نظریه سرمشق گیری

نظریه سرمشق گیری

Modeling
Social Learning Theory

تفاوت بندورا با اسکینر

• بندورا با اسکینر B. F. Skinner موافق بود که رفتار آموخته می شود، ولی برخلاف اسکینر که بر آزمودنی های حیوانی تکی به جای آزمودنی های انسانی تاکید داشت، معتقد بود که نمیتوانیم از اطلاعات بدست آمده از آزمایش هایی که تعامل اجتماعی را در بر ندارند، انتظار داشته باشیم با دنیای روزمره ارتباط داشته باشند، زیرا تعداد کمی از افراد در انزوای اجتماعی عمل می کنند.

بنابراین رویکرد بندورا، یک نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را بصورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می کند بررسی می کند.

 نظر او به جای اینکه بر موش در قفس یا انسان روان رنجور روی تخت استوار باشد، بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.

• بندورا همینطور با اسکینر موافق بود که بیشتر یادگیری ها در نتیجه تقویت روی می دهند، ولی بندورا براین موضوع نیز تاکید داشت که تقریباً تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت.

یعنی به جای اینکه برای هر یک از اعمالمان، تقویت را خودمان تجربه کنیم، با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن (تقویت جانشینی Vicarious Reinforcement ، تقویت غیر مستقیم)، آن رفتار را یاد می گیریم. بنابراین رویکرد بندورا، یادگیری مشاهده ایی Observational Learning نیز نامیده می شود.

• بندورا بر خلاف اسکینر معتقد بود که ما بطور خودکار از رفتارهایی که می بینیم دیگران نشان می دهند تقلید نمی کنیم، بلکه برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم و در نتیجه فرآیندهای شناختی می توانند بر یادگیری مشاهده ایی تاثیر بگذارند، یعنی برای یاد گرفتن از طریق الگو و تقویت جانشینی، باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم ما می توانیم با تجسم کردن آن پیامدها، با اینکه خودمان آنها را تجربه نکرده ایم رفتار خود را تنظیم و هدایت کنیم.

Social_learning_theory_3
سرمشق گیری

• بندورا اهمیت تقویت مستقیم Positive (or negative) reinforcement را بعنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار انکار نمی کند ، ولی با این عقیده که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم یاد گرفته شود موافق نیست و معتقد است که شرطی سازی classical conditioning کنشکر که در آن رفتار کوشش خطا آنقدر باید ادامه پیدا کند تا اینکه فرد تصادفاً پاسخ درست را بدهد.

سرمشق گیری روش نامناسب و بالقوه خطرناکی برای یاد کرفتن مهارت هایی مثل شنا کردن یا رانندگی است، چون ممکن است که فرد قبل از یافتن رفتار درستی که تقویت مثبت را به همراه دارد غرق شود یا تصادف کند.  بنابراین از نظر بندورا، اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو، بصورت عمدی یا تصادفی آموخته می شوند و ما با مشاهده کردن دیگران و تقلید کردن از رفتار آنها، رفتارها را یاد می گیریم.

تحقیقات عروسک بوبو

Bobo doll experiment

• تحقیقی که بندورا درباره سرمشق گیری انجام داد به تحقیقات عروسک بوبو مشهور شد که شامل یک عروسک باد شده ایی بنام بوبو به طول حدودا یک متر بود و در این تحقیق ابتدا کودکان پیش دبستانی، بزرگسالی را مشاهده کردند که به این عروسک لگد می زند و آن را کتک می زند و این بزرگسال الگو در حالی که به عروسک حمله می کرد فریاد می کشید بزن تو دماغش، پرتش کن تو هوا. وقتی این کودکان با عروسک تنها گذاشته شدند از الگوی بزرگسالی که به تازگی مشاهده کرده بودند تقلید کردند، و دو برابر بیشتر از گروه گواه، پرخاشگری بیشتری نشان دادند و شدت رفتار پرخاشگرانه در این کودکان، صرف نظر از اینکه الگو را بصورت زنده مشاهده کرده بودند یا در تلویزیون و یا بصورت شخصیت کارتونی، یکسان بود.

سرمشق گیری کلامی Verbal instruction

• سرمشق گیری کلامی می تواند برخی رفتارها را بوجود آورد به شرطی که آن رفتار بطور کامل و به نحو شایسته ایی توضیح داده شوند.
سرمشق گیری کلامی اغلب برای ارائه دادن دستورالعمل ها مورد استفاده قرار می گیرد،  روشی که در آموزش دادن مهارت هایی نظیر رانندگی کاربرد دارد و در کل دستورالعمل های کلامی معمولا مکمل نمایش های رفتاری هستند. مثل زمانی که یک مربی رانندگی، وظیفه الگو را برای انجام دادن رفتارهای مربوط به رانندگی برعهده می گیرد.

بازداری زدایی Disinhibition

• پژوهش ها نشان می دهند که رفتارهایی که فرد معمولاً سرکوب یا بازداری می کند می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند که این پدیده را بازداری زدایی می نامند که به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد .  برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده و شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند و رفتارهای جسمانی و کلامی نشان دهند که هرگز در تنهایی انجام نخواهند داد.

• بندورا بر اساس پژوهش هایش نتیجه گرفت که اغلب رفتارها، چه خوب و چه بد، چه بهنجار و چه نابهنجار با تقلید کردن از رفتار دیگران آموخته می شوند که این الگو پذیری ابتدا از والدین شروع می شود و بعد از افراد دوروبر و دوستان و رفتارها و آداب و رسوم در فرهنگی که در آن زندگی می کنیم ادامه می یابد.

بندورا از جامعه ایی که الگوهای غلط از جمله الگوهای رفتار پرخاشگر و خشونت آمیز که در تلویزیون و فیلم ها، کارتون و بازی های ویدئویی را برای کودکان تامین می کنند انتقاد می کرد Media violence. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند ترس های غیر منطقی است.  وقتی کودکی می بیند که مادرش به هنگام طوفان می ترسد یا وقتی با افراد غریبه مواجه می شوند عصبی می شوند، به راحتی این اضطراب را جذب کرده و در بزرگسالی بدون آگاهی از علت آن، به همراه خود دارند.

o در نظام اسکینر تقویت کننده ها Reinforcement رفتار را کنترل می کنند و از نظر بندورا این الگوها هستند که رفتار را کنترل می کنند.

ویژگی های موقعیت سرمشق گیری

• سه عامل بر سرمشق گیری تاثیر دارد: o ویژگی های الگو، o ویژگی های مشاهده گر، o پیامد های پاداش مرتبط با رفتار.

1 . ویژگی های الگو

o شباهت : در زندگی عملی، بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که تفاوت زیادی با ما دارد.
بندورا در آزمایشگاه دریافت که اگرچه کودکان از رفتار کودک الگو تقلید می کند ولی وقتی شباهت بین الگو و آزمودنی کاهش یافت، میزان سرمشق گیری هم کاهش یافت.
این کودکان از الگوی زنده Live model بیشتر از شخصیت بی جان تقلید کردند ولی حتی در مورد دومی، رفتار الگو برداری شده خیلی بیشتر از رفتار گروه گواه بود که هیچ الگویی را مشاهده نکرده بود.

o سن و جنسیت : ما به احتمال بیشتری تحت تاثیر الگوهای هم سن قرار می گیریم. همسالانی که به نظر می رسد مسایلی را که با آنها روبرو می شویم با موفقیت حل کرده اند، الگوهای بسیار بانفوذی هستند. ما از رفتار کسی که هم جنس ماست بیشتر از کسی که از جنس مخالف است سرمشق گیری می کنیم.

o مقام و شهرت : معلوم شده که وقتی عابران پیاده ببیند فرد خوش لباسی هنگام روشن بودن چراغ قرمز از خیابان رد می شود در مقایسه با زمانیکه ببیند فرد بد لباسی این کار را انجام می دهد به احتمال بیشتری آنها نیز با روشن بودن چراغ قرمز از خیابان رد می شوند. تبلیغات تلویزیونی از مدل های عالی رتبه و عالی مقام مثل ورزشکاران، ستاره های راک و ستاره های سینما که ادعا می کنند محصول خاصی را مصرف می کنند نهایت استفاده را می برند.

o نوع رفتار : نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای بسیار پیچیده به سرعت و به سهولت رفتارهای ساده تر تقلید نمی شوند. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه مخصوصا توسط کودکان، قویاً تقلید می شوند.

o هیکل و وزن : هیکل و وزن الگو نیز می تواند بر رفتار تاثیر بگذارد. بررسی دانش آموزان در کانادا مشخص کرده که آنهایی که به مدرسه می رفتند که دانش آموزان مسن تر اضافه وزن داشتند یا حتی چاق بودند در مقایسه با دانش آموزانی که به مدرسه ای می رفتند که دانش آموزان مسن تر، چاق نبودند وزن بیشتری کسب کردند.

2 . ویژگی های مشاهده گر

تحقیقات نشان می دهد افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو تقلید می کنند.
کسی که برای تقلید کردن از رفتاری تقویت شده است مثلاً بچه ایی که برای رفتار کردن مثل خواهر یا برادر بزرگترش تقویت شده است بیشتر آمادگی دارد تا تحت تاثیر الگو قرار گیرد.

3 . پیامد های پاداش مرتبط با رفتار ها

o دیدن الگویی که برای نشان دادن رفتار خاصی پاداش می گیرد یا تنبیه می شود بر تقلید تاثیر می گذارد.
o در تحقیق عروسک بوبو، برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و شکلات می گیرد.
o گروه دیگر کودکان دیدند که الگو به خاطر همین رفتار پرخاشگرانه، تنبیه کلامی و بدنی می شود.
o کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند از کودکانی که دیدند الگو تقویت می شود پرخاشگری بسیار کمتری را به بوبو نشان دادند.

social-cognitive-theory
فرایندهای یادگیری مشاهده ای

بندورا در بررسی های خود دریافت که یادگیری مشاهده ایی تحت تاثیر چهار عامل قرار دارد :

1 . توجه Attention:
o تا زمانی که فرد به الگو توجه نکند یادگیری مشاهده ایی روی نخواهد داد و صرفاً روبرو شدن فرد با الگو تضمین نمی کند که او از الگو تقلید خواهد کرد و مشاهده گر باید با دقت تمام به الگو توجه کند تا اطلاعات لازم برای تقلید کردن از الگو را کسب کند و هرچه مشاهده گر دقیق تر به رفتار الگو توجه کند به احتمال بیشتری از آن تقلید خواهد کرد.

o ویژگی هایی مثل شباهت، سن، جنسیت ، مقام و شهرت تعیین می کنند که مشاهده گر با چه دقتی به الگو توجه کند و همینطور در کل افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند مثل افراد متخصص و حرفه ایی، از افرادی که این ویژگی را ندارند توجه و تقلید بیشتری را جلب می کنند.

o از طرفی هر چه توانایی شناختی یک فرد بیشتر رشد کرده باشد و آگاهی بیشتری از رفتاری که الگو برداری می شود داشته باشیم با دقت بیشتری به الگو توجه کرده و رفتار را درک می کنیم.  یا در صورتی که فرد الگویی را ببیند که کاری را انجام می دهد که انتظار دارد خودشان آن را انجام دهند توجه بیشتری به آن می کنند. o همینطور افراد به رفتاری بیشتر توجه می کنند که به جای پیامدهای خنثی، پیامدهای مثبت و منفی به همراه داشته باشد.

2 . یادداری Retention:
o برای اینکه فرد مشاهده گر بعدا رفتار الگو را تکرار کند باید جنبه های مهم آن را به یاد آورد.
o ما اطلاعات را به دو صورت یادداری می کنیم: o از طریق نظام بازنمایی تجسمی o از طریق نظام بازنمایی کلامی

o در نظام تجسمی، در حالی که الگو را مشاهده می کنیم تصاویر واضح و قابل بازیافت را در ذهن مان تشکیل می دهیم و در آینده از آن به عنوان مبنایی برای تقلید استفاده می کنیم.

o نظام بازنمایی کلامی، شامل رمز گردانی کلامی رفتارهایی است که مشاهده کرده ایم.  مثلاً ممکن است شما به هنگام مشاهده کاری را که الگو انجام می دهد برای خودتان آن را توصیف کنید و این توصیفات بصورت کلامی در ذهن تان رمزگردانی می شود و بعدا این رمز کلامی، نشانه ها، یادآورها، و اشاراتی را تامین می کند.  این تصاویر ذهنی و نمادهای کلامی باهم، وسیله ایی را فراهم می آورند که به کمک آن، موقعیت مشاهده شده را ذخیره کرده و آنها را برای عملکرد بعدی مرور کنیم.

3 . تولید Reproduction:
o تبدیل کردن بازنمایی های تجسمی و کلامی به رفتار آشکار، به تمرین نیاز دارد.  با اینکه ممکن است به رفتار الگو توجه کنیم، آن را یادداری کنیم و بازنمایی نمادی آن را تمرین کرده باشیم ولی ممکن است نتوانیم آن رفتار را درست انجام دهیم مخصوصاً زمانی که یک رفتار پیچیده ایی مطرح باشد.  مثلا در رانندگی ما حرکات و حرف های راننده الگو را یاد می گیریم و بازنمایی های نمادی رفتار راننده الگو را هم بارها در ذهن مان مرور می کنیم ولی در ابتدا تبدیل کردن این نمادها به رفتار واقعی رانندگی، ناشیانه است. بنابراین تمرین و دریافت بازخورد برای تولید رفتار مشاهده شده، ضرورت دارد.

4.عوامل تشویق و انگیزشی Motivation:
o صرف نظر از اینکه رفتارهایی را که مشاهده می کنیم چقدر خوب مورد توجه قرار داده و آنها را به خاطر سپرده باشیم یا چقدر توانایی انجام دادن آنها را داشته باشیم بدون فرایندهای تشویقی و انگیزشی آنها را انجام نخواهیم داد.

o مشوق ما برای یاد گرفتن تحت تاثیر انتظار تقویت یا تنبیه برای انجام دادن آن قرار دارد.  وقتی ببینیم رفتار الگو، پاداش می گیرد یا تنبیه می شود این خود مشوق نیرومندی برای توجه کردن به رفتار، یادآوری و انجام دادن درست آن رفتار است.  ولی بندورا معتقد بود که اگرچه تقویت می تواند یادگیری را تسهیل کند ولی برای وقوع یادگیری ضروری نیست.
عوامل متعدد دیگری غیر از پیامد های پاداش رفتار تعیین می کنند که به چه چیزی توجه کنیم آن را حفظ کرده و تمرین کنیم.  مثل صداهای بلند، نورهای درخشان، و بازی های هیجان انگیز می توانند علاقه ما را جلب کنند هرچند که ممکن است به خاطر توجه کردن به آنها هیچ تقویتی را دریافت نکنیم یا کودکانی که الگویی را در کارتون می بینند و صرف نظر از اینکه به آنها قول پاداش داده شده باشد. از رفتار او تقلید می کنند.  بنابراین تقویت می تواند به الگو برداری کمک کند ولی برای آن ضروری نیست.

ادامه در صفحه بعد…

Pages: 1 2 3

Pages ( 1 of 3 ): 1 23بعدی »