شخصیت و انگیزش و اِرگ از دیدگاه کتل

شخصیت و انگیزش و اِرگ از دیدگاه کتل

Personality and Motivation Structure and Measurement

RaymonـCattell1

• کتل شخصیت را اینگونه تعریف می کند: شخصیت چیزی است که امکان پیش‌ بینی آنچه یک شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد داد را فراهم می کند.

o هنگامی که ما صفت هایی Traits” که شخصیت “Personality” از آنها ترکیب می شوند را بشناسیم، می‌توانیم پیش بینی کنیم که یک فرد در یک موقعیت معین چگونه رفتار خواهد کرد
و وقتی بتوانیم آن رفتار را پیش بینی کنیم، در موقعیتی قرار می گیریم که بتوانیم آن را کنترل کنیم.

o صفت ها عوامل شخصیت هستند که با روش تحلیل عاملی Factor Analytic Methods” از توده های انبوهی از اندازه گیری های انجام گرفته بر روی آزمودنی های انسانی استخراج شده‌اند.

o صفت ها گرایش های واکنشی نسبتاً پایدار یک شخص هستند و واحدهای بنیادی ساختار شخصیت فرد را تشکیل می دهند .

o روانشناسان دیگری مانند آلپورت، نظریه های شخصیت خود را حول مفهوم صفت ارائه کرده اند، ولی کتل برخلاف آلپورت اعتقاد ندارد که صفت ها در درون هر شخص وجود واقعی دارند. او آنها را ساختار‌هایی فرضی یا تخیلی میداند که از مشاهده عینی رفتار آشکار شخص استنباط می شوند. ولی این طرز تلقی از اهمیت صفات در نظریه کتل نمی‌کاهد.

o صفات عناصر اساسی شخصیت هستند و برای هر گونه تلاشی به منظور پیش بینی رفتار بسیار اهمیت دارند.

o کتل در پژوهش های خود در مورد نفوذ محیط بر فرد، نه تنها محیط بلافصل شخص ، بلکه محیط بزرگتر اجتماعی یا محیط فرهنگی او را نیز مورد مطالعه قرار داده است. به همان روشی که یک فرد را می توان برحسب صفت های او توصیف کرد، همینطور هم یک جامعه را می توان برحسب عواملی معین که آن را تشکیل می دهند توصیف کرد، صفت های یک جامعه اگر با هم در نظر گرفته شوند، تشکیل آنچه کتل”شخصیت گروهی” Personality of a Group یا Group Syntality Construct می نامد، می دهند که به ویژگیها یا صفتهای یک گروه اجتماعی بزرگ اطلاق می شود.

o به عقیده او باید شخصیت فرد و شخصیت گروهی که او را تحت تأثیر قرار می دهند را درک کنیم ( از قبیل دین، گروه همسالان، مدرسه و ملت).

o کتل تعدادی از عوامل را که شخصیت گروهی گروه های کوچک را می سازند، تشریح کرد. همچنین هشت عامل در شخصیت گروهی ملت ها از جمله:
i. اندازه،
ii. کوشا بودن،
iii. مولفه های روشنگری
iv. روحیه را مشخص نمود.
هیچ نظریه‌پرداز شخصیت دیگری چنین تحلیل عینی مفصلی از ویژگی های جامعه و تأثیر آنها بر افراد انجام نداده است .

انگیزش از دیدگاه کتل

Motivation

• در یک تقسیم بندی، کتل، صفات یعنی همان عناصر اساسی شخصیت را به سه دسته تقسیم می کند:

1) – صفات توانشی Ability Traits- HOW FAST can a person perform some particular behavior

2) صفات خُلقی Temperament Traits- HOW a person behaves

3) -صفات پویشی Dynamic Motivation Traits – WHY a person behaves in a particular way

به اعتقاد کتل صفات پویشی به انگیزش ها یا نیروهای کشاننده رفتار و علایق انسانها مربوط می‌شود.

• انگیزش یا همان صفات پویشی شامل سه بخش است:

I. نگرش ها Attitude

II. اِرگ ها ( سایق ها یا انگیزه های فطری) ERG— Existence, Relatedness and Growth

III. صفات پویشی اکتسابی – Socially Shaped Ergic Manifolds– SEM
Cattell used SEM to help explain the contribution of the environment to human behavior

نگرش ها

Attitude: desire to act in a specific way in response to a specific situation

• اساس صفات پویشی Dynamic Lattice کتل مفهوم نگرش است. نگرش عقیده فرد در مورد چیزی یا علیه چیزی نیست، بلکه مفهومی است که تعریف اساسی تری دارد. نگرش روش خاص عمل یا میل به عمل کردن در واکنش به موقعیتی خاص است. برای مثال دانشجویی را در نظر بگیرید که تمایل او به مطالعه زبان ژاپنی با همکلاسی اش یک نگرش است مانند تمام نگرش ها، نگرش او محرک یا موقعیتی خاص، علاقه، پاسخ و هدفی را شامل می‌شود . در این مثال فرقی نمی کند که دانشجو واقعاً با همکلاسی اش مطالعه کند یا نکند، در هر دو صورت نگرش وجود دارد و انگیزه‌ای برای رفتار است.

o نگرش از دیدگاه کتل علاقه مشخص به یک زمینه، شی یا شخص خاص است، علاقه ای که معمولاً خود را در برخی شکل های رفتار آشکار نشان می دهد، در واقع نگرش همه هیجان ها و اعمال یک شخص نسبت به یک شی یا رویداد را در برمی گیرد.

اِرگها ( سایق ها یا انگیزه های فطری) ERGs

• سایق ها یا انگیزه های فطری ارگ نامیده می شوند. اصطلاح ارگ به انرژی فطری در سایقهای نخستین یا ناآموخته مانند میل جنسی، گرسنگی، کنجکاوی ، خشم و سایر انگیزه ها اشاره دارد که اغلب آنها به انسان ها مربوط نمی شوند، بلکه در سایر پستانداران رده بالا نیز یافت می شوند.

o کتل از اصطلاح ارگ به جای مفهوم غریزه یا سایق که به نظر او بسیار مبهم بود استفاده کرد. به اعتقاد او ارگ ها منبع انرژی تمامی رفتارها و آمادگی ذاتی فطری هستند. بنابراین از سرشت فرد سرچشمه می گیرند،  مبنای انگیزش هستند، به سوی اهداف خاصی جهت گیری شده اند.

• کتل ۱۱ ارگ را در انسان ذکر کرده است که شامل: کنجکاوی، میل جنسی، جمع گرایی، حمایت، ابراز وجود، امنیت، گرسنگی، خشم، تنفر، جاذبه، تسلیم خود است. البته گستره وسیعی از رفتار ها وجود دارند که ممکن است به سوی هدفی هدایت شوند اما ارگ‌ها عامل های بنیادی و اولیه هستند.

• فهرست ارگ های انسان که بصورت آزمایشی بررسی شده اند:

1. عنوان: غذاجویی –هیجان: گرسنگی — … Hunger
2. عنوان: جفت گیری –هیجان: میل جنسی –… Sex
3. عنوان: معاشرتی بودن –هیجان: تنهایی –… Gregariousness
4. عنوان: محافظت والدین –هیجان: ترحم –… Protection
5. عنوان: کاوش –هیجان: کنجکاوی– وضعیت شواهد: همواره شناسایی شده است… Curiosity
6. عنوان: گریختن برای کسب ایمنی –هیجان: ترس –… Security
7. عنوان: ابراز وجود –هیجان: غرور — … Self-Assertion
8. عنوان: میل جنسی خودشیقته –هیجان: شهوت انگیزی Lust
9. عنوان: ستیزه جویی –هیجان: خشم –… Anger
10. عنوان: طمع کاری –هیجان: حرص و طمع — … Greed
11. عنوان: التماس یا استدعا –هیجان: ناامیدی — … Appeal
12. عنوان: استراحت خواهی –هیجان: خواب آلودگی –Rest وضعیت شواهد: مستقل بودن آن مشکوک است
13. عنوان: سازندگی –هیجان: خلاقیت — Construction
14. عنوان: خوار کردن خود –هیجان: فروتنی — … Self-Submission
15. عنوان: نفرت –هیجان: نفرت — وضعیت شواهد: عوامل تردید برانگیز… Disgust
16. عنوان: خنده –هیجان: سرگرمی — Fun

صفات پویشی اکتسابی Socially Shaped Ergic Manifolds

• صفات پویشی اکتسابی، انرژی خود را از ارگها بدست می آورند و به نگرش ها سازمان و ثبات می بخشند. صفات پویشی اکتسابی به صورت اجتماعی اکتساب می شوند و معمولاً چندین ارگ را بصورت همزمان ارضا می کنند .

o نگرش عمل یا میل به عمل کردن در پاسخ به موقعیت خاصی است و معمولاً نگرش ها از سایق های فطری که ارگ نامیده می شوند سرچشمه می گیرد. هدفهای میانی بین نگرشها و ارگها صفات پویشی اکتسابی هستند.

o چون صفات پویشی اکتسابی بصورت فرهنگی کسب می شوند، تعداد آنها در فرهنگ های مختلف و گروههای سنی گوناگون تفاوت دارد. این صفات عبارتند از :
i. احساس فرد نسبت به شغل،
ii. احساس فرد نسبت به خانواده و خانه،
iii. احساس فرد نسبت به همسر یا معشوق،
iv. احساس فرد نسبت به خود، فراخود و مذهب

o احساس خود Self Sentiment به اعتقاد کتل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. احساس خود مترادف با اصطلاح ” خودپنداره” بوده و به تصوری که شخص از خود دارد اطلاق می شود. مجموعه احساسهای شخص بوسیله این حس اصلی سازمان‌دهی می شوند و احساس خود نهایتاً در تمامی نگرشهای فرد منعکس می شود، صفات پویشی اکتسابی به عبارت دیگر الگویی از نگرشها است که فرد آنها را آموخته و بر موضوعات مهم در زندگی فرد مثل کشور، مذهب، همسر، شغل، سرگرمی و متمرکز است.

o ارگ ها و صفات پویشی اکتسابی هر دو در خدمت برانگیختن رفتار هستند ولی تفاوت عمده‌ای بین آنها وجود دارد و آن این است که : ارگ ها به دلیل مبنای سرشتی خود، یک ساختار دایمی بوده، ولی می‌توانند شدت و ضعف پیدا کنند اما نمی توانند بطور کلی ناپدید شوند. در حالیکه صفات پویشی اکتسابی چون از یادگیری حاصل می‌شوند می توانند یادگیری زدایی شده و بنابراین می توانند ناپدید شوند

ارتباط ارگ ها:

صفات پویشی اکتسابی و نگرشها ( شبکه پویشی)

• ارتباط ارگها، صفات پویشی اکتسابی و نگرش ها از طریق مفهوم تابعیت صرفاً به معنای آن است که برخی عناصر در این نظام تابع برخی عناصر دیگر هستند و با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. مثلاً نگرش ها تابع صفات پویشی اکتسابی هستند که آنها نیز به نوبه‌ خود تابع ارگ ها هستند و در سطحی دیگر یک نگرش می تواند تابع نگرش دیگری باشد که آن هم به نوبه ‌خود تابع نگرش سوم است. در اصطلاح کتل یعنی یکی از دیگری تبعیت می کند.

o ما ممکن است کاری را به این منظور انجام دهیم که کار دومی را انجام دهیم با این دید که به انجام کار سوم نایل شویم. برای مثال، صفت پویشی اکتسابی شغل تابع گرسنگی و حرص و طمع است. یا احساس فرد نسبت به حساب بانکی بیانگر دو نوع ارگ ابراز وجود و امنیت می باشد، یا احساس نسبت به همسر بیانگر چهار ارگ میل جنسی، جمع گرایی، حمایت و ابراز وجود است. این چهار ارگ به احساسات این شخص نسبت به همسرش انرژی می بخشند.

• بدیهی است که کتل انسان را موجودی ایستا یا موجودی که در همه موقعیت ها یکسان رفتار می‌کند در نظر نمی گیرد بلکه معتقد است چگونگی رفتار فرد در هر زمان به نوع صفات و متغیرهای انگیزشی آن موقعیت خاص بستگی دارد. به علاوه در مفهوم دیگر یعنی حالات و نقش‌ها نیز در تنوع رفتار انسان حائز اهمیت بسیار است.

o مفهوم حالت به آن دسته از تغییرات هیجانی و خلقی مربوط است که خود تا حدی تحت تأثیر موقعیتی قرار دارد که در آن واقع شده است. اضطراب، افسردگی، خستگی روانی و … نمونه هایی از حالات هستند.

• در عین حالیکه صفات، الگوهای عام عمل را تعیین می کنند، برای توصیف دقیق فرد در یک موقعیت باید حالات و صفت را تواماً در نظر گرفت. روانشناس ورزیده و در واقع هر مشاهده‌گر هوشمندی که نظاره گر ماهیت انسان و تاریخ زندگی انسان است، درخواهد یافت که حالت فرد در یک موقعیت به همان اندازه صفات در تعیین رفتار او اهمیت دارند. به عبارت دیگر رفتار فرد در یک موقعیت خاص را می توان تنها از طریق صفات و بدون اطلاع از اینکه وی عصبانی ، خسته یا ترسیده است پیش بینی کرد.

• دومین عامل موثر ولی زودگذر به مفهوم نقش مربوط است. بعضی از رفتارها بیشتر از آنکه به عوامل کلی شخصیت مربوط باشند، به عوامل محیط وابسته هستند . بنابراین آداب و سنن می‌توانند بر صفات شخصیتی تأثیر بگذارد. به علاوه مفهوم نقش، بیانگر این واقعیت است که وابسته به نقش فرد در یک موقعیت خاص، محرکها به شیوه های مختلف ادراک می شود. برای مثال واکنش معلم به رفتار کودک در کلاس ممکن است با رفتار او در نقش دیگر کاملاً متفاوت باشد.

o به طور خلاصه اگر چه کتل برای باور این که عوامل شخصیتی موجب ثبات رفتار فرد در موقعیت های مختلف می شود، براین اعتقاد نیز هست که حالت و نقش فرد نیز در رفتار او اثر می‌گذارد. مثلا اینکه آقای فلانی تا چه اندازه با اشتها غذا می خورد، هم از میزان گرسنگی او متأثر است، هم از خلق و خو و حالاتش ، و هم از اینکه آیا با کارفرمای خود غذا می خورد یا تنها در خانه خود.

o رفتار هر فرد تحت تأثیر نحوه عمل صفات او در آن موقعیت، ارگها و احساسات همراه با نگرشهای مناسب نسبت به آن موقعیت و نیز حالات و نقشی است که ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر از زمانی به زمان دیگر تغییر کند.