رشد و تیپ های شخصیت از دیدگاه کتل

رشد و تیپ های شخصیت از دیدگاه کتل

• به اعتقاد کتل شخصیت مجموعه ای از صفات است.
o بنابراین او در بیان تیپ‌های شخصیت، صفات را به دسته های مختلفی طبقه بندی می کند.

1) در یک طبقه بندی، کتل صفات را به صفات مشترک و صفات یگانه تقسیم می کند.

A. صفت مشترک Common Traits
o صفت مشترک صفتی است که هر کس تا حدود زیادی از آن برخوردار است.
o مثلاً هوش یا درون گرایی و برون گرایی ( جمع گرایی)
o دلیل جهان شمولی صفات مشترک این است که همه مردم کم و بیش دارای زمینه ارثی مشابه هستند
و در معرض الگوهای فشار اجتماعی مشترکی برای رفتار کردن به شیوه های مشابه حداقل در درون یک فرهنگ قرار دارند.
البته میزان این صفات در افراد مختلف متفاوت است.

B. صفات یگانه Unique Traits
o صفات یگانه در تعداد بسیار کمی از افراد مشترک هستند و شاید هم اصلاً مشترک نباشند .
o به گفته کتل صفات یگانه بویژه در حوزه رغبت ها و نگرش ها آشکارترند
o مثلا یک فرد علاقه ویژه به گونه خاصی از پروانه ها دارد

2) در یک تقسم بندی دیگر کتل صفات را به سه دسته تقسیم می کند:

A. صفت های توانشی (توانایی) Cognitive Abilities

B. صفت های خلقی (خلق و خو) Emotional And Mood States

C. صفت های پویشی ( انگیزشی یا پویا) Dynamic Motivational Traits

o صفات توانشی تعیین می‌کنند که یک شخص با چه درجه ای از کار آمدی قادر به کار کردن در جهت رسیدن به یک هدف است. مثلاً هوش
o صفات خلقی: این صفات سبک کلی، سرعت در رفتار و شیوه ای که یک شخص کار یا عمل می کند را نشان می دهد. مثلا تلاش، تهور، زودرنجی
o صفات پویشی: به انگیزشها یا نیروهای کشاننده رفتار و علایق انسانها مربوط می شود. مثلاً بلند همتی یا علاقه به کسب دانش ،تملک اشیا

3) سومین راه طبقه بندی صفات برمبنای تفاوت بین صفت های سطحی و صفت های عمقی است

• صفات سطحی Surface Traits

o صفات سطحی بیانگر رفتارهایی هستند که با یکدیگر تجانس دارند ولی همیشه همراه با هم بالا و پایین نمی روند و ضرورتاً علامت مشترکی ندارند.
o مثلاً مجموعه ای از چند عنصر رفتاری متجانس نظیر اضطراب ، بی تصمیمی و ترس های غیر منطقی ممکن است صفت سطحی روان رنجور خویی را تشکیل دهد.
o از آنجا که صفات سطحی مرکب از چندین عنصر هستند، ماهیتاً ثبات و پایداری کمتری دارند.
بنابراین به نظر کتل برای درک شخصیت از اهمیت کمتری برخوردارند

• صفات عمقی Source Traits

o صفات عمقی عناصر اساسی شخصیت و زیربنای شخصیت فرد هستند.
o یک صفت عمقی بیانگر ارتباط و پیوند بین رفتارهایی است که همراه هم تغییر می کنند تا یک بعد واحد و مستقل شخصیت را بوجود آورند
و چون با ثبات و پایدار هستند، از اهمیت بیشتری برخوردارند

o صفات عمقی را می توان برحسب اصل و ریشه انها به دونوع تقسیم کرد:

1) صفات سرشتی Institutional Traits

2) صفات محیط ساخته Environmental Traits

o صفات عمقی سرشتی ریشه در شرایط درونی موجود زنده دارد.
o این صفات الزاما ذاتی نیستند (هرچند در مواردی ممکن است باشند) اما وابسته به فیزیولوژی موجود زنده هستند.

o صفات عمقی محیط ساخته از عوامل موثر در محیط اجتماعی و فیزیکی مشتمل می شوند.
o این صفتها، ویژگی های آموختنی و شیوه های رفتار هستند و الگویی را تشکیل می دهند که بوسیله محیط شخص بر شخصیت او تحمیل شده‌است

o حال چگونه می توان به صفات عمقی یا همان صفاتی دست یافت که تعداد زیادی از پاسخ ها را در موقعیت های مختلف در بر می گیرد؟

o از نظر کتل سه منبع برای داده ها وجود دارد:

a. داده های L یا Life data:
داده های مربوط به سابقه زندگی فرد هستند که از مشاهدات انجام شده توسط دیگران بدست می آید.

b. داده های Q یا Questionnaire data:
داده های مربوط به خودسنجی های فرد است که براساس پرسشنامه هایی استوار هستند که از فرد می خواهند
به سوالها یا اظهاراتی برپایه خودنگری و درون نگری پاسخ دهد.

c. داده های T یا Experimental data:
داده های بدست آمده از آزمون های عینی است
یعنی آزمونهایی که هدف واقع آنها از آزمودنی پنهان نگهداشته شده یا نمی توان پاسخهای داده شده به آنها را جعل کرد

o کتل با استفاده از داده های نوع Q پرسشنامه ای را ایجاد کرد که ۱۶ عامل شخصیت را تعیین می کند،
o در پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت ( مقیاس 16PF) همه ۱۶ صفت از طریق روش Q بدست آمده است.
 ۷ عامل دیگر که جمعاً ۲۳ صفت بهنجار را تشکیل می دهند در ابتدا فقط از طریق داده های L مشخص شدند.
o به اعتقاد کتل این ۲۳ صفت حداقل در چارچوب صفات خلقی تصویر کاملی از شخصیت را ارائه می کنند
o بعبارت دیگر احتمالاً تمام صفات مهم شخصیت توسط کتل و همکارانش مشخص شده اند.

o کتل به علت اینکه می خواست افراد هر یک از این صفات را بدون آمادگی نسبت دادن معانی متداول آنها در نظر بگیرند،
اسامی غیرعادی برای آنها انتخاب نمود.
o او کار حرفه ای خود را بدون سوگیری نسبت به تعداد یا نام صفات و تیپ ها آغاز کرد و امیدوار بود که دیگران هم صفات را ازدیدگاه بی طرفانه در نظر گیرند.

o این ۲۳ صفت عمقی از حرف A تا Q7 به ترتیب نزولی و برحسب اندازه آنها حروف گذاری شده اند
o به عبارت دیگر عامل A عامل بزرگتری است
o بدین معنی که در تحلیل عاملی واضح تر از همه نمایان می شود و بزرگترین مقدار واریانس را به خود اختصاص می دهد.

۱۶ عامل شخصیت PF16

cattell-16pf-factors3

• كتل با استفاده از درجه‌بندی مقیاس‌هایی كه از بررسی كلمات مربوط به شخصیت در زبان انگلیسی به دست آمده بود،
داده‌هایی از یك نمونه گسترده از مردم عادی به دست آورد و شانزده عامل شخصیت را از آن‌ها استخراج كرد.

o كتل بر این باور بود كه اگر افراد آن میزانی را كه از این صفات برخوردارند، اندازه‌گیری كنند، بدین ترتیب، كشف ساختارهای زیربنایی كه در همه افراد مشترك است، ممكن می‌شود.
o از تحقیقات پرسشنامه‌ای كه او در مورد نمونه‌های وسیعی از افراد بهنجار (عادی) انجام داد، به این نتیجه رسید كه شانزده صفت پایه (عمقی) وجود دارند
كه شخصیت انسان را وصف می‌كنند.
o این صفات را می‌توان با استفاده از پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت كتل ارزیابی كرد.
o كتل اسم‌های خاصی برای هر یك از این عوامل دو سویه به كار گرفت؛‌ ولی اصطلاحات داده شده معانی گسترده آن‌ها را نشان می‌دهد.

• جدول زیر شامل شانزده عامل دو سویه شخصیت كتل است كه از داده‌های پرسشنامه‌ای گرفته شده است.

1) خوددار                                           Warmth                                    غیرخوددار
2) كم‌هوش                                    Reasoning                                     باهوش
3) پایدار                                 Emotional Stability                     هیجانی ، روان‌رنجور
4) متواضع                                    Dominance                                 گستاخ، جسور
5) آرام، متین                                  Liveliness                                        بی‌خیال
6) مصلحت‌اندیش                  Rule-Consciousness                  وظیفه‌شناس، باوجدان
7) كم‌رو، خجالتی                      Social Boldness                            ماجراجو ، نترس
8) انعطاف‌ناپذیر                            Sensitivity                                      انعطاف‌پذیر
9) خوش‌باور، ساده‌دل                   Vigilance                                   بدگمان، مشكوك
10) اهل عمل                             Abstractedness                                   تخیلی
11) رُك ، صاف و صادق                 Privateness                                    زیرك، ناقلا
12) خونسرد                               Apprehension                               نگران ، دلواپس
13) وابسته به گروه                    Self-Reliance                                 متكی به خود
14) محافظه‌كار                     Openness to Change                  آزمایش‌كننده ، ریسك‌كننده
15) نامرتب،بهم ریخته               Perfectionism                               مرتب ، كنترل شده
16) آرمیده ، آرام                                 Tension                                   تنیده، عصبی

cattell-16pf-factors2

cattell-16pf-factors4

cattell-16pf-factors5

۲۳ صفت عمقی بهنجار از نظر کتل

1. عامل: A—
شرح نمره پایین: تودار، جدا، عیب جو ، کناره جو – Sizothymia
شرح نمره بالا: با محبت، معاشرتی، آسان گیر، یاری گر Affectothymia

2. عامل: B—
شرح نمره پایین: توانایی عقلانی کم، کودن، دست از تلاش می کشد Lower Scholastic Mental Capacity —
شرح نمره بالا: توانایی عقلانی بالا، باهوش، نگهدارنده، با استقامت Higher Scholastic Mental Capacity

3. عامل: C—
شرح نمره پایین: تحت تأثیر احساسات قراردارد، به راحتی ناراحت می شود، دمدمی مزاج است Lower Ego Strength—
شرح نمره بالا: استواری هیجانی دارد، با واقعیت مواجه می شود، آرام است. Higher Ego Strength

4. عامل: D—
شرح نمره پایین: خویشتن دار، با ملاحظه، نافعال، کسل کننده Phlegmatic Temperament—
شرح نمره بالا: تهییج پذیر، ناشکیبا، پرتوقع، بیش فعال، مهارگسیخته. Excitability

5. عامل: E—
شرح نمره پایین: مطیع، ملایم، سربه راه، آماده به خدمت Submissiveness —
شرح نمره بالا: جسور، پرخاشگر، رقابت جو، یکدنده. Dominance

6. عامل: F—
شرح نمره پایین: متین، کم حرف، جدی Desurgency —
شرح نمره بالا: مشتاق، بی اعتنا، بی خیال Surgency

7. عامل: G—
شرح نمره پایین: به مقررات و معیارهای اخلاقی گروه توجهی ندارد، مصلحت جو Low Superego Strength —
شرح نمره بالا: وظیفه شناس و با وجدان.، مصر، از لحاظ اخلاقی متعصب و محافظه کار High Superego Strength

8. عامل: H—
شرح نمره پایین: کمرو، کم جرأت، مقید ، حساس نسبت به تهدید Threctia —
شرح نمره بالا: حادثه جو، پوست کلفت، از لحاظ اجتماعی بی باک Parmia

9. عامل: I —
شرح نمره پایین:— مصمم، واقع بین، توهمات را رد می کند. Harria
شرح نمره بالا: حساس، وابسته، بیش از حد محافظت شده Premsia

10. عامل: J —
شرح نمره پایین:— جذاب، علاقمند به فعالیت گروهی Zeppia
شرح نمره بالا: فردگرایی مال اندیش، فکور، از لحاظ درونی خوددار Coasthenia

11. عامل: K —
شرح نمره پایین: تعلیم اجتماعی ندیده، بی تفاوت، بی نزاکت Social Unconcern —
شرح نمره بالا: از لحاظ اجتماعی پخته است، هوشیار، منضبط Social- Role Concern

12. عامل: L —
شرح نمره پایین:— اعتماد می کند، شرایط را می پذیرد Alaxia
شرح نمره بالا: مظنون، حسود، متعصب Protension

13. عامل: M —
شرح نمره پایین:— اهل عمل، نگرانی های واقع بینانه ای دارد Praxernia
شرح نمره بالا: خیالباف Autia

14. عامل: N —
شرح نمره پایین:— رك و روراست. بی ادعا Artlessness
شرح نمره بالا: زیرك،‌دنیا دوست،آراسته،‌از لحاظ اجتماعی آگاه Shrewdness

15. عامل: O —
شرح نمره پایین:— از خود مطمئن،‌خونسرد ، ایمن مغرور Untroubled Adequacy
شرح نمره بالا: نگران،‌خود را ملامت می كند، ناایمن، مشوش Guilt Proneness

16. عامل: P —
شرح نمره پایین:— غمگین، محتاط، دست به هیچ مخاطره‌ای نمی‌زند Cautious Inactivity
شرح نمره بالا: خوشبین، اهل ریسك، مستقل Sanguine Casualness

17. عامل: Q1—
شرح نمره پایین:— تمایل به تغییر ندارد، به ارزش های سنتی احترام می‌گذارد Conservatism
شرح نمره بالا: اهل آزمایش كردن، دارای بینش تحلیلی، آزاداندیش Radicalism

18. عامل: Q2—
شرح نمره پایین:— دنباله رو Group Adherence
شرح نمره بالا: خودپسند، با تدبیر، تصمیمات خویش را ترجیح می دهد Self-Sufficiency

19. عامل: Q3—
شرح نمره پایین:— مهارگسیخته، بی قید، تمایلات خودش را دنبال می كند Low Integration
شرح نمره بالا: خویشتندار، ‌از نیروی اراده استفاده می كند، دقت اجتماعی دارد، وسواسی High Self-Concept Control

20. عامل: Q4—
شرح نمره پایین:— آرمیده،‌بی دغدغه، به دور از ناكامی، مسلط برخود Low Ergic Tension
شرح نمره بالا: تنیده، ناكام،‌ برانگیخته، ‌عصبانی و آشفته ، نگران High Ergic Tension

21. عامل: Q5—
شرح نمره پایین:— داوطلب خدمت اجتماعی نمی‌شود،‌ هیچ تعهدی را نمی پذیرد،‌خودپسند است. Lack Of Social Concern
شرح نمره بالا: به خدمات اجتماع علاقمند است،‌ به قدر كافی تلاش نمی كند،‌ به اقدامات اجتماعی می پیوندد Group Dedication With Sensed Inadequacy

22. عامل: Q6—
شرح نمره پایین:— آرام،‌فروتن Self-Effacement
شرح نمره بالا: احساس می كند جامعه با او منصفانه برخورد نكرده است، خودبیانگر، اظهارات اجتماعی توهین آمیز می‌كند Social Panache

23. عامل: Q7—
شرح نمره پایین:— در مكالمات پرحرف نیست Lacks Explicit Self- Expression
شرح نمره بالا: از مكالمات اجتماعی لذت می برد، مشغولیت های شورانگیز را دوست دارد، از عقاید باب روز پیروی می كند Explicit Self- Expression

صفات مرتبه دوم

• از آنجایی که کتل فرض کرد بین صفات عمقی اصلی همبستگی وجود دارد، توانست نتایج تحلیل عاملی اولیه را تحلیل عاملی کند
و مشخص نماید کدام صفات مرتبه اول با هم دسته بندی می شوند.
o نتایج او هشت صفت مرتبه دوم را مشخص کرد که به طور موقت به حداقل هفت صفت یا بیشتر مجزا شدند،
چون این هفت صفت آخر هنوز به وارسی اعتبار بیشتر نیاز دارند، فقط به هشت عامل مرتبه دوم اولیه و عواملی که در شکل گیری آنها دخالت دارند اکتفا می شود.
o عوامل مرتبه دوم با نمرات لاتین مشخص شده اند و پیش درآمد Q به داده های Q ( پرسشنامه) اشاره دارد.

• هشت عامل مرتبه دوم کتل و عوامل اصلی که در هر یک دخالت دارند ،
o برای مثال چهار عامل اصلی در عامل مرتبه دوم Q1 (Exvia) دخالت دارند.
o عوامل اصلی F.A و H یا Q1 همبستگی مثبت دارند،
o در حالی که Q2 ( وابستگی به گروه) با آن همبستگی منفی دارد
o البته Exvia ( برون گرایی) قطب مخالفی به نام Invia ( درون گرایی) دارد و با عوامل اصلی F.A و H همبستگی منفی و با عامل Q2 همبستگی مثبت دارد.
o بار دیگر، صفات عمقی مرتبه دوم به ترتیب نزولی ولی از لحاظ اندازه شماره گذاری شده اند به طوری که Q1(Exvia/ Invia) و ИQ ( اضطراب)
از تمام این عوامل قوی تر هستند و راحت مشخص می شوند.
o این ترتیب با سایر نظریه پردازان شخصیت مانند یونگ که با استفاده از روش های بالینی، برون گرایی و درون گرایی را به عنوان تیپ های اساسی مشخص کرد
و با فروید، سالیوان و سایرین که اهمیت اضطراب را در شکل دهی شخصیت های مختلف خاطر نشان کردند هماهنگ است

صفات عمقی مرتبه دوم کتل

1) عامل: Q.I — نام: Extraversion Exvia— عوامل اصلی: Q2 A-F-H- — نام توصیفی: معاشرتی -مشتاق و پرشور -مخاطره جو- وابسته
2) عامل: Q.II– نام: Neuroticism Anxiety— عوامل اصلی: C-H-L-O-Q3-Q4 — نام توصیفی: به راحتی ناراحت می شود- خجالتی، کم جرأت- مشکوک- نگران -مهار گسیخته- تنیده
3) عامل: Q.III — نام: cortical alertness, practical and realistic Corteria— عوامل اصلی: A-I-M — نام توصیفی: — غیر معاشرتی- بی تفاوت- اهل عمل
4) عامل: Q.IV — نام: strong loner types- Independence— عوامل اصلی: E-F-H-L — نام توصیفی: — سلطه جو- مشتاق و پور شور- مخاطره جو- مشکوک
5) عامل: Q.V — نام: socially shrewd types Discreetness- — عوامل اصلی: A-N — نام توصیفی: — معاشرتی- با ذکاوت، آگاه از لحاظ اجتماعی
6) عامل: Q.VI — نام: Subjectivity -distant and out-of-it — عوامل اصلی: M-Q1 — نام توصیفی: — بی خیال- رادیکال
7) عامل: Q.VII — نام:IQ !- Intelligence — عوامل اصلی: B — نام توصیفی: — باهوش
8) عامل: Q.VIII — نام: stable, docile, the salt of the earth Good Upbringing- — عوامل اصلی: E-F-G-Q3 — نام توصیفی: — مطیع، سربه راه- کم حرف- دارای ثبات هیجانی کنترل –

رشد شخصیت از دیدگاه کتل

نقش وراثت و محیط در رشد شخصیت

Genetic and Environmental Variables and their Interactions

• کتل به دو مسئله مهم و مرتبط با رشد شخصیت، یعنی تعیین کننده‌های شخصیت و الگوهای رشد صفات دارای ساختار توجه داشته است.
o او در مورد تاثیر عوامل زیستی در رفتار جنین بحث زیادی می کند، این عوامل می تواند تاثیر شگرفی در شخصیت فرد داشته باشد،
برای مثال به اعتقاد او کودکانی که با نشانگان داون Down syndrome متولد می شوند، هوش کمی داشته وشخصیتی با الگوهای رفتاری به شدت محدود دارند،
علاوه بر این، نابهنجاری در متابولیسم بدن می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی گردد.

o کتل همچنین اعتقاد داشت فرآیند تولد نیز می تواند تاثیر معینی در شخصیت داشته باشد،
برای مثال ضربه سر هنگام تولد می تواند به نقص هوش ،نقص در هماهنگی حرکتی و حتی فلج منجر شود.
o به اعتقاد کتل تاثیر عوامل ارثی از یک جنبه مربوط به هورمون های دوره بارداری است، اگرچه در مورد ماهیت ونوع رابطه نظر قطعی ندارد.
o بنابر این به نظر می رسد شخصیت تحت تاثیر اثر شرایط زیستی مادر بر روی رشد سیستم عصبی کودک می باشد.

o کتل علاوه بر تاثیر عوامل ارثی در رشد شخصیت، درباره اثر شگرف عوامل محیطی در رشد شخصیت پس از سال اول زندگی نیز بحث کرده است.
o به اعتقاد وی در طول سال اول زندگی تاثیر عوامل زیستی بیشتر از عوامل محیطی است، ولی هر چقدر سن فرد افزایش می یابد،
تاثیر محیط در شکل گیری شخصیت افزایش می یابد.

نقش یادگیری

• کتل بین سه نوع یادگیری در شکل گیری شخصیت تمایز قایل بود:

i. .شرطی سازی کلاسیک Classical Conditioning
ii. .شرطی سازی وسیله ای Instrumental Conditioning یا یادگیری از طریق پاداش Reward Learning
iii. .یادگیری یکپارچگی Integration Learning

• شرطی سازی کلاسیک مستلزم همراه شدن یک محرک طبیعی با محرکی خنثی است که در اثر این همراهی محرک خنثی نیز همان پاسخ محرک طبیعی را ایجاد می کند،
o بسیاری از ترس ها با همین روش یادگرفته می شوند،
o به اعتقاد کتل شرطی سازی کلاسیک نوعی یادگیری ناهشیار است که در یادگیری ترس ها و دلبستگی هیجانی عمیق بصورت ناهشیار ایفای نقش می کند.

• بسیاری از رفتارها از طریق شرطی سازی وسیله ای یا یادگیری از طریق پاداش کسب می شوند،
o ما کار خاصی را برای رسیدن به هدفی انجام می دهیم،
o در شکل گیری شبکه پویشی ، یادگیری از طریق پاداش نقش بیشتری دارد.
o برای مثال فردی ممکن است احساسی نسبت به توانایی ورزشی داشته و تمریناتی سخت و طولانی را به این منظور تحمل کند
اگر به دنبال چنین تمریناتی موفقیت و پیروزی همراه باشد، تمرین ها پاداش دهنده خواهند بود
در نتیجه احساس او نسبت به توانمندی ورزشی و انگیزه فطری Erg ابراز وجود، یعنی نیاز ذاتی او به احساس غرور ارضا شده اند.

o سایق یا انگیزه فطری، ارگ Erg یا ارق نامیده می شود

o به اعتقاد کتل شکل گیری و حفظ شبکه پویشی وابسته به یادگیری هم آمیزی Integrative Learning یعنی فراگیری رفتارها
و نگرش هایی است که به طور همزمان دو یا چند هدف را ارضا می کنند.
o برای مثال یک ورزشکار ممکن است نگرش مثبتی نست به رژیم غذایی و تمرینات بدنی داشته باشد
زیرا او نیاز به غرور و برتری (انگیزه فطری ابراز وجود) و نیاز به کشف چیز های مختلف (انگیزه فطری کنجکاوی) را ارضا می کنند.

o بنابراین یادگیری ممکن است شامل ارضای تعدادی از اهداف در شبکه پویشی شخص باشد ،
o خود احساسات از طریق یادگیری پاداش ها یاد گرفته شده اند
o برای مثال علاقه دانش آموزی به ثبات توانایی ورزشی اش شاید از طریق عملکرد موفق او ناشی شده باشد.

• کتل همچنین نوعی یادگیری پیچیده به نام یادگیری یکپارچگی را ذکر نمود که به نظر می رسد نوعی یادگیری شناختی و وسیله ای است که
در آن فرد رشد یافته از ایگو و سوپرایگو برای ارضای طولانی مدت استفاده می کند،
o فرد یاد می گیرد در پی ارضای واقع بینانه باشد.
o کتل به این موضوع اعتقاد داشت که رشد ایگو و سوپرایگو در ۲ تا ۵ سال اول زندگی اتفاق می افتد و با فروید موافق بود که هر یک از این دوره ها
با تعارض هایی مشخص شده و در رشد شخصیت بحرانی هستند.

o همچنین کتل با توجه به الگوهای رشد، تحقیقاتی در زمینه ” روندهای سنی” انجام داده است که شامل انواع صفات و رابطه سطوح کلی آنها با هر یک از مراحل رشد است
یعنی نوع صفات و سطح کلی آنها با هر یک از مراحل رشد مرتبط و پیوسته است.

o تحقیق در روندهای سنی مستلزم مطالعه هر صفت در خلال زبان نیز هست.
o بسیاری از تحقیقات مربوط به سطوح سنی به این نتیجه رسیده‌اند که در آزمودنی‌های چهارساله به بالا چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ نوع،
عوامل زیر بنایی یکسانی را می‌توان مشاهده کرد .

o از طرف دیگر مطالعه کودکان کودکستانی نشان می دهد که تنها حدود یک سوم از صفات مربوط به بزرگسالان در این کودکان دیده می شود .

مراحل رشد شخصیت

• کتل رشد شخصیت انسان را به شش مرحله تقسیم می کند که گستره کامل زندگی از تولد تا سنین پیری را دربر می گیرد.

1) دوران نوزادی: که از تولد تا ۶ سالگی ادامه می یابد، دوران اصلی شکل دهی در رشد شخصیت است،
o در طول این دوره فرد قویاً تحت نفوذ والدین، خواهران، برادران، تجربه های از شیر گرفتن و آموزش آداب توالت رفتن است.
o در نتیجه این عوامل موثر، نگرشهای اجتماعی نخستین، همراه با ثبات و قوت فراخود و خود ، احساس امنیت یا عدم امنیت،
نگرش نسبت به مراجع قدرت و گرایش اجتماعی به روان رنجور خویی شکل می گیرند.

o کتل یقیناً پیرو فروید نیست. اما او این مفاهیم فرویدی را که دوره نوزادی در شکل دهی شخصیت تعیین کننده است
و اینکه نیازها و تعارض های مرحله دهانی و مقعدی می توانند بر شخصیت اثر بگذارند را پذیرفت.

2) دوران کودکی: بین سالهای ۶ تا ۱۴ سالگی.
o در مرحله کودکی مسائل روانشناختی اندکی وجود دارد،
o کتل این سنین را زمان تحکیم بعد از دوره تعیین کننده نوزادی می داند،
o این دوره آغاز روندی است در جهت استقلال از والدین و ملازم با افزایش درهمانندسازی با همسالان،
o اما در مقایسه با مرحله بعدی مشکلات و مسائل عمده ای وجود ندارد.

3) دوره نوجوانی : کتل دوره نوجوانی را که در دیدگاه او از ۱۴ تا ۲۳ سالگی است، به عنوان مشکل زا ترین و فشار زا ترین مرحله رشد می داند.
o وقوع اختلالهای روانی، روان رنجوری ها و بزهکاری در طول این دوره به شدت افزایش می یابد
o تعارض های زیادی در زمینه گرایش های کسب استقلال، ابراز وجود و امیال جنسی ظاهر می گردد.

4) مرحله پختگی: یعنی مرحله پختگی از ۲۳ تا ۵۰ سالگی
o بطور کلی این دوره و لااقل سالهای اولیه آن، برای بیشتر مردم دوران مشغولیت ، شادمانی و مولد بودن است،
زیرا آنها آماده می شوند تا شغلی را برگزینند، ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند
o در مقایسه با مراحل پیشین ، رشد شخصیت در این دوره کمتر سیال و بیشتر ساکن است و ثبات هیجانی افزایش می یابد.
o در واقع کتل بین سنین ۲۳ تا ۵۰ سالگی تغییرات کمی در علایق و نگرشهای افراد می‌بیند.

5) مرحله اواخر پختگی شامل تغییر جهت ها و سازگاری ها در شخصیت در پاسخ به تغییرات بدنی، اجتماعی و روانشناختی است.
o در این زمان سلامت و قوت رو به ضعف می گذارد و همینطور از جذابیت شخص کاسته می شود و برای نخستین بار پایان زندگی در چشم انداز قرار میگیرد.
o معمولا در این دوره یک بازبینی از ارزشهایی که شخص زندگی خود را حول آنها متمرکز کرده و یا نوعی جستجوی خود ( یا برای خود) صورت می گیرد.
o این دیدگاه شبیه به دیدگاه یونگ از تغییرات شخصیت در میانسالی است.

6) مرحله کهنسالی :کهنسالی یعنی آخرین مرحله شامل سازگاری با شماری از فقدان ها و از دست دادن ها است.
o مرگ همسر، خویشاوندان و دوستان، از دست دادن شغل به علت بازنشسته شدن یا فقدان پایگاه در جامعه‌ای که اغلب جوانان را ستایش می‌کند
و تنهایی و ناامنی همراه با آن.