تکنیک های روانشناسی فردنگر

آلفرد آدلر

درمان مشاوره ای آدلری

تکنیک های روانشناسی فردنگر:

۱- نقش بازی کردن
۲- صحبت کردن با یک صندلی خالی
۳- تعیین تکلیف
۴- دکمه فشار Push-Button؛ برای کسانی که خود را قربانی عواطف نامطلوب می دانند تا بدانند که خالق عواطف خود هستند،نه قربانی آن.
۵- مچ گیری خود (Reorienting- Catching Oneself)؛  یعنی ترغیب درمانجو به مچ گیری خود، در هنگام انجام رفتار مخرب.
۶- انگار که As If ) Reorienting- as if ): … آزمون راه های دیگر زندگی  برای کسانی که در ابراز وجود مشکل دارند act as if they are the person they want to be
۷– تجربه آها! Eureka EffectAHA Experience  :  موجب پیدایش اعتماد به نفس و خوش بینی می شود.
۸- تحلیل رؤیاها:  Dream Interpretation   آدلر رؤیا را فعالیتی در جهت حل مسائل حال و آینده می داند. o وی رؤیا را به منزله کارخانه عواطف می داند. o رؤیا پدید آورنده احساس است. o نشانه ای از سبک زندگی است. o رؤیا موجب ارضاء نیازها نیست،o در عین حال با مشکلات جاری زندگی و آنچه که فرد دوست دارد بشود در ارتباط است.

وظیفه و نقش درمانگر

• وظیفه اساسی درمانگر این است که عملکرد درمانجو را به صورت جامع ارزیابی کند.  درمانگر همچنین از خاطرات قدیمی به عنوان وسیله ی تشخیص استفاده می کند.  درمانگر آدلری دیدگاه غیربیمارگون اختیار می کند  با تشخیص خود به درمانجو برچسب نمی زند.

تجربه درمانجو در درمان

• درمانجویان در جریان درمان، انچه را که درمانگران آدلری منطق شخصی می نامند بررسی می کنند،  یعنی مفاهیمی درباره ی خود، دیگران و زندگی که فلسفه ای را تشکیل می دهند
که سبک زندگی فرد بر آن استوار است.

امکان تغییر در مشاوره آدلری:

• درمان بر اثر مکتب آدلر، بر این فرض استوار است که مراجع زندگی خود را با شیوه زندگی غلط طراحی و هدایت کرده و بنابراین در ایجاد علاقه اجتماعی شکست خورده است.
در نتیجه وظیفه درمانگر این است که به مراجع کمک کند تا نظر عینی تری از واقعیت داشته باشد و علاقه اجتماعی فعال‌تری را در او به وجود بیاورد.
حاصل درمان این خواهد بود که مراجع نه تنها رفتار خود را درک می‌کند،  بلکه درمی یابد که او قادر است زندگی خود را از طریق شیوه های ارضاکننده تری هدایت نماید.  در حالی که درک او تغییر می یابد، اعمال و رفتارش نیز دگرگون می شود.

فنون و روش های درمان آدلری :

• مشاوره آدلری بر اساس چهار هدف اصلی سازمان یافته است که با چهار مرحله فرایند درمان مطابقت دارند.

 

۱. برقراری رابطه درمانی مناسب: empathy and relationships

مشاوران آدلری، رابطه خود را با مراجع یک نوع همکاری و دوستی می دانند. o رابطه گاهی اوقات در یک قرارداد نوشته می شود. o این قرارداد، اهداف فرایند مشاوره و مسئولیت های هر یک (مشاور و مراجع) را مشخص می کند.
بنابراین، مشاور از رابطه به عنوان یک شیوه حمایت‌کننده ای که بر روی نقاط قوت به‌جای نقاط ضعف و تشویق به‌ جای تجزیه و تحلیل تأکید می ورزد، استفاده می‌کند.

۲. کاوش کردن پویش های روانشناختی درمانجو : gathering information on the client

مرحله دوم مشاوره آدلر با دو نوع مصاحبه پیش می رود : ۱- مصاحبه دهنی ۲ – مصاحبه عینی.

مجموعه خانواده : آدلر معتقد بود که خانواده اصلی تاثیر مهمی بر شخصیت فرد دارد.

خاطرات قدیمی : خاطرات گذشته، اطلاعاتی در مورد سبک زندگی مراجعان در اختیارمان می‌گذارند.
پیروان آدلر، در جمع آوری خاطرات گذشته سعی می کنند حداکثر جزئیات را بگیرند به همین منظور سوالات مختلفی مطرح می کنند.
به نظر آدلر، خاطرات به‌طور اتفاقی به یاد نمی آیند؛  مردم همواره خاطراتی را به یاد می آورند که در زندگی آنها موثر بوده اند.
معمولا درمانگران پیرو آدلر در طول درمان از خاطرات قدیمی مراجعان می پرسند و آن را به شروع درمان محدود نمی کنند.
به نظر آدلر اگرچه خاطرات جدید نیز مفیدند  ولی خاطرات قدیمی مثل خاطرات ۴ یا ۵ سالگی از همه مفیدترند،  چون به زمان تثبیت سبک زندگی نزدیک‌ ترند.
در تحلیل خاطرات باید ببینیم چه موضوعاتی مضمون اصلی خاطره را می سازند.  وضعیت مراجع در خاطره نیز مهم است.
باید ببینیم آیا وی در آن وضعیت مشارکت دارد یا فقط ناظر است.  توجه به احساسات مطرح شده در خاطره و هماهنگی آنها نیز مهم است.

۳. ترغیب کردن خودشناسی و بینش

Insight, Interpretation and recognition :

خودشناسی فقط در صورتی امکان پذیر است که مقاصد و هدف های پنهان رفتار هشیار شوند. Emotional Breakthrough
مشاور پیرو آدلر، همراه با احساس همدلی و پذیرش، مواجهه Challenge نیز می‌کند.  او مراجع را با اشتباهات اساسی، اهداف اشتباه، رفتارهای مبتنی بر شکست خود
و باورهای محدودکننده اش مواجهه می کند.  این مواجهه به مراجعان کمک می کند تا تضادهای ظاهری خود را حل کرده و اهداف اشتباه خود را تصحیح نمایند. self-growth

بینش به آگاه شدن از انگیزه هایی اشاره دارند که در زندگی درمانجو عمل می کنند. بینش، عبارت از شناختی است که به عمل سازنده منجر می شود؛
بصیرت موید شناخت ماهیت هدف، ادراک‌های اشتباهی و پی بردن به شیوه زندگی توسط مراجع است.  افشاگری و تعبیرهای به موقع، فنونی هستند که به فرایند کسب بینش کمک می کنند.

۴- بازآموزی و جهت دادن مجدد:

readjust to better suit goals

آخرین مرحله درمان، مرحله عمل گراست :  به عمل در آوردن بینش ها.  در این مرحله هیچ مداخله ای مهمتر از ترغیب نیست.

برگرفته از وب سایت متعلق به public psychology