همانندسازی

همانندسازی یا همذات ‌پنداری

Identification in psychology

• همانندسازی، اصطلاحی در روانکاوی است که بیشتر از نوشته‌هایِ فروید Freud ریشه می‌گیرد.

• فروید، اصطلاح همانند سازی را به دو شیوه به کار می‌برد:

۱- فرایندی است که در طی آن، «ego » یا «من» تلاش می‌کند تا اشیأ یا رویدادهای درون محیط را با امیال یا آرزوها « Id» مطابقت دهد.

۲- تمایل به افزایش دادن احساسِ ارزشمند بودن، از طریق متصل کردن خود به یک شخص، گروه، یا سازمانی که مهم به حساب می‌آید.

o احساسِ غرور وقتی که وزنه بردار شهر در مسابقاتِ کشوری برندهِٔ مدال طلا می‌شود
o وقتی که تیم ملی فوتبال در مسابقاتِ جام جهانی برنده می‌شود، مثالهایی از همانند سازی هستند.
o اتنخاب مُد، موسیقی، مجلات یا کتابها، یا حتی طرزِ حرف زدن یا رفتارهای دیگر، نیز می‌توانند نمونه‌هایی از همانند سازی باشند. به این شرط که فرد را از لحاظِ روانی به افرادی که وی آنها را موفق، قدرتمند، یا جذاب می‌داند، نزدیکتر سازد.
o پوشیدنِ تی شرتها یا ژاکتهایی که آرمِ تیمهایِ ورزشی، شرکتهایِ تجاری، یا سازمانهایِ مختلف را دارد نیز نمونه‌ای از همانند سازی است.

identification 

• تقلید کردنِ «پسر از پدر» و «دختر از مادر» نیز نوعی همانند سازیِ سالم است.
o در این حالت، کودک با والدین خود همانند سازی می‌کند (ارزشهای آنها را درونی سازی می‌کند)
o به این ترتیب، از تنبیه شدن به علت در پیش گرفتن ارزشهایی متضاد، اجتناب می‌کند.

• پیوستن یک نوجوانِ «بدون اعتماد به نفس» به گروه‌هایِ شبه نظامی یا نظامی نیز نوعی همانند سازی است.

• اگر به معادلِ انگلیسی این اصطلاح (identification ) نگاه کنیم، می‌توانیم بگوئیم که در این مکانیسمِ دفاعی، فرد، هویت ( identity ) یک شخصِ دیگر را، تا حدی، به خود می‌گیرد.

identification 3

انواع همانندسازی

1. همانندسازیِ ابتدایی (اولیه) Primary identification

• همانندسازیِ ابتدایی، نوعِ اصلی و بدویِ دلبستگیِ عاطفی emotional attachment است.
o دلبستگیِ عاطفی به چیزی یا فردی، قبل از برقراریِ هر گونه رابطه با آن فرد و یا شیء.
o اولین و مهم ترین همانندسازی یک فرد، همانندسازی خود با نیاکان و اجداد تاریخی خود شخص است.
o سپس همانندسازی با پدر و مادر است.
o یعنی هنگامی که یک نوزاد متولد میشود، او قادر به ایجادِ تمایز بین خود و دیگران مهمش (مثلاً والدینش) نیست.
o نوزاد یک رابطهِ عاطفی با پدر و مادرش دارد.
o پدر و مادرِ خود را به عنوان بخشی از خود، تجربه می کند و می شناسد.
o پستانِ مادر بخشی از نوزاد است،
o منِ نوزاد، بخشی از سینهِ مادر هستم.

• در طیِ فرآیندِ کودکی، نوزاد ناخودآگاه با ویژگی های پدر و مادرِ خود همانندسازی میکند.
o نوزاد شروع به شراکت و کپی برداری از رفتارِ پدر و مادر خود میکند.
o فروید میگوید: این همانندسازی نباید با تقلید imitation اشتباه گرفته شود. imitation  تقلید   یک عمل آگاهانه و داوطلبانه است.
o در دلبستگیِ عاطفیِ کودک، «من» و «فرامن» عمل میکنند.
o این دلبستگیِ عاطفیِ کودک، شباهت هایِ زیادی به ارزش هایِ اخلاقی و راهکارهایِ زندگیِ پدر و مادر کودک دارد.
o با این روند، کودکان همانند پدر و مادرِ خود می شوند.
o به این ترتیب، کودک راه و رسمِ زندگی را راحتتر یاد می گیرد
o راحتتر با فرهنگ و جهانی که در آن به دنیا آمده، آشنا می شود.

• در کل، روانکاوان اهمیتی زیاد و مرکزیتی مهم برای همانندسازیِ ابتدایی قایلند.
o حتی اگر در مفهومات آن با هم تفاوت نظر داشته باشند،
o حتی اگر در نتایج همانندسازی ابتدایی، اختلاف داشته باشند.

2. همانندسازیِ خودشیفتگی (ثانویه) Narcissistic identification

• همانندسازیِ خودشیفتگی نوعی شناسایی و همانندسازی است که منشأ آن:
o ترک ، و طرد شدگی،
o از دست دادنِ یک شخص یا یک شیٔ است.

• تجربه از دست دادن در سنین بسیار کم شروع می شود.
o مثال این نوع همانندسازی، پوشیدن لباس یا جواهرات یک مرحوم یا عزیز از دست رفته است.

• همانندسازی در مرحلهِ مقدماتیش از یک شیٔ و جسم انتخاب میشود.
o ولی تجربهِ از دست دادن، یک فرایند و روندِ قهقراییِ پیشرونده ای است که : در خدمتِ ایجادِ یک نوع همانندسازی از «من» ego با «مورد از دست رفته» است.
o این نوع تعویض، سهم بیشتری در تعیین شکل گیریِ «من» ego دارد
o و در پیِ آن، سهمِ اساسی ای در تعیینِ «شخصیت» انسان دارد.

3. همانندسازیِ پاره ای یا جزئی (ثانویه) Partial identification

• همانندسازیِ جزئی بر اساسِ دریافت ادراک و احساسِ کیفیتی ویژه در شخصی دیگر استوار است.
o این کیفیت یا ایده آل ها اغلب در قالبِ یک “سمبلِ رهبری” قرار می گیرد.
o شخص، خود را با آن «رهبر» همانندسازی و شناسایی می کند.
o مثلِ پسرِ جوانی که خود را با پسر همسایهِ بزرگتر از خودش، که عضلاتِ قوی دارد، همانندسازی می کند.

• در مرحلهِ بعد، شخص خود را با مردم و دیگرانی که دارایِ امکانات یا احساساتِ مشترک هستند، همانندسازی میکند.
o مثل گروهی از افراد که یک نوع موسیقی دوست دارند.

• این مکانیزم نقش مهمی در شکل گیری گروه ها دارد.
o این کار به رشد شخصیت کمک می کند.
o در این جا، «من» ego با یک «گروه» یا «هنجارهای آن گروه»، خود را همانندسازی میکند و شکل می دهد.

• همانندسازیِ جزئی، زندگیِ اجتماعیِ فرد را ترویج و گسترش می بخشد.
o فرد و مردم از طریقِ این پیوندِ مشترک، قادر به شناساییِ یکدیگر می شوند.
o افراد به هم وصل و متصل می شوند.
o به همدیگر، به عنوانِ رقیب نگاه نمی کنند.

4. همانندسازیِ جزئی و همدلی Partial identification and empathy

• فروید Freud در ادامه راه میگوید:
o مسیری در همانندسازی وجود دارد که از آن طریق، انسان را از «تقلید» به «همدلی» می کشد،
o مسیری که با درک مکانیزمش، ما را با نگرش «به سوی یک زندگی روانی دیگر» آشنا و قادر می سازد.

• اتو فنیچل (1897 –1946) Otto Fenichel در ادامه تاکید دارد که:
o کوشش به همانندسازی به منظورِ همدلی، یک نقشِ اساسی در ایجادِ رابطهِ طبیعی با مقصود دارد.

• نظریهِ فوق به « تئوریِ روابطِ اشیاء » Object relations theory کشیده شد.
o در آسیب‌شناسی روانی، تئوریِ رابطهِ اشیاء، اشاره به شکل‌گیریِ روان، بر اساسِ عواملِ محیطی در دورانِ کودکی گفته میشود.
o بر اساس نظریهِ روان‌پویشی، رابطهِ افراد با محیطِ پیرامون‌شان، بر اساسِ نوع رفتار خانواده آن‌ ها با آن‌ ها در دورانِ کودکی شکل می‌گیرد.

o تئوریِ روابطِ اشیاء نشان داد که چگونه در تجزیه و تحلیل برخی از جلسات روان درمانی، بیمار، روان درمانگر را به عنوان قربانی، و خود را به عنوان ظالم همانندسازی میکند.

identification 2
نظراتِ دیگران در بارهِ همانندسازی

• پس از فروید، مطالب زیادی درباره همانندسازی نوشته شده است.
• همانندسازی :
o هم به عنوان یک «مکانیسم طبیعی رشد» normal developmental mechanism شناخته شده است.
o هم به عنوان یک «مکانیسم دفاعی» mechanism of defence شناخته شده است.

• انواع همانندسازی های دیگر، توسط سایر روانشناسان مطرح شده است، از جمله:
o همانندسازی مخالف counteridentification (فلیس، Fliess-1953)،
o همانندسازی کاذب ( pseudoidentification ( Eidelberg ایدل برگ- (1938
o همانندسازی هماهنگ و مکمل concordant and complementary identification (راکر Racker-1957 )
o همانندسازی چسبنده adhesive identification (بیک Bick-1968 )
• کار بیک Bick در همانندسازی چسبنده، به کاوش در مفهوم “پوست روانی” psychic skin منجر شد..