آمادگی داشتن فرزند

پرورش، تعلیم و تربیت فرزند

آمادگی برای حاملگی

آماده شدن برای داشتن فرزند

• متاسفانه به دلیل ویژگی های روانی و شرایط و محیط اجتماعی بسیاری از ما كالا یا متاع ازدواج نیستیم .
یعنی اصلاً برای زندگی با هیچ كس آماده نیستیم .

• ما نه تنها با پدر و مادر خود ، با خواهر و برادر خود ، حتی اگر از خود ما كپی درست كنند
و یا برادر و خواهر دوقلو هم نمیتونیم زندگی كنیم .

• به بیان دیگه و متاسفانه بسیاری از مردم هستند كه باید گفت و احتمالاً به دلیل آسیب كودكی
و یا حوادث بعدی اصولاً كالای پدری و مادری نیستند .
اما برتر از اون كالای ازدواج ، زنی و شوهری ، نخواهند بود .

• علت این مساله رو میشه در اینجا دید كه بسیاری از ما وحشتی از عشق ، دوستی و محبت داریم .
به این معنا كه من در كودكی یا سخت به این عشق و محبت كه حتماً نیاز كودك هست محتاج بودم
و كسی چنین محبتی رو در حق من نكرده و در نتیجه به این نتیجه رسیدم كه محبتی در جهان نیست
یا بهتر است كه منتظر چنین محبت و عشقی نباشم .

• دوم اینكه اون كسانی كه مدعی عشق و محبت به من بودند بیشترین آسیب و زیان رو به من وارد كردند
و درد و رنج اصلی و اساسی من از ناحیه اونها بوده و بنابراین به این نتیجه رسیده ام كه نتیجه و پایان
این عشق و محبت چیزی جر درد و رنج و حسرت و افسوس نخواهد بود و یا احتمالاً من به خاطر شرایطی
كه در زندگی دیگران دیدم و روابط بد و نامناسبی كه در بقیه خانواده ها یا خانواده خودم یا خویشاوندانم
مشاهده كردم به این نتیجه رسیدم كه احتمالاً زندگی زناشویی ارزش و اهمیتی نداره
و بنابراین كوشش در جهت به وجود آوردنش حتماً اشتباه بزرگیست .

• از طرف دیگه ممكنه من ازون كسانی باشم كه هنوز به ثبات و قرار نرسیدم و نقطه ای ازین «قرار» گریخته
و من رو با «فرار» همراه كرده تا اونجا كه تنوع و نوعی در زندگی برای من اصل و اساس هست و ترجیح میدم
در زندگی كه من با دیگران و افراد مختلف باشم تا با یك نفر و روابط خودم رو به صورت گسترده ای در ارتباط با دیگران قرار بدم
تا با فرد ویژه و مخصوصی و بنابراین به خاطر اون هست كه اصولاً كالای ازدواج نیستم

• بالاخره این احتمال وجود داره كه تعهد مسئولیت و وظیفه ای رو كه یك فرد در زندگی زناشویی باید داشته باشه
من نه قبول دارم و یا تصور میكنم كه امكانش و تواناییش رو دارم و یا احتمالاً ممكنه اصلاً اون رو نخوام .

• بنابراین با توجه به این زمینه ها و جنبه ها هست كه بسیاری از مردم ممكنه ترجیح بدن به درسشون ،
به كارشون ، به باورهاشون و به جنبه های دیگر زندگی توجه كنند و اصولاً وقت و نیرو و انرژی رو برای داشتن
خانواده مورد استفاده قرار ندند .

• اما متاسفانه كسانی هستند كه با وجودی كه ممكنه كالای ازدواج باشن ،
و در این بازار متاع قابل داد و ستد ، كالای قابل پدری و مادری نیستند.
به این معنا كه آمادگی برای پدری و مادری ندارند .
این افراد معمولاً تجربیات بسیار بدی در كودكی داشتند و از كودك و كودكی بیزارند
و اصولاً اون دوران رو دوران بدی میدونستند و میدانند كه در گذشته باید با سرعت ازون خارج شد
و به دنبال بزرگ شدن و از این مرحله بیرون آمدن بودند .

• از طرف دیگه كسانی كه به وسیله خواهران و برادرانشون بزرگ شدند ،
این امكان وجود داره كه این افراد به خاطر اینكه خواهر و برادر مضطرب كم دان، و ناتوان، مسئول
بزرگ كردن اونها بوده از پا دراومدن و چنین دورانی رو به هیچ وجه دوست ندارند و نمیپذیرند.
یا ممكنه خود اونها به عنوان خواهر و برادر بزرگتر مسئولیت بزرگ كردن خواهران و برادران كوچكتر رو داشتند
و به بیان دیگه شاید بشه گفت پدری و مادری رو در كودكی تجربه كردند و دیگه حوصله و آمادگی
رو برای داشتن فرزند ندارند .

• به همین جهت است كه آمار نشون میده كه اگر حدود ۱۰ درصد زنان تمایلی به داشتن فرزند ندارند
این زنان اگر فرزندان آخر خانواده مخصوصاً در خانواده های شلوغ بیش از ۵ یا ۶ نفری باشند
كه نوع ویژه ای از روابط رو با پدر و مادر و برادران و خواهران خود داشتند ،
تمایلی به داشتن فرزند ندارند و با وجودی كه ممكنه به ازدواج تن در بدهند مایل نیستند كه فرزندی داشته باشند .
مگر به دلایل فشار خارج و یا احتمالاً انتظاراتی كه هست .

• از طرف دیگه بسیاری از كودكان اگر در دوران كودكی با مرگ عزیزانشون مخصوصن خواهر و برادر یا بچه های فامیل
روبرو شده باشند ممكن هست كه تمایل به داشتن فرزند نداشته باشند .

• گروه دیگری به خاطر باورها و اعتقاداتی كه درباره فرزند و مخصوصاً بزرگ كردن او داشته باشند
و دارند مایل نیستند فرزندی داشته باشند .
زیرا به دنبال مرد و زنی ویژه ، كودكی استثنایی و شرایط و موقعیتی كاملاً غیر واقع بینانه میگردند
بنابراین چون چنین محیط و شرایط و روابطی پیدا نمیشه احتمالاً مایل به ازدواج و یا صاحب فرزند شدن رو نخواهند داشت .

• از طرفی دیگر برخی از مردم به دلیل نگاهی فلسفی كه جهان رو پوچ و بیهوده و رفتار انسان رو عبث میدونند ،
معتقدند كه چرا انسان باید در چنین دنیای خالی موجود تازه ای رو بیاره

• برخی دیگه چون جهان رو پر از وحشت و گرفتاری میدونند به این نتیجه رسیدن كه در دنیایی اینچنین بد و فاسد و خراب
چگونه انسان بتونه عزیز خودش رو بیاره .

• در اینجا فقط به یك نكته باید توجه ویژه ای داشت كه برخی از افراد كه مخصوصاً بسیار نشان میدهند و وانمود میكنند
كه عاشق بچه و بچه ها هستند و به گونه ای برخی از اوقات غیر عادی حتی با اعضای خانواده و فامیل و فرزندان اونها برخورد میكنند ،
این افراد ممكن است كه در حالی كه وانمود میكنند و حتی خود باور دارند كه عاشق بچه هستند واقعاً از داشتن بچه بیزار باشند
و این مكانیزم دفاعی كه در كودكی به عنوان تعكیس یا reaction formation اون رو میشناسیم
یعنی كاملاً واژگونه و دگرگونه دانستن و یا حالی رو كه انسان میتونه داشته باشه ریشه این گرفتاریست .

• به بیان دیگه اگر كسی هستید كه:
1. احتمالاً كودكی خوبی نداشتید،
2. اصولاً دوران كودكی شما با مسائل و مشكلات فراوانی همراه بوده
اما به نظر میرسه و چنین تصور میكنید كه سخت مایل به داشتن فرزندید
بهتر است كه این رو با فرد آگاهی چك كنید و مطمئن باشید كه چنین تمایلی واقعی و حقیقی در شماست.
نه فقط به صورت شعاریست كه برخی از ما در بیشتر زمینه های زندگی مخصوصاً اون زمان كه تایید و تصویب مردمان
رو به دنبال داره برخی از اوقات بیان میكنیم .

• به هر حال من و شما اگر كالای ازدواج هستیم ،
اگر كالای پدری و مادری هستیم
و اگر ازدواج كردیم باید شرایطی رو برای آمادگی ازدواج خودمون رعایت كنیم
و به بیان دیگه من و شما برای داشتن فرزند باید آماده باشیم.

این مطلب رو با بیان نكاتی در این زمینه با شماره عرض میكنم :

1. سلامت فیزیكی و روانیست. یعنی كسی كه مایل هست پدر و مادر بشه باید سلامت فیزیكی و
روانی خودش رو چك كنه و حتی در این زمینه آگاهی های لازم رو به دست بیاره .

2. باید مطمئن بشه كه روابط خوبی با همسرش و خویشاوندان خود و همسرش داره .
به بیان دیگه آمدن بچه این روابط رو به هم میریزه و برخی از افراد رو كه در حاشیه و كنار بودن دوباره به صحنه میاره
و مسایل و مشكلات حتی گذشته و یا پنهان شده رو آشكار میكنه .
بنابراین داشتن روابط خوب بین زن و مرد و داشتن روابط بهتر با خویشاوندان موضوع دوم هست.

3. توافق درباره داشتن كودك و زمان و وضعیت مربوط به او هست.
به بیان دیگه این گونه موارد به هیچ وجه موافقت یكی و مخالفت دیگری نمیتونه مبنای انتخاب قرار بگیره .
تا زمانی كه هر دو با تمام وجودشون مایل به داشتن فرزند نیستن .
تا زمانی كه همه موانع برداشته نشده .
تا زمانی كه درباره اصول و اساس این رابطه با هم گفتگو نكردن و به توافق نرسیدن
داشتن فرزند اشتباه و اشكال بزرگی خواهد بود و گرفتاریهای فراوانی رو به دنبال خواهد داشت.

4. وضعیت اقتصادی اونهاست كه باید خاطرشون آسوده باشه كه امكانات مالی رو به جهت بزرگ كردن فرزند دارن.
در این زمینه خوشبختانه در شرایط عادی هزینه زیادی فرزند نداره .
بنابراین مایل نیستم كه این تصور به وجود بیاد كه باید از نظر اقتصادی كاملاً تامین،
نه تنها در حال كه برای همیشه وجود داشته باشه .
ولی داشتن حداقل امكانات اقتصادی مخصوصاً با تغییراتی كه در خانه پیدا میشه و امكان كار نكردن
یكی یا برخی از اوقات حتی هردو رو ممكنه ، به صورتی كه در گذشته بوده باید به حساب آورد.

5. مساله آگاهی و مهربانیست . به این معنا كه من و شما بدونیم كه اساس كار تربیت دو چیز هست .
یكی آگاهی و دانایی ماست و دیگری مهربانیست .
مطمئن باشیم كه در زمینه آگاهی و مهربانی به اون اصل و اساسی كه لازم هست در این زمینه رسیدیم و آماده ایم
كه موجود دیگری رو به این جهان بیاریم كه با آگاهی و مهربانی امكان دادن سلامت روانی و یا فراهم كردن شرایط زندگی
او رو داشته باشیم.

6. داشتن وقت ، حوصله و انرژیست . برخی از ما اصولاً حتی برای خودمون هم حوصله نداریم.
برخی از ما حتی برای كارهای ضروری و لازم هم با مشكل روبرو هستیم .
بسیاری از ما به دلیل ویژگیهای روانی و یا حالاتمون احتمالاً از انرژی لازم برای اداره زندگی خودمون
و یا خودمون برخوردار نیستیم .
معلومه كه در یك چنین شرایطی احتمالاً بزرگ كردن كودك مساله بسیار جدی ای خواهد بود .

7.مساله وقت هست . بسیاری از ما هنوز كار درسمون ادامه داره .
بسیاری از ما دوره هایی رو به پایان باید برسونیم .
افرادی هستند كه به دلیل نوع كار ، سفری كه دارند ، انتظاراتی كه از اونها هست ،
اون وقت لازم رو و اضافه رو كه باید فراهم كنند تا از اون طریق بتونند احتمالاً به فرزندشون برسند رو نخواهند داشت
و بدون تردید برای من و شما به عنوان كسی كه مایلیم صاحب فرزند بشیم،
فرزند باید در اولویت یا Priority یا ترجیح اصلی و اساسی زندگی قرار بگیره .
به این معنا كه برای من و شما باید مساله فرزند به عنوان اصل مقدم باشه .
زیرا سلامت و سعادت او كاملن مرتبط و موكول به رفتار من و شما خواهد بود.

8. باید مطمئن باشیم كه از حمایت و محبت دیگران برخورداریم . به بیان دیگه این كاریست و یا باریست كه به تنهایی
به سامان نمیرسه ، و وجود و حضور افرادی كه میتونند با راهنمایی و حمایت و هدایتشون من و شما رو كمك كنند
ضروریست و الا دز برخی از موارد احساس تنهایی و جدایی و یا نوع دیگری از زندگانی میتونه مساله آفرین باشه.

9. من و شما باید مطمئن باشیم كه با تولد فرزند زندگی ما به نوعی آغاز شده ،
رابطه ما به طریقه جدیدتر و بهتری به وجود آمده ،
زندگی من و شما معنا و مفهوم دیگری پیدا كرده .
متاسفانه در برخی از جوامع داشتن و یا پیدا كردن فرزند به معنی پایان زندگی ،
پایان رابطه خوب ،
پایان رسیدگی به خود
و مواظبت و مراقبت از خود و خوددوستی است .
معلوم است كه هرگونه آسیبی در این زمینه مستقیماً متوجه فرزند خواهد شد .
بنابراین فردی میتونه صاحب فرزند بشه كه بدونه زندگی به معنی خوب و بهتر
و برتر و درستش آغاز شده تا اینكه پایان پذیرفته

10. من و شما در حقیقت به نوعی در خلق یك موجود شركتی داریم .
خلق موجودی كه به دست من و شما به عنوان پدر و مادر آغاز میشه و
در ابتدای زندگی نقش من و شما بسیار مهم و اساسی هست .
اما باید به او فرصت این رو بدیم كه او كه مخلوق خداست ،
خالق خودش بشه.
جهان رو آنچنان برای او گشاده كنیم و فرصتها و امكانات رو برای او فراهم ،
كه او بتونه از این طریق به بهترین و برترین صورت ممكن خودش برسه.

گواهینامه پدری و مادری

اشکال کار ما انسانها اینه که برای کوچکترین کارها مثل رانندگی شما حتما باید گواهینامه بگیرید

ولی برای کار پدری و مادری که مثل خلبانی احتیاج به دانایی و توانایی و مهارت و امکاناتی هست

شما به هیچ مجوزی احتیاج ندارید و طبیعت به راحتی این امکانو به شما میده که صاحب فزند بشید

و کسی هم نمیتونه اونو ازتون بگیره….

دوستان عزیز اگر به منی که مهارت رانندگی پایه یک ندارم یک اتوبوس بدهند

که بخواهم باهاش رانندگی کنم مطمئنم که این کار غیر ممکنه یا خیلی سخت میشه برام…

ولی اگه مهارت و گواهینامشو داشته باشم به راحتی این کار رو با یک گاز و ترمز و دنده انجام میدم و هیچ ترسی هم ندارم…

باورم کنید اگه ما پدر مادرها مهارت و دانایی و امکانات کار پدری و مادری رو داشته باشیم

بزرگ کردن یک نوزاد نه تنها ساده بلکه یکی از شیرین ترین و لذبخشترین و حتی بزرگترین دانشگاه برای یادگرفتن و اموختن به ما تبدیل میشه…

متاسفانه درصد بسیاری از پدر مادرها اصلا کالای پدری و مادری نیستند

و مثل کسی میمونند که بجای اینکه یک ماشینو با گاز و فرمون هدایت کنند دارند هلش میدن….

بعد هم حتی اگه شما دانایی این کار رو داشته باشید ولی خودتون حالتون بد باشه مثلا غمگین و افسرده باشید

یا خشمگین باشید یا مضطرب و نگران باشید یا بیماری های روانی یا اختلالات شخصیتی یا استرس زیاد داشته باشید

باز هم این کار برای شما سخت و یا حتی غیر ممکنه و به زبون خودمونی به درد کار پدری و مادری نمیخورید

و بهتره اگه هنوز کاری نکردین بیخیالش بشید چون داشتن فرزند دوای هیچ دردی نیست.