انواع مدیتیشن های روان-تنی

انواع مدیتیشن های روان-تنی

 I            جلوگیری از پرخاشگری

o       هنگام خشم شما به نفس بیشتری نیاز دارید.

تنها از این وضع آگاه باشید و بدانید که هنگام عصبانیت شکل تنفس شما تند می شود.

اگر در همان لحظه شما شروع کنید به آهسته نفس کشیدن، بلافاصله اندیشهِ‌ شما نیز تغییر خواهد کرد.

o       ارتباط مستقیمی بین نفس و اندیشه وجود دارد.

با تغییر شکل نفس کشیدن، از فکری که باعث خشمگینی شما شده دور می شوید.

پذیرفتن خشم و نگاه کردن به آن و حالت های فیزیکی بدن به هنگام خشم،

 باعث می شود که آگاهانه با پدیدهِ‌ خشم روبرو شده و آن را تحت کنترل خود در آورید

 II            گریه

o       هر یک از ما دارای گره های عاطفی بی شماری هستیم که در طی زندگی به طور آگاهانه یا ناخودآگاه وارد پهنهِ‌ روان مان شده اند.

از کسانی رنجیده ایم اما به جای بیان ‌آن بغض های خود را فرو خورده ایم و موارد بی شمار دیگر.

این گریه های نکرده و بغض های فروخورده موانعی بر سر راه شفافیت روحی ما هستند.

 برای رهایی از این رنج های کهنه هر زمان که احساس کردید نیاز به گریه کردن دارید این کار را بدون پروا انجام دهید.

o       هر چقدر که نیاز دارید و هر چند روز که مایلید گریه کنید

مطمئن باشید که بدن ما حد خودش را می داند.

بعد از انقباض هایی که در اثر گریه در قفسهِ‌ سینه و ناحیهِ شکمی ایجاد می شود، انبساط خاطر و راحتی به سراغ شما خواهد آمد.

حداقل ده دقیقه در روز یا شب و طی یک هفته این مدیتیشن را انجام دهید.

  III            پلک زدن

o       شما همیشه مشغول پلک زدن هستید.

 آیا می دانید این کار بسیار ساده، یعنی پلک زدن می تواند یک مدیتیشن باشد؟

بله پلک زدن می تواند مدیتیشن باشد، اگر آگاهانه این کار را انجام دهید.

o       شما می بایست پلک زدن خود را با چشم درون ببینید.

هنگام این مدیتیشن به هیچ چیز جز پلک زدن خود توجه نکنید.

به روح خود فرصت دهید تا به عنوان یک مشاهده گر شاهد پلک زدن چشم فیزیکی شما باشد.

هنگام این مدیتیشن فقط باز و بسته شدن چشم ها و دور و نزدیک شدن پلک ها از هم را مشاهده کنید.

هوشیاری از هر حرکت بدن به شما فرصت زندگی در لحظه را می دهد.

زمان مدیتیشن ده دقیقه به مدت ده روزاست که می توانید قبل از خواب آن را انجام دهید.

 IV            تنفس

o       قبل از خواب به مدت ده دقیقه چشمانت را ببند و چند لحظه با چشم درون دم و باز دم خود را مشاهده کن.

چند نفس عمیق بکش و فقط به هوایی که از طریق بینی وارد ریه هایت می شود نگاه کن.

هوا چند لحظه در ناحیه شکمی نگه داشته شده و سپس به بیرون فرستاده می شود.

به برآمدگی شکم وقتی هوا وارد آن می شود نگاه کن و به فرو رفتگی شکم وقتی از هوا از آن خارج می شود.

o       به نفس کشیدنت به عنوان یک مشاهده گر درونی نگاه کن، و به اکسیژن که انرژی حیات را به تو منتقل می کند.

چند نفس عمیق بکش و جز مشاهده نفس کشیدنت کاری نکن .

حالا چشم هایت را باز کن.

تو با هر نفس عمیق مقدار زیادی اکسیژن، مقداری انرژی حیات به داخل سلول های خود فرستادی و برای اولین بار آگاهانه نفس کشیدی.

تو نفس کشیدنت خود را دیدی و این یک مدیتیشن است.

ازاین که قادر هستی نفس بکشی متشکر باش.

  V            خنده

o       خنده یک پاکسازی درونی است و باعث می شود که به این احساس برسید که هیچ چیز جدی نیست.

حتی به نومیدی هایتان خواهید خندید و به دردهایتان نیز خواهید خندید.

این مراقبه را هر روز صبح بعد از بیدار شدن انجام دهید.

o       وقتی از خواب بیدار شدید، قبل از گشوده چشم هایتان بدن خود را بکشید.

همهِ‌بخش های بدن خود را کش دهید. از این کشش احساس شادی کنید.

پس از ۳ – ۴ دقیقه کشش در حالی که چشم هایتان هنوز بسته است خنده سر دهید.

به مدت ۱۵ دقیقه قفط بخندید.

در ابتدا خنده های شما شاید مصنوعی باشد، اما به مرور با انجام هر روزهِ این مدیتیشن،

 خندهِ واقعی را بر لبان خود نشانده و شادی را با تمام وجود احساس کنید.

  VI            وحدت با هستی

o       هنگام این مدیتیشن تصور کنید که نیرویی در حال گذشتن از درون شماست و می خواهد از زبان شما سخن بگوید.

چشم ها در سراسر این مدیتیشن باید بسته باشد:

1 – آرام نشسته و به موسیقی گوش کنید (۱۰ دقیقه)

2 – بدون موسیقی با گفتن آرام لا…. لا….. لا شروع کنید.

بعد از چند روز واژه های بیگانه به لبان تان خواهد نشست.

اگر واژهِ دیگری به سراغ تان نیامد همین لا….. لا….. لا را تکرار کنید . (۱۰ دقیقه)

3 – ۱۰ دقیقه بایستید و اجازه دهید نیرو در بدن تان جریان پیدا کند.

اجازه دهید بدن شما آهسته و آرام به جنبش درآید.

خود را تکان ندهید.

اجازه دهید که نیروی درونی شما را به جنبش درآورد. (۱۰ دقیقه)

4 – دراز کشیده و آرام شوید. (۱۰ دقیقه)

  VII            عبادت

o       بهتر است این مدیتیشن را هنگام شب و در محلی تاریک انجام دهید و بلافاصله پس از آن آمادهِ خوابیدن شوید.

یا می توانید آن را هنگام صبح انجام دهید ولی به هر صورت باید پانزده دقیقه پس از آن استراحت کنید.

این استراحت کاملا ضروری است، زیرا در غیر این صورت پس از انجام مدیتیشن احساس خلسه نخواهید کرد.

o       حل شدن و یکی شدن با انرژی هستی، عبادت است.

این حل شدن باعث تغییر شما می گردد و هنگامی که شما تغییر می کنید کل جهان نیز برای شما تغییر می کند.

هر دو دست خود را به سوی آسمان دراز کنید، کف دستانتان رو به بالا باشد و سرتان را نیز رو به بالا نگاه دارید،

احساس کنید که هستی از طریق دستانتان در وجود شما به جریان در می آید.

به محض این که انرژی از دستان شما شروع به جریان یافتن می کند، احساس لرزشی خفیف خواهید کرد،

درست مانند لرزش برگ های درختان وقتی که نسیمی ملایم می وزد.

اجازه دهید این لرزش تمام وجود و بدنتان را فرا بگیرد و سپس با تمام وجود با انرژی سرشار شده اید، سجده کرده و زمین را ببوسید.

o       به این ترتیب به سادگی وسیله ای خواهید شد که از طریق آن انرژی آسمانی با زمین مرتبط می گردد.

این دو مرحله را باید هفت بار تکرار کنید تا به این ترتیب هر هفت چاکرای شما باز و فعال گردند.

البته می توانید تعداد دفعات بیشتری نیز آن را تکرار کنید ولی اگر این مدیتیشن کمتر از هفت بار انجام شود،‌ نخواهید توانست خوب بخوابید.

با همین عبادت به خواب روید.

به این ترتیب شما به خواب می روید ولی انرژی کسب شده در وجود شما کار خودش را انجام می دهد.

این انرژی تا صبح در بدن شما جاری شده و هنگام صبح که از خواب بلند می شوید، احساس تازگی و سلامت بیشتری خواهید کرد

و برای طول مدت روز این حالت در وجودتان حفظ خواهد شد و پر از انرژی و سرحال باقی می مانید

 VIII            بیرون ریختن نگرانی ها

o       هرگاه احساس کردید که ذهن تان آرام نیست و نگران هستید،‌ ابتدا عمیقاً عمل باز دم را انجام دهید.

همیشه با بازدم شروع کنید و تا آن جا که می توانید عمیقاً عمل بازدم را انجام دهید و تمامی هوای موجود در ریه هایتان را بیرون بریزید.

با بیرون ریختن این هوا، حالات و احساسات شما نیز بیرون می ریزند، زیرا همه چیز با تنفس شما ارتباط دارد.

o       سپس هنگامی که شکم شما به علت بازدمی عمیق فرو رفته است، برای چند ثانیه صبر کنید، و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام دهید.

دوباره برای چند ثانیه صبر کنید. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد.

به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه دهید و از تنفس خود یک ریتم بسازید.

بلافاصله احساس خواهید کرد تمامی وجود شما تغییر کرده است،

حالت قبلی شما دیگر ناپدید شده و حال جدیدی بر وجودتان حاکم شده است.

در این حالت شما دیگر نگران نیستید و آرامش بر وجودتان حاکم می شود.

 IX            شناور در رودخانه

o       قبل از خواب چشمان خود را آرام بسته و بدنتان را شل کنید، به گونه ای که هیچ تنشی در بدنتان نباشد.

اکنون خیال کنید که رودخانه ای با شتاب و پر خروش در میان دو کوه جریان دارد .

آن را نگاه کرده و به درونش شیرجه بزنید، اما شنا نکنید.

اجازه دهید که بدنتان بدون هیچ تنشی شناور شود.

o       اکنون تنها شناورید و دارید با آب رودخانه پیش می روید.

جایی نیست که به آن برسید و مقصدی ندارید.

 بنابر این به شنا کردن نیازی نیست.

 خود را مانند برگی خشک احساس کنید که بی هیچ کوششی روی آب شناور است .

این حس شما را با معنای «تسلیم» و «رها ساختن کامل» آشنا می سازد.

o       اثرات این مدیتیشن:

به جای شنا کردن در اقیانوس هستی، در آن شناور شوید.

هرگاه آماده شناور شدن باشید، خود رودخانه شما را به اقیانوس خواهد برد.

خود زندگی شما را به خدا می رساند.

o       رودخانه، بدن شناور شما را با خود برده و شما شاهد آن بوده اید.

در این پوچی شادی و سروری وارد می شود که آن را سرور خدایی می نامیم.

o       اکنون دو یا سه نفس عمیق بکشید.

با هر نفسی احساس تازگی و آرامش خواهید کرد.

آرام آرام چشمان خود را باز کرده و از مراقبه بیرون بیایید.

پس از آن بیدرنگ بخوابید و اندک اندک خوابتان به مراقبه تبدیل خواهد شد.

  X            مدیتیشن مرگ

o       قبل از خواب در سکوت و تاریکی چشم های خود را بسته و اجازه دهید بدنتان از همه رو وآنهاده شود.

شما مشغول تماشای مراسم دفن خویش هستید.

بدن شما در کفن پیچیده شده و شما آنرا مشاهده می کنید.

عده ای در کنار شما ایستاده و نشسته مشغول گریه و زاری هستند.

قبر شما آماده است و تا چند لحظه دیگر در آن قرار می گیرید.

حالا چند نفر شما را بلند کرده و در قبر قرار می دهند.

تخته سنگی روی شما گذاشته می شود .

شما شاهد مدفون شدن خود هستید.

آرام آرام خاکها به روی شما ریخته می شوند و شما زیر خاک دفن می شوید.

کم کم همه کسانی که در اطراف قبر شما هستند پراکنده می شوند و شما و گورستان خاموش تنها می مانید.

o       تمام اینها را حس کنید .

ببینید که همه چیز آرام شده است.

این تجربه جدایی از دنیا را به یاد آورید، زیرا مراقبه نوعی مردن است.

o       چشمان خود را بسته نگه داشته و از همه رو آرام گیرید.

نیاز ندارید کاری انجام دهید .

پیش از به دنیا آمدن تان چیزها سر جای خود بودند و اکنون که مرده اید آنها باز هم بدون شما به کار خود ادامه می دهند.

مقاومت نکنید.

هر چیزی همانطور ادامه می یابد که قرار است ادامه یابد.

بدون شما آسمان باز هم آبی است، سبزه سبز است، پرنده ها آواز می خوانند، و…

در شما هیچ مقاومتی نیست.

شما تسلیم هستید.

حالا درون شما اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

همه چیز هایی که مایه دردسر و ناراحتی شما را فراهم آورده اند، اکنون به دیده شما طبیعی جلوه می کنند.

اکنون شما با هیچ چیز سر جنگ ندارید و با چیزها همان گونه که هستند احساس شادمانی می کنید.

o       شما از مرگ فرار نکردید، بلکه در مرگ حل شدید.

هر چیزی را که سعی می کنید نجات دهید، بی شک خواهد مرد

چیزی که قرار است جاویدان بماند بی هیچ تلاشی جاویدان خواهد ماند.

شما وقتی آرام می شوید که ناآرامی را پذیرا شوید

وقتی متوجه موهبت زندگی می شوید که مراقبه مرگ را انجام دهید.

o       اکنون سه نفس آرام بکشید .

با هر نفسی احساس تازگی و شادابی خواهید کرد .

شما زنده هستید و نفس می کشید.

آرام آرام چشمان خود را باز کرده و از این مراقبه بیرون بیایید.

  XI            مدیتیشن بی کسی

o       چشمان خود را قبل از خواب به آرامی ببندید.

اتاق ساکت و تاریک است.

شما تنها کسی هستید که بر روی کره زمین باقی مانده اید.

هیچ کس جز شما در دنیا وجود ندارد.

شما با آسمان پهناور آبی و گسترهِ‌ خاکی و آبی زمین تنها هستید.

هیچ انسانی وجود ندارد که با او حرف بزنید.

پدر،‌ مادر، برادر،‌ خواهر،‌ دوستان، اقوام،‌ همکاران همه از دنیا رفته اند.

هیچ کس نیست که به او محبت کنید یا به شما محبت کند

هیچ کس نیست با او حرف بزنید، دعوا کنید. بخندید یا گریه کنید.

o       شما تنهای تنها هستید.

دیگر نیازی نیست برای خوشایند دیگران کارهایی را که دوست ندارید انجام دهید

تنها کارهایی را که قلباً دوست دارید، انجام می دهید.

کسی نیست که به او حسادت کنید.

هیچ کس نیست بتوانید خودتان را با او مقایسه کنید.

نیازی به خودنمایی ندارید چون کسی نمانده شما را ببیند.

نیازی به رقابت با کسی ندارید چون تنهای تنها هستید.

همهِ‌ آنها که دوستشان داشتید و کسانی که احساس خوبی نسبت به آنها نداشتید همه مرده اند.

شما تنهای تنها هستید، بدون آدم های خوب یا بد .

o       شما برای ادامه زندگی نیاز به رابطه با کل هستی را دارید و کل هستی خوب و بد را با هم دارد.

انتخاب فقط یکی مقدور نیست.

عشق و تنفر، خشم و بخشش امتداد همند.

شما زندگی را همین طور که هست با اجزاء خوب و بدش مشاهده می کنید.

o       حالا سه نفس آرام بکشید و چشمان خود را باز کنید.

دنیا و آدم ها همه سر جایشان هستند.

شما از یک سفر درونی بازگشته اید.

دیگران همه زنده اند.

درباره آنها قضاوت نکنید و شاهد بودنشان باشید.

 XII            مراقبه ابر سفید

o       شب قبل از خواب وقتی سکوت همه جا را فرا می گیرد، برای چند لحظه چشمانت را ببند و با این تصویر ذهنی همراه شو.

به آسمان نگاه کن.

یک ابر سیاه پر باران در آن است.

به آن ابر خوب نگاه کن آنقدر که نتوانی تشخیص دهی این تویی که به ابر نگاه میکنی یا ابر است که به تو نگاه می کند.

ناگهان رعد و برقی در آسمان دیده می شود و ابر سیاه شروع به باریدن می کند.

آن ابر تند و بی امان می بارد.

به دانه های درشت باران نگاه کنید.

حالا فکر کن که آن ابر تویی و آن دانه ها هم غمهایی است که در تو جمع شده و قلبت را تیره کرده اند.

تو مثل آن ابر می باری و سبک و سبک تر می شوی.

حالا آن ابر دیگر تیره و سیاه نیست و پهنه آبی آسمان را ابری سفید پر کرده که نور ملایم آفتاب از میانش می گذرد.

به آن خیره شو تو خود آن ابر سفید هستی.

زمان انجام این مراقبه: 10 دقیقه

منابع:

راه زندگی

 meditation-ir