آسیبهای دوران مختلف کودکی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آسیبهای دوران مختلف کودکی

• ما میتونیم پرسشهایی رو مطرح کنیم که ببینیم که در دورانهای مختلف کودکی آسیب خوردیم یا نه .

الف : اگر ما در ۱۴ ماه اول آسیب دیدیم معمولا ۷ تا مشکل اصلی و اساسی پیدا میکنیم مثل:
o نداشتن اطمینان – شکاک بودن
o نا امید بودن
o نگرانی – اضطراب عمیق و سنگین
o اعتماد به نفس منفی
o پشتکار نداشتن
o منفی بودن و بدبین بودن
o بیقرار بودن

ب : اگر در ۱۴ تا ۳۶ ماهگی چیزی نزدیک به ۱۲ تا آسیب مشخص رو ما دیدیم که:
o شک اساسش است
o شرم اساسش است
o خجالت اساسش است
o کله شقی و یکدندگی و خسیس بودن
o وسواسی بودن
o آدم افسرده ای بودن
o خشم ویرانگر داشتن
o کینه توز بودن
o بدجنس بودن چند نمونه از آن آسیب هاست

ج : ۱۵ اشکال اصلی و اساسی در زندگی بزرگسالی افراد در نتیجه آسیب ۳ تا ۷ سالگی:

1- زندگی کردن با احساس گناه و تقصیر
o یکی از آسیبهای این دوران است که باعث میشود احساس گناهی در جهت همه خطاها و اشتباه های خودش
به گونه ای پیدا کنه و خودشو نه تنها گناهکار
بلکه مستحق مجازات در این جهان و جهان دیگه ببینه.

2- مشکل هدف و جهت و معنی در زندگی
o یعنی ابتدا در تعیین هدف ها دچار اشکال هستند
مگر هدفهایی که به نوعی برای اونها قطعی و مسلم است
و با نمایشنامه زندگیشون سازگاره
o در غیر اینصورت دائما دارند از این شاخه به اون شاخه میپرند
و هدفهای مختلفی دارند و این رو در رشته تحصیلی و شغلشون هم دارند
o بعد از مدتی از هر کار یا رشته تحصیلی خسته شده
o با سرعتی باور نکردنی و اشتیاقی فراوان به افراد نزدیک میشوند
o اما بعد از مدت کوتاهی اونها رو ترک میکنند و دشمنان بزرگ خودشون میپندارند.
o در کار ازدواج به سرعت عاشق شده و بعد از مدتی که از ازدواجشون گذشت فکر میکنند
که عجب اشتباه بزرگی کردند و تمام علائم ازدواج بد در همون آغاز خودشو نشون میده
اما متاسفانه برای اونها دیر شده است.
o تازه اگر هدفی انتخاب کنند در مسیر یا راه های رسیدن به اون هدف دچار اشکال هستند .
o معنی زندگی هم برای این افراد زیر سوال میره
o با وجودیکه با ادعاهای عجیب و روحانی خودشون مطالبی رو مطرح میکنند
ولی کاملا از نظر اینکه این اصول برای اونها در زندگی معنا یا نقشی داره کاملا گم و گیج و گرفتار هستند
o با وجودیکه مایل هستند خوب باشند با حسادت و خشم و کینه و دشمنی نه تنها به عنوان انسان خوب
بلکه به عنوان انسان معمولی هم نمیتوانند خودشونو کنترل کنند و در اختیار داشته باشند.
o لذا ظاهری متفاوت از باطنشون دارند در حالیکه ظاهرا آرامند در درونشون طوفانی برپاست
o در حالیکه در ظاهر با شما مهربانند خشم و کینه و دشمنی وجود اونها رو به اتش کشیده
o در حالیکه وانمود میکنند خوش بین و امیدوار هستند با بدبینی و شک و تردید به همه چیز نگاه میکنند .

3- نجات دهنده یا بیش از حد مسوول و کنترل کننده یا قهرمان بودن یا نقش قربانی بودن
o پذیرفتن یک نقش یا دو نقش در زندگی خود مثل:
o نقش نجات دهنده بودن
o نقش بیش از حد مسوول و کنترل کننده بودن
o نقش قهرمان بودن
o نقش قربانی بودن
o رل مهرطلب
o رل احمق را داشتن ….
o در حقیقت من کسی هستم که این رل و نقش رو به عنوان هویت و شخصیت خودم انتخاب میکنم
o مثلا اون زمانیکه که شما نقش نجات دهنده رو انتخاب میکنید بخاطر این است که از نجات خودتون گذشتید
و به این نتیجه رسیدید که غم خوردن و کوشیدن من بیهوده است
و من نمیتونم کاری برای خودم و عزیزانم بکنم پس بهتر است به نجات دیگران بپردازم
و درست مانند مامور اتش نشانی منتظر میشه تا برای نجات خانه یا ساختمانی که اتش گرفته حرکت کنه.
o مثلا وقتی ازش میپرسید که چرا با این آدم ازدواج کردی یا دوسش داری متوجه میشید که چون اون آدم رو بدبخت
و بیمار و بیکار و گرفتار دیده به کمک او شتافته و تصور میکنه که جنبه اخلاقی و انسانی به او حکم میکنه که این کارو کنه…
o در حالیکه ما میدونیم درست است که به عنوان یک انسان هر کسی رو باید کمک کنیم
o اما دلیلی نداره که همسر او بشیم و قرار نیست به نوعی رابطه ویژه با او برقرار کنیم
o اما کسانی که در این سن و سال آسیب دیدند اگر نقشی رو انتخاب میکنند حتی تا آخر عمر در اون نقش میمانند
o و ممکن است یک یا دونقش رو انتخاب کنند که در همه جا میشه این نقش ها رو در گفتار و رفتارشون دید.

• میدانیم ما بین ۳ تا ۷ سالگی نمایشنامه یا پیش نویس زندگی خودمونو مینویسیم
o یعنی مشخص میکنیم که میخواهیم چگونه زندگی کنیم
o حتی بسیاری از اوقات افراد برای رشته تحصیلی یا ازدواج یا نوع شغل یارابطه با همسر و فرزندان نمایشنامه ای تهیه میکنند
که بعدا در همان نمایشنامه خودشان بازی میکنند.
o این پیش نویس توسط کسانی که بین سه تا ۷ سالگی آسیب میبینند کاملا قطعی و نهایی است
که معمولا در بزرگسالی بین ۱۸ تا ۲۲ تجدید نظری در اون نمیکنند
o لذا تصمیمات سه تا ۷ سالگی برای اونها قطعی و نهایی میشه .
o نمونه برجسته اون رو در باورهای مذهبی و سیاسی میتونید ببینید
o بچه ها در این سن و سال به نتیجه گیری هایی میرسند و اون رو برای تمام عمرخودشون دارند
o بیش از 90 درصد مردم اگر به اونها گفته بشه که شما احتمالاً باید در جهت باورها و اعتقادات خودتون تجدید نظری کنید
حیرت میکنند که اصلا این موضوع چگونه میتونه مطرح بشه
چه برسه به فکر اینکه بخواهند اونو دگرگون کنند.
o لذا اسیب سبب میشه که ما نوعی از زندگی رو انتخاب کنیم و ابتدا در نمایشنامه های دیگران شرکت کنیم
o ولی وقتی به بزرگسالی میرسیم تئاتر خودمونو راه میندازیم و دیگرانی که آماده هستند رو برای بازی در ان انتخاب مبکنیم
o و از اینجاست که دوستان و همسر و یا نوعی از روابط در محیط کار مبتنی بر این نقش و نمایشنامه ای است که داریم..
o گفته شده که در ۳ تا ۷ سالگی حتی ما در پیشنویس زندگیمون مشخص میکنیم که کسی هستیم که تنها در بستر مرگ میمیریم
یا در سالخوردگی عزیزان و دوستان و اطرافیانی داریم.
o کسی که آسیب ندیده دو یا سه باری فرصت پیدا میکنه که در این نمایشنامه تجدید نظری کنه
و اونو متناسب با آگاهی های تازه و رشد تازه تطبیق بده
o در حالیکه کسانی که بین ۳ تا ۷ سالگی آسیب دیدند در اونجا منجمد میشوند
و ان تصمیمی را که در اون دوران میگیرند بعدها در بزرگسالی انجام خواهند داد
و معلوم است که فاجعه ای میتونه رخ بده زمانیکه برنامه زندگی منو شما رو یک پسر بچه ۳ ساله یا ۵ ساله یا ۷ ساله
تنظیم کنه و لذا به نوعی سرنوشت ما به دست خودمون در این دوران در سرمون نوشته میشه.

4- تفکرات معجزه گرایانه

o داشتن زندگی مبتنی بر تفکرات معجزه گرایانه
o یعنی به نیروهای پنهان یا موجودات پنهان یا انرژیهای پنهان و آشکار باور داشتن
o تصور اینکه راه های دیگری به جهت کشف و درک حقیقت وجود دارد
o انسان ازبیراهه های فردی و شخصی و تجربیات خودش میتونه به واقعیات و حقایق دسترسی پیدا کنه
o در حالیکه در طول تاریخ هیچ کس نه از این راه دارویی کشف کرده و نه بیماری را شفا داده است
مگر در همان دنیای خیال و توهم و دروغ و فریب .
o این فرد تصور داره که موجودات یا نیروهایی در جهان در کارند و به نوعی اوضاع جهان را روبراه میکنند
o در حالیکه کمی نگاه واقع بینانه خواهد دید کسانیکه این اعتقادات را نمیپذیرند همچنان نه تنها مانند اونها
بلکه حتی خوشبخت تر و راحت تر زندگی میکنند
o ولی برای چنین فردی تصور و تخیل اصل و اساس زندگیش است زیرا از طریق این نیروها و موجودات هست
که به نوعی میتونه جهان رو در اختیار خودش بگیره و به آرامشی برسه .
o او به دنبال راه حل های ساده به جهت حل مسائل و مشکلات خودش است
و به همین خاطر نوعی تفکر معجزه گرایانه پیدا میکنه
و باورش این است میتونه اوضاع زمین و زمان رو بخاطر کمی انتظار و توقع کسی به هم بریزه
o در حالیکه میدانیم جهانی که اینچنین مرتب و منظم بر اساس قاعده و قانون حرکت میکنه
اگر با دقت بهش نگاه کنیم به اندازه سر سوزنی تخلف از این قوانین نمیتونیم بکنیم
مثلا اگر آب در ۱۰۰ درجه به جوش میاد شما با هیچ نیرو و موجوداتی نمیتونید اونو در ۵۰ درجه به جوش بیارید ….
در نتیجه این افراد آمادگی اینو پیدا میکنند که هر نوع احتمال غیر ممکنی را قطعی و یقین بدونند
و منتظر برای تحقق اون و در نتیجه از کار و فعالیتی که باید انجام بدهند
و آگاهی که باید به جهت درک اینکه چه باید کرد کسب کنند دور میمونند
o لذا بخاطر آسیب سه تا هفت سال به راحتی میتونند مورد استفاده و سوء استفاده بازیگران و حقه بازانی قرار بگیرند
که با این اعتقادات به اونها وعده های را بدهند که هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد
و بصورت کودکانه حاضر هستند هر باوری رو بپذیرند
چون فکر میکنند نظر گاه اونها میتونه همه چیزو در بر بگیره.

5- بحران هویت و فردیت

o داشتن بحران هویت و فردیت
o مثلا بعضی روزها خودشو باهوش و روز دیگر بی هوش میبینه
o یک روز فکر میکنه از عهده هه کارها برمیاد یک روز دیگر احساس درماندگی میکنه.
o میدانیم دادن پیام یکدست و یکنواخت در کودکی به فرزندانمان از این آسیب جلوگیری میکنه

6- از حال و احساس خودش خبر نداره
o یعنی نمیدونه غمگینه
o یا خشمگینه
o یا مضطربه
توانایی تفکیک احساسهای خوب و بد رو نداره

7- از دنیای اطراف خودش خبری واقع بینانه نداره
o انچنان درگیر دنیای بیرونی خودش و درگیر مطالب بی اهمیت و کم اهمیت میشه
که اصلا به موضوعات و مطالب اصلی و با اهمیت توجهی نمیکنه
o اینکه مثلا دیگران چه اندازه او را زیبا یا زشت میبینند
o یا لباس او را تائید میکنند یا نه ذهن او را درگیر میکند
و در نتیجه مطالب مهم رو نمیگیره.

8- همیشه درگیر حدس و گمان هستند
o مطالبو باید به نوعی حدس بزنند
o لذا به خود اجازه میدهند که ذهن شما رو بخونند
o از اینکه دیگران در مهمانی پشت سر آنها چه چیزهایی گفتند حدسهای خود را مطرح میکنند.
o این افراد ترجیح میدهند آدرس رو نپرسند و بروند اون را پیدا کنند

9- میل اونها به درک واقعیت و کشف حقیقت بسیار کمه
o اما در دنیای ذهنی خود هر تصور و تخیلی رو مطلبی درست و سازنده میدونند.
o این افراد در حالیکه ممکنه با غریبه ها خوب باشند ولی با نزدیکان خود اشکال دارند

10- کوشش میکنند دیگران رو کنترل کنند
o در حالیکه کنترل ذهن خودشون از دستشون در رفته است
o دوست دارند اونها راننده باشند و در یک پیک نیک وسائل لازم رو اونها بیارند تا کنترل رو داشته باشند
o در واقع این کنترل دیگران برای این است که بتونه آرامش و امنیتی رو برای خودش بوجود بیاره.

11- تعصب و تنگ نظری در بزرگسالی از نتایج دیگری از آسیب این دوران است.

12- به نوعی در زندگی خود جلوه گری و نمایش دارند
o مایل هستند به نوعی جالب و جاذب باشند
o لذا توجه و نظرشون به ظاهر و لباس و ارایششون مشغولیت اصلی و اساسی زندگیشون است
o این موضوع ریشه در این مساله داره که بین ۳ تا ۷ سالگی از توجه و محبت لازم بهره نبردند
o لذا کوشش میکنند که بتونند اونو در غریبه ها و تازه ها پیدا کنند.

13- آسیب بعدی تصور غلط و ویرانگر “خواستن توانستن است” میباشد.
o یعنی مثلا من هر زمان که بخوام میتونم این ماده مخدر رو ترک کنم
o این تصور غلط باعث میشه که این فرد الان سی سال هست که معتاده….
o در حالیکه میدونیم برای آنکه خواستنی توانستن بشود باید انچه را که فرد میخواهد با واقعیات بیرون هماهنگی داشته باشد
o بعد آن را بصورت هدفی درآورده و مراحل مختلف رسیدن به این هدف را بشناسد
o آگاهی و دانایی و توانایی و امکانات و فرصتهای لازم به جهت هدف رو داشته باشد…
o از طرف دیگه این فکر” خواستن توانستن است” باعث میشه که فرد کار امروز رو به فردا موکول کنه ..
o لذا در تحلیل نهایی خواستن توانستن است نه نشانه خوش بینی بلکه نشانه خوش خیالی و غیر واقع بینی و تخیلات کودکانه است.
o شاید باید در حالت صحیح این جمله را به این صورت بیان کرد که خواستن آفریدن است
آن زمانی که ما توانایی و امکان این آفرینش را داشته باشیم.

14- گناه مسموم (toxic guilt) :
آسیب دیگری است بدین معنی که من احساس قدرت و توانایی میکنم
در حالیکه قدرتی ندارم و توانایی ندارم….
من بین سه تا ۷ سالگی تصور میکنم اگر برای خرید کفش به پدر و مادرم فشار نیاورم
اختلافات اونها رو کم میکنم و اونها با هم دوست خواهند بود
یا اگر من خوب و مهربان باشم توان اینو خواهم داشت که زندگی خانواده بهتر کنم.
اگر من این را نخواهم یا انجام ندهم دگرگونی میتوانم بوجود بیاورم….
گناه مسموم به یکباره انسان را با این توهم آشنا میکنه که من یکه و تنها میتونم به جنگ
همه دنیا برم و تنهایی توان اینو دارم که مسائل جهان را از بین ببرم
لذا به راحتی درگیر گروه های افراطی و تندرو میشم که وعده های بسیار جالب و جاذب را در مدتی
کوتاه اونهم برخی اوقات نه با فعالیت که با عدم فعالیت به ما میدهند..
لذا کسانیکه بین ۳ تا ۷ سالگی آسیب دیده اند این تصور را دارند که از عهده همه کارها بر می آیند
باورشون این است که یک تنه میتونند مسائل و مشکلات رو حل کنند
و انتظار دارند یکدفعه یک نفر ظاهر بشه و همه مسائلو برای اونها حل کنه
در نتیجه خاطر اونها رو آسوده کنه.
کسی که این آسیب را دیده همه چیز را ممکن و در قدرت خود میبیند
تا اونجا که فکر میکنه اگه کتابی بنویسه یا مطلبی رو در رادیو و تلویزیون بگه به یکباره تاثیر عمیق و سنگینی روی دنیا خواهد داشت
و بعد حیرت میکنه که با وجود این همه کوشش چرا هیچ تغییر ملموسی اتفاق نیفتاده است.

15- کسی که بین ۳ تا ۷ سالگی آسیب دیده این احتمال در ذهنش بوجود میاد
که همیشه میتونه از طریق تغییر احساسات و حالات خودش احساسات و حالات دیگرانو عوض کنه
o یعنی این تصور و توهم برای او بوجود میاد که اگر او خوشحال باشه دیگران خوشحال میشوند
o یا اگر او خوابش اومد دیگران هم خوابشون میاد.
o اگر او کسی رو دوست داشته باشه به زودی اون فرد هم او را دوست خواهد داشت
o تا اونجا که برخی اوقات میگه :
اینقدر به تو محبت میکنم که دل سنگ تو را نرم کنم
در حالیکه مطالعات علمی اصلا چنین چیزی رو نشون نمیده
مگر اینکه فرد به دلائلی به شما علاقمند بشه
o یا پیام مهربانانه شما اونو به دادن پاسخی مهربانانه بکشونه
که در هر رابطه ای میتونه وجود داشته باشه.
o اما این بسیار متفاوت از این است که من تصور کنم حالات و احساسات من دیر یا زود به دیگران سرایت میکنه
و تا جایی که عامل دگرگونی در فرد دیگه ای بشه …
o لذا این تصور که من با مهربانی موجب مهربانی یا با رفتار خوب موجب رفتار خوب میشوم
اتفاق نخواهد افتاد البته میدانیم حال و احساس ما در دیگری تاثیر میزاره
ولی بخاطر قاعده طبیعت اون زمانیکه بد و منفی است تاثیر بیشتری داره
تا زمانیکه خوب و درست است که تازه تاثیر اون هم از چند درصد تجاوز نمیکنه.

د : کسی که بین ۶ تا ۱۲ سالگی آسیب دیده معمولا درباره تواناییهای خود و احساس حقارت خودش گرفتار است
و در جهت ایجاد ارتباط دوستانه با دیگران مساله و مشکل دارد
به نوعی رابطه فرد از دیگران جدا میشه و زمینه برای تنهایی فرد فراهم می آید

ه : اگر کسی بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی آسیب دیده موجودی گم و گیج است
و توانایی تصمیم گیری درباره مسائل رو نداره و مخصوصا وقتی به مساله ارتباطات انسانی میرسه
به یکباره تبدیل به موجود بسیار شکننده و حساس و برخی اوقات واقعا از پا افتاده ای میشه.