حافظه کاذب

الیزابت لافتوس

حافظه کاذب

False Memories

1Elizabeth_Loftus-1

• بسیاری از مردم به حافظه خود به عنوان یک منبع قابل اعتماد تکیه می کنند . اما با همین حافظه گاهی اوقات پیش آمده که شماره تلفن یا یک آدرسی را فراموش میکنیم.
o در هنگام مواجهه با رویدادهای مهم زندگی، مثل رویدادهای دوران کودکی چطور؟ آیا حافظه ما قابل استناد است؟

• همه ما فکر می کنیم که حافظه ما همانند یک دوربین عکاسی است که همه جزئیات را به دقت ثبت می کند. اما متاسفانه ما حافظه خود را آرایش می کنیم و بصورت کاملا آشکار خودمان آن را می سازیم.

• حافظه غلط بر اثر تداخل های خیلی کوچک و پیشنهادها و دست کاری های خیلی کوچک ما بوجود می آیند. در چندین آزمایش معروف به وضوح نشان داده شده است که حافظه کاذب شکل می گیرد. برای مثال : در سال ۱۹۹۴ الیزابت لوفتوس نشان داد که ۲۵ درصد از افراد پذیرفته اند که در کودکی در یک بازار گم شده بوده اند درحالی که اینگونه نبوده. در مطالعه دیگری در سال ۲۰۰۲ نیمی از شرکت کنندگان بر اثر دستکاری هایی بر روی عکس آنان، پذیرفتند که در یک هوای گرم سوار بالن هایی شده اند.

o در بسیاری از مواقع این حافظه کاذب در رابطه با مسائل کم اهمیت تر رخ می دهد، ولی بسیاری از اوقات پیش می آید که همین حافظه کاذب در دادگاه های جنایی حکم اعدام فردی را رقم بزند، و گاهی این حافظه های کاذب پتانسیل این را دارند که به مشکلی جدی بدل شوند.

o اما سوال اینجاست که این حافظه دروغین یا کاذب چگونه شکل می گیرد؟

• عواملی که باعث اینگونه حافظه ها می شوند:

۱- ادراک نادرست Inaccurate Perception:

Inaccurate= false or inaccurate descriptions of goods
Perception= the ability to see, hear, or become aware of something through the senses
• ادراک انسان همیشه کامل نیست و باید این نکته خیلی مهم را مد نظر داشت که ادراک ما در همان وهله اول کد گذاری نمی شود. وقتی ادراک کامل نباشد در بررسی های بعدی ما تلاش می کنیم تا در بازسازی صحنه موارد اشتباه یا کد گذاری نشده را خودمان با صحنه اصلی بیافزاییم.

۲- استنتاج Inference:

Inference =a conclusion reached on the basis of evidence and reasoning
• در بسیاری از مواقع دیده شده است که رقابت اطلاعات قدیمی و جدید باعث گمراهی فرد شده است و وی را برای گمانه زنی هایی در مورد پیش بینی صحنه ها کشانده است. ممکن است تداخل اطلاعات قدیمی تر در جدید اتفاق بیافتد و یا بالعکس.
تحقیقات نشان داده است که اغلب افراد یک طرح کلی از وقایع را برداشت می کنند و معمولاً در فراخوانی جزئیات به حدس و گمان های خود متوسل می شوند. برای مثال در حادثه ۱۱ سپتامبر، بسیاری از افراد صحنه هایی از آن را در خاطر داشته اند و بر اثر تکرار در اخبارها و شایعات اطلاعات آنها با اطلاعات جدید رقابت داشته و ممکن است این رقابت به یک حافظه غلط شکل دهد.

۳- احساسات Emotions:

Emotions= a natural instinctive state of mind deriving from one’s circumstances, mood, or relationships with others
• احساسات و بخصوص احساسات دردناک، به احتمال بیشتری باعث تحریف در حافظه و شکل گیری حافظه های غلط می شود. در تحقیقی نیز نشان داده شده است که نه احساسات منفی بلکه سطح بر انگیختگی و سطح بر انگیختگیِ بالا می تواند با حافظه کاذب در ارتباط باشد.

۴- اطلاعات غلط Misinformation:

Misinformation= false or inaccurate information, especially that which is deliberately intended to deceive
• گاهی اوقات اطلاعات درست می تواند با اطلاعات غلط مخلوط شود.  در یک مطالعه در دهه ۱۹۷۰ که توسط لوفتوس انجام شد نشان داده شد که افرادی که پس از وقوع یک حادثه در معرض اطلاعات غلط دیگر قرار می گرفتند، در مقایسه با افرادی که در معرض چنین اطلاعاتی قرار نمی گرفتند بیشتر اجتمال داشت تا در حافظه خود تحریف داشته باشند.

۵- ترکیب رویدادها Misattribution of Memory :

Misattribution= incorrect attribution
Attribution = the process by which individuals explain the causes of behavior and events
• بارها پیش آمده است که بخواهید یک رویداد را برای فردی تعریف کنید ولی در حین تعریف گریزی به رویدادهای مشابه و دیگر بزنید و جزئیات دو رویداد یا چند رویداد را باهم تعریف کنید. همین خود ممکن است کمک مند تا شما صحنه ای را که در کودکی رخ نداده است را بیاد آورید.

۶- ردیابی فازی Fuzzy Tracing:

Fuzzy= difficult to perceive clearly or understand and explain precisely; indistinct or vague
Tracing= find or discover by investigation
• زمانی که حافظه ای شکل می گیرد ما بیشتر روی کلیات آن متمرکز هستیم و کمتر برروی جزئیات آن متمرکز هستیم و به اصطلاح جان کلام را به حافظه می سپاریم که نشانی از رمز گردانی معنایی در حافظه ماست. نظریه ردیابی فازی به این اشاره دارد که ما گاهی جزئیات کلمه به کلمه را به خاطر می سپاریم و گاهی اوقات جان کلام را به خاطر می سپاریم. در همین مورد اخیر است که بیشتر حافظه های غلط شکل می گیرند.

خطای حافظه Final Thoughts

• هر کاری که در طول روز انجام می دهیم می توانیم بگوییم که حافظه ما در آن دخیل است. کارکرد حافظه در زندگی ما بسیار فراگیر و گسترده است و گاهی آنقدر بدیهی می شود که ما از ارزش آن غافل می شویم. چند مثال کاربردی از حافظه برای اهمیت کار:

o به یاد آوری نام همسایگان خود و همسایگان جدید.
o به یاد آوری مراحل انجام یک کار.
o به یاد سپاردن ساعاتی که فرزندانتان به مدرسه می روند.
o به یاد آوری بحث های کلاسی برای ارائه مقاله.
o به یاد سپاری لغات؛ چهره دوستان و تاریخ ملاقات های آینده.
o به یاد سپاری پسوردهای خود در دنیای اطلاعات و پین های مختلف.
o حتی همین لحظه که شما در حال مطالعه این متن هستید شما در حال استفاده از حافظه خود مبنی بر چگونگی کاربرد زبان هستید و هزاران مورد دیگر که بدون حافظه تصورش امکان پذیر نیست.

• اما همانطور که می دانید حافظه ما مصون از خطا نیست .

• دنیل شاختر Daniel Schacter روانشناس متخصص در کتاب معروف خود The Seven Sins of Memory به هفت گناه بزرگ حافظه اشاره می کند که از بین این ۷ خطا، برخی در افراد با مشکلات حافظه وجود دارد و موارد دیگر خواه و ناخواه در همه افراد اتفاق می افتد.

۱- ناپایداری :

• اطلاعات چگونه محو می شود ؟
o اگر از شما پرسیده شود که دیشب شام چه خوردید ممکن است درست پاسخ دهید ولی اگر در مورد شامی که دو هفته پیش خورده اید سوال شود چطور؟

o بعضی اطلاعات به سرعت محو می شوند ولی برخی دیگر ممکن است در طولانی مدت محو شوند و مدت بیشتری در حافظه ما بمانند.

o این که چقدر زمان طول بکشد که اطلاعات محو شود به اهمیت آن برای شما بستگی دارد . اهمیت از فردی به فرد دیگر متفاوت است و ممکن است اطلاعاتی که در ذهن شما برای مدت
طولانی تری می ماند در ذهن دیگری در همان لحظه از بین برود.

۲- حواس پرتی و عدم تمرکز :

ممکن است به محل کار بروید و یک لحظه بدانید که کیف خود را نیآورده اید. همان لحظه می فهمید که در زمانی که باید به برداشتن کیف خود فکر می کردید به چیز دیگری که لزومی نداشته است فکر می کردید.

تجربه نشان داده است که بسیاری از دلمشغولی های ما و تفکرات ما واقعاً ارزش فکر کردن ندارند و فقط مسیر اصلی تفکر ما را محرف می کنند. برخی حواسپرتی ها ممکن است آشفته کننده نباشد ولی تصور کنید حواسپرتی باعث شود که بستن شیر گاز را فراموش کنید!!

۳- انسداد فکر :

یعنی تلاش برای به یاد آوری چیزی که می دانیم در حافظه رمز گردانی کرده ایم. ممکن است به شخصی برخورد کنید که قبلاً او را دیده اید و صحبت کرده اید. ولی در بار دوم که میخواهید نام او را به یاد آورید گویی که سدی از آجر در مقابل حافظه شما قرار گرفته است که نمی گذارد نام او را به خاطر آورید . می گویید: “نوک زبانم هست”.

۴- نسبت دادن اشتباه :

نسبت دادن منبع اطلاعات به اشتباه عبارت است از نسبت دادن اشتباه. ممکن است داستانی را از شخصی در خیابان شنیده باشید و در جایی دیگر که آن داستان را می گویید به منبع دیگری مثلاً در دانشگاه نسبت دهید. شاید بگویید این اشتباه زیاد جدی نیست ولی تصور کنید که در دادگاه به عنوان یک شاهد عینی می توانید شخصی را به اشتباه محکوم کنید !!

۵- حافظه کاذب :

شاختر بیان می کند که این اشتباه از بقیه اشتباهات حافظه سنگین تر است و عواقب خطر ناک تری نیز دارد. حافظه کاذب عبارت است از خاطراتی که هیچ وقت اتفاق نیفتاده و دیگران طوری بازنمود می کنند که ما قبول می کنیم که اتفاق افتاده و طوری هم رفتار می کنیم که واقعا اتفاق افتاده!!

الیزابت لوفتوس در تحقیقات خود به طور واضح نشان می دهد که چطور خیلی راحت می توان حافظه و خاطره ای را کاشت.

۶- سوگیری :

چگونه باورهای ما حافظه مان را تحت تاثیر قرار می دهد؟ باورها و اعتقادات ما نسبت به خود ، اطرافیان و جهان پیرامون می تواند در به خاطر سپاری اطلاعات نقش داشته باشد.
ما خلاء های موجود در حافظه مان را با اعتقادات خود و تفکرات قالبی خود پر می کنیم. هر جا که جزیی گمشده باشد ما خود با حدس خود آن قسمت را پر خواهیم کرد.

۷- تداوم :

به یادآوری خاطراتی که نیاز به یادآوری ندارد یا دوست نداریم که به یاد آوریم. ممکن است در اداره یا خانه صحنه ای شرم آور در حافظه کاری شما فعال باشد و شما نتوانید از دست آن رهایی یابید و گاهی اوقات پشیمانی و ندامت برای شما ایجاد می کند. برای مثال صحنه ی تصادفی را که به تازگی دیده اید را ممکن است بارها در طول شبانه روز بصورت وسواسی مرور کنید.

پس بنابراین می توان نتیجه گرفت که حافظه اگر چه برای زندگی حیاتی است ولی خطاهایی نیز دارد که نمی توان آنها را به صفر رساند بلکه می توان تاثیر آنها را کم کرد.

بازگشت