دوازده تا پانزده سالگی

خانواده تک سرپرست

۱۲ تا ۱۵ سالگی در هنگام جدایی

• بچه تو این سن و سال اگر غمگین یا مضطرب باشند بصورت خشم اونو نشون میدهند
• این خشم رو به صورتهای مختلف نشون میدن و خیلی از مشکلاتشون رو به جدایی شما نسبت میدن و میگن تقصیر توئه..
• اگر با این خشمش به درستی باهاش برخورد نکنید یا سرکوبش کنید یا تنبیهش کنید یا باهاش  مخالفت و لجبازی کنید، شما میتونید فرزندتون رو ببرید توی افسردگی که به این راحتی ها بیرون نیاد
• بنابراین خشم و عصبانیت رو باید تحمل کنید و بگذارید خشمش رو هر چند هم درست نیست ابراز کنه ولی احساس گناه بهش ندید. چون ممکنه خودزنی کنه و اگر یک ذره شدیدتر باشه خطر خودکشی داره  یا میتونند درگیر مواد مخدر یا اعتیاد بشوند . ولی خوشبختانه اگر برخوردتون درست باشه تو راه مثبت میافتند
• بچه ها معمولا در این سن و سال متوجه یک واقعیت میشوند که ما درگیر یک جنگی هستیم که من باید تصمیم بگیرم میخوام برم لشگر کی. یعنی لشگر پدرم یا مادرم.
• لذا ممکنه حالت دفاع از یکی از والدین رو پیدا کنند  یعنی می ایستند جلوی یکی از پدر مادرها بخاطر دیگری . ولی بدونید وقتی فرزندتون اینکار رو کرد نصف بدن روانیش از کار می افته. چون یادتون باشه نصف بدن روانی فرزندتون مادر و نصف دیگر پدر است . لذا روزی که فرزندتون تو لشکر شماست یک دست و پاشو قطع کردید.
• لذا شما باید بگید پدر یا مادرت اینچنین بودند و ما نتونستیم با هم کنار بیایم و مهم اینه که تو رو دوست داره و خاطرش رو آسوده کنید نه اینکه برعکس کوشش کنید اون رو لشکر خودتون کنید
• ورزش برای بچه ها تو این سنین بسیار مفید است . نگید بچه ام علاقه ای نداره زیرا علتش این است که شما بهش ثابت نکردید توانائیهای تو توی ورزش مثل بقیه یا کمی بهتر است.
• بنابراین فرض بفرمائید پسر یا دخترتون رو بردید بسکتبال و بعد از یکی دو جلسه میگه نمیخوام . بدونید علتش فقط و فقط یک چیزه. اونم اینه که فکر کرده به اندازه کافی تو این ورزش خوب
نیست. یعنی از ۱۰۰ مورد ۹۹ موردش علتش همینه …
• بنابراین من یک مربی خصوصی برای پسر یا دخترم میگیرم، که تنهایی به مدت دو ماه باهاش کار بکنه و کمکش بکنه و مهارتی درش بوجود بیاره که وقتی رفت تو زمین ورزش از بقیه بچه ها بهتر باشه. لذا اونوقته که میبینید خواهد رفت.
• بنابراین نگید بچه من به ورزش علاقه ای نداره. زیرا ورزش یعنی نوعی بازی. و حیوان و انسان از طریق بازی است که زندگی میکنند.  ورزش مخصوصا برای دختران اهمیت ویژه ای دارد و بدونید هیچ دختری زن دنیای آینده نمیشه اگر از نوجوونی ورزش رو شروع نکرده باشه
• کمکش کنید دوستای خوبی داشته باشه و اگر دوستای خوب و رابطه خوبی باهاشون داشته باشه زندگی رو برده.
• اما خطر اینجاست که حالت طغیان داشته باشه . اینو تو چند جا نشون میده . یکی در لباس و آرایششه . از طریق لباسی که میپوشه و یا موی سری که درست میکنه. در حالیکه این ها علائم خوبی نیستند ولی موقتی هست . لذا اگر فکر میکنید هسته اصلی و اساسی فرزندتون سالمه مهم نیست که سرشو رنگ میکنه یا نه و یا گوشواره میندازه یا نه …گفتم اینها خوب نیست ولی بسیاری از اوقات میخواد استقلال خودشو و فردیت خودشو و آزادی خودشو به خودش ثابت کنه
• بسیاری از اوقات میخواد از شما فاصله بگیره برای اینکه نمیره . برای اینکه میخواد جزو گروه شما نباشه . لذا کاملا بپذیریدش…یعنی بهش بگید پسرم من این مدل رو دوست ندارم ولی تو خودت دوست داری بکن و اذیتم خودتون رو نکنید.
• لذا تا اونجایی که ممکنه سر این موضوع های سمبلیک حساس نباشید.
• هرگز هرگز هرگز به فرزندتون نگویید که تو مثل باباتی یا مثل مامانتی یا داری میشی مثل بابا یا مامان یا فامیل بابا… شما با این کار او را صد برابر برای اون کار بد تشویق کردید چه بصورت انتقامی که میخواد از شما بگیره وقتی که مثل اونی میشه که شما نمیخواید چه بخاطر انتقامی که میخواد از اونها بگیره.
• علاوه بر مواد مخدر بچه ها تو این سن خطر عشق های الکی خرکی دارند . یعنی شما میبینید که دخترتون تو این سن عاشق شده . ولی عاشق کسی میشه که معمولا ویژگیهای عجیب غریب داره . یکی از اونها متاسفانه سن بالاست . یعنی یک دفعه دختر ۱۶ ساله شما عاشق یک مرد ۴۰ ساله میشه و تو ایران برخی اوقات بصورت عشق به معلم خودشو نشون میداد.
• نگران این عشقها نباشید مشروط بر اینکه فرزندتون یا اون آدم نخواهند ازش استفاده و سوء استفاده کنند.
• تو پسرها هم علاقمندی به سن های بالا پیدا میشه . یعنی میبینید که پسر ۱۶ ساله شما بند کرده به زن عمو یا زن دایی…و حالا اگه شما زن دایی یا زن عمو باشید و ببینید همسرتون هم شما رو نمیخواد و حالا یک پسر ۱۶ ساله شما رو میخواد ممکنه اشتباه کنید و بند رو آب بدین….
• تو کار روان درمانی پسرهای زیادی دیده شده که بوسیله کلفت ها اذیت میشدند و این فکر رو نکنید که اگر پسر رابطه برقرار کرد چون پسر هست پس خطری ندارد
• دو تا اشکال تو پسر ها است
• درسته که دخترها تقریبا دو برابر تو همه جا بیشتر مورد آزار و سوء استفاده جنسی قرار میگیرند . اما آسیبی که پسر میبینه چه از تجاوزی که مرد بهش میکنه و حتی زن ( البته تجاوز مرد چندین برابر بیشتر) نسبت به تجاوزی که به دختر بچه میشه بسیار بسیار بیشتر از دختر به هم میریزه . یعنی تجاوز به دختر بچه برخی اوقات مثل بمبی هست که کنار بدنش منفجر میشه و تجاوز به پسربچه مثل بمبی هست که داخل بدنش منفجر میشه
• به هیچ وجه هم به خانم های سن بالا اعتماد و اطمینان نکنید . برای اینکه به مقدار زیادی مشاهده شده که کلفت و زن دایی و زن عمو با پسر ۱۴ یا ۱۵ ساله ارتباط جنسی داشتند. این همون چیزی است که در گذشته ها پسر بچه ها با زن های مختلف پدر ارتباط داشتند و به همین جهت که زن پدر به عنوان بزرگترین محرمات ارتباطی در تورات ۱۲ دفعه امده است. زیرا نگران این روابط بوده اند تو خانواده های بسته و تو خانواده های چند زنی هم این وجود دارد در حالیکه نمیخوام آدم شکاکی باشید. ولی یک دفعه هم نمیخوام به راحتی پیش خودتون بگید خوب چه اشکالی داره پسر ده سالم رو بزارم با این دوستم.
• برخی اوقات بچه ها تو این سن و سال وقتی فکر میکنند پدر یا مادرش منشا این گرفتاری ها شده به دنبال این میره که مثلا با زن عموش یا دختر عموش که ای بسا کوچکتر یا بزرگتر از اون
هست رابطه ای داشته باشه که بوی انتقام داره و این انتقام که با مفهوم هیجان بیش از حد که با عشق اشتباه میشه همراهه.
• انسان وقتی مضطربه، مفهوم عشق رو یک جور دیگه حس و احساس میکنه. در مطالعات مثلا آدم هایی رو بردند روی پلی که معلق بوده و بعد یک دختر خانمی اومده ازشون سوالهایی کرده و بهشون کارت داده و مجددا همون دختر خانم به یک عده دیگه ای در یک جای دیگه اومده همون سوالات رو کرده و کارتشو داده. جالب اینه که ادم هایی که روی پل بودند و یک مقدار هیجان داشتند مثلا از اون ده تا نفری که بهشون شماره داده شده ۸ تاشون برای داشتن رابطه زنگ زدند. در حالیکه گروه دیگر یکی شونم زنگ نزدند و نشون میده وقتی من درگیر یک
هیجانی مثل اضطراب یا نگرانی هستم، این رو به دلیل ارتباطات درونی خودم با عشق و علاقه اشتباه میگیرم. بنابراین بعدا فکر میکنم اون آدم رو دوست دارم این همون چیزی است که ادمها وقتی تو مسائل و مشکلی گرفتار هستند، حال و احساس خودشون رو بصورت علاقه به دیگری در می اورند.
• بچه ها ممکنه در این سنین نوجوانی گرایش های خیلی شدید سیاه و سفید پیدا کنند
• مبادا مبادا تو این سنین نوجوانی بچه ها رو با سه چیز نزدیک کنید
• یکی مذهب
• یکی سیاست
• یکی فلسفه
• برای اینکه مذهب یک زمینه و امادگی داره برای این که اون ها رو به سمت یک مطلق گرایی بکشونه و یک دفعه پسر یا دختر شما فکر میکنه که اگه یک دفعه بره به آغوش مذهب همه
مسائلش حل شده و اگه به خود خود خدا بچسبه مسائل حل شده است
• بچه ها رو علاقمند به خوندن فلسفه مخصوصا فلسفه معاصر که غالبا با فلسفه اگزیستانسیالیسم همراه است نکنید. برای اینکه اون ها رو درگیر یک حالت عبث بودن و بیهوده بودن و بی ارزش و اهمیت بودن و ملاک و مبنا در دنیا وجود نداشتن میکنه.
• سیاست و مذهب و فلسفه خوبند ولی سر جای خودش و اصولا برای همه بچه ها مضرند بین ۱۲ تا ۲۶ سال.
• بچه ها تو این سن و سال احتیاج به مدل و الگو دارند
• اولا شما نمیتونید هم نقش پدر رو داشته باشید و هم نقش مادر.
• مبادا بخواهید نقش پدری یا مادری هم علاوه بر نقش خودتون ایفا کنید.
• ببینید تو خانواده چه کسی میتونه برای فرزندتون الگوی خوب و مناسبی باشه که فرزندتون هم اونو دوست داره. مثلا دختری که از استاد خانمش خوشش اومده. شرایطی فراهم کنید وقتیکه استادش خانم مناسبیه بیشتر با اون ارتباط داشته باشه .