عقده

عقده یا پیچیدگی های روانی

Complex

complex4
تعریف عقده در فرهنگ فارسی معین:  (عُ دِ) [ ع . عقدة ] (اِ.)
1 – گره . 2 – حالت سرخوردگی و کینه به علّت دست نیافتن به مطلوب مورد نظر.

تعریف عقدهِ روانی

• عقدهٔ روانی گروه یا مجموعه‌ای است از اندیشه‌ها و عقاید یا تکانه‌های مرتبط به هم،  که دارای حالت هیجانی مشترکی هستند و تأثیر قوی و معمولاً ناهشیاری بر نگرش‌ها و رفتار بر جای می‌گذارند. این اصطلاح، توسط کارل یونگ Carl Gustav Jung  ابداع شد تا محتوای “ناهشیار شخصی” را نشان بدهد.

در کاربرد عامه، عقده تقریباً دلالت بیمارگون خالص دارد و الزاماً با کاربرد آن در روان‌شناسی برابر نیست. از نمونه‌های اولیه در روان‌کاوی سنتی و انشعابات آن می‌توان به عقده‌ قدرت در نظریه یونگ، عقده‌ی اختگی و اُدیپ در نظریه فروید Sigmund Freud و عقده‌ی حقارت در نظریه‌ی آدلر اشاره کرد.

• در بعضی نظریه های شخصیت، مفهوم «عقده»، پایه ای برای بحث درباره مفهوم آسیب شناسی آن نظریه فراهم آورده است. ناراحتی های روانی و فکری و تالم و رنج های حاصل از امیال سر کوفته. مثل عقده حقارت، ناراحتی ها روحی و رنج هایی که بر اثر لطمه خوردن های متوالی به شخصیت افراد و مورد حقارت و استهزا واقع شدن آنها عارض می گردد. اشخاصی که در طفولیت مورد حقارت و سخت گیری واقع شوند، در بلوغ ممکنست کسانی کینه توز و یا خجل و گریزان از مردم باشند.

• مثل عقده دل، غم دل، غصه درونی. ناراحتی ها و رنج های شدید و درونی را گویند که براثر عدم ارضا امیال سرکوفته و انجام نشدن آرزوها بر انسان عارض می شود.

•مثل عقده عصبی، توده های عصبی کم و بیش بزرگ و کوچک که در مسیر رشته های عصبی به اشکال مختلف هلالی بیضوی دوکی شکل و کروی قرار دارند. این عقده ها تجمعی از نورونها می باشند.  به همین جهت مراکز کوچک عصبی را در نقاط مختلف از قبیل طرفین ستون فقرات در مجاورت صفاق و غیره تشکیل می دهند و چون در امور غیر ارادی واردند به انها عقده های سمپاتیک نیز میگویند.

عقده، محصول فشارها و ناراحتی­ های روانی و فکری،

و رنج­ های شدید درونی ناشی از امیالِ سرکوفته است.

به عبارت دیگر مجموعه گرایش های ناخودآگاه که حالات،

رویاها، رفتار و کردارهای شخصی را نشان میدهد، عقده نامیده میشود.

 

• در واژه شناسی روان کاوی این اصطلاح، ترکیبی از : ویژگی ها، خصوصیات، تمایلات، هیجانات، احساسات و کردارهای عاطفی متضاد فرد است.

عقده همواره در ضمیر ناخودآگاه باقی می ماند و مجموعه ای کلی به صورت تفکیک ناپذیر سازمان می یابد و اجزاء وجودی شخص را تشکیل میدهد.

• عقده ها در نخستین سالهای حیات در محیط خاص انسانی هر فرد به وجود می آیند و در ریشه و سرمنشاء آنها همواره با دو قطب متضاد عشق و کینه روبرو می شویم.

• عقده ها به طور عادی بیماری زا محسوب نمی شوند. لکن بر اثر ندانم کاریها، سهل انگاری ها، خودکامگی ها، استبداد و جهل والدین و یا مربیان مسئول تربیت کودکان، زمینه بوجود آمدن عوارض ثانوی، رشد و شیوع چنین بیماری را فراهم می سازند. بدیهی است اگر راه حل طبیعی و معقول برای کودک در نظر گرفته نشود، اختلالاتی به صورت احساس عقده در خلق و خوی او بوجود می آید که استمرار یافتن و مزمن شدن آن در دوران بلوغ به صورت عقده حقارت تبدیل می شود. بنابراین وقوع هر رخداد و رفتار منفی و سرکوبگر تاثیرگذار در زندگی دوران طفولیت، میتواند در آینده او تبدیل به انواع عقده روانی شود.  برای مثال: هنگامی که نوزادی به دنیا می آید ممکن است تاثیرات متفاوتی بر هر یک از اعضاء خانواده برجا بگذارد و منش و خلق و خو و نیز نگرش و برخورد آنها را دستخوش دگرگونی نماید.  مادر طبعاً تمام توجه و محبت خود را به نوزاد معطوف و متمرکز میسازد و تا حدودی از کودک بزرگتر خود غفلت میورزد. همین امر موجب میشود تا فرزند ارشد نسبت به نوزاد نورسیده احساس رقابت و حسادت کرده و در برابر مادر خود جبهه گیری نماید زیرا احساس میکند که دستخوش بی توجهی و بی مهری قرار گرفته است.  بدین ترتیب کودک در حالتی از احساسات متضاد میان عشق و نفرت قرار میگیرد. مضطرب، مشوش و بیقرار میگردد و گاهی از رفتن به مدرسه امتناع میورزد و یا به خودارضایی و یا شب ادراری مبادرت میورزد.

لذا اگر این علائم رفتاری کودک روانشناختی نشود و به صورت منطقی، عقلانی و هوشیارانه حل نگردد، زمینه «عقده مزاحم و ناخوانده» در ضمیر ناخودآگاه او ایجاد می شود که آینده او را دچار مشکلات روحی و روانی می سازد.

مهمترین و حساس ترین مرحله شکل گیری ارکان شخصیت،

خصائص فردی و اجتماعی انسان مربوط به مرحله دوران هفت سالگی او میباشد

که واکنش این رفتارها، کردارها، گفتارها و ذهنیت های تا حدود قابل توجهی متأثر از:

تربیت اکتسابی از محیط، نحوه آموزش، اعمال نفوذها و امر و نهی هاست

و بخش دیگر آن مربوط به آثار و تبعات وراثت (ژنتیکی) می باشد.

• در این حال اهمیت و حساسیت چگونگی تربیت و زندگی دنیای کودکان نسبت به بزرگسالان، عمیقتر و بالاتر است. زیرا کارنامه و عملکرد تربیتی کودکان اعم از تجربه کردن، چگونه زیستن  و تعامل داشتن با والدین و اطرافیانشان در دوران هفت سالگی یعنی در مرحله اول حیات بویژه بین پنج تا شش سالگی شکل و رشد پیدا کرده و در ضمیر ناخودآگاه او تثبیت و ذخیره میشود. بدین ترتیب سرنوشت آینده او را تا کهن سالی رقم میزند.

علی رغم اینکه خلق و خوی و منش اشخاص از لحاظ وراثت (ژنتیکی) با یکدیگر متفاوت هستند،

لکن از لحاظ اکتسابی، تربیت صحیح،  عدم ایجاد بحران های روحی عاطفی،

برخوردهای معقول و سنجیده و پرهیز از محروم کردن کودک از حقوق اولیه و طبیعی خود

میتواند متضمن ساختار شخصیت سالم و مطلوبی را در دوره جوانی،

میانسالی و کهنسالی برای او به ارمغان داشته باشد.

 

• اما برخلاف آن اشخاص نامتعادل عقده ای، از نظر روحی و روانی، افرادی منفی گرا، بزه کار، قربانیِ خودکامگی ها، قربانیِ جهل و استبداد و نیز فقرِ فرهنگی و تربیتی والدین میباشند. بدیهی است اغلب چنین کودکانی عقده ای، در سنین بالاتر و بزرگسالی تصمیم می گیرند که با ساختارشکنی ها از هر راه ممکن برای جبران کمبودهای بوجود آمده از دوران کودکی و نوجوانی خود، مرتکب ناهنجاری های رفتاری افراطی و انتقام گرفتن بشوند تا بدین وسیله عقده های سرکوفته خود را استتار کرده، سپس به هر قیمتی که شده به اهداف خود دست پیدا کنند، و موجبات تشفی خویشتن را فراهم سازند.

• از سوی دیگر ممکن است چنین افرادی راه دیگری را انتخاب نمایند و آن: انزواگرایی، گوشه­ گیری،  افسردگی، اعتیاد  و توهم گرایی و …، میباشند.

• اگر ما در دوران زندگی بزرگسالی از نظر روحی و روانی و فکری سالم و طبیعی، سعادتمند و موفق میباشیم و نیز در روابط خود با سایرین با عشق و محبت، احترام و یا برعکس کینه توزانه ، انتقام جویانه نسبت به دیگران برخورد میکنیم، بخاطر این است که بخش اعظم زیرساخت های شخصیت و منش ما مرتبط به نحوه تربیت و رفتار اولیه توسط والدین و یا مربیان امر در دوران طفولیت ما میباشد.

 

ادامه در برگه بعد

Pages: 1 2 3 4

Pages ( 1 of 4 ): 1 2 ... 4بعدی »