ترس در کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

ترس در کودک

• کودک با سه تا ترس طبیعی به این دنیا میاد:
1- ترس از صدای بلند و ناگهانی
2- ترس از زیرپاخالی شدن
3- ترس از هر چیز تازه

• یکی از بزرگترین مسوولیتهای پدر و مادر دادن امنیت و اطمینان به فرزندشون هست
• ترس یکی از بدترین احساسهای انسانی است
• لذا همیشه و همه جا ما مواظب فرزندمون هستیم که احساس ترس رو تجربه نکنه
• اونو از هر چیزی که میترسونه دور میکنیم ….
• هیچ چیزی ارزش این رو نداره که ما امنیت و آرامش رو از فرزندمون سلب کنیم…
• تا جایی که در توانمونه به فرزندمون امنیت و امنیت و امنیت و آرامش رو میدهیم

شاهد جنایت قربانی

• برای کودک انسانی شاهد جنایت قربانی جنایت است.
• بخاطر همینم برخی اوقات بچه ای که کتک خوردن برادر یا خواهر یا مادرشو دیده
دقیقا به اندازه کتک خوردن خودش آسیب دیده است.

گریه بچه

• وقتی برای سرگرم کردن کودک و قطع کردن گریه اش بچه را بالا و پائین می اندازید
بدیهی است که گریه کودک قطع میشود
چون به سختی میتواند نفس بکشد.
پس قربونتون این بالا پائین انداختن بچه کار درستی نیست.

اضطراب غریبه بین ۷ تا ۱۰ ماهگی

• بین ۷ تا ۱۰ ماهگی بچه ها اضطراب غریبه دارند
• به هیچ عنوان تکرار میکنم به هیچ عنوان نباید اونا رو بغل غریبه ها داد که احساس ناراحتی کنند…
• چون اگه یکبار با گریه بغل یک غریبه برن تا اخر عمرشون هر وقت یک غریبه ببینند احساس بدی میکنند…..
• صد در صد در این زمینه مطابق میل او عمل کنید
• به هیچ عنوان بغل کسی که دوست نداره نزارید بره

سوزن و واکسن

• یعنی به نظرتون تو ذهن این طفل نوزاد چی میگذره وقتی میبینه یک مرد با بی رحمی تمام
سوزنی رو به عنوان واکسن وارد بدنش میکنه…
• یادتون باشه اون نوزاد نه میدونه سلامتی چیه نه واکسن چیه نه دکتر چیه نه فایده چیه….
اون فقط درد و لذت رو متوجه میشه….
• خودتونو جای اون بزارید بعد فکر کنید الان تو ذهنش چی میگذره؟
• و بدتر از اون هم اینکه میگه مادرمم کنارم بود ولی نتونست منو نجات بده و کمکم کنه
• اگه مادرش کنارش نباشه که فکرهای بدتری هم میکنه….
• همین واکسن آسیب زیادی به اطمینان و امنیت اون بچه نسبت به دنیا و آدمهای اطرافش وارد میکنه…..
• بخاطر همین موضوعات هست که ما میگیم هیچ کودکی نمیشه بدون هیچ آسیبی تا ۸ سالگی رسوند
• فقط پدر و مادر خوب کسی هستند که تا میتونند شدت این آسیب رو کم کنند.

تشییع جنازه

• بچه ها را تا سن ۱۶ سالگی به مراسم تشییع جنازه دیگران نبرید
• زیرا برخی اوقات بردن فرزندان به این مراسم باعث از هم پاشیده شدن آنها میشود
• ولی اگر مراسم بصورت یادبودی باشد که کارهای عجیب و غریبی در آن نمیکنند
و بازماندگان رفتاری نسبتا آرام دارند ایرادی ندارد.

جایی که ترس ، قدرت یا کنترل هست ؛
عشق و محبت سالم وجود نداره

• ما میدونیم که هیچ انسان یا پدر و مادری کامل نیست ؛
• ولی همه چیز بحث درصدهاست ،
• یک ادم میتونه یک عیب کوچکی داشته باشه ،
• ولی همچنان بشه باهاش ازدواج کرد ؛
• ولی همون فرد اگر یک دونه ایراد اساسی مثل شکاک بودن
یا عصبانیتهای شدید یا برخی موارد دیگه رو داشته باشه ،
دیگه کالای ازدواج نیست ؛
• چون این هرکدوم از اشکالات جدی و خطرناکند.

• ما میدونیم ریشه و علت اصلی و اساسی عصبیت در فرد یک چیزه :
• ریختن دو جنبه مهر و کین
1-مهر و محبت
2- کینه و تنفر و خشم و دشمنی
توسط پدر و مادر و شرایط در وجود فرد در دوران رشد

• حالا اگر یک پدر و مادر در کار پرورش و تربیتشون به اندازه ۱ درصد تنفر و خشم و کینه در وجود فرزندشون بریزند ،
قابل پذیرش و کنار اومدن است.
• ولی اگر این خشم و کینه ای که در کار تربیتی در وجود فرزندشون ریختند ،۲۰ درصد یا ۳۰ درصد بود ،
دیگه نباید ادعای پدری و مادری کنند.
• در ضمن کار پدر مادری یک کار تمام وقته و مثل رانندگی میمونه و مرخصی نداره ،
• یعنی شما نمیتونید بگید من اگه یک ساعت رانندگی میکنم همیشه حواسم جمع هستش ،
ولی فقط میخوام یک دقیقه تو حین رانندگی چشمامو ببندم.
• پس پدر و مادرها اجازه برخی اشتباهات رو اصلا حتی برای یکبا ر هم ندارند.
• پس بطور مثال وقتی پدر و مادری کنترل کننده یا تنبیه کننده یا قدرت مدار بودند
و یا ما در دوران کودکی ازشون میترسیدیم ،
حتی اگر اینجا و اونجا و گهگداری محبتهایی هم کردند
به هیج عنوان اونها دیگه نمیتونن ادعا کنند که نسبت به ما محبتی داشتند ،
• چون میدونیم اگر در یک ظرف شیر یک قطره سم بریزید اون شیر دیگه قابل خوردن نیست
• و معلومه که وجود ما رو با همین تشکیل عصبیت در شخصیت ما نابود کردند.