نقدی بر نظریه یادگیری اجتماعی

نقدی بر نظریه یادگیری اجتماعی

بر اساس آزمایش عروسك بوبو

Albert_Bandura_2
• در سال 2002، نتایج پژوهش مفصلی روی اهمیت آزمایش های علمی و دستاوردهای روانشناسان برجسته قرن بیستم،
در مجله «مرور روانشناسی عمومی» چاپ شد.
o در فهرست منتشرشده، نام آلبرت بندورا در رده چهارم برجسته ترین روانشناسان قرن بیستم،
پس از بی.اف. اسكینر، ژان پیاژه و زیگموند فروید قرار گرفت.

• در این رده بندی ملاك های متعددی مانند ارجاع دیگر پژوهشگران به یافته های علمی و نظریات روانشناختی افراد و
قرارگیری نام دانشمندان روی جریانات فكری و نظریه های علمی منظور شده بود.
o نام بندورا با نظریه یادگیری اجتماعی او جاودانه شده است،
o اگرچه دستاوردهای بندورا به این نظریه محدود نیست.
o
• بندورا در سال های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳، آزمایش هایی را برای توضیح رفتارهای پرخاشگرانه در كودكان،
در چارچوب نظریه یادگیری اجتماعی انجام داد كه به آزمایش عروسك بوبو مشهور است.

o او در این بررسی ها نشان داد پرخاشگری كودكان نتیجه مشاهده رفتار پرخاشگرانه دیگران و تقلید از آنهاست.
o طبق مشاهدات بندورا، كودك با یادگیری پرخاشگری، از آن برای حل مشكلات آینده خود استفاده می كند.
o او همچنین نشان داد پسران بیشتر از دختران پرخاشگری می كنند،
همچنان كه جامعه نیز پرخاشگری را یك صفت مردانه می داند
و حتی در مواردی این رفتارهای پرخاشگرانه را ستایش می كند.
o به علاوه طبق آزمایش های بندورا، هر كودكی پرخاشگری را بیشتر از الگوی همجنس خود می آموزد تا از الگوی غیرهمجنس خود.

o یعنی پسرها با مشاهده مردان پرخاشگر بیشتر پرخاشگری می كنند تا با مشاهده زنان پرخاشگر و دخترها و برعكس.
o بندورا این یافته ها را هم در مورد پرخاشگری فیزیكی (مانند كتك زدن عروسك) نشان داد و هم در مورد پرخاشگری كلامی (مانند داد زدن).

• این یافته ها سرمنشاء پژوهش های متعددی در مورد اثر نمایش پرخاشگری در رسانه ها مانند تلویزیون بر رفتار پرخاشگرانه كودكان بوده است.
o پژوهش بندورا یافته ای تجربی، فراتر از نظریه پردازی های خالص، و بسیار تاثیرگذار است،
اما با انتقادهایی نیز همراه بوده است.
o بندورا ۷۲ كودك را به سه گروه تقسیم كرد و در هر گروه نیز پسران و دختران را جدا از هم و تقلید از الگوهای همجنس
و غیرهمجنس را نیز به شكل مجزایی ارزیابی كرد.
o در نتیجه، یكی از مهم ترین محدودیت های مطالعه بندورا محدود بودن تعداد كودكان و متعدد بودن گروه های آزمایش است.
o به علاوه، تمام این كودكان از مهدكودك وابسته به دانشگاه استنفورد انتخاب شده بودند.
o در آن زمان، تنها سفیدپوستان متعلق به طبقه اجتماعی- اقتصادی متوسط به بالامی توانستند كودكان خود را به چنین مهدكودكی بسپارند.
در نتیجه نمی توان یافته های این پژوهش را به سایر گروه های اجتماعی و اقتصادی
(مانند طبقات فقیر یا سیاهپوستان، كه اتفاقاً ادعا می شود پرخاشگرانه تر رفتار می كنند) تعمیم داد.
o همچنین یافته های این پژوهش در مدت كوتاهی از تماشای الگوی رفتاری به دست آمدند.

• بنابراین اگرچه این یافته ها نمایی كلی از یادگیری پرخاشگری ارائه می كنند، نمی توان با اطمینان اعلام كرد كه این الگوهای رفتاری دائمی هستند.
o مطالعات مختلف نشان داده اند مغز كودكان رو به تكامل دارد و كودكان با افزایش سن راهكارهایی پخته تر برای رفتار خود می یابند.
o كودكان تا حدود ۱۲ سالگی قادر به تفكیك كامل واقعیت و خیال نیستند.
o مثلاً ممكن است از شبحی كه در كمد اتاق شان پنهان شده است، بترسند.
o كودكان كم سال تر حتی ممكن است رویاهای شبانه خود را واقعی بپندارند.
o این رفتارها با تكامل مناطق مختلف مغز از جمله بخش های جلویی آن موسوم به لوب پیشانی مرتبطند.

• بندورا در آزمایش خود شرایطی را به كودكان تحمیل كرد كه سبب سرخوردگی و یاس آنها می شود
(آنها را از بازی كردن با برخی اسباب بازی ها در اتاق منع كرد).
طبیعی است اگر این شرایط ایجاد نمی شد، رفتارهای پرخاشگرانه كودكان متفاوت می بود.

• سرخوردگی از عوامل مهم خشونت در اجتماع به شمار می آید، اما نمی توان آن را یگانه عامل خشونت دانست.
o همین شیوه ارزیابی، سبب انتقادهای اخلاقی به بندورا هم شده است.
o منتقدان ادعا می كنند بندورا این كودكان را در شرایط خاصی قرار داد كه در آن پرخاشگری را می آموزند.
o امروزه مشخص شده است هر انسانی ساختار ژنتیكی خاصی دارد كه بسیاری از رفتارهای انسان را ساماندهی و كنترل می كند.
o بندورا اشاره مفصلی به گذشته كودكان و الگوهای خانوادگی آنها نكرد، اگرچه ارزیابی های مقدماتی در این مورد انجام داد.
o با پیشرفت علم، اساس زیست شناختی بسیاری از پدیده ها شناسایی شده و ممكن است بررسی ها
بتوانند یافته های بندورا را در چارچوب دانش روز توجیه و تكمیل كنند.

دكتر كاوه علوی