تفاوت ذهنیت با واقعیت

تفاوت ذهنیت با واقعیت

• حس و احساس و درک و برداشت و سلیقه شما ملاک واقعیت خارج نیست.
• مثلا شما با عینک زردتون دارید به اطراف نگاه میکنید
• حالا اگه یک جسم آبی بزارند جلوتون شما اونو سبز میبینید و فکر میکنید واقعیت هستش
• چون شما با تمام وجودتون حس و احساس و درک میکنید که سبزه
• در حالی که اون جسم آبیه و عینک زرد ذهن شما اونو به رنگ سبز تو وجودتون درمیاره

• روزی که یک روانشناس بخواهد باورهای خود یا نوع ارتباطی که با پدر مادر یا دوستان و یا به عنوان
زن با زنان یا مردان داشته مبنای کار خود قرار بدهد، یک فاجعه در روان درمانی بوجود امده است
• به همین علت است که برخی اوقات یک روانشناس در اروپا خودش ۶ سال در مسیر روان درمانی قرار میگیرد
تا در نهایت به او بگویند تو یادت باشد که به دلیل حساسیتی که راجع به مادرت داری به مجردی که بیمار راجع
به مادرش صحبت کرد ای بسا به همین دلیل کار تراپی را متوقف کنی زیرا تو توانایی اینو نداری
واقع بینانه و عینی گرایانه به موضوع نگاه کنی

• تو باورها و اعتقادات و احساست خودتو وارد سیستم میکنی
• و حتی حرفهای او را به گونه ای دریافت میکنی که او اصلا این حرفها را نزده
• و پاسخی که به او میدهی اصلا ارتباطی به او ندارد
• لذا شمای روانشناس دارید به یک آدم خیانت میکنید
• لذا وقتی بیماری به شمای روانشناس مراجعه میکند و میخواهد راجع به مرگ پدر یا مادرش صحبت کند
و شمایی که خود همچنین تجربه ای دارید میگویید که من نمیتوانم به تو کمک کنم
تو باید به نزد متخصص دیگری بروی زیرا در اینجا شما احساسات و باورهای خودتونو درگیر میکنید.
• لذا روزی که شما بحث علمی میکنید باید دقیقا مواظب این مسائل باشید که واقعیت را با ذهنیت خود اشتباه نگیرید.
• پس شما نمیتونید ذهنیت خودتونو وارد کار پرورش وتعلیم و تربیت بچه هاتون بکنید
• چون ممکنه که ذهنیت شما در واقعیت اشتباه باشه