نظرات جان گاتمن

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

فرزند پروری از نگاه جان گاتمن

از تولد تا هفت سالگی
نکاتی از کتاب کلیدهای پرورش هوش عاطفی کودکان

جان گاتمن

 John Gottman (born, 1942)

 

• طی دو دهه گذشته طبیعت کودکان به شدت دگرگون شده است. پدر و مادر به دلیل تامین نیازهای اقتصادی نسبت به گذشتگان فرصت کمتری برای رسیدگی به فرزندانشان دارند و در بیشتر محله ها والدین کودکان خردسال میترسند به فرزندانشان اجازه دهند خارج از خانه بازی کنند. چه رسد به اینکه به خانه همسایه بروند . لذا کودکان ساعتهای بیشتری را به تماشای تلویزیون و بازیهای کامپیوتری میپردازند و کمتر در فضای ازاد باهمسالان خود ارتباط دارند.

• کلید تربیت موفق در فرضیه های پیچیده ، قوانین مفصل خانواده یا فرمولهای بغرنج رفتاری نیست ، بلکه در عمیق ترین احساس عشق و محبت شما به فرزنداتان نهفته است و بسادگی از طریق درک و همدلی شما نشان داده میشود.

• اصل پدر و مادری در اینه که وقتی فرزند ما درگیر طغیان احساسی و عاطفی، مثل غم یا خشم یا ترس یا آشفتگی شد، ما بتونیم راهنمایی و برخورد درست و مناسبی با او داشته باشیم.

• پدر و مادری خوب فقط با عقل ممکن نیست، بلکه پدری و مادری خوب با عاطفه سرو کار دارد.

• هوشیاری عاطفی شامل کنترل کردن امیال ، به تاخیر انداختن کامجویی ، تشخیص حالات اشخاص دیگر و از عهده بالا و پایین های زندگی برآمدن است.

• من اگر فیزیک بلد باشم میتونم فیزیک یاد بدم ، حالا اگر قرار باشه من به فرزندانم کنترل و شناخت حالات و احساساتشون رو یاد بدم، باید اول بتونم خودم رو بشناسم و خودم رو کنترل کنم.

پدر و مادرِ عصبی نمیتونن به فرزندشون آرامش یاد بدن ،

پدر و مادرِ عصبانی نمیتونن مدیریتِ خشم رو به فرزندشون یاد بدن ،

پدر و مادرِ مضطرب نمیتونن به فرزندانشون امنیت بدن.

• پدر و مادر باید دقیقا حالات و احساسات و ریشه های رفتار فرزندانشون رو بشناسند و بتونند اونها رو تسکین بدن یا راهنمایی درست بکنن. انها به احساسات منفی فرزندانشان مثل غم یا خشم یا ترس اعتراضی نمیکنند ؛ اما انها را نادیده نیز نمیگیرند و از لحظات احساسی به عنوان فرصتهایی برای آموزش درسهای مهم زندگی به فرزندان و ایجاد روابط صمیمانه تر با آنها استفاده میکنند.

• میتوان چهار دسته از والدین را در برخورد با احساس های منفی کودکان تشخیص داد: احساس های منفی مثل فرزندی که با احساس ناراحتی از رفتن به کودکستان خودداری میکند

o -والدهای بی اعتنا : احساس منفی فرزندشون رو نادیده میگیرند.

o -والدهای ناراضی : از احساس فرزندشان ناراضی هستند و اونها رو سرزنش میکنند.

o -والدهای بی عنان : احساس فرزندشون رو میپذیرند و با او همدلی میکنند، ولی فرزندشون رو راهنمایی نمیکنند.

o -والدهای راهنمای هوش عاطفی : اول متوجه احساس کودک میشوند ، دوم این موقعیت را فرصتی برای اموزش میبینند، سوم با کودکشون همدلی میکنند و به او میفهمانند که متوجه احساس بد فرزندشون هستند ، چهارم به کودک کمک میکنند تا کلماتی را پیدا کنه که بتونه روی احساسش اسم بزاره، پنجم راه های گوناگون برای حل مساله را بررسی کرده و حد و مرز را تعیین میکنند.

• والدین در مقابل فرزندشون حق عصبانیت ندارن، ولی میتونن دوستانه و بالحنی ملایم و ارام خشم خودشونو ابراز کنند

• عصبِ “واگ” مسوول بسیاری از کارهای شاخه پاراسمپاتیک سلسله اعصاب خودکار میباشد. مثلا وقتی بدن تحت استرس قرار گرفته و ضربان قلب و تنفس شدت می یابد ، این اعصاب در جهت خلاف اعصاب سمپاتیک عمل کرده و مسوول تنظیم مجدد ضربان قلب و تنفس و بهبود شرایط میباشد ، کودکانی که راهنمای هوش عاطفی دیده اند توان واکنش بهتری به استرس دارند و راحت تر به شرایط عادی بدن باز میگردند.

• اگر چه همه پیامهای کودکان به این سادگی رمز گشایی نمیشوند، اما معمول است که کودکان ترسهایشان را از طریق بازیهایی با موضوعات جدی، مانند رها کردن فرزند ، بیماری، اسیب دیدگی یا مرگ ظاهر میکنند .
والدین هوشمند میتوانند از ترسهایی که فرزندانشان در بازی هایشان ابراز میکنند ، سرنخ ها را بگیرند و سپس درباره این ترسها صحبت کنند و به فرزندانشان اطمینان خاطر بدهند.

 

فرصت در بحران برای پدر و مادر

میگویند در زبان چینی نماد “فرصت” در احاطه نماد “بحران” است.  وقتی فرزند ما درگیر یک بحران عاطفی یا روانی میشه  و این بحران چه ترکیدن یک بادکنک باشه و چه نمره بد ریاضی یا خیانت یک دوست ، مهم این است که شما در موقع بحران چه واکنشی به فرزندتان نشان میدهید؛  هم میتونید بهش اسیب بزنید؛  هم اینکه از این بحران به عنوان یک فرصت طلایی برای ایجاد همدلی و صمیمیت و اموزش روشهای اداره احساسات برای اونها استفاده کنید.

• فقط یک نکته رو حواستون باشه که پدر و مادر باید درارتباط با فرزندشون کار درست رو بکنند؛  پس اگر در یک موقعیت برخورد با فرزندتون، نمیدونید کار درست و علمی و مناسب چیه، بهتره هیچ کاری نکنید. فقط گوش شنوا داشته باشید.

• پس وقتی کودک غمیگن است نشانه «یک چیز خراب دیگر که امروز باید درست کنم» نیست . بلکه این یک فرصت برای صمیمیت و اموزش اداره احساسات است و همینطور فرصتی برای این پیش امده که به ما بیش از قبل احساس خوب پدر و مادر بودن را بدهد.

• راه حل ارایه دادن بدون ابراز همدلی با فرزند ، مانند ساختمان ساختن پیش از شالوده ریختن است ، پس اگر مثلا فرزندتان از موضوعی غمگین یا عصبانی است، سریعا به او نگویید که اگر شما بودین چطور مساله را حل میکردین ، او ابتدا نیاز دارد که احساس کند درک شده و کسی احساس او را متوجه شده است و او نیاز به همدلی دارد.

• مسیر طبیعی رشد بشر نیرویی به شدت مثبت است . یعنی مغز انسان بطور طبیعی طوری طراحی شده است که در جستجوی امنیت و عشق و دانش و درک باشد.

• در برخی جاها باید راهنمای عاطفه را به تاخیر انداخت مثلا هنگامی که وقتتان کم است، هنگامی که شخص دیگری حضور دارد، هنگامی که برای راهنمایی خسته هستید و یا وقت کافی ندارید، هنگامی که لازم هست به بدرفتاری مهمی رسیدگی کنید، هنگامی که فرزنداتان احساسی را وانمود کرده تا سواستفاده کند.

• واقعا مهم نیست زوج متاهل یا جدا شده باشند بلکه خصومت میان پدر و مادر چه در زندگی زناشویی  و چه بعداز طلاق هست که اسیب میزند. لذا الزاما طلاق اسیب زننده نیست و برخی زندگی های زناشویی آسیبش از طلاق های آرام به مراتب بیشتر است.

• اینکه فرزندان به هیچ عنوان اختلافات پدر و مادر را نبینند و این اختلافات مخفی بماند کار درستی نخواهد بود بلکه اگر پدر و مادر محترمانه اختلافهایشان را طرح کنند و به طریق سازنده ای درجهت رفع اختلافها تلاش کنند.  مشاهده این عوامل برای ساختن هوش عاطفی فرزندان میتواند مفید هم باشد.

• بین دو عامل
۱-همسر خوب بودن
۲-پدر یا مادر خوب بودن
عامل دوم نیروی اصلی است و منظور اینه : کسی که همسر خوبیه لزوما پدر یا مادر خوبی برای بچه هاش میتونه نباشه. ولی اگر کسی پدر یا مادر خوبی باشه به احتمال زیادتری همسر خوبی هم هست ؛ به بیان دیگه کسی که کالای پدری و مادری هست به احتمال زیادتری کالای ازدواج هم خواهد بود،  ولی احتمال درستی عکس این قضیه کمتره.

• پس توی ملاکهای ازدواج باید چک کرد که ایا این ادم پدر و یا مادر خوبی هم برای بچه هاش هست یا نه؟ علم و مهربونیش رو داره یا نداره

• شکایت متوجه یک رفتار است ولی عیب جویی به شخصیت فرد حمله میکند.  عیب جویی اغلب ابراز ناراحتی سرکوب شده و خشم حل نشده است و معمولا با کلی گویی همراه است.
مثلا تو هیچ وقت در کارهای خانه به من کمک نمیکنی

• مشکلات و اختلافها را همان زمان که پیش می اید، مطرح کنید؛ صبر نکنید تا انقدر عصبانی شوید ، که تحملتان به پایان برسد.

• خشم و ناراحتی تان را معطوف به رفتارهای همسرتان کنید نه شخصیت وی.

• بر حال متمرکز شوید نه گذشته

• وقتی میخواهید شکایت کنید از این عبارات استفاده نکنید : تو باید ؛ تو همیشه؛ تو هیچوقت

• زنها بیشتر از شوهر ها انتقاد میکنند و عیب جویی زن اغلب ناشی از بی اعتنایی شوهر در برابر خشم و ازردگی اوست

• تحقیر شدید تر از عیبجویی است و در واقع در این عمل فرد قصد دارد از نظر روانی طرف مقابل را زخمی سازد. هنگامی که احساس بیزاری دارید ذهنتان پر از افکار تحقیر امیز است.

• وقتی فردی مورد تحقیر و توهین قرار گرفته است کاملا مشخص است که به حالت تدافعی فرو میرود  و اگر این مسایل ادامه دار باشد بالاخره یک همسر که معمولا مرد است خودش را کنار میکشد و این کار به رغم نیت مثبت معمولا مشکل افرین است

• در اختلاف زناشویی از فرزندانتان به عنوان سلاح استفاده نکنید و بچه ها در اختلافات زناشویی نباید نقش پیام رسان را داشته باشد و یا نقش میانجیگری دعوای پدر و مادر را داشته باشند

• پژوهشها نشان میدهد پسرهایی که پدرشان در زندگیشان حضور ندارد ، در یافتن تعادل بین قاطعیت مردانه و خویشتن داری دچار مشکل هستند . در نتیجه برای انها دشوار تر است که خودداری و به تعویق انداختن کامجویی را یاد بگیرند .

• پژوهشها نشان میدهد زنانی که شوهرانشان هنگام زایمان کنارشان بودند ، درد کمتری را گزارش کردند و درباره تجربه تولد احساس بهتری داشتند.
همچنین پژوهشها نشان داد پدرانی که اندکی بعد از تولد نوزاد در بیمارستان شروع به تعویض پوشک ، حمام کردن  و تکان دادن نوزاد میکنند،  به احتمال بیشتری در ماه های اینده نیز به چنین کارهایی ادامه میدهند

• من از طرفداران جدی مرخصی تولد فرزند برای پدران هستم . اگر شغل پدر چنین امکانی را به او نمیدهد توصیه این است که حداقل طی هفته های اول تولد نوزاد ، که دوره ای بسیار مهم و بی نظیر است ، تا انجا که میتواند مرخصی بگیرد

• حسادت فرزند خردسالتان را به نوزاد تازه به دنیا آمده درک کنید : تجسم کنید که همسرتان معشوقه خود را به خانه بیاورد و اعلام کند که اکنون میخواهد همگی با هم به خوبی و خوشی زیر یک سقف زندگی کنید، مطمئنا این موضوع برای شما غیر قابل تحمله ، خوب فرزند اول شما وقتی فرزند دوم به دنیا میاد به همین شدت باید فشار روانی رو تحمل کنه و آسیب دیدنش حتمیه ، فقط میشه بوسیله رعایت برخی نکات شدت آسیب رو کم کرد.