سرد مزاجی

روانشناسی زنان
کارن هورنای Karen Horney

زنانگی سرکوب شده

سرد مزاجی در زنان

 

• گروهی سرد مزاجی زنان را همانند ناتوانی جنسی در مردان میدانند. سردمزاجی همچون سرفه کردن، میتواند خبر از نشانه ای از یک اختلال عمیقتری باشد.  ساختار روانی ما همانند ماشین نیست که اگر نقص کوچکی داشت ، کل آن از کار بیفتد .  ما برای والایش و تصعید نیروهای جنسی خود به ارزشهای فرهنگی، توان چشمگیری داریم.  نمیتوان تغییرات فیزیولوژیکی شیمیایی را دلیل اصلی این اختلالات دانست ، چون اگر رویکرد روانی شخص مناسب باشد ، این گونه اختلالات نیز بروز نمیکند.

• در بسیاری موارد شاهد اختلالات دیگری نظیر اختلالات گوناگون قاعدگی هستیم. مثل:
اختلال در چرخه قاعدگی ،  قاعدگی دردناک ،  تنش ، تحریک پذیری یا ضعف ،  قاعدگی ۸ یا ۱۴ روز پیش از موعد ، که هر بار با اختلالات نسبتا شدید روانی همراه است.

• در اختلالی دیگر زن از آبستنی سر بر می تاباند  یا بدون هیچ دلیل عضوی جنین سقط میشود  یا مدام از آبستنی خود گلایه میکند یا هنگام زایمان عصبیت یا اضطراب عصبی پیدا میکند ، برای بعضی شیر دادن مشکل میشود  و یا مادر نسبت به نوزاد حس معمولی ندارد  و حتی برای او پرستار استخدام میکند.

• اما در هر حال رویکرد زن نسبت به مرد مختل یا ناقص میشود .

• این اختلالات اعم از: بی اعتنایی نسبت به مردان ، حسادت شدید ،  بی اعتمادی ، تحریک پذیری ، ادعای حقارت،  احساس حقارت ،  نیاز به داشتن عاشق، برقراری رابطه صمیمی با زنان همه در یک ویژگی اشتراک دارند :  ناتوانی در برقراری رابطه عشقی کامل با معشوقی از جنس مخالف. در یک درک عمیقتر متوجه میشویم آنها نقش زنانه را انکار میکنند و این کار آگاهانه نیست و به عکس رویکرد اگاهانه انها کاملا زنانه است.

• زنان سرد مزاج حتی میتوانند: نسبت به تحریک جنسی واکنش نشان دهند، و به لحاظ ظاهری جذاب باشند . سردمزاجی به معنای انکار روابط جنسی نیست. در واقع در سطوح عمیق تر روان فرد ،  به انکار کلی روابط جنسی برخورد نمیکنیم ،  بلکه فقط شاهد بی میلی به ایفای نقش زنانه هستیم.

• وقتی این انکار به بخش خوداگاه برسد معمولاً شاهد بهانه هایی هستیم، از جمله:تبعیض اجتماعی ، متهم کردن شوهر ،متهم کردن تمامی مردان. اما در سطح عمیقتر انگیزه محسوس تر دیگری نیز وجود دارد : تمایلی کمابیش شدید به مرد بودن یا تخیلات عمیق در این خصوص

• کل این کلاف پیچیده احساسات و تصورات را که مضمونشان احساس: مورد تبعیض قرار گرفتن زن ، حسادت او به مرد ، میل زن به مرد بودن،  دوری از ایفای نقش زن است، عقده نرینگی در زنان نام دارد.

• وقتی حسادت به مرد آشکار باشد، اینگونه تمایلات در قالب تنفر از مرد بروز میکند. زنانی که از مردان متنفرند در عین حال انها را برتر از خود میبینند. این زنان به توان جنس مونث برای موفقیت ایمان ندارند و  میخواهند دست کم مانند برخی مردان در مورد زنان قضاوت کنند  و معمولا این رویکرد بصورت تمایلات تحقیر آمیز مشخص نسبت به مردان در می آید  که یاد آور این ضرب المثل مشخص است که میگوید : گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده.

• این حسادت باعث شده زن از محاسن خود غافل بماند و مادری برای او وظیفه ای شاق شود. این احساس که سرنوشت برای زن تبعیض قائل شده ، باعث میشود او از خود و زندگی توقع های بیجا داشته باشد. معمولا توقع و نارضایتی زن را ناشی از ارضا نشدنش در رابطه جنسی میدانند . اما با بررسی عمیقتر این نارضایتی ریشه در عقده نرینگی دارد. اگر فرد مذکر به عنوان شریک جنسی بطور کلی طرد نشود ، این مطالبات بنا بر منطق ذاتی خود به سردمزاجی ختم میشوند.

o از دیگر سو سردمزاجی خود باعث تشدید حس حقارت میشود چون در سطح عمیق تر روان فرد این احساس ، ناتوانی در عاشق شدن محسوب خواهد شد . این واقعیت با ارزش گذاری اخلاقی و آگاهانه ای که سردمزاجی را نوعی پاکدامنی و وقار میداند کاملا تضاد دارد. این احساس ناخوداگاه نقصان در مسائل جنسی لاجرم به حسادت شدید عصبی نسبت به زنان دیگر محسوب خواهد شد.

• وقتی زنی با زنانگی خودش نتواند کنار بیاید:  مسائل مربوط به قاعدگی ، احساس درد در هنگام امیزش جنسی و برخی بیماری های زنانه را میتواند برای خودش به ارمغان بیاورد. حسادت به آلت مردی در خودشیفتگی ریشه دارد و اگر روند رشد دختر بچه بدون مشکل و هموار باشد این حسادت در میل جنسی و لیبیدویی به مرد و فرزند غرق میشود.

عوامل مانع بر سر راه رشد احساسی عاطفی جنسی:

1-حمایت بیش تر خانواده از فرزند پسر

2-مشاهدات جنسی در دوران اولیه زندگی کودک

3-مشاهده مقاربت جنسی والدین که این تصور را در او فراهم می اورد که مادرش مورد تجاوز قرار گرفته است و یا مشاهده خون قاعدگی مادر این تصور را در او بیشتر میکند

4- خشونت پدر و مادر بر تصور کودک مبنی بر ناامن بودن مادر صحه میگذارد..

5-هر قدر عشق زنانه دختر به پدر در دوران اولیه کودکی بیشتر باشد، خطر ناامیدی از پدر و احساس گناه نسبت به مادر بیشتر میشود.

• زنانی هستند که پس از اولین تجربه جنسی خود دچار عصبیت یا تغییر شخصیت شده اند ، خواه پس از کشف رابطه جنسی باشد ، خواه بعد از برقراری رابطه جنسی واقعی…. در این موارد، راهی که به نقش ویژه زنانه ختم میشود، به دلیل احساس ناخوداگاه گناه یا اضطراب ، مسدود میشود.

• در این زنها ما شاهد رشته ای از مقاومتها دربرابر تصور رابطه جنسی یا مقاومت در قالب سردمزاجی هستیم. اگر میزان مقاومت اندک باشد، سردمزاجی شکلی تغییر ناپذیر و سرسختانه ندارد و در شرایطی عمدتاً ناخوداگاه، امکان برطرف شدن آن نیز است. در برخی زنان تجربه جنسی باید در حال و هوایی ممنوعه محقق شود . در بعضی دیگر این تجربه باید قرین رنج حاصل از خشونت باشد . در گروهی نیز تجربه جنسی فقط در صورتی ممکن است که از هر جنبه عاطفی تهی باشد . در مورد اخر ممکن است زن در مقابل مرد محبوب خود سردمزاج باشد ، اما در مقابل مرد دیگری که تاثیر حسی مطلوبی بر او میگذارد ولی عاشقش نیست ، کاملا تسلیم شود.

• زن سردمزاج زنی است که شکل ارضای مناسب خود را نیافته است. این شکل مناسب ، ممکن است به شرایط ناخودآگاه مربوط باشد که یا به هیچ وجه قابل درک نیست یا خود آگاه فرد آنها را نمیپذیرد.

• سرد مزاجی تنها نمودی کوچک از اختلال در رشد احساسی عاطفی جنسی زن است
• سردمزاجی بر عملکردهای زنانه دیگر نیز تاثیر میگذارد
• هرگونه اختلال عصبی جدی با سردمزاجی او در ارتباط است.

عوامل بیرونی موثر بر سردمزاجی زنان

• فراوانی پدیده سردمزاجی دلیل بر طبیعی بودن آن نیست.

• دلیل سردمزاجی را نباید صرفا به موضوعات فردی روان کاوی نسبت داد ؛ بلکه فرهنگ مردسالار ما وقتی به شکوفایی و فردیت زن اهمیت نمیدهد ، خود موضوع سردمزاجی را گسترش میدهد.

• از میان این تاثیرات به دو عامل توجه میکنیم :

1-صرفنظر از نعمت مادری یا عاشقی ، همیشه مرد به لحاظ انسانی و روانی برتر از زن انگاشته شده است. اگر این واقعیت را درک کنیم که دختر از همان ابتدای زندگی اش حس حسادت به مرد را با خود دارد ، به سادگی متوجه میشویم که این فشار اجتماعی تا چه حد تمایلات مردانه را در سطوح خودآگاه او بر می انگیزد و تا چه حد او را در راه پذیرش درونی نقش زنانه اش با مشکل روبرو میسازد.

2-عامل نامطلوب دیگر شهوت گرایی مردانه در دوران معاصر است.
این مشکل یعنی شکاف میان شهوت و عشق در مردان حتی تحصیلکرده ،  همانقدر شایع است که سردمزاجی در زنان.

• مردی که به دنبال دوست و همراهی در زندگی میرود که از لحاظ روانی به او نزدیک باشد. اما در عین حال به چنین شخصی حس شهوانی نداشته باشد و انتظار دارد داشته باشد که زن هم با او این رفتار را بکند ممکن است به سردمزاجی زن منجر شود ؛ حتی اگر موانع درونی زن که عامل تقویت کننده سردمزاجی اش بوده اند، قابل رفع باشند.
• از دیگر سو، مردی که به دنبال زنی میرود که صرفا با او رابطه جنسی داشته باشد و از انجا که قاعدتاً در زن ،زندگی عاطفی با زندگی جنسی اش رابطه تنگاتنگ دارد ، وقتی که او را عاشق یا معشوق نیابد نمیتواند خود را تسلیم این مرد کند. البته این را هم در نظر بگیرید که آداب و رسوم و تعلیمات اجتماعی بر خودبازداری های زنانه تاثیر عمیقی میگذارند.

• میزان تاثیر عوامل بیرونی و درونی متفاوت است و تاثیر این دو عامل در کنار هم، سر رشته ای برای درک بهتر این موضوع به دستمان میدهد.

خلاصه و نکات مهم عوامل درونی سردمزاجی زنان :

• بطور خلاصه میتوان گفت دختر تصور میکند که در مقایسه با پسران محدودیت هایی دارد . نمیتواند برخی از امیال خود را که در دوره پیش تناسلی بسیار حیاتی اند ارضا کند. تا زمانی که درک درستی از این محرومیت دختر نداشته باشیم . نمیتوانیم حسادت به آلت مردی را که پدیده ای انکار ناپذیر است درک کنیم.

• در ابتدا دختر بچه به دلائل روانی شناخته شده به آلت مردی حسادت میکند.  دختر در این مرحله از دو طریق میتواند بر عقده حسادت نسبت به آلت مردی فائق آید :
1-او میتواند میل زنانه به مرد (یا پدر) را جایگزین میل به داشتن آلت مردی کند
2-تمایل به داشتن فرزند از پدر راه دیگری برای غلبه بر این حسادت است..

o اما وقتی متوجه میشود که نمیتواند عشق و رابطه جنسی با پدر را بدست بیارورد و در رقابت با مادر شکست میخورد به میزانی که آسیب بیشتری ببیند ، بیشتر با پدر همانند سازی میکند و در نتیجه به نقش زنانه خودش پشت میکند و همینجا یکی از ریشه های انتقام جویانه زنان نسبت به مردان شکل میگیرد و دختر در واقع با فرار از نقش زنانگی از احساس اضطراب و احساس گناهی که در رابطه درونی خودش با پدر داره فرار میکند. سردمزاجی زن یکی از نشانه های این مکانیسم است..

• وقتی زنی با زنانگی خودش نتواند کنار بیاید مسائل روانی زیادی پیدا میکند. مثلا :

o در بسیاری موارد شاهد اختلالات دیگری نظیر اختلالات گوناگون قاعدگی هستیم
o اختلال در چرخه قاعدگی ،
o قاعدگی دردناک ،
o تنش ،
o تحریک پذیری یا ضعف ،
o قاعدگی هشت یا ۱۴ روز پیش از موعد ،
o که هر بار با اختلالات نسبتا شدید روانی همراه است.
o در اختلالی دیگر زن از آبستنی سر بر میتاباند
o بدون هیچ دلیل عضوی جنین سقط میشود
o مدام از آبستنی خود گلایه میکند
o هنگام زایمان عصبیت یا اضطراب عصبی پیدا میکند ،
o برای بعضی شیر دادن مشکل میشود
o مادر نسبت به نوزاد حس معمولی ندارد
o حتی برای او پرستار استخدام میکند

• در هر حال رویکرد زن نسبت به مرد مختل یا ناقص میشود . این اختلالات اعم از :
o بی اعتنایی یا تنفر نسبت به مردان ،
o حسادت شدید ،
o بی اعتمادی یا تحریک پذیری ،
o ادعای حقارت یا احساس آن ،
o نیاز به داشتن عاشق
o یا برقراری رابطه صمیمی با زنان

همه در یک ویژگی اشتراک دارند : ناتوانی در برقراری رابطه عشقی کامل با معشوقی از جنس مخالف

• در یک درک عمیقتر متوجه میشویم آنها نقش زنانه را انکار میکنند
o این کار آگاهانه نیست
o به عکس رویکرد اگاهانه انها کاملا زنانه است.
o اما در سطح عمیق تر انگیزه محسوس تر دیگری نیز وجود دارد :
o تمایلی کمابیش شدید به مرد بودن یا تخیلات عمیق در این خصوص

• کل این کلاف پیچیده احساسات و تصورات را که مضمونشان:
o احساس مورد تبعیض قرار گرفتن زن ،
o حسادت او به مرد ،
o میل زن به مرد بودن
o و دوری از ایفای نقش زن است ، عقده نرینگی یا عقده اختگی در زنان نام دارد

 

مطالب بیشتر:

0. روانشناسی زنان

1. خاستگاه عقده اختگی در زنان

2. فرار از زنانگی

3. سرد مزاجی در زنان

4. آرمان تک همسری

5. تنش پیش از قاعدگی

6. بی اعتمادی میان زن و مرد

7. مشکلات ازدواج

8. وحشت از زن

9. رویکرد خصمانه زنان نسبت به مردان

10. تضاد های مادری

11. احتیاج عصبی به عشق

12. آزار طلبی زنان

13. تغییرات شخصیت در دختران نابالغ