دیدگاه انسان گرایی

دیدگاه های نظری رفتار انسان

دیدگاه انسان گرایی و وجود گرایی

• محور دیدگاه انسان گرایی این عقیده است که انگیزش انسان بر پایه گرایش فطری به تلاش برای به کمال رسیدن و یافتن معنی در زندگی قرار دارد.
• طبق نظریه های شخصیت انسان گرا، افراد توسط نیاز به شناختن خودشان و دنیا و به دست آوردن غنای بیشتر از تجربیاتشان، به وسیله تحقیق بخشیدن به استعداد بی نظیر شان، برانگیخته می شوند.
• فعالیت نظریه پردازان انسان گرا قویا تحت تأثیر روانشناسی وجودی و پدیدار شناسی قرار داشته است.
• روان شناسی وجودی، موضعی نظری است که بر اهمیت درک کامل هر لحظه از زمان به صورتی که روی می دهد، تأکید می ورزد.
طبق نظر روان شناسی وجودی، افرادی که با دنیای پیرامونشان هماهنگ هستند و هر لحظه زندگی را تا حد امکان به طور کامل تجربه می کنند، از لحاظ روانی سالم هستند.

• اختلال های روانی زمانی ایجاد می شوند که افراد قادر به تجربه کردن این نوع زندگی «در حال حاضر» نباشند.
• این نقص اساسی در ماهیت انسان نیست که اختلال های روانی را ایجاد می کند، بلکه انسان ها به این علت آشفته می شوند که باید طبق قید و بندهایی که جامعه مدرن برای آزاد سازی انسان تعیین کرده است ، زندگی کنند.
• از نظریه پردازان و پیشگامان معروف وجود گرایی می توان به ژان پل سارتر، رولومی، فرانکل، سورن کی یر کگارد، نیچه، مارتین هاید گر، لودویک، بیزوانگر، مدارد باس و یالوم اشاره کرد.

• وجود گرایان بر مولفه های زیر بعنوان مهم ترین مشغله های انسان امروزی تاکید دارند:

۱-آزادی انتخاب و اضطراب ناشی از درک مسئولیت

۲-هویت و معنای زندگی

۳-تنهایی و انزوا

۴-مرگ

• استثنایی بودن یکی از راه هایی است که برخی افراد به وسیله آن از خود در برابر ترس از مرگ محافظت می کنند.
• انسان گرایی به عنوان «نیروی سوم» یا «موج سوم» با هدف مبارزه با روان کاوی و رفتار گرایی شکل گرفت.
• دو تن از سردمداران این مکتب، آبراهام مازلو و کارل راجرز هستند.

نظریه فرد مدار راجرز- Person-Centered Theory

نظریه فرد مدار راجرز بر:

• بی نظیر بودن هر فرد،
• اهمیت اجازه دادن به هر فرد برای تحقق بخشیدن به حداکثر استعدادش و
• نیاز فرد به روبه رو شدن صادفانه با واقعیت تجربیاتش در زندگی، تأکید دارد.

• راجرز برای به کار بردن نظریه فرد مدار در زمینه درمان، از اصطلاح درمانجو محور ( Client – Centered) استفاده کرد، تا عقیده خود را به اینکه افراد ذاتاً خوب هستند و استعداد پیشرفت شخصی در خود فرد، نه در درمانگر یا فنون درمانی قرار دارد، منعکس نماید.
• ویژگی اصلی نظریه راجرز، این عقیده است که خود انگاره فرد متعادل و سازگار باید با تجربیات او همخوانی داشته باشد. راجرز انسان را به صورتی در نظر داشت که مرتباً در حال تحول و جنبش است.

نظریه خود شکوفایی مازلو- Self-Actualization

• آبراهام مازلو در ارتباط با نظر راجرز در خصوص فرد کامل، نظریه ای را به وجود آورد که بر مفهوم خود شکوفایی تمرکز دارد؛  یعنی ،تحقق کامل استعداد فرد برای رشد روانی.

• نظریه مازلو به خاطر ساختار هرمی شکل آن شهرت دارد. او آن را سلسله مراتب نیازها نامید.  این سلسله مراتب، ترتیبی را که نیازهای انسان باید برآورده شوند، نشان می دهد.
• فرض اساسی این سلسله مراتب این است:

o برای اینکه افراد به خود شکوفایی برسند. باید نیازهای اساسی تر «جسمانی و روانی» خود را ارضا کرده باشند.

مازلو نیز مانند راجرز، اختلال روانی را بر حسب میزان انحراف از ایده آل تعریف کرد

maslowMaslow

درمان

طبق رویکرد «درمانجو مدار» راجرز،  درمان باید به جای تمرکز بر دیدگاه های از پیش تعیین شده متخصص بالینی، بر نیازهای درمانجو تمرکز داشته باشد.
• وظیفه درمانگر این است که به درمانجویان کمک کند تا به خوب بودن فطری شان پی ببرند و  هر درمانجو خودآگاهی بیشتری کسب کند.
• توجه مثبت نامشروط به درمانجویان از طرف درمانگر در فرایند درمان در نظریه راجرز مورد تأکید واقع شده است.

 ادامه در صفحات بعدی…..

Pages: 1 2 3 4 5 6

Pages ( 1 of 6 ): 1 2 ... 6بعدی »