دلائل غلط طلاق

چرا طلاق میگیریم ؟

دلائل منجر به طلاق

علل و عوامل اشتباه که برخی بخاطر اون تصمیم به طلاق میگیرند و تقریبا کار رو بدتر میکنند و خودشون رو با گرفتاریهای بسیار همراه میکنند:

1- خشمگین و طلبکار و ناراضی بودن

• برخی از ما اصولا خشمگین و طلبکار و ناراضی هستیم. این موضوع انچنان در ما نشسته که هیچوقت هیچ جا راضی نبودیم حتی اگر بپذیریم شرایط ما بهترین بهترین در حال حاضر است، اونوقت شکایت ما اینست که چرا در گذشته نبوده، و یا چه تضمینی وجود داره که در آینده باشه….
• ریشه اصلی این موضوع در گونه ای از تنفر که ما رو با یک گرفتاری بزرگ خودخواهی و خودمحوری و خودشیفتگی و خودبزرگ بینی و خودمداری و خودمداری همراه میکنه است.
• یعنی ما موجودی خود دوست نیستیم . خودناپسندی عمیق و سنگین در وجود خودمون رو به خودپسندی تبدیل کردیم.  میشه نام این رو برخی اوقات بیماری گذاشت…
• لذا این آدم زندگی زناشویی که تا حدودی با توجه به شرایط اون آدم درست است به دلیل ناراضی بودن همیشگی اش میخواهد به هم بزند.
• برخی اوقات این گرفتاری مثلا در شخصیت هیجانی نمایشی و یا شخصیت ناپایدار یا شخصیت شکاک هم است.

2- نادانی، بیهوشی و بی عقلی

• نادانی که با خودش با بیهوشی و با بی عقلی و با بی علمی آدمها همراه است.
• بیش از نیمی از مردم دنیای امروز عقل ندارند.

3- غیر واقع بین بودن

• ۱- نگاه غیر واقع بینانه داشتن به موضوع ها
• ۲- مسوولیت پذیر نبودن
• ۳- رعایت نکردن اصول اخلاقی
• میدانیم که در تحلیل نهایی ملاک اینکه یک آدم چقدر بیمار یا سالم است این است که چقدر واقعیت رو با ملاکهایی که مشترک همه آدمهاست یا میزان هایی که ما داریم برای تشخیص و تفکیک و اندازه گیری درک میکنه…
• برخی از مردم ارتباط چندانی با واقعیت ندارند و جهان رو در ذهن خودشون میسازند . با احساسات و عواطف خاص خودشون به موضوع ها نگاه میکنن. مثل یک بچه خردسال که پدرشو قویترین مرد روی زمین و مادرشو زیباترین موجود روی زمین میبینه
• موضوع مسولیت علامت دوم سلامت روانی است . باید این مسوولیت به اندازه باشد. نه بیشتر از حد و نه کمتر از حد….
• بسیاری از افراد هستند که مسئله رو از نظر اخلاقی نگاه نمیکنند  و امروز از نظر علمی میدانیم هر زمان که ما روی واقعیت یا اصول اخلاقی پا میذاریم حتما آسیب میبینیم. مثلا میدانیم وقتی دروغ میگیم اقلا ۳۰ جای بدن آسیب میبینه… به همین جهت عده ای معتقدند که ماجرای اخلاق رو میشه از حریم فلسفه و مذهب به علم آورد و درباره اش صحبت کرد…
• لذا وقتی ما در این مثلث رحمت نباشیم خودمونو گرفتار میکنیم.

4- دخالت اطرافیان

• یکی از بزرگترین عوامل جنگ و جدایی و طلاق دخالت اطرافیان است ……
• این دخالت در مواردی مانند این که شما رو به ازدواجی هل میدهند یا از شما میخواهند در ازدواج یا مراسم این کارها رو بکنید.  یا چگونه با خانواده همسرت برخورد کنی  یا توصیه هایی در جهت ارتباط با همسر میکنند  یا اون زمانی که با مسائل روبرو میشوید وارد مسائلتون میشن خودشون رو نشون میدن…
• البته در برخی اوقات میدونیم دخالت بخاطر گشودن دری هست که ما مسوولش هستیم … این دخالت برخی از اوقات به حساب شما موجه است در حالیکه ابدا نیست
• به همین جهت چند نکته را متذکر میشویم :

o شما ابدا حق ندارید که موضوع ها و مسائل زندگی زناشویی تون رو با هیچ کس و هیچ وقت مطرح کنید
o درد و دل هیچ مشکلی رو حل نمیکنه حتی بدتر میکنه
o نظر دیگران در بیش از ۹۰ درصد موارد حتما مفید نیست
o شما حق ندارید با کسی درباره زندگی زناشوئی تون حرف بزنید وقتی که همسرتون راضی نیست و گفتن شما آغاز جنگ است و جدایی
o تنها مورد استثنا، رفتن به مشاوره تخصصی است، وقتی که همسرتون همکاری نمیکنه
o دوست صمیمی که شما ۲۰ سال هست داشتید، حتی ممکن است نا اگاه از جنگ و جدایی شما خوشحال باشه، طوریکه خودش هم خبر نداره.
o لذا این دخالت اطرافیان در حالیکه ظاهرا یا واقعا دوست و خیرخواه شما هستند آگاه و نا آگاه بدترین آسیبها رو به شما میزنند.

5-بحرانهای زندگی

• بسیاری از شما با ازدواج یک کسی میشید که قبلا نبودید…
• برخی از شما وقتی پدر یا مادر میشید معنای دیگری در کار میاد و دگرگون میشید…
• همه خانم ها با حاملگی حتما تغییرات و دگرگونی های مثبت و منفی پیدا میکنند.
• همه خانمها با حاملگی یک دوگانگی و تضادی در زمینه های مختلف زندگی پیدا میکنند
• برخی از خانمها اضطراب و افسردگی و خشم و وسواس رو در خودشون رشد میدهند
• با تولد بچه، وقتی در زندگی همه چیز درسته بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد خانمها گرفتار حالتی میشن که به عنوان غم نوزاد میشناسیم. که یک دو هفته ای طول میکشه و درصدی از خانمها ۴ هفته  بعد از حاملگی گرفتار نوعی از افسردگی میشن که اگه بهش نرسن میتونه تا آخر عمر اونها رو گرفتار کنه …
• لذا اصلا تصور نکنید که این حوادث و اتفاقات چون خوب هستند و مثبت و آرزوی شما بودند، همیشه نتیجه خوشی داره …
• تازه بسیاری از اوقات دخالت اطرافیان و حضورشون و نیازی که شما به اونها دارین یا احساسی که در این زمینه میکنید، میتونه مسائل جدیدی بوجود بیاره و اصولا زن و شوهر در زمانی که بچه ها هستند یا نیستند، و وقتی مراحل رشدشون رو طی میکنند، حتما زن و شوهر رو در مقابل هم قرار میده …
• یادتون باشه که شما بار اول هست که پدر و مادر شدید….
• لذا این دوران ها و بحرانها مسائل جدی است.

• میدانیم بسیاری از مردمی سرشون رو پائین انداختند و پیش رفتند و در برخی زمینه ها هم موفق بودند مثلا دو تا دکتری از بهترین دانشگاه ها هم گرفتند و یا از نظر مالی کاملا میلیونر هستند ولی بحران میانسالی به بسیاری از این آدمها خواهد خورد و همه چیز را به هم خواهد زد و آدمی که هیچ زمینه ای برای افسردگی نداشت، حالا با افسردگی روبرو میشه.
• این بحران میانسالی یک دوره ۶ تا ۹ ماهه داره که با تجدید نظر اصولی در جهت و هدف و معنی و مقصود زندگی برطرف میشه
• در بحران میانسالی، میبینم منی که از این همه سربالایی اومدن خسته شدم و فکر میکنم تا اخر عمر باید سربالایی برم و تلاش کنم، به یکباره متوجه میشم که در مسیر سرازیری قرار
گرفتم که فقط قرار بود مدت کوتاهی به اون وضع ادامه بدهم تا بتونم راحت و آسوده در مسیر آب رودخانه بدون هیچ کوششی در مسیر خودم به حرکت ادامه بدم و به سرمنزلی که اقیانوس هست برسم.
• مساله بحرانهای زندگی سراغ همه ما خواهد امد…
• میدانیم تقریبا بیشتر مردان برای مدت کوتاهی تمایلات جنسی شون رو از دست میدهند  و یا دچار ناتوانی جنسی میشند…
• در حالیکه اگر خودشون و همسرشون اگاه نباشند اینو به چیزهای دیگه ای ربط میدهند  مثل بی علاقگی  یا اینکه فرد دیگری در زندگی همسرش است و  یا خیانتی صورت گرفته و  یا میگه دیگه من براش مهم نیستم …
• در حالیکه هیچکدام از این موضوع ها نیست و همسر او فقط وارد یک بحران در زندگی خودش بصورت کوتاه مدت شده است که برطرف خواهد شد …
• میدونیم که ما موج میزنیم و اگر بخواهیم این موج رو نوعی اختلال در نظر بگیریم بدون تردید از پا در میائیم…
• بسیاری از اوقات حرف به زن و شوهر هایی که اقدام برای جدایی کردند این بوده که فقط ۶ ماه هر کاری که میخوای بکنی رو به تاخیر بنداز…
• ما برای ازدواج همه هلمون میدن ولی درباره طلاق خوشبختانه بیشتر خانواده ها به ما میگن این کارو نکن و تو اجباری برای جدایی نداری…
• لذا این بحرانها و نوسانات رو باید در زندگیمون بشناسیم

• مثلا ما بحثی داریم که میگیم بسیاری از اوقات وقتی بچه هامون میرن ما خالی و جدا و تنها میشیم چون همه چیز ما در ارتباط با بچه ها بوده. لذا به یکباره همه دنیا یا زندگی ما به هم میریزه .
• این هم مسئله دیگری است که ما تو زندگی باهاش درگیر میشیم..
• ولی باید بدانیم بسیاری از پدر مادرها با رفتن بچه ها یک مرتبه متوجه میشن که فرصتهای تازه و درهای فراوون به روی اونها گشوده شده که قبلا با حضور بچه ها ممکن نبوده
• مثلا در زمان بچه ها مجبور بودن صبح بلند شند بچه ها رو به مدرسه ببرند و یا مجبور بودند شب به خانه برگردند ولی حالا مجبور نیستند

6- تسویه حساب

• کسانی که میخوان تسویه حساب کنند.
• برخی از اوقات آدمها به دلیل لج و لجبازی با خانواده خودشون یا همسرشون ازدواج میکنند  ولی بعدا میخوان با اونها تسویه حساب بکنند …
• یعنی حرفشون اینه که من تو این زندگی میرم و وادار میکنم که این آدم این کارها رو بکنه یا نکنه و بعد رها یا ترکش میکنم و میرم و زندگیش رو بر باد میدم و حالشو میگیرم و آدمش میکنم و یادش میدم تا درس عبرتی برای دیگری بشه….
• متاسفانه برخی حرفشون این بوده که وقتی جوون بودن همسرشون بهشون خیانت میکرده و میگن من اون موقع نه میتونستم و نه میخواستم در موردش حرف بزنم . حالا که این فرصت رو دارم نوبت خیانت من است . حالا بسوزه و بکشه اون بلاهایی که سر من اورده…..
• یادتون باشه در خیانت اولین کسی که بهش خیانت میکنیم خودمونیم بعد بچه هامون بعد احتمالا همسرمون… لذا مساله تسویه حساب و انتقام ماجرای عجیبی داره…
• بسیاری از پسر و دختر ها هستند که عمدا در ازدواجی الکی خرکی میرن تا بتونن دمار از روزگار پدر مادراشون دربیارن و انتقام ۲۰ یا ۳۰ سال رنجی که اگاه و نا اگاه از پدر مادرشون کشیدند رو بگیرند… لذا خیلی از اوقات شما میبینید موضوع تسویه حساب و آسیب زدن به دیگری است و ابدا موضوع مواظبت و مراقبت از خود و رشد خود نیست…
• چون میدونیم برخی از ما یک چیزی بیش از لذت بردن خودمون رو دوست داریم و اون رنج بردن دیگری است و یا چیزی بیش از ثروتمند شدن خودمونو دوست داریم و اون فقیر نگه داشتن دیگری است و این ماجرا جدی است…
• لذا برخی برای تسویه حساب و انتقام این کارو میکنند و فکر میکنند با اتش زدن خودشون و انداختن خودشون بر روی دیگری به ان چیزی که میخوان برسن میرسن.

7- فریب و بهانه

• برخی از ما فریب میخوریم….
• یکی از ناراحتیهای خانمها این است که شوهرم با من حرف نمیزنه یا توجه نمیکنه  در بسیاری از موارد چنین است … ولی در بسیاری از موارد ما انتظار گفتگو یا رابطه ای از همسرمون داریم که نه مفید است و نه سالم و یا بر فرض بودنش اصلا فرقی نمیکنه…
• فراوان بودند کسانی که گفتند من دلم میخواد همسرم اقلا سالی یکبار یک شاخه گل برای من بیاورد در حالیکه زنان و شوهرانی بودند که مرد هفته ای سه دفعه دسته گل برای همسرش میاورده. ولی همسرش از این کارش متنفر بود. برای این که میدونیم ماجرا چیز دیگری است…
• اینا درسته که در جای خودش به اندازه کمی اهمیت داره ولی بیشتر بازی و بهانه است …
• البته درسته که زن و شوهر باید با هم حرف بزنند و اصلا یک دلیل عشق و ازدواج این است که حرف ما با هم پایانی نداشته و این رابطه رو باید در این حد نگه داشت که همیشه اشتیاق
برای گفتن و شنیدن در ما وجود داشته باشه. اما این گفتگو وقتی بصورت احتیاج در اومد حتما بیماری است….
• خیلی از اوقات شما به میزانی که باهوشترین راحت تر گول میخورین و لذا من به یک هوش انحرافی باور دارم …
• بسیاری از شما به میزانی که داناترین بیشتر میشه درتون رخنه کرد و فریبتون داد….
• بسیاری از ما انچنان ناقص الخلقه ایم که حد حسابی نداره

8- هوسبازی و تنوع پرستی

• برخی از شما اصولا موجودات هوسی هستید و یک مقدار بی بند و بار …
• اولا همیشه جنگی با صاحبان قدرت داشتید و از طرف دیگه هوسباز و تنوع پرستین … مثلا اگه دیروز یک غذایی خوردین و امروز هم با وجودیکه دوست دارین همون غذا رو بخورید ولی با خودتون میگین من امروز باید غذای دیگه ای بخورم… در حالیکه آدم باید بگه همونروز چی میخوام و این تنوع پرستی یا کنجکاوی کار دستتون میده
• لذا هوس ازدواج با یکی دیگه مثلا جوون باشه یا سیاه باشه یا مسن باشه و …به سرتون میزنه . البته هوسها فقط زمینه جنسی نداره

9- جوونی کردن

• کسانی که معتقد هستند جوونی نکردند یا دنیا رو تجربه نکردند  و حرفشون اینه که میخوان از این به بعد برای خودشون باشند  که اتفاقا دقیقا اینها حتما هیچوقت برای هیچ کس نبودند  و یا میگن میخوام خودمو بشناسم  که میدونیم تو زندگی زناشویی هم آدم میتونه خودشو بشناسه  و یا میگن میخوام خودمو پیدا کنم  و حرفهایی از این قبیل فراوونه  و روزی که از این حرفها میزنید باید بدونید حالتون خیلی بد است

10-خالی بودن

• برخی از ما بعد مدتی متوجه خالی بودنمون میشیم و میدونیم یک همچین آدمهایی دنبال عشق هستند  و معمولا در یک نگاه هم عاشق میشن  و چون خالی هستن یکی رو به درون خودشون راه میدن ….
• اما میدونیم بدن روانی بر خلاف بدن فیزیکی که برخی اوقات یک چیزی رو به داخل خودش میپذیره همیشه بدن خارجی رو دیر یا زود بیرون میندازه… لذا اگر آدم خالی هستین باید بدونید مشکل جدی روانی دارید  و باید مسئله روانی خودتونو حل کنید…. لذا این وجود خالی تون رو باید خودتون پر کنید و در این زمینه کسی نمیتونه به شما کمک کنه

11- کمبود احترام

• وقتی دلتون میخواد یک کسی ستایشتون کنه یا ازتون تعریف کنه و باهاش خوب و خوشید  و حالا یکی پیدا شده که ازتون تعریف و تمجید میکنه  و شما میگید که خوب بریم یک جایی که قدرمون رو میدونند  ارزشمون رو میفهمند به ما احترام میگذارند …
• خیلی از اوقات اینها درسته که باید در زندگی زناشویی باشه  ولی وقتی ما میخوایم بخاطر این مسائل طلاق بگیریم گرفتاری است

12- عادت و اعتیاد

• شما اگر عادت و اعتیادی دارید و میبینید وقتی از زندگی زناشوئی تون بیاید بیرون کسانی هستند که این مشکل شما رو برطرف میکنند و میبینید اگر جدا بشید میتونید به راحتی با اعتیادتون زندگی کنید  و یا چون موضوع هیجان برای شما در زندگی مهمه و قمار رو دوست دارید
• میبینید اگر از زندگی زناشویی بیایید بیرون راحت تر میتونید به قمار برسین… مثلا اگر دنبال تنوع پرستی جنسی هستین  و یا تمایلات جنسی زیادی دارید  و میبینید که اگر از زندگی زناشویی بیرون بیایید راحت تر میتونید این تمایلات تون رو پاسخ بدین….
• میدانیم خیلی از اوقات مغز ما فقط از طریق همین اعتیادات هست که اون تحریک و هیجان رو پیدا میکنه  و ثانیا از طریق همین اعتیادات درد و رنج موجود رو حس نمیکنید و یا احساسات جالب و زیبای دیگری رو پیدا میکنید  ولی اینها هیچکدوم ادامه نداره  و درست مثل این هست که شما همینجوری چک بدین دست مردم  بدون اینکه پول در حسابتون باشه  ولی دیر یا زود با مشکل روبرو میشید

13-رفتن بچه ها

• بسیاری از ما فرضمون این بوده که بچه ها برن من هم از زندگی زناشویی میرم بیرون… اما میدونیم با رفتن بچه ها وضعیت بهتری پیدا نمیکنیم
• اتفاقا قبل از رفتن اونها امکانات و شرایطی داشتیم که با رفتن اونها از بین میره  و تازه با رفتن بچه ها ما تبدیل میشیم به آدمهایی که بچه ندارن  و میدونیم بی بچه بودن فایده ای نداره و مساله اساسی داشتن بچه است و داشتن ارتباط خوب با آنهاست

14- سن

• اغاز زندگی سن مهم است بچه ۱ ساله با ۳ ساله خیلی فرق داره  و اواخر عمر هم اختلاف سنی مهم است زیرا ۸۰ ساله زنده بوده و ۸۱ ساله مرده …  بنابراین وسط زندگی ۳۸ با ۳۹ فرقی نداره . لذا وقتی شما با این موضوع ها اهمیت نمیدین و در سن ۲۴ سالگی با ۴۴ ساله ازدواج میکنید و فرضتون هم این است که ما همدیگه رو میفهمیم
• ولی در بزرگسالی این تفاوت سنی خودشو نشون میده … حالا جدا شدن بخاطر این تفاوت سنی گرچه در برخی موارد میتونه جای گفتگو داشته باشه. ولی در اغلب موارد کار درستی نیست

15-داشتن یا نداشتن پول

• وقتی میبینیم همسرمون پول نداره تصمیم میگیریم جدا بشیم برای اینکه فکر میکنیم یک جای دیگه پول هست . البته خیلی از اوقات پول هست  ولی با اون پول مشکلات بیشتری پیدا میکنیم…
• آدمهایی که بخاطر پول ازدواج میکنند یا طلاق میگیرند مشکلات بیشتری در آینده خواهند داشت……
• اما برخی اوقات ما بخاطر داشتن پول بلا سر خودمون میاوریم . البته این بیشتر در مورد خانمها صادق است
• البته هستند آقایونی هم یک مقدار که وضع مالیشون خوب میشه فکر میکنند زنان بهتری میتونن بگیرن.. اما برخی از خانمها با خودشون فکر میکنند حالا که من بعد از ۱۰ سال میتونم نیمی از ثروت همسرم رو داشته باشم بهتره جدا بشم . چون پولای این آدم رو دارم اما درد سراش رو ندارم …
• اما میدونیم به غیر از گفتگوی اخلاقی که در این زمینه مطرح است غالب کسانیکه پولی رو از این قبیل میگیرند از ۱۰ تا ۹ تاشون ۷ سال بعد حتما اون پول ها رو ندارند… برای اینکه گرگهایی در کمینند
• شما که میتونید این پول رو از همسرتون بگیرید. نشسته اند و انها انچنان به شما نزدیک میشن که فکر میکنید یک عشق جاودانه پیدا کردید و بعدا قبرستان جاودانه پیدا میکنید. و در آخر کار بی پول هم میشوید…..
• لذا ماجرای پول که خیلی از اوقات زندگی ها رو میسازه یا ویران میکنه ، میتونه در یک زندگی عادی دلیل موجهی برای جدایی باشه
• خیلی از اوقات بدون اینکه ابدا جایی داشته باشه سبب میشه آدم زندگیش رو بی دلیل به هم بزنه

16-خود آزاری

• برخی از ما متاسفانه انچنان بیماریم که همیشه در جهت مخالف زندگی حرکت کردیم anti-life behavior
• سیگارمونو کشیدیم  مشروبمونو خوردیم  تند رانندگی کردیم  بیخوابی کشیدیم  به حساب خودمون از ازادیمون استفاده کردیم  ولی هر گز متوجه نبودیم که شاید در ما زمینه ای برای رفتار ضد زندگی وجود داره  و به همین جهت هزاران نفر در سال خودشون رو میکشند . لذا کار خود ازاری میتونه به خودکشی هم برسه..
• لذا بسیاری از شما میتونید طلاق بگیرید فقط بخاطر اینکه میخواهید خودتون رو آزار بدید…
• ما وقتیکه به وضعیت سلامتیمون و زندگیمون حمله میکنیم، چرا به زندگی زناشویی مون حمله نکنیم؟

17- الگو بودن طلاق

• برای بسیاری از ما طلاق تنها الگو و مدل زندگی است و متاسفانه در خانواده هایی پیدا میشه که یا پدر مادر از هم جدا شدند  و یا یکی از پدر و مادر حسرت جدایی رو میخورده ولی جدا نشده…
• هستند کسانیکه ازدواج غلط و نامناسب میکنند برای اینکه مطمئن باشند میتونند بعدا طلاق بگیرند…
• کسانیکه از خانواده هایی میان که توش طلاق بوده متاسفانه یک زمینه ای برای طلاق و جدایی دارند
• هرچند جدایی پدر و مادر ای بسا سخت ترین آسیبها رو به اونها زده  و هرچند تصور میکردند که اونها هیچوقت جدا نمیشن و آسیبی که اونها دیدند هیچوقت سر بچه هاشون نمیارن و گرچه در این زمینه صادقند. اما متاسفانه درصدیشون آگاه و ناآگاه هم با انتخاب غلط. هم با حل نکردن مسائل و مشکلاتشون درست به همون جایی میرسند که پدر و مادرشون رسیدند …
• بنابریان وقتی گفته میشه شما فرزند طلاقید و خطر جدایی دارید متاسفانه تا حدودی درسته  و تنها زمانی برعکس میشه که شما نشون بدید از این تجربه بد و غلط نتیجه گیری درست کردید و تغییرات اساسی و بنیادی رو در خودتون بوجود آوردید  و الا آمار نشون میده بچه های طلاق امار جدائیشون به دلیل ازدواج غلطشون بیشتر است