آزمایش شیرینی مارشمالو

آزمایش شیرینی مارشمالو

Stanford Marshmallow Experiment

Walter-Mischel-marshmellow-0
• آزمایش مارشمالو استنفورد یا به تعبیر رایج تر تست مارشمالو یکی از مشهورترین تست‌های روان‌شناسی است، والتر میشل این تست را در دههٔ ۱۹۶۰ شروع کرد.
o روش اجرای این آزمایش به این شکل بود که بچه‌ها را یک به یک به اتاقی دعوت می‌کردند که در آن روی میز یک شیرینی مارشمالو بود،
o به بچه‌ها گفته می‌شد می‌توانند شیرینی را بردارند
o ولی اگر ۱۵ دقیقه صبر کنند و به شیرینی دست نزنند، علاوه بر همان شیرینی ، یک شیرینی دیگر هم جایزه می‌گیرند.

o گروهی از بچه‌ها می‌توانستند مقاومت کنند و از دست زدن به کلوچه خودداری نمایند، و گروهی نه،
o اما والتر میشل با زیر نظر گرفتن هر دو گروه این بچه‌ها در سال‌های آینده، نشان داد آن دسته از بچه‌ها که به شیرینی دست نزدند،
با این تفسیر که اراده‌ای قوی تر دارند و می‌توانند کنترل بیشتری بر روی رفتارشان داشته باشند،
در آینده هم موفق تر، سالم‌تر و حتی در ازدواجشان موفق تر هستند.

o تا سال‌ها تست مارشمالو شاهدی برای اثبات این باور بود که خود کنترلی Self-Control عامل کسب موفقیت است،
o تا اینکه گروهی از محققان دانشگاه روچستر ، مطالعهٔ جدیدی را ترتیب دادند.
o در این مطالعه گروهی از بچه‌های سه تا پنج ساله را در همان موقعیت آزمایش مارشمالو قرار دادند.
o اما نیمی از آنها را دست خالی بازگرداندند، یعنی بعد از ۱۵ دقیقه گفتند، متأسف هستیم، شیرینی تمام شده و خبری از پاداش و جایزه نیست.
o بعد از آن مجدداً بچه‌ها تحت آزمایش مارشمالو قرار گرفتند.
o نتیجه قابل پیش بینی بود، گروهی از بچه‌ها که با بد قولی دفعهٔ قبل مواجه شده بودند، این بار دیگر به قول داده شده اعتماد نکردند
و یک شیرینی نقد را به دو شیرینی نسیه ترجیح دادند.
o نتیجهٔ این مطالعه یک بار دیگر نشان داد تحلیل رفتار آدمیزاد به این سادگی‌ها هم نیست.
o شاید مهم تر از قدرت اراده، تجربه‌های قبلی آدم‌ها است که به آنها در کسب موفقیت کمک می‌کند.

• والتر میشل بعد از دریافت درجه دکترا در چندین دانشگاه آمریکا در دوره هایی فعالیت داشت.
o اما بیشترین زمان را به صورت پیوسته در دانشگاه استنفورد به مدت بیست سال صرف کرده است،
که البته معرف ترین پروژه پژوهشی او به نام آزمایش مارشمالو نیز در همین دانشگاه انجام شده است.
o اما فعالیت های علمی میشل محدود به این آزمایش نیست ، او در رابطه با شخصیت نیز نظریه خاص خود را دارد.

آیا ما قابل پیش بینی هستیم؟

o غالب مردم و البته اکثر روان شناسان اعتقاد دارند هر فردی دارای چندین صفات پایدار است که با توجه به آنها امکان پیش بینی رفتار افراد وجود دارد.
o اما میشل و برخی همکاران او اعتقاد دارند داستان پیش بینی پذیری رفتار افراد به این سادگی ها نیست و داستان صفات ثابت نیز بیشتر شبیه افسانه است تا واقعیت.

o میشل معتقد است تعامل موقعیت با ویژگی های شخصیتی مختلف است که در تعیین رفتار نهایی موثر است و نه صرفاً وجود برخی صفات و ویژگی های خاص.
o به عنوان نمونه مردی را تصور کنید که در محیط کار به شدت مسئولیت پذیر است و روی حرف او می توان حساب کرد
o اما همین مرد ممکن است در خانه و در ارتباط با اعضای خانواده به عنوان فردی که نمی توان روی حرفش حساب کرد شناخته شود.
o یا دختری که علاقه خاصی به نظم در زمان ارتباط با دوستانش دارد.
o اما والدین او از دست شلختگی هایش در خانه به تنگ آمده اند.
o در این موارد نشان می دهد افراد همیشه طبق یک الگو رفتار نمی کنند.
o اما آیا واقعا امکان پیش بینی رفتار افراد نیز افسانه ای بیش نیست؟

Walter-Mischel-marshmellow-3
فرمولی برای پیش بینی

o میشل در پژوهش های متعدد خود در طی سال ها به این نتیجه رسید که در تعیین رفتار یک فرد، جنبه های روان شناسی، اجتماعی و فیزیولوژی دخیل هستند،
که برآیند آنها باعث می شود افراد به شکلی نسبتاً متغیر با محیط در تعامل باشند .
o او به این جنبه های متعدد نام واحدهای شناختی – عاطفی را داده است و آنها را به پنج گروه تقسیم می کند:

1) راهبردهای رمزگردانی یا طبقه بندی اطلاعات دریافتی از محیط
2) توانمندی ها و راهبردهای خودگردانی که افراد با کمک آنها رفتار خود را بدون نیاز به مشوق های بیرونی شکل می دهند.
3) انتظارات و عقاید فرد از اینکه رفتار خودش و البته دیگران چه تاثیری می تواند داشته باشد.
4) اهداف و ارزش ها،
5) پاسخ های عاطفی

 

o آزمایش مارشمالو، که توسط میشل انجام شد ، یکی از آزمایش های موثر در روان شناسی است.
o اما مارشمالو چیست و چرا این ازمایش به این نام شناخته می شود؟
o مارشمالو نوعی شیرنی پفی است که با آرد ذرت ، ژلاتین ، آب و شکر درست می شود، شاید شبیه ترین شیرینی در فرهنگ ما به آن باسلق باشد.
o در آمریکا این شیرینی یکی از خوراکی های محبوب و البته وسوسه برانگیز برای بچه هاست .
o هدف اولیه میشل در این آزمایش بررسی فرآیندهای شناختی بود که به افراد کمک می کند تا ارضای خواسته های خود را به تاخیر بیندازند.

o برای این منظور آزمونگر هر کودک را به داخل اتاقی که در آن یک میز و صندلی قرار داده شده بود، می برد.
o روی میز داخل یک ظرف یک شیرینی مارشمالو قرار داشت و البته زنگی نیز در دسترس کودک بود.
o میشل از کودک می خواست تا روی صندلی بنشیند و سپس برای او توضیح می داد می تواند دو انتخاب داشته باشد ؛
1. اول اینکه بعد از خروج آزمونگر از اتاق و در صورتی که نمی تواند برای خوردن شیرینی صبر کند، زنگ را به صدا درآورد و با بازگشت آزمونگر شیرینی را بخورد،
2. دوم اینکه صبر کند آزمونگر خودش هر زمانی که خواست باز گردد و آن وقت در عوض یک شیرینی دو شیرینی بخورد.
چرا که در آن صورت آزمونگر به او شیرنی دیگری خواهد داد. نتیجه به دست آمده بسیار جالب بود!

اقلیتی از کودکان خویشتندار

o برخی از بچه ها توانایی صبر حتی تا یک دقیقه را نداشتند
o در حالیکه برخی کودکان توانستند تا حدود بیست دقیقه در مقابل وسوسه خوردن شیرینی مقاومت کنند.
o این بچه های مقاوم البته فقط سی درصد از کودکان شرکت کننده در آزمایش را تشکیل می دادند.
o عکس العمل این گروه از بچه ها و روش هایی که به کمک آن سعی می کردند در مقابل وسوسه خوردن مقاومت کند بسیار جالب بود.
o برخی از این بچه ها با دست چشم های خود را می بستند، برخی آواز می خواندند و حتی برخی بچه ها سعی می کردند با نشستن روی دست شان
مانع از برداشتن شیرینی شوند.
o نکته مهم این بود که بچه هایی توانستند جلوی خود را بگیرند که توانستند حواس خود را پرت کنند.

Walter-Mischel-marshmellow-1
بعد از سالها

o هر چند نتایج اولیه این آزمایش به خودی خوب جالب توجه بود، در واقع آزمایش ها و بررسی هایی که بعد از آن صورت گرفت ارزش واقعی این آزمایش و نتایج آن را نشان داد.
o در سال ۱۹۸۱ یعنی نزدیک سیزده، چهارده سال بعد از انجام این آزمایش بود که سر میز شام، میشل متوجه نکته ای شد.
o او مشغول صحبت با سه دختر خود بود و نظر آنها درباره مورد ویژگی های شخصی و وضعیت درسی یکی دو تا از هم کلاسی های شان پرسید
o همانجا بود که حدس زد باید رابطه ای بین میزان صبر و تحمل کودک و موفقیت های تحصیلی او باشد.
o میشل در گام اول برای ۵۳ نفر از کودکانی که در مرحله اول در آزمایش شرکت داشتند و هنوز می شد آنها را پیدا کرد، پرسشنامه هایی فرستاد؛
o پرسشنامه هایی که باید توسط والدین و معلمین آنها تکمیل می شد.
o با بازگشت پرسشنامه ها و تحلیل نتایج، میشل متوجه نکته مهمی شد؛ بچه هایی که در سنین پیش از دبستان توانسته بودند در مقابل وسوسه خوردن مارشمالو مقاومت کنند
در دبیرستان از نظر وضعیت درسی موفقیت بهتری قرار داشتند و البته مشکلات رفتاری آنها در خانه و مدرسه نیز کمتر بود.

o مطالعات بعدی نشان داد کودکانی که توانایی به تاخیر انداختن خواسته های شان را داشتند در سنین جوانی و بعد از آن، کمتر دچار مسائلی چون سوء مصرف مواد
و اعتیاد شده و در روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی نیز موفق تر بودند، چرا که میزان طلاق بین آنها کمتر بود.

o از نظر شغلی نیز افرادی که توانایی به تاخیر انداختن ارضای خواسته های شان را داشتند، بیشتر دارای مشاغل ثابت بودند و موفقیت های بیشتری به دست آورده بودند.

پژوهشی با کاربرد فراوان

o بررسی در رابطه با افرادی که توانایی به تاخیر انداختن ارضای خواسته های خود را دارند، محدود به همین گروه از افراد نشد
و روان شناسان دیگر پژوهش های متنوعی را در گروه های سنی بالاتر انجام دادند.
o این بررسی ها در واقع ادامه دهنده کارهایی شد که مدیریت خود Self Control را مورد بررسی قرار می داد.
o این مفهوم تا بیش از کارهای میشل نیز در روان شناسی مورد توجه بود.
o اما آزمایش میشل، جان دوباره ای به این مفهوم داد و باعث شد به صورتی گسترده درباره آن بحث شود.

o البته بعدها آزمایش مارشمالو و دیگر کارهای میشل نقشی مهم در مفهوم هوش هیجانی داشت
و توانست به خوبی نشان دهد برای موفق بودن در زمینه های مختلف صرف بهره هوشی نمی تواند وضعیت افراد را پیش بینی کند.

o خود میشل نیز در سال های اخیر توجه اش به این سمت رفته بود که چه طور می شود از همان سنین پایین، یعنی چهار تا هشت سالگی،
در کودکان تغییراتی را ایجاد کنیم تا بتوانند مدیریت بیشتری برخواسته های خود داشته باشند.

Walter-Mischel-marshmellow-2

 

نرگس عزیزی