انواع عقده ها

مشهورترین عقده ها

انواع عقده ها – شامل ۳۸ عنوان عقده روانی در انسان

Complexes

complex3

 

• عقده ها نابهنجار نیستند،  مگر زمانی که به صورت افراطی آشکار شوند، و اجازه ندهند که شخصیت به صورت انعطاف پذیر رشد کند.

• عقده در تعریف روانشناسی تحلیلی به ساختار و شیوه ای از ساخت در ساحت روان اشاره دارد. تمامی اجزای روان در ساختار روان شناسی تحلیلی، ساختار عقده ای دارند.

• از عقده در زبان فارسی به گره یاد میشود.  گره معمولا به گره کور یا گره ساده تعبیر می شود.  گره کور قابل بازشدن نیست.  گره ساده قابل بازشدن است.  عقده نیز در حوزه روان این گونه است؛ ساده و پیچیده.

یونگ نیز مفهوم عقده را از درون نظریه روان شناسی تحلیلی خود برآورد.  یونگ محتویات «ناهشیار شخصی» را «عقده» نامید كه عمدتاً هیجانی هستند.  برای مثال تجریبات شخص در رابطه با مادرش علاوه بر اینكه شخصی است، دارای سطحی از هشیاری و نیمه هشیاری است.  این رابطه دارای بار هیجانی است، كه «عقده رابطه با مادر» را می سازد.  از نظریه یونگ، تنها مفهوم «ناهشیار جمعی» است كه هنوز مورد توجه است.

1. عقده مهرطلبی دهانی

Oral Succorance یا Oral receptive:

این عقده ترکیبی از فعالیت های دهانی،  تمایلات پذیرا و نیاز به حمایت و حفظ شدن را نشان می دهد.  نمودهای رفتاری این عقده شامل مکیدن، بوسیدن، خوردن، نوشیدن، پُک زدن ، تشنه محبت بودن، همدردی، حفاظت و عشق است.

2. عقده پرخاشگری دهانی

Oral aggressive

شامل رفتارهای دهانی و رفتارهای پرخاشگرانه به صورت توام با:  گاز گرفتن،  تف انداختن،  فریاد کشیدن ، پرخاشگری زبانی،  ریشخند و طعنه است.

3. عقده طرد دهانی

Oral rejection:

 رفتارهایی مثل:  استفراغ کردن،  ایرادی بودن افراطی در مورد غذا،  کم خوردن،  ترسیدن از آلودگی دهان ، ترس از بوسیدن،  میل به انزوا ، اجتناب از وابستگی به دیگران است.

4. عقده طرد مقعدی

Anal expulsive  یا Anal Rejection:

o پرخاشگری غالباً بخشی از این عقده است. رفتارهای خصمانه و آزارگرانه، بی رحمی،  ویرانگری،  قِشقِرِق، انداختن و پرت کردن اشیا، شلیک کردن تفنگ،  منفجر کردن مواد منفجره.

5. عقده نگهداری مقعدی

Anal retentive :

ویژگیهای انباشتن، پس انداز کردن، جمع کردن اشیا به صورت وسواسی یا افراطی، پاکیزگی، آراستگی، نظافت، لجبازی، خساست رایج است. والدین بیش از حد پرتوقع و کنترل کننده، که آموزش توالت رفتن را خیلی زود یا خیلی شدید تحمیل می کنند، احتمالاً موجب شکل گیری این عقده در کودک می شوند.

6. عقده انزوای ساده

Simple isolation یا Simple Claustral :

تمایل به بودن در مکان های کوچک، گرم و تاریک، امن و پرت.   فرد ممکن است به جای اینکه صبح از رختخواب بلند شود، آرزو کند زیر پتو بماند.  افراد دارای این عقده به وابسته بودن به دیگران حساسیت دارند،  منفعل هستند،  گرایش به رفتارهای امن و آشنایی که در گذشته کارساز بوده اند، دارند.

7. عقده مجرای ادرار یا میزراهی

Urethral :

جاه طلبی مفرط،  خودنمایی،  شب ادراری، و خودشیفتگی دیده میشود.  این عقده با اقتباس از مظهر افسانه ای یونان که به قدری به خورشید نزدیک شد که موم نگهدارنده بال های او ذوب شد، گاهی اوقات عقده ایکاروس Icarus نامیده می شود. اشخاص دارای این عقده هدف های بلند پروازانه دارند و رویاهای آنها با شکست بر هم می خورد!

8. عقده اُدیپ

Oedipus  :

 عقده ادیپ پیش از هر چیز، گرهی در احساسات شدید است،  احساساتی که زندگی عاطفی کودک بین ۳ تا ۵ سالگی را تشکیل می دهد.  به طور کلی در بردارنده امیال عاشقانه کودک پسر نسبت به مادر خود از یکسو، و رقابت حسودانه همراه با آرزوی مرگ نسبت به پدر از سوی دیگر می باشداین عقده در دختران عقده الکترا Electra complex نامیده می شود.

از لابه لای تعبیر و تفسیر خلق و خوهای تکراری زندگی روزمره، عشق ها و «تعهدات» می توان به شکل بروز یافته این عقده پی برد. مثلا یک فرد پرخاشجوی انقلابی، موجودی است که نتوانسته است بر عقده ادیپ خود فایق آید. و پرخاشگری خود (که در اصل در مسیر مخالفت با پدرش است) را به پرخاشگری علیه قدرت حاکم بدل ساخته است و این مطلب به منظور به اثبات رساندن خود به عنوان یک قدرت است…

این مفهوم توسط فروید مطرح شد. او بعد از اینكه متوجه این نكته شد كه داستان های مراجعینش درباره تجاوزهای جنسی دوران كودكی چیزی جز خیال پردازی ناهشیار نبوده است به طرح این مفهوم پرداخت.

عقده ادیپ بیانگر میل جنسی كودك پسر به مادرش است كه با دخالت پدر و تهدیدات او به زودی منجر به جامعه پذیر شدن فرزند می شود. این مفهوم بحث انگیزترین مفهوم نظریه فروید است.

عقده ادیب که در نخستین سالهای رشد کودک ( بخصوص از سه سالگی به بعد ) بوجود می اید،  معمولاً در حدود پنچ یا شش سالگی تصفیه می گردد. به اعتقاد فروید این یکی از مهمترین اکتشافات او بود، ولی همین اکتشاف و بیان جنسیت سبب شد که کشیشان و گروهی از صاحب نظران و دانشمندان بر او بتازند، و او را فاسد بخوانند و مشوق شهوات رانی و مروج فساد اخلاق معرفی کنند. در صورتی که فروید شخصاً مردی پرهیز کار بوده و هیچگاه تشویق به شهوات رانی نکرده است. بلکه صرفاً به توصیف و بیان آنچه به نظرش حقیقت و واقع می آمده پرداخته است .

توصیف عقده ادیب

کودک نوزاد، مادر را نخستین کسی می شناسد که در این جهان به رفع احتیاجات او می پردازد، به او غذا می دهد، او را تر و خشک می کند و مورد ناز و نوازش قرار می دهد، این همه سبب می شود که او به تدریج مادر را از خود و خود را از مادر بداند و با او همانندی پیدا کند،  کودک بر اثر این احساس که وجودش بستگی به مادر و به توجه و مراقبت او دارد، نسبت به او یا قائم مقام ( جانشین ) او دلبستگی پیدا می کند و او را به شدت دوست می دارد .

کودک در این ضمن با بدن و اعضای بدن خود آشنایی پیدا می کند و متوجه عضو جنسی خود می گردد.  در این زمان عقده ادیب در پسر ( و عقده الکترا در دختر ) به ظهور می پیوندد و گسترش می یابد. پسر نسبت به پدر که گاه گاه در اغوشش می گیرد و نوازشش می کند نیز محبت دارد، و چون او را نیرومند می بیند و از حیث ساختمان بدن و عضو جنسی همانند خود می یابد، مایل است به اینکه با او کاملا همانندی و این همان شود .

 این همانی یا همانندسازی یکی از مکانیسم های دفاعی رشد شخصیت است و سه معنی دارد:

o یکی بازشناسی یا تطبیق وجود ذهنی چیزی یا کسی یا وجود خارجی آن کس یا آن چیز است .

o معنی دوم انتقال پاسخ اختصاصی یک امر به امری دیگر است که همانند امر اول تشخیص داده شده باشد . تمام زبان مستلزم این گونه همانی است .

o معنی سوم گرفتن صفات مناسب دیگری و از آن خود ساختن آنهاست .

 ضمناً شخصیت هرکسی در هر زمان از مجموع این همانی ها تشکیل گردیده است که تا آن زمان در او صورت گرفته است، ولی بتدریج ، بخصوص پس از اینکه از شیر مادر گرفته شد ،
 متوجه می شود که پدر قسمت زیادی از وقت و محبت مادر را بخود اختصاص می دهد.  از این رو نسبت به او بدبین می شود و او را رقیب خود می داند و از او تنفر حاصل می کند، بخصوص که پدر گاه و بیگاه و احیاناً با خشنونت به او امر و نهی می کند و از پاره ای کارهائی که زیان بخش یا ناپسند می داند بازش می دارد ( در صورتی که برای کودک لذت بخش هستند).

این دو گانگیِ عاطفی ( مهر و کین ) مدتی باقی می ماند. تا اینکه کودک را این بیم دست می دهد که مبادا پدر متوجه رقابت و نفرت او شده باشد. در تصور کودک، پدر ممکن است در مقام انتقام برآید و برای مجازتش عضو جنسی او را که سبب این رقابت و نفرت گردیده است، قطع کند و از میان ببرد .

این بیم که فروید آن را “عقده اختگی” و “دلواپسی اختگی” خوانده است،  کودک را دچار تشویش و اضطرابی تحمل ناپذیر می کند، و این موقعی است که عقده ادیب به کمال خود رسیده است.

کودک در  مقابل اصل واقعیتی که این بیم و هراس را بوجود آورده است، و برای حل مشکلش، مکانیسم دفاعی  “واپس زنی” را به کار می اندازد و سبب می شود که دشمنی نسبت به پدر و تمایل جنسی نسبت به مادر واپس زده شوند، و این دشمنی و تمایل مخاطره انگیز به ناخود آگاه بروند. بدین طریق عقده ادیب تصیفه می گردد. چیزی که همانند شدن کودک با پدر بود از میان می رود و این همانی تحقق می پذیرد .

چون این تغییر و تحول مصادف با زمانی است که کودک امر و نهی والدین و دستورهای اخلاقی آنان را به اندرون خود برده و از آن خود ساخته است، یعنی مصادف با ظهور «منِ برتر» superego است. فروید «منِ برتر» را میراث تصفیه عقده ادیب می داند .

فروید شخصیت را مرکب از سه دستگاه ( سیستم ) یا سه سطح می داند:
1- “نهاد” که تابع “اصل لذت” است .
2- “من” که با “واقعیت” سر و کار دارد.
3- “منِ برتر” که “جنبه اجتماعی” شخصیت را می رساند .

این سه سطح ظاهراً از هم جدا هستند ولی با هم کار می کنند و رفتار آدمی تقریباً همیشه نتیجه عمل هر سه آنهاست.

 

تصفیه عقده ادیب در حدود پنچ یا شش سالگی صورت می گیرد . 

عدم تصفیه این عقده یا ناقص بودن این تصفیه بعدها موجب ناراحتی ها و اختلالات روانی خواهد شد.

 اما این عقده حتی در صورت تصفیه نسبتاً کامل، باز در شخصیت آدمی در تمام عمر کمابیش آثاری باقی می گذارد.

 در وضع و رفتار او نسبت به جنس مخالف و نسبت به صاحبان قدرت که جانشین پدر محسوب می شوند، نمودار می گردد .

بقیه در ادامه برگه ها

بازگشت به عقده روانی و تشریح آن

Pages: 1 2 3 4

Pages ( 1 of 4 ): 1 2 ... 4بعدی »