نظریه یادگیری اجتماعی راتر

نظریه یادگیری اجتماعی راتر

Rotter’s Social Learning Theory

Julian-Rotter-2

• برای درك بهتر نظریه یادگیری اجتماعی راتر، باید چهار فرضیه اساسی نظریه را بدانیم:

1. یادگیری تجربه های معنادار : زندگی كن تا یاد بگیری.

2. ماهیت متقابل تجربه های زندگی : تركیب تجربه های قدیم با جدید و استفاده از تجربیات قدیم برای زندگی حال.

3. ماهیت انگیزشی شخصیت : انسان ذاتاً در جستجوی پاداش است .

4. انتظارات : اثر پیش بینی در پاداش و میزان انتظار فرد از دست یافتن به پاداش.

نظریه ارزش تقویتی- انتظاری راتر

مفاهیم و اصول

o جولیان راتر نخستین كسی بود كه اصطلاح نظریه یادگیری اجتماعی Social Learning Theory را به كار برد .  راتر برای تبیین رفتار هم به تقویت های بیرونی و هم به فرآیندهای شناختی نظر دارد . وی برای ایجاد نظریه یادگیری اجتماعی خود تنها آزمودنی های انسانی را مورد مطالعه قرار داد و پژوهشهای خود را روی افراد بهنجار و عمدتاً كودكان و دانشجویان متمركز كرد .  او از تمایل اسكینر به مطالعه آزمودنی ها به طور انفرادی انتقاد می كند .

o نظریه او ریشه در رویكرد تجربی دقیق و كاملاً كنترل شده ای دارد و مستقیماً از آزمایشگاه مشتق شده و نه از درمانگاه .  او معتقد بود یك تقویت یكسان ممكن است برای دو نفر مختلف ارزش یكسانی نداشته باشد .

o شخصیت از دیدگاه راتر در اثر قرار گرفتن افراد در معرض تجربه های تازه، به طور مداوم در حال تغییر است. با وجود این ، شخصیت همچنین دارای ثبات و پایداری بسیار بالایی است، زیرا تحت تأثیر تجربه های گذشته ما قرار دارد .

o رفتارگرایی راتر معتدل تر از اسكینر است . راتر معتقد است ما بر رفتارهای گذشته تأكید می كنیم به خاطر اینكه بتوانیم اهداف خود را پیش بینی كنیم . هر چند تمركز راتر بر رویدادهای ذهنی است ، ولی او نقش رویدادهای بیرونی را دست كم نمی گیرد .

 

Julian-Rotter-locus-of-control2

درآمدی بر نظریه یادگیری اجتماعی

• نظریه یادگیری اجتماعی بر پنج فرض استواراست :

A. انسانها با محیط های معنادارشان تعامل می كنند.
B. شخصیت انسان آموخته شدنی است.
C. شخصیت وحدت اساسی دارد.
D. انگیزش هدف گرا است.
E. افراد قادرند رویدادها را پیش بینی كنند.

o راتر بر اساس این پنج فرض كلی نظریه شخصیتی را می سازد كه سعی دارد رفتار انسان را پیش بینی كند.

نظریه یادگیری اجتماعی راتر

• چهار مفهوم اصلی این نظریه عبارتند از :
i. توان رفتاری ، Behavior Potential
ii. انتظار ، Expectancy
iii. ارزش تقویت Reinforcement Value
iv. موقعیت روان شناختی . Psychological Situation

o دو مفهوم دیگر نقش كمتر ولی با اهمیتی را در نظریه راتر ایفا می كنند:
v. آزادی حركت Flexibility in Setting Goals
vi. حداقل سطح هدف. Minimal Goal

توان رفتاری

o به احتمال رخ دادن یك رفتار در یك موقعیت معین اطلاق می شود .  این احتمال باید با توجه به تقویت یا تقویت هایی كه ممكن است به دنبال آن رفتار بیایند ، تعیین شود .
چیزی كه باعث می شود شخص یك رفتار خاص را به جای رفتارهای دیگر انتخاب كند، مبتنی بر برداشت ذهنی شخص از آن موقعیت است .  توان رفتاری تحت تأثیر آن چه در بیرون است قرار می گیرد، و بوسیله آن چه در درون است هم تحت تأثیر قرار می گیرد .

o مفهوم توان رفتاری راتر نسبی است .  او می كوشد كه احتمال وقوع یك رفتار خاص را در ارتباط با رفتارهای دیگری كه فرد می تواند در آن موقعیت به نمایش بگذارد ، پیش بینی كند .

انتظار

o به باور فرد كه اگر او در یك موقعیت معین به شیوه ای معین رفتار كند، یك تقویت قابل پیش بینی به دنبال آن خواهد آمد اطلاق می شود.  انتظارات فرد می توانند از صفر تا صد در صد تغییر كند، كه بستگی به تجارب فرد دارد .

o درجه انتظار به وسیله چند عامل تعیین می شود :
– ماهیت تقویت پیشین و تاریخچه تقویت ما
– میزان تعمیم از تقویت مشابه و ولی نه یكسان

اهمیت هدف یا تقویت كننده بستگی به فرد دارد و هیچ تضمینی وجود ندارد كه ما بتوانیم رفتار فرد را پیش بینی كنیم.  ما ممكن است دارای انتظارات تعمیم یافته و یا انتظارات خاص در ارتباط با یك موقعیت فرضی باشیم.

• راتر در مفاهیم پیش بینی رفتار بر روی «انتظار» تأكید فراوان دارد : انتظار نشان دهنده ادراكهای شخصی از موقعیت موجود است.

o راتر انتظار را دو نوع توضیح داده :
1) انتظار خاص- انتظار خاص همان باورهای شخصی فرد در یك رفتار و پیامد مطلوب Positive Outcome آن است.
2) انتظار عام- باورهای شخصی فرد در موقعیت های مختلف را شامل می شود .

ارزش تقویت

o به میزان ترجیح یك تقویت بر یك تقویت دیگر اطلاق می شود.  ارزش تقویت به اهمیت فعالیت های مختلف ما بستگی دارد.  همانند انتظارات ، ارزش ها هم می توانند با تقویت كننده های تجارب گذشته ما ارتباط داشته باشند .

موقعیت روان شناختی

o ما پیوسته به محیط بیرونی و محیط درونی خود واكنش نشان می دهیم و هر یك از این محیط ها همواره دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد، این پیوستگی از سوی راتر موقعیت روانشناختی نامیده شده است .
o از لحاظ توجه به تأثیر متقابل شخص و متغیرهای موقعیتی ، راتر یك تعامل گرا است.  راتر از هم از نظریه پردازان هسته ای كه منحصراً بر محیط درونی تأكیدا دارند و هم از رفتارگرایان افراطی ، از قبیل اسكینر كه فقط بر محیط بیرونی تأكید می ورزند ، ‌انتقاد می كند .

آزادی حركت

o به میزان انتظاری كه شخص برای رسیدن به یك تقویت در نتیجه رفتاری معین دارد، اطلاق می شود. انتظار بالا منجر به آزادی حركت بالا و یك انتظار پایین، آزادی حركت كمی را به همراه دارد.  فرد با آزادی حركت بالا ، انتظار موفقیت در رسیدن به هدف ها را دارد، اما فردی با آزادی حركت ضعیف در خصوص رسیدن به نیازها و هدف های مهم ، انتظار شكست یا تنبیه را دارد .

در مواقعی كه هدف یا نیاز، ارزش بالایی دارد، ولی آزادی حركت محدود است،‌

یك تعارض بروز می كند.

در نتیجه این تعارض ممكن است رفتارهای اجتنابی ایجاد شود .

o آزادی حركت اندك چند علت احتمالی دارد :
i. فقدان دانش درباره چگونگی رسیدن به یك هدف خاص .
ii. تعبیر و تفسیر بد موقعیت های گذشته .

راتر معقد است اكثر رفتارهای انحرافی یا آسیب دیده روانی برای اجتناب از تعارض میان آزادی حركت محدود و هدف هایی كه برای شخص مهم هستند ، ظاهر می شود .

حداقل سطح هدف

• به پایین ترین سطح تقویت بالقوه در یك موقعیت معین كه رضایت بخش تلقی می شود اطلاق می شود.
o تقویت روی یك پیوستار قرار می گیرد كه از قویاً رضایت بخش تا قویاً‌ نارضایت بخش متغیر است،‌ نقطه ای در روی پیوستار كه در آن،‌ تقویت مطلوب به تقویت نامطلوب تبدیل می شود،‌ حداقل سطح هدف فرد است .

o افراد ممكن است رسیدن به سطوح هدف متفاوتی را به طور مساوی تقویت كننده بیابند . سلامت هیجانی،‌ تحت تأثیر حداقل سطوح هدفی است كه فرد در نظر می گیرید .

o انتخاب سطح هدفی كه بیش از اندازه پایین تر از توانایی های فرد باشد، ممكن است احساس خرسندی و آزادی حركت زیاد را ایجاد كند، اما در حد قابلیت های خود فرد عمل نكرده است. راتر معتقد است حداقل سطح هدف را می توان با تغییر دادن ارزش های تقویت، بالا یا پایین برد. بوسیله همراه كردن ارزش های تقویت فعلی با ارزش های بالاتر یا پایین تر .
o مقصود راتر از فرد ناسازگار، فردی است كه نمی تواند به اهداف حداقل اش دسترسی پیدا كند .

انگیزش رفتار

راتر معتقد است همه رفتار ها یك وجه هدایتی دارند، یعنی به سوی هدفی هدایت می شوند.

o وجه هدایتی رفتار از اثرهای تقویت ها استنباط می شود، به طوری كه فرد در صورتی برانگیخته می شود که تقویت مثبت خود را در همه موقعیت ها به حداكثر برساند .
o راتر هم به تعیین كننده های درونی و هم به تعیین كننده های بیرونی توجه دارد. 

 

شرایط بیرونی، هدف ها و تقویت ها هستند. 

شرایط درونی و شناختی، نیازها هستند.

o راتر معتقد است اهداف اولیه در خانواده یاد گرفته می شوند.  ما با نیازهای فیزیولوژیكی معینی به دنیا می آییم كه آن ها توسط والدین ارضا می شوند.  ارضا یا ناكامی نیازهای اساسی كه ناآموختنی هستند، برای رسیدن به نیازهای آموختنی همچون عشق، دلبستگی به دیگران، موقعیت و جایگاه اجتماعی ضروری است.

رفتارها ، نیازها و اهداف ما با یكدیگر ارتباط درونی دارند

و از لحاظ كاركردی در درون نظامی مرتبط قرار دارند .

پتانسیل نیاز

o امكان وجود رفتارهای مربوط به هم كه همه آن ها می توانند منجر به تقویت های یكسان یا مشابه ای شوند كه در هر زمان خاص رخ می دهند .

o راتر شش طبقه نیاز عرضه می كند. نیاز به :

1) شهرت – پایگاه : نیاز به شایستگی یا خوب بودن در یك فعالیت حرفه ای ، اجتماعی ، شغلی یا بازی
2) حمایت – وابستگی : نیاز به جلوگیری از ناكامی یا تنبیه به وسیله شخص یا گروهی دیگر از مردم یا فراهم كردن امكانات برای ارضای نیازهای دیگر .
3) تسلط : نیاز به رهبری یا كنترل اعمال افراد دیگر از جمله اعضای خانواده یا دوستان.
4) استقلال : نیاز به گرفتن تصمیم های شخصی و اتكا به خود، همراه با نیاز به ایجاد مهارتهایی برای به دست آوردن رضایت خاطر به طور مستقیم و بدون واسطه دیگران .
5) عشق و محبت : نیاز به پذیرش و مورد محبت دیگران بودن .
6) راحتی جسمی : نیاز اكتسابی برای ارضای جسمی كه با به دست آوردن امنیت خاطر تداعی شده است .

تحول شخصیت

o راتر معتقد است تحول شخصیت تا حد زیادی بستگی به دامنه، گستردگی و كیفیت تجارب فرد با دیگر انسان ها دارد.
o والدین تاثیر بسیار مهمی در زندگی اولیه فرد دارند و اهداف اولیه ناشی از نیازهای فیزیولوژیكی به وسیله والدین ارضا می شوند.  در نتیجه كاهش نیازهای اولیه، ارتباط با والدین به محركات تقویت كننده ای در زندگی تبدیل می شود، و نیازهای دیگری همچون محبت ، عشق و قدردانی را بر این اساس به دست می آورد .

o راتر فرض می كند در این مرحله تعمیم اتفاق می افتد، به طوری كه انسان های دیگر همانند والدین به گونه یكسانی در نظر فرد جلوه می كنند، و كودك به گونه ای عمل می كند تا تایید آنها را به دست آورد . اكتساب زبان نقش مهمی در تحول كودك ایفا می كند .  كلمات به عنوان برگه هایی در جهت دهی رفتار انسان ها به كار می روند و بر این اساس ، كودكان انتظارات متفاوت موفقیت و شكست را در بسیاری از موقعیت های متفاوت یاد می گیرند.  بنابراین فرآیند تحولی دربرگیرنده اكتساب و تغییر انتظارات و ارزش های تقویت از طریق نهادهای مختلف اجتماعی است.  این نهادها شامل گروه بزگسالن و همسالان است .

o راتر معتقد است تحول از طریق اكتساب هنجارها، اهداف و فنونی است كه كودكان از طریق همكلاسی ها و والدین كسب می كنند. او معتقد است مدرسه بعد از خانه، بیش ترین تاثیر را بر تحول دارد.  طبق نظر وی ریشه های رفتار سالم و ناسالم در خانه است و سپس به مدرسه منتقل می شود.  سلامت رفتار كودك به وسیله والدینی كه تشویق كننده تحول هستند تضمین می شود. كودكان والدینی كه چنین تقویت كننده هایی را فراهم نمی كنند، دوست ندارند رفتار سازگار با جامعه بزرگتر را یاد بگیرند و با رفتارهای ضد اجتماعی و خودخواهانه خود باعث برانگیختن خشم دیگران می شوند .

o راتر معتقد است نه تنها غفلت و طرد باعث ناسازگاری می شود، بلكه نازپروردگی و حمایت افراطی نیز مشكلاتی را ایجاد می كنند.  برای بچه های نازپرورده ، ممكن است مدرسه برخلاف خانه تجربه ای دردناك باشد.  نقش مدرسه تصحیح نگرش های كودكان است، تا احساس امنیت كرده و مجموعه ای واقعی از انتظارات كسب كنند، تا در بزرگسالی آدم های مسئولی باشند .

ادامه: منبع كنترل

Pages: 1 2 3

Pages ( 1 of 3 ): 1 23بعدی »