روانشناسی اعترافات دروغین

روانشناسی اعترافات دروغین

False Confessions

ژان فرانسوا دورتیه

Jean-François Dortier Born 1956

• این که بی گناهی اعترافات دروغینی را امضا می کند،
و جرمی را که مرتکب نشده است می پذیرد،
پدیده ای پیچیده و نگران کننده است.

3اعترافات دروغین2

o این اعترافات دروغین کمیاب نیستند…
o برای مثال در سال 1979، دانیل ویلیامز Daniel Williams پس از آنکه جنازه زن همسایه اش
“میشل مور-بوسکو” کشف شده بود، توسط پلیس بازجویی شد.
سپس اعتراف کرده و محکوم گردید.
اما چند سال بعد، پرونده مجددا بازگشایی شده و مظنون جدیدی بازداشت می شود.
او “ژوزف دیک” نام دارد، و به نوبه خود اعتراف کرده و حتی اعلام می کند که دراین جنایت دو همدست داشته است.

o اما در نهایت مسئله به آنجا منتهی شد که در پایان بازجویی های طولانی که بوسیله پروژه بی گناهی The Innocence Project انجام شد،
یعنی گروهی از وکلا که برای دفاع از بی گناهان در زندان فعال شده بودند؛
چهار متهم، بی گناه شناخته شده و آزاد گردیدند.

o پاتریک دیل Patrick Dils نیز در فرانسه به قتل دو پسر جوان اعتراف کرده و به 17 سال زندان محکوم گردید،
اما پس از آن کشف شد که قاتل زنجیره ای فراسنوا اولم Francis Heaulme در آن حوالی به هنگام جنایت تردد داشته است.

o این محکوم شدگان بی گناه که به اعترافات دروغین کشانده شده اند چه تعداد هستند؟
بر اساس یک پژوهش آمریکایی، ۲۰ تا ۲۵ درصد افرادی که پس از آزمایش “دی ان ای” تبرئه شده اند در این وضعیت قرار داشته اند.

o موسسه پروژه بی گناهی توانسته است ۲۰۰ فردی را که به اشتباه محکوم شده اند تبرئه کند.
o در میان آنان، ۴۹ نفر به ارتکاب جرم اعتراف کرده بودند
اما امروزه بر اساس شواهد ژنتیکی می دانیم که آنها بی گناه بوده اند.

مثالهای بیشتر: Controversial Convictions Based on False Confessions

• چگونه می توان به چنین نقطه ای رسید؟
• چه چیزی افراد را به اعتراف به جرائمی که مرتکب نشده اند وادار می سازد؟
• چگونه به جنایاتی که مرتکب نشده ایم اعتراف می کنیم؟
• تحت فشار؟
• با محاسبه؟
• یا برای آنکه خود را واقعاً مجرم می دانیم؟

o از نظر سول کاسین Saul Kassin روانشناسِ متخصصِ اعترافات دروغین
در کالج جنایی جون جای در دادگستری نیویورک John Jay College
گونه های متعددی از اعتراف دروغ وجود دارد.

3اعترافات دروغین
اعتراف اختیاری، اعتراف اجباری

• ابتدا اعترافات دروغین اختیاری مطرح اند.
1. افرادی که خود را به دلایل تبلیغاتی به جرمی متهم می کنند.
در زمان قتل “جان اف کندی”، دهها نفر از افراد روانی به میل خود به پلیس مراجعه کرده و خود را متهم کردند.
2. گونه دیگر اعتراف اختیاری، به منظور حمایت از فرد دیگری صورت می گیرد.

• اما موردی که بسیار رایج است اعترافاتی است که در هنگام بازجویی پلیس صورت می گیرد.

o در طول بازداشت، مظنون تحت فشار سنگین روانی قرار دارد.
o خستگی، ترس و تهدیدات، افراد را ناچار می کنند تا فقط برای آنکه تهاجم بیشتر به او قطع شود اعتراف کند،
البته با این اندیشه که بعداً می تواند به انکار اتهامات بپردازد.

o از نظر کاسین Kassin مکانیسم روانی دیگری نقشی تعیین کننده بازی می کند.
در واقع برخی از شیوه های بازجویی، مظنون را با قرار دادن وی در برابر یک معمای «کرنی ای»
به اعتراف تشویق می کنند. در این موقعیت اعتراف کردن در نهایت بهترین راهکار است.

o «کرنی ای» اشاره به کرنی Corneille نمایشنامه نویس بزرگ قرن 17 در فرانسه و سبک خاص وی در توصیف
بن بستی که سرنوشت به صورت تراژیک در مقابل قهرمانانش قرار می دهد
و به اجبارِ قهرمانان به انتخابی تلخ منتهی می شود،

o در این روش به مظنون القاء می شود که محکومیتش غیر قابل اجتناب است
و او در مقابل خود تنها یک گزینه دارد:

یا باید از همکاری کردن امتناع کنی و خطر حداکثر مجازات را بپذیری،
و یا اعتراف کنی که مجازاتت بسیار تخفیف خواهد گرفت.

o ممکن است در نتیجه این وضعیت، متهم فکر کند که در یک بن بست قرار گرفته،
پس بنابراین اعتراف برای وی زیان کمتری دارد.
o به علاوه فردی که ناچار به اعتراف شده است، نمی تواند نتایج این اعترافات را برای خود به درستی محاسبه کند.

o غالباً، ماموری که بازجویی را انجام می دهد، پاسخ هایی را می طلبد و فرد نیز یک «اعتراف نامه» را امضا می کند.

o در موارد ویژه، ماموران تمامی بخش های اعترافات را ساخته اند.

o مثلاً مورد مزییر Charleville-Mézières که در سال ۲۰۰۹ پیش آمد به این ترتیب بود،
دو مامور پلیس اس پی آر جی (SRPJ) پذیرفتند که خودشان اعترافاتی که سه مربی را به بد رفتاری با کودکان متهم می کرد، نوشته اند.
در نهایت، مربیان بی گناه شناخته شده و ماموران پلیس افشا شدند.

o گاهی مظنون اعتراف می کند، اما بیان جزئیات اعتراف برایش مبهم می شود.

o او حقیقتا چه چیزی را اعتراف کرده است؟
o ممکن است به سنگینی عمل مورد نظر آگاهی نداشته باشد.
o یکی از راهبردهای بازجویی بر کوچک سازی اعمال قرار دارد.
o بازجو نسبت به مظنون حالتی دوستانه به نمایش می گذارد و برای اجبار او به اعتراف، جرم و نتایج آن را کوچک نشان می دهد
با استفاده از روش«من تو را درک می کنم».

o به این ترتیب در سال ۲۰۰۳ در واقعه دانش آموزان ماکون Mâcon یکی از متهمین مظنون به زورگیری
بنام سابرینا Sabrina ، در این مورد فکر می کند که بهتر است اعتراف کند.

«من برای آرامش داشتن، برای اینکه سوال کردن از من متوقف شود،
تمایل داشتم که بگویم به دیدن این پیرزن رفتم برای اینکه از او پول بگیرم».

o در نهایت پس از ۳۰ ساعت بازداشت، او بریده و به پلیس می گوید:

«وقتی این پیرزن را دیدم، از او پرسیدم که شما به پسرها پول می دهید. او به من جواب نداد.
کمی بعد برگشتم و به او گفتم که من به ۲۰ یورو نیازمندم، که این مهم است، او آن پول را به من داد.
سابرینا برای آرامش داشتن، با اعتراف به آنچه که فکر می کرد یک اشتباه جزیی است،
نمی داند که او مسئولیت مشارکت در یک عمل زورگیری را پذیرفته است.

• اما این هم گونه دیگری از اعتراف دروغ که تعجب برانگیز تر است.

o گاهی پیش می آید که فرد بیگناهی باور می کند که واقعا مجرم است!
از نظر کاسین این وضعیت از «خاطره ای غلط» ناشی می شود.
روانشناس الیزابت لوفتوس Elizabeth Loftus نشان داده است که می توان خاطره ای که فردی از گذشته خود دارد،
خاطره ای ساخته شده با تمامی اجزا را کاملا منحرف کرد.

o برای مثال: یک روز، زمانی که ۵ ساله بودی، در فروشگاه بزرگی گم شدی، و بعد پیدا شدی.
اگر این خاطره در میان دیگر خاطرات واقعی جا داده شود، یک چهارم افراد مجدداً این واقعه را به ناگاه بیاد می آورند.
افراد بسیاری نیز اگر از آنها خواسته شود جزئیات دقیقی از این حادثه می دهند.

خاطرات ساختگی

• ممکن است فردی تحت تاثیر شنیدن مکرر روایتی متفاوت از آنچه که خود تجربه کرده است،
به خاطره خاص خود شک کند، سپس در گذشته خود وقایعی خیالی را وارد نماید
و آنگاه تجربه ای تازه امکان تصدیق آن را فراهم کرده باشد.

o از دانشجویان خواسته می شود تا کاری را بر روی یک کامپیوتر انجام دهند،
اما به آنها سفارش می شود تا به یکی از دکمه های کیبورد دست نزنند وگرنه دستگاه دچار مشکل خواهد شد.
در جریان این تجربه ، کامپیوتر خراب می شود
دستگاه مخصوساً برای این کار برنامه ریزی شده بود.

o درجریان نظر سنجی بعدی مشخص شد که ۴۳ درصد دانشجویان می پذیرند که خودشان عامل این خرابی بوده اند!
o برخی واقعا فکر می کنند که خطایی مرتکب شده اند،
o بعضی هم تردید می کنند یا دیگر از کارها زیاد مطمئن نیستند،
o و بالاخره دیگران هم فقط به خاطر اینکه به نظرشان می رسد که تکذیب خطا بی فایده و پر هزینه تر است، اعتراف می کنند.

• اعترافات اختیاری، اعترافات اجباری، اعترافات درونی شده و اعترافات ساختگی توجه بسیاری را به خود جلب کرده اند.
بویژه اگر وزن اعترافات را در حکم دادگاه بشناسیم.
این مسئله دقیقاً یکی از نقاط مهم روانشناسی قضایی و در حال پیشرفت روزافزون است.

بازگشت

مترجم : محمد باغی