برای نگه داشتن آن نداشتند، دچار گرفتاری های فراوانی می شدند .
• موضوع بعدی كه وجود دارد و زمینه بیولوژیك و فیزیولوژیك دارد، این است كه مرد با خارج از خودش در ارتباط است ولی یك زن باید
یك مرد را به درون خودش بپذیرد، و این تفاوت اساسی زیادی دارد .
• برای خانم ها موضوع اصلی و اساسی یا مهمترین آن در رابطه، یك اطمینان و امنیتی است كه باید باشد
• در حالی كه برای مرد چنین چیزی وجود ندارد .
• اگر به تاریخ بازگردیم ما در كودكی رابطه ای نابرابر داشته ایم. و همچنان این نابرابری وجود دارد.
پس همچنان آن كسی كه قویتر است، برنده است .
• تمایلات جنسی در آقایان خیلی بیشتر از خانم ها نیست ولی آزادی عملی كه آقایان دارند، زمینه را برای این كار فراهم می كند .
• حتی در جوامع بدوی كه هنوز فرم و شكل فرهنگی به ماجرا داده نشده بود، زن به دلیل اینكه حامله می شود
و با حاملگی حركت او دچار اشكال می شود و با تولد بچه ای كه نمی تواند از خودش مراقبت كند و یك نفر هم باید از او مراقبت كند ،
زن ناچار در خانه می ماند یا در محلی كه زندگی می كند آن آزادی عمل را نداشت .
• توانایی فیزیكی مرد در گذشته بتدریج توانایی مالی یا مالكیت را بوجود آورد. و حال این مرد است كه توان این را دارد
كه بتواند هزینه ها را بپردازد .
• اینجا بزرگترین نیاز انسانی، كه نیاز اول است، نیاز فیزیكی و مادی است، یعنی ما احتیاج به غذا و آب و هوا داریم
و اگر كسی مالكیت این غذا و آب را داشته باشد، بنابراین مالك ما هم خواهد بود .
• بیش از ۹۵ درصد جوامع جوامع چند زنی بوده است. یعنی مردان به دلیل امكانات مالی كه داشته اند تمایل به زنان بیشتری داشته اند.
و تنها مردان این را نمی خواستند. بلكه زنان هم تمایل داشتند زن مردی بشوند كه زن داشته است. چرا كه وقتی گرسنه هستید
موضوعات دیگر اهمیت خود را از دست می دهد و هیچ می شود و انسان نمی تواند گرسنه بماند. پس بدنبال غذا و آن نانی
كه هست دوان بوده و نتیجتا در طول تاریخ ما ماجرای چند زنی را داشته ایم .
• موضوعی دیگر این است كه آمده اند قوانین و مذهب را به میل خودشان وضع كرده اند .
• شما با جوامعی روبرو هستید كه زن بعنوان یك كالا مطرح می شود
• حتی ماجرای مهریه هنوز خرید یك زن است كه بصورت قانونی در آمده است .
• پرداخت پولی در مقابل انسان و بدن یك انسان و آن هم در جهت ایجاد رابطه و روزی كه ماجرای رابطه ی زن و مرد اینقدر مالی بشود
آن وقت است كه ما با قدیمی ترین شغل دنیا كه روسپری گری است روبرو می شویم .
• ماجرا زمینه طبیعی، فیزیولوژیك و بیولوژیك دارد.
• شرایط فرهنگی و اجتماعی موثر هستند .
• ادیان هم كه در این گونه موارد متخصص این بوده اند كه بر واقعیات تلخ و سخت در اغلب موارد صحه بگذارند
و آن را جنبه تقدس ببخشند و بنابراین ما بجایی رسیده ایم كه اكنون هستیم .
• نه شان انسانی است و نه حرمت انسانی، و این تفاوت هر دو را از پا در آورده است .
• اگر برابری بین زن و مرد برقرار بود ما می توانستیم چند ده برابر از امروز جلوتر باشیم.
• این زنان هستند كه ما آنها را خوار و خفیف كرده ایم و زیر اداره و كنترل گرفته ایم و همچنان می گیریم
• بخاطر آن است كه بدترین مردان را میزایند و می پررورانند .
• گرفتاری جامعه ی بشری این است كه یك واقعیت طبیعی مبتنی بر ظلم و تجاوز و تفاوت را بر آن صحه گذاشته است
• چون قانون طبیعت قانون ظلم است .
• دو سوم حیوانات برای اینكه یك روز زنده باشند باید حیوانات دیگر را بكشند تا زنده بمانند .
• كدام عدالت ؟ طبیعت ظالم ظالم است . می سازد و ویران می كند .
• طبیعت هر چیز كه بوجود می آورد را در اوج خودش نابود می كند .
• به شما همه چیز می دهد و بتدریج همه چیز را از شما می گیرد و شما را نابود می كند .
• حتی من و شما باید گیاهان را نابود كنیم تا ما زنده باشیم و اصلا هم وارد بحث های فلسفی نمی خواهم بشوم .
• طبیعتی است كه برای ادامه یك موجود باید موجود دیگری را از بین ببرد .
• قانونی كه بین زن و مرد وجود دارد قانون ظلم است .
• آیا انسانی كه می تواند عادل و برتر و مهربان باشد، باید بر قوانین ظالمانه طبیعت صحه بگذارد ؟
• آیا باید این تفاوت طبیعی را بدتر و بیشتر بكند ؟
• فقط بخاطر اینكه زور داریم؟ و همه و همه از قدرت سوء استفاده می كنند ؟
• آیا ما باید هنوز همان قواید گذشته را داشته باشیم ؟
• وقتی كه ما بر روی واقعیت سخت و تلخ و ظالمانه طبیعت مجوز فرهنگی و و مذهبی می گذاریم،
آنوقت است كه وقتی ظلم و زور و جور لباس تقدس به تن خود دارد بزرگترین قدرت كوبنده را بوجود می آورد .
• چه می توان كرد وقتی انسان نخواهد واقع بینانه و مسئولانه و مهمتر از آن اخلاقی و انسانی عمل بكند
در را باز می گذارد برای هر تفاوتی و تبعیضی و آن را توجیه می كند، و توضیح می دهد كه اشكال كار همین است .
• غالب اوقات از بد بودن مردان گفته می شود. ولی یادتان باشد اگر امشب در یك شهری ده هزار مرد دنبال كار بد و زشت هستند،
همیشه آن طرف ده هزار تا زن وجود دارد .
• به همین جهت است كه جای دفاع زن و مردی نیست . البته آمار در آمریكا نشان می دهد كه زنان بعد از ازدواج وفادارتر از مردان بوده اند .
• شما نگاه کنید به بسیاری از حیوانات که نسبتا وزن نر و ماده یکسان است. رعایت یک مقدار تک خواهی یا یکه خواهی رو میکنند.
و اجازه رو برای بودن با دیگر حیوانات نوع خودشون به همدیگر نمیدهند. ولی ما انسانها میخواهیم، با صیغه میخواهیم
جنبه حقوقی و انسانی بدهیم.
• فرض بر این است که ازدواج در دنیای امروز بین دو آدم نسبتا دانا و آگاه و مقداری مستقل و آزاد و آزاده در جهت انتخاب همسر است
که اساس اش بر این است که نمی خواهند با هم معامله کنند. بنابراین چون نمی خواهیم معامله کنیم، پس نمی خواهیم جنسی را
هم بیاندازیم و کلکی بزنیم و طرف مقابل را گول بزنیم و خودمان را غیر آنچه که هستیم نشان بدهیم.
• سعی کنید وقتی با کسی که بیرون می روید ۱۰ یا ۲۰ درصد خوبی های خودتان را کم کنید و پنهان کنید، و ۱۰ یا ۲۰ درصد هم بدیهایتان
را بیشتر کنید، تا طرف بداند که با چه کسی طرف هست، و احتمالأ وقتی که حال شما خوب نیست، طرف مقابل متوجه شود
که در آینده با چه کسی در ارتباط خواهد بود.
• ازدواجهایی که در گذشته صورت می گرفته به صورت معامله بوده و مبتنی بر تجارت بوده و سؤال این بوده که دو دو تا چند تا می شده.
طرف مقابل هم جوابش این بوده که اگر می خواهی بخری می شود پنج تا، و اگر می خواهی بفروشی سه تا.
پس اشکال کار در اینجا بود که می خواستند کلک بزنند.
• ولی در ازدواج امروز ما مسئولیم تا ببینیم که عیب و ایرادهای ما چیست تا آنها را برطرف کنیم. و مطمئن باشیم که حالمان برای
ازدواج خوب است و اشکالی ندارد.
• فاجعه در طول تاریخ گذشته این بوده که چون زنان قرار نبوده زن مهمی بشوند، بلکه میبایست زن یک مرد مهمی میشدند ،
در نتیجه سراغ مردان یک طبقه بالاتر از خودشون میرفتند. و به همین دلیل معمولا زنان بالاترین طبقه بدون شوهر و مردان پایین ترین
طبقه بدون زن میماندند. و به همین دلیل عنصر روسپیگری برای ارضای نیازهای این مردان رده پایین پیدا شد.

• وقتی در شروع یک رابطه هستیم، باید صمیمانه و صادقانه حس واحساس و فکرمونو به طرف مقابل بگیم
• بعضی ها فکر میکنند که اگر به طرفشون ابراز تمایل کنند، اون طرف پا پس میکشه و میره، خوب این نظر تا حدودی واقعیت هم داره
و معمولا کسایی که حرمت نفس کمی دارند، به قول وودی آلن ، به عضویت باشگاهی در میان که اونا رو نپذیرفته باشن،
ولی با وجودیکه واقعیته، باز هم نباید به اینصورت عمل کرد؛ یعنی وقتی طرف مشکل حرمت نفس داره و بخاطر ابراز تمایل شما پا پس
میکشه، همون بهتر که بره؛ چون سلامت روانی لازم برای رابطه سالم رو نداره. و حتی اگر رابطه هم بوجود بیاد، بسیار آسیب زننده خواهد
بود، پس همون بهتر که از همون اول خودشو نشون بده که وقت شما هم تلف نشه.
• یا مثلا برخی دیگه ( البته بیشتر خانمها ) باورهای اشتباهی هم دارند نظیر اینکه :
” تا زمانی که دست نیافتنی هستی، تو رو میخوان ،بزار کشف نشده و بصورت یک سر و راز باقی بمونی تا دنبالت بیان”.
خبر بدی که اینجا وجود داره اینه که شما وقتی به طرفتون بیش از یکی دو بار نه بگید و اون آدم همچنان دنبال شما بیاد،
دیگه علت و انگیزه عملش دوست داشتن شما نیست، بلکه اولا علاوه بر اینکه نوعی خشم پنهان در وجودش میشینه،
ثانیا دیگه هدفش شکار کردن شماست و میخواد به نوعی خودش رو به خودش ثابت کنه و به احتمال زیاد انتهای خوبی نخواهد داشت.

• نیروی بدنی یک روزی تقریبا تمام نیروی کار بوده، ولی امروزه سهم نیروی بدنی حتی دو درصد نیرویی که در جوامع مصرف میشه نیست
لذا نمیتوان همچنان قواعد گذشته را بکار برد و هنوز فرضمون بر این باشه که تفاوت ظالمانه طبیعت را بپذیریم
• تا زمانیکه ما حاضر نباشیم پسر و دختر را کنار هم بزرگ کنیم و به اونها پیام اصلی ما این باشه که شما انسانید
و ماجرای جنسیت شما در رابطه جنسی اون هم در ازدواج بعدا پیدا میشه. و شما برای اینکه خودتونو بشناسید احتیاج به آینه ای دارید،
که در بیشتر مواقع جنس مخالف است، لذا شما نیاز دارید همدیگر را بشناسید، که میدانیم با تفکیک وجدائی از یکدیگر امکان شناخت
را ندارید که بخواهید بعدا او را به عنوان همسر انتخاب کنید.
• یک جامعه خوشبخت و سالم و آزاد و آزاده و در حال رشد و تکامل وقتی است که زن و مرد باهم برابر باشند
همانطور که یک پسر ۷ ساله با یک مرد ۷۰ ساله برابر است

• تمایز و تفاوت در زن و مرد هست، ولی تفاوتهایشان مکمل یکدیگر است.
• هیچکدام نسبت به دیگری امتیازی ندارند.
• انسان نباید تفاوتهای مکمل را به تفاوتهای مزاحم و ویرانگر تبدیل کند، و در این مسولیت مردان سهم و نقش بیشتری دارند.
• اگر امتیاز اصلی و اساسی در تحلیل نهایی به مغز و ضمیر و ذهن و حریم اخلاقی و انسانی باشد، تقریبا در همه جوامع زنان
از مردان جلوتر هستند، در حالیکه در طول تاریخ قدرت و زور بدنی در اختیار مردان بوده و اون را تثبیت کردند

• در نهایت وقت آن رسیده که مردان خود را از این زندان و زندانبانی نجات بدهند
چون زندانبان از زندانی زندانی تر است.