پژوهش های کتل

پژوهش های کتل

• کتل بیشتر به تحقیق دل سپرده بود تا به رویکردهای نظری در بررسی شخصیت.
o او از اکثر نظریه های شخصیت انتقاد می کرد و معتقد بود که آنها پر از الفاظ و فاقد داده های کمی و کوشش برای اعتباریابی به صورت تجربی هستند
o او همچنین معتقد است که تعداد زیادی از روانشناسان بر نظریه ها بیش از حد و به بهای از دست دادن روش شناسی دقیق و داده های معتبری
که این روش شناسی می تواند فراهم کند، تاکید ورزیده اند.
حرف زدن درباره نظریه ها آسانتر است ،
اما نظریه پردازی جانشینی برای آزمایش تعیین کننده و نوعی جرات لازم برای تحقق کامل آن در مواجهه با دشواری های عملی نیست.

Raymond Cattell3
روش پژوهش

• کتل قانون نگر است.
o روش تحلیل عاملی شامل مطالعه گروه بزرگی از افراد و محاسبه عملکرد میانگین آنها در انواع ابزارهای اندازه گیری است.
o با این وجود کتل گاهی اوقات از داده های خود برای توجیه مواردی از رفتار فردی استفاده کرد.

• در بحث مربوط به روش های پژوهش، کتل سه شیوه بررسی شخصیت را شرح داد:

A. دو متغیری، Bivariate Approach
B. بالینی، Clinical Research
C. چند متغیری Multivariate Research .

A. رویکرد دومتغیری، روش آزمایشگاهی استاندارد است.
در این رویکرد روانشناس متغیر مستقل را دستکاری می کند تا اثر آن را بر رفتار آزمودنی تعیین کند،
رفتار آزمودنی ها متغیر وابسته است.

• رویکردهای دیگر در شخصیت، به ویژه روش های بالینی و چند متغیری طیف وسیعی از متغیرها را بطور همزمان در نظر می گیرند
و به محققان امکان می دهند که پیوند میان همه جنبه های شخصیت را به صورتی که در موقعیت های واقعی زندگی وجود دارند کشف کنند.
o هر چند این دو روش در این مزیت مشترک هستند، ولی در دقت و ظرافت علمی با هم تفاوت دارند.
o رویکرد دو متغیری که شامل مورد پژوهی،تحلیل رویا ،تداعی آزاد و شیوه های مشابه است بسیار ذهنی است.
o این رویکرد داده های اثبات پذیر و کمی را به بار نمی آورد. کتل نوشت:
متخصص بالینی از نظر قلبی بی ریا ومهربان است اما می توانیم بگوییم از نظر مغزی تا اندازه ای در ابهام می ماند.
o کتل پیشنهاد نمی کند که محققان رویکردهای دو متغیری را رها کنند،
o او معتقد بود که همه روش ها از جمله رویکردهای دو متغیره ارزش خاص خود را دارند

B. روش بالینی همانند تاریخچه موردی، تحلیل رویا، تداعی آزاد و فنون مشابه، چنانکه در مورد نظریه پردازان روانکاوی است،
کاملاً ذهنی است و داده های ثابت کردنی و کمیت پذیری را بدست نمی دهد

C. رویکرد چند متغیری که رویکرد ترجیحی کتل برای بررسی شخصیت است، داده های بسیار مشخصی را به بار می آورد.
این رویکرد شامل شیوه آماری پیشرفته تحلیل عاملی است.

• کتل طرفدار دو نوع تحلیل عاملی است :
I. شیوه R
II. شیوه P.

I. شیوه R که متداولترین فن تحلیلی است، مستلزم گردآوری مقدار زیادی داده از یک گروه آزمودنی است.
برای تعیین نمودن عوامل یا صفات شخصیت همبستگی های موجود بین تمام نمره ها محاسبه می شود.

II. شیوه P مستلزم جمع آوری مقدار زیادی داده از یک آزمودنی واحد، طی دوره ای طولانی است.

• وقتی داده ها جمع آوری و صفت ها بوسیله تحلیل عاملی کشف شدند، کتل در موضعی قرار داشت که به هدف غایی خود برسد:
پیش بینی اینکه یک شخص در یک موقعیت معین چه کاری انجام خواهد داد؟

o برای رسیدن به این هدف او یک معادله معین رفتاری را به کار برد :

  (R=f(p,s یعنی پاسخ Response رفتار شخص -تابعی است از شخصیت p- Personality و موقعیت s- Situation .
o اکنون ما میتوانیم شخصیت p را با صفت های مربوط به پاسخ فرد جایگزین کنیم.
o به هر صفت براساس اینکه تا چه اندازه به موقعیت کنونی ارتباط بیشتری داشته باشد، در مقایسه با صفتی که با این موقعیت ارتباط کمتری دارد، وزن بالاتری داده می شود.
o به عنوان مثال اگر در یک موقعیت معین، R پاسخ رفتار تنیس بازی را نشان دهد- می توانیم توانایی های یک شخص را با دانستن صفت های معینی از او پیش بینی کنیم.

o عامل هوش کلی یک عامل مربوط است زیرا خوب تنیس بازی کردن مستلزم برنامه ریزی از پیش است
o به عبارت دیگر هوش برابر است با توانایی برنامه ریزی .
o بنابراین به این صفت وزن بالاتری داده می شود.
o اشتیاق نیز ممکن است صفت مربوطی باشد، اما تا حدودی کمتر از هوش و بنابراین وزن داده شده به آن کمتر خواهد بود.
o تحلیل همه صفت های مربوط به همین شیوه پیش می رود، تا اینکه همه عناصر در معادله مشخص شوند.
o بدین ترتیب امکان دارد بتوان پیش بینی کرد که شخص در موقعیت بازی تنیس چگونه عمل خواهد کرد.

بررسی های تحلیل عاملی Factor Analysis

o کتل به وراثت رفتار و توارث پذیری صفات عمقی گوناگون مانند هوش ،توانمندی خود و توانمندی فراخود علاقه زیادی داشت.

o کتل و همکارانش چند تحقیق را منتشر کردند که در آنها از نمونه ای افزون بر ۳۰۰۰ پسر ۱۲ تا ۱۸ ساله استفاده کرده بودند.
o همه آنها باید از یک جنسیت باشند، زیرا دوقلوهای یک تخمکی لزوماً همجنس هستند.

o کتل توارث پذیری سه صفت عمقی توانمندی خود (عامل C) توانمندی فراخود (عامل G) و احساس خود (عامل Q3) را بررسی کرد.
o کتل این سه عامل را به این علت انتخاب کرد که متخصصان بالینی علاقه زیادی به آنها دارند.
o این پژوهشگران :
i. دوقلوهای یک تخمکی که با هم بزرگ شده بودند،
ii. برادرهایی که باهم بزرگ شده بودند
iii. کودکان نامربوط را که جدا از هم بزرگ شده بودند
را آزمایش کردند.

o این طبقه آخری گروه جمعیت کلی محسوب می شد.
o این پژوهشگران همانگونه که انتظار می رفت دریافتند که وراثت مقدار بسیار ناچیزی از سنجش پراکندگی یا واریانس Variance توانمندی فراخود (عامل G) را توجیه می کند.
o وراثت پذیری جمعیت کلی ۵ درصد بود که نشان می دهد فراخود عمدتاً حاصل آموزش یا محیط است.
o اما در مورد توانمندی خود (عامل C) و احساس خود (عامل Q3) ارزش های توارث پذیری بسیار بالاتر بودند.
o در جمعیت کلی، توارث پذیری خود ۴۰ درصد و احساس خود ۶۳ درصد بود،
o یافته جالبی که طبق فرض کتل نشان می دهد صفات پویشی اکتسابی به صورت فرهنگی کسب می شوند.
o با این حال، پژوهشگران پس از بررسی ارزش های توارث پذیری در درون و بین خانواده ها دریافتند که احساس خود در بین خانواده ها
توارث پذیری بیشتری (۶۵ درصد) از درون خانواده ها (۴۶ درصد) داشت.
o این یافته حاکی است که برادر ها، حداقل در رابطه با احساس خود (خودپنداره) Self-image در درون خانواده به طور مشابهی در معرض تاثیرات فرهنگی قرار دارند.

o کتل میانگین نتایج تحقیقات قبلی را محاسبه کرد و برآوردهایی را از توارث پذیری ۱۸ صفت عمقی و ۱۳ صفت مرتبه دوم بدست آورد.
o جالب اینکه توارث پذیری Size / affection و  send / receive، پنجاه درصد برآورد شده است.

o Size / affection صفت عمقی اساسی است که افراد را بر حسب خوددار و جدا در برابر معاشرتی و با محبت توصیف می کند
o exvia/invia یا send / receive صفت عمقی مرتبه دوم است که تقریباً با مفهوم درون گرایی/برون گرایی یونگ برابر است.
o کتل در مورد این دو صفت برآورد کرد که تقریباً نیمی از سنجش پراکندگی یا واریانس به عامل توارث پذیری Genetic Variables

و نیمی به عامل محیط Environmental Variables مربوط می شود.

• کتل هوش سیال Fluid Intelligence را از هوش متبلور Crystallized Intelligence متمایز کرد.

o هوش سیال آن است که فرد را قادر می سازد با موضوعات جدید صرفنظر از تجربیات قبلی با آن سازگار شود.

o هوش متبلور آن است که به یادگیری های قبلی برای حل کردن مسائل جاری بستگی دارد.
o عامل B هوش متبلور محسوب شده و کتل برآورد کرد که ارزش توارث پذیری ۶۰ درصدی دارد.
o این برآورد در مورد هوش سیال که صفت مرتبه دوم است ۶۵ درصد می باشد.
o این ارزش های توارث پذیری نسبتاً بالا حاکی از آن است که هوش بیشتر ناشی از وراثت است تا محیط.

• کتل برای تعیین نمودن رابطه بین صفات شخصیت Personality Traits و پایداری زناشویی از PF16 استفاده کرد.
o آزمودنی ها زوج های ازدواج کرده ای بودند که یا ازدواجی پایدار و یا ناپایدار داشتند.
o ملاک پایداری این بود که آیا یک زوج اقداماتی در جهت فسخ کردن ازدواج انجام داده اند یا نه.
o نتایج تحلیل عاملی Factor Analysis نشان داد که پایداری زناشویی را می توان بر اساس نمره های آزمون پیش بینی کرد.
o زوج های دارای ازدواج پایدار، صفات شخصیتی مشابهی داشتند، در حالی که زوج های دارای ازدواج های ناپایدار صفات شخصیتی بسیار متفاوتی را نشان دادند.

• کتل با اجرا کردن شیوه P، یک دانشجوی مرد دانشگاه را به مدت ۴۰ روز با استفاده از انواع مقیاس های سنجش مورد بررسی قرار داد.
o هدف از این بررسی ،مقایسه کردن عوامل بدست آمده از تحلیل عاملی داده های این آزمودنی واحد با عوامل بدست آمده از تحلیل عاملی گروه بزرگی از آزمودنی ها (شیوه R ) بود.
o نتایج نشان داد که صفات منحصر به یک فرد نیز مشابه صفات مشترک در گروه بزرگی از افراد است.

• در پژوهش دیگری، افراد را از نظر صفت عمقی Q1 (محافظه کار در برابر رادیکال و پذیرای تغییر) مقایسه کرد.
o از آزمودنی ها پرسیدند که ازبین نقاشی هایی که پیچیدگی و ابهام متفاوتی داشتند، کدام را ترجیح می دهند،برخی از نقاشی ها نمایش واضح مردم و اشیا بودند.
o نقاشی های دیگر انتزاعی و نابیانگر بودند، روشن نبود که این نقاشی ها چه چیزی را می خواهند نشان دهند.
o همانگونه که پیش بینی می شد، افرادی که در قسمت کم عامل Q1 یا محافظه کار نمره گرفتند، کارهای صریح و بیانگر را ترجیح دادند.
o آن هایی که در قسمت زیاد عامل Q1 یا رادیکال نمره گرفتند، نقاشی های انتزاعی تر را ترجیح دادند

کاربرد نظریه کتل در درمان اختلالات روانی

o مهم ترین جنبه رویکرد کتل این است که وی تلاش نمود تا عوامل مربوط به کل افراد جامعه را به طور آزمایشی مشخص کند
o سپس کوشید تا انواع مختلف آسیب های روانی را با توجه به الگوهای خاص نمرات به دست آمده از این عوامل توصیف نماید ..

o کتل اعتقاد داشت که درمان موفق در مورد اختلالات روانی مبتنی بر سنجش صفات شخصیتی است که نه تنها نیمرخی را برای تشخیص فراهم می کنند،
بلکه همچنین توضیحی در مورد انواع عوامل سرشتی مؤثر در رفتار هستند..

o وی بیان می کند ابزارهای اندازه گیری معتبر و پایا می توانند به متخصص بالینی در قضاوت بهتر درباره تأثیر روش های درمانی کمک کند،
این قضاوت می تواند به وسیله ارزیابی شخصیت مراجع قبل و بعد از مداخله درمانی و توجه به میزان تغییرات رفتاری انجام شود.

o تکنیک P به عنوان بهترین روش برای ارزیابی دقیق تغییرات مراجع در طول درمان پیشنهاد شده است،
در این تکنیک مراجع در موقعیت های مختلف مورد آزمون قرار می گیرد تا صفات یگانه او مشخص شود.

o به اعتقاد کتل، تمام طول درمان باید مبتنی بر اندازه گیری های دقیق باشد و در کنار آن مشاهده بالینی دقیق نیز مورد استفاده قرا گیرد، اما همواره در کنار آزمون.

o کتل بسیاری از عقاید فروید را می پذیرد. اما او اعتقاد دارد یک درمان متنی بر اظهار نظر شخصی و نه بر اساس اندازه گیری می تواند در طولانی مدت خطری جدی به شمار آید .
o به وسیله بازسازی مجدد تجارب، مراجع می تواند در یک موقعیت بهتر واکنش های هیجانی خود را مجدداً ارزیابی کند و سرانجام جنبه های منفی رفتارش را تغییر دهد.

o به اعتقاد کتل درمان رفتار نابهنجار مبتنی بر این است که فرد پاسخ های جدیدی را در مقابل محر کهای تهدید کننده بیاموزد
o بنابراین او به صورتی محدود ارزش رویکردهای درمانی که از تحلیل گذشته استفاده می کنند (برای مثال روان تحلیل گری)
و رویکرد شرطی سازی مجدد مثل رفتار درمانی را می پذیرد .

o به اعتقاد کتل روش های اندازه گیری باید بر تمامی ساختارهای صفات شخص متمرکز باشند،
o ما نه می توانیم به سادگی بر روی تجارب آسیب زا و نه بر روی محدودیت های معین و نه بر حوزه های خاص تغییر رفتار تمرکز کنیم.

o به اعتقاد کتل متخصص باید محدوده کاملی از عوامل شخصیتی سرشتی که محدوده عملکرد شخص را تعیین می کنند و ترکیب پیچیده ای از صفات
و احساساتی که الگوهای رفتار را تحت تأثیر قرار می دهند را در نظر بگیریم
o بنابراین ما به روش های اندازه گیری که ساختارهای زیربنایی پیچیده را ارزیابی کند نیاز داریم،
o در نتیجه برخی از انواع درمان وابسته به این که چه نوع عواملی باعث نوع خاصی از روان نژندی ها یا روان پریشی ها شده اند نسبت به سایر درمان ها مؤثرتر خواهد بود،
o برای مثال در روان پریش هایی که مبتنی بر تعداد زیادی از عوامل سرشتی هستند، درمان ممکن است شامل استفاده از داروها، شوک الکتریکی و جراحی مغزی باشد

o در روان نژندی های معینی، درمان می تواند با تحلیل رویا و بازساری تجارب آسیب زا شروع شود
o در جایی که مشکلات خفیف وجود دارند، که وابسته به عوامل ارثی نیستند، رفتاردرمانی می تواند مژثر باشد
o بنابراین کتل رویکردی التقاطی نسبت به درمان دارد اما او معتقد است همه درمان ها باید بر روش های اندازه گیری قوی مبتنی باشند.