کتل و بیماری های روانی

کتل و بیماری های روانی

cattell-16pf-factors1

 

• کتل معتقد بود افراد بیمار از همان صفات افراد بهنجار Normal برخوردارند ولی علاوه بر آن، صفات نابهنجار Abnormal خاصی را نیز نشان می دهند.  با این حال صفات بهنجار و نابهنجار تا اندازه‌ای همپوش هستند . برای مثال عواملی مانند توانمندیِ خودِ پایین Low Ego Strength و آمادگی برای احساسِ گناه Guilt Proneness ، قویاً افراد روان رنجور Neuroticism و روان پریش Psychoticism را مشخص می کنند، و با این حال در بین ۲۳ عامل بهنجار یافت می شوند.

 

• کتل دو نوع آسیب را در نظر گرفت:

1. نوع اول، عدم تعادل عملکرد بهنجار است. برای مثال اگر Affectia ( عامل A) به افراط کشیده شود، به اختلال دوقطبی منجر خواهد شد.

2. نوع دوم، نابهنجاری فرآیند بیماری مجزا و متمایز است که با صفاتی که در ۲۳ عامل بهنجار یافت می شوند، مشخص نمی شود.  صفات نابهنجاری که در زیر فهرست شده اند، دومین طبقه را نشان می دهند، یعنی صفات بیمارگون به عنوان عوامل مجزا.

o هفت صفت اول که با حرف D نشان داده شده اند، بیانگر صفت افسردگی هستند.  پنج صفت بعدی نه تنها از لحاظ بالینی جدی هستند، بلکه به عنوان عوامل ، راحت‌ تر از افسردگی مشخص می شوند.

o کتل این ۱۲ عامل را عمدتاً با استفاده از داده Q مجزا کرد و آنها را از مواد پرسشنامه چند وجهی مینه سوتا ( MMPI) به دست آورد.  علاوه بر این او از توصیفات کتاب درسی رفتار نابهنجار استفاده کرد و با همکارانش مطالب جدیدی را در این رابطه به رشته تحریر درآورد.
o در نمونه آزمون او ، هم افراد بهنجار و هم نابهنجار وجود داشتند. جالب اینکه وقتی تحلیل عاملی این مواد ” نابهنجار” درمورد افراد بهنجار بکاربرده شد، همان صفات بهنجاری را که در مواد غیر بیمارگون یافت شدند نشان داد.  با این حال، همراه با این ۲۳ صفت،۱۲ عامل بیمارگون وجود دارد.

این یافته از این فرضیه حمایت می کند که افراد نابهنجار در درجه اول شبیه دیگران هستند، اما آنها صفات دیگری هم دارند که بیمار گون می باشند.

اضطراب مزمن

o از آنجا که اضطراب می تواند پیامدهای نامطلوبی، هم برکارکردهای جسمی و هم برکارکردهای روانی داشته باشد، کتل تأکید زیادی را بر اضطراب بعنوان یک جنبه از شخصیت داشته است.  اضطراب، هم حالتی از بودن و هم یک صفت شخصیت است، یعنی ممکن است در نتیجه اوضاع و احوالی که آن را تهدید کننده یا فشارزا می بینیم، درجات مختلفی از اضطراب را تجربه کنیم. در چنین مواردی ما در یک حالت اضطراب خواهیم بود، اما افرادی هم هستند که بطور دایم اضطراب دارند که درچنین حالتی ، اضطراب بصورت یک صفت یا یک عامل شخصیت آنان درآمده است.

o گرچه نوشته های پیشین درباره موضوع اضطراب وجود آن را به شکل گوناگون معرفی کرده، ولی پژوهش های تحلیل عاملی کتل، اضطراب را بعنوان یک جوهر واحد که پنج عامل دیگر را دربر می گیرد مشخص کرده است.  شخصی که دارای اضطراب مزمن است:
i. به آسانی تحت تأثیر احساس ها قرار می گیرد ،
ii. نسبت به دیگران مظنون است،
iii. خود شماتت گر و دلواپس است،
iv. خودپنداره ناقصی دارد،
v. نگران و تحریک پذیر است.

۱۲ صفت عمقی نابهنجار

I. عامل:– D1- اضطراب سلامتی
شرح نمره پایین:– شاد است، ‌ذهنش خوب كار می كند، چیزی كه برای سلامتی مخاطره آمیز باشد نمی یابد. Low Hypochondriasis
شرح نمره بالا:– نگرانی بیش از حد در مورد كاركردهای بدن، سلامتی یا معلولیت ها دارد. High Hypochondriasis

II. عامل:– D2- نفرت
شرح نمره پایین:– از زندگی و اوضاع و احوال خود راضی است، آرزوی مرگ ندارد. Zestfulness
شرح نمره بالا:– از زندگی بیزار است، ‌افكار یا اعمال آسیب رساندن به خود را دارد. Suicidal Disgust

عامل:– D3- نارضایتی پرورشی
شرح نمره پایین:– از اقدامات خطرناك و ماجرا جویانه اجتناب می كند و نیاز كمی به برانگیختگی دارد. Low Brooding Discontent
شرح نمره بالا:– دنبال برانگیختگی است،‌ دست به مخاطره می زند، ‌كارهای تازه را امتحان می كند. High Brooding Discontent

عامل:– D4- افسردگی اضطرابی
شرح نمره پایین:– در موقع اضطراری آرام است، از شرایط دوروبر خود خاطر جمع است، گوش به زنگ است علاقه نشان می دهد. Low Anxious Depression
شرح نمره بالا:– رویاهای ناراحت‌كننده دارد، ناشیانه عمل می‌كند،‌ تنیده است، به راحتی ناراحت می شود. High Anxious Depression

عامل:– D5- رضایتمندی
شرح نمره پایین:– برای كار كردن علاقه نشان می دهد، پرانرژی است، راحت می خوابد. High Energy Euphoria
شرح نمره بالا:– احساس خستگی شدید می كند، نگران است، ‌برای مقابله كردن انرژی ندارد. Low Energy Euphoria

عامل:– D6- گناه و سرزنش
شرح نمره پایین:– با احساسات گناه دست به گریبان نیست، صرفنظر از اینكه چه كاری ناتمام مانده می‌تواند بخوابد. Low Guilt and Resentment
شرح نمره بالا:– احساس گناه می‌كند، برای هراشكالی كه پیش می‌آید خود را سرزنش می كند، از خود انتقاد می‌كند. High Guilt and Resentment

عامل:– D7 – بی حوصلگی
شرح نمره پایین:– آرمیده است، ‌با ملاحظه است، از بودن با دیگران خوشحال است. Low Bored Depression
شرح نمره بالا:– از تماس یا در آمیختن با دیگران اجتناب می كند، انزوا طلب است. Hihgh Bored Depression

عامل:– Pa- شکاکی
شرح نمره پایین:– اعتماد می كند، از حسادت یا رشك رنج نمی‌برد. Low Paranoia
شرح نمره بالا:– معتقد است مورد گزند و آسیب قراردارد،‌ می‌خواهند او را مسموم یا كنترل كنند،‌ مخفیانه مراقب او هستند،‌ با او بدرفتاری می كنند. High Paranoia

عامل:– Pp- روان آزاری
شرح نمره پایین:– از درگیر شدن در كارهای غیرقانونی یا نقض كردن مقررات پرهیز میكند، حساس است. Low Psychopathic Deviation
شرح نمره بالا:– نگرش خودخواهانه نسبت به رفتار ضداجتماعی خودش و دیگران دارد،‌ انتقاد او را می رنجاند،‌ به دار و دسته‌ها گرایش دارد. High Psychopathic Deviation

عامل:– Sc- جنون
شرح نمره پایین:– از خود و دیگران ارزیابی های واقعی می كند،‌ تعادل هیجانی دارد و رفتار واپسروی در او مشاهده نمی شود. Low Schizophrenia
شرح نمره بالا:– صداهایی را می‌شنود كه منبع بیرونی از خود ندارند، از واقعیت به دور است،‌ تكانه‌های ناگهانی و كنترل نشده دارد. High Schizophrenia

عامل:– As- ضعف روانی
شرح نمره پایین:– از افكار و عقاید ناخواسته یا عادتهای وسواسی ناراحت نمی شود. Low Psychasthenia
شرح نمره بالا:– ازافكار و تكانه های مكرر و مداوم برای انجام دادن اعمال خاص رنج می‌برد. High Psychasthenia

عامل:– Ps- پریشانی
شرح نمره پایین:– خود را مانند اغلب افراد خوب، قابل اعتماد و باهوش در نظر می گیرد. Low General Psychosis
شرح نمره بالا:– احساس حقارت و بی ارزشی می كند، خجالتی و كم جرأت است. High General Psychosis

نظریه رشد نابهنجار Abnormality

• كتل اعتقاد داشت روان رنجوری و روان‌پریشی مبتنی بر تعارض‌های حل ‌نشده در شخص است.
او تلاش كرد با روشی مبتنی بر صفات شخص به درمانگر در تشخیص و درمان آنها كمك كند،  كتل تعارض را به اصطلاح فرویدی آن یعنی ” كشمكش میان نهاد، ‌خود و فراخود” به كار می برد.
برای تحلیل آن از اصطلاح ” تحلیل وابسته به صفات” استفاده ‌كرد. برای مثال علاقه مردی برای ازدواج با یكی از دو زن مبتنی بر عمل تعدادی از ارگ‌ها و عوامل شخصیتی دیگر است. –
كتل پیشنهاد می‌كند متخصص در تلاش برای فهم تعار‌ض‌های مراجع باید بر ابزار تشخیصی كه از نظر تجربی معتبر هستند تكیه كند.

• این ابزارها برای مثال آزمون ۱۶ عاملی شخصیت و CAQ هستند كه وسیله‌ای را برای ارزیابی عوامل اساسی در شخصیت كه نه تنها شامل ساختارهای فرویدی، یعنی آی دی یا نهاد ،‌ایگو و سوپرایگو هستند، بلكه نگرش‌ها،‌ علایق و احساسات مختلف مراجع نیز می باشند، را فراهم می کند.

روان رنجوری از دیدگاه كتل

Neuroticism

• به اعتقاد كتل روان رنجوری یا ضعف انرژی روانی عبارت است از :
‌الگویی از رفتارها كه در اشخاصی كه به كلینیك ها برای دریافت كمك به دلیل مشكلات هیجانی مراجعه كنند، مشاهده می‌شود.

o كتل به این دلیل از چنین تعریف‌های عملیاتی استفاده می‌کرد كه اعتقاد داشت که درك ما از روان‌رنجوری ها باید بوسیله شناخت روش اندازه‌گیری آنها كه این گروه را از گروه بهنجار متمایز می‌كند، آغاز شود.

o با استفاده از این معیار علاوه بر كتل، ‌آیسنك Hans Eysenck و سایر روانشناسان برجسته تحلیل عاملی دریافته‌اند كه روان‌رنجوری ها در ماهیت هم با روان‌پریشی‌ها Psychosis و هم با جنبه‌های هنجار شخصیت تفاوت دارند.

o بنابراین روان‌رنجوری و روان‌پریشی یك نوع بیماری با درجات مختلف نیستند، بلكه نوع بیماری آنها مختلف می‌باشد.

• عوامل موثر در روان‌رنجوری‌ها

o كتل معتقد بود روان رنجوری‌ها در یك الگوی خانوادگی مشتمل بر تعارض‌، انضباط و تربیت متناقض و كم محبت رشد می‌كنند.
o روان‌رنجورها همچنین در معرض تقاضای والدین برای پذیرفتن معیارهای اخلاقی افراطی هستند .
o این زمینه خانوادگی، همراه با زمینه‌های ‍ ژنتیكی و ثبات هیجانی پایین می‌تواند منجر به روان‌رنجوری گردد.

o براساس مطالعات بی شمار تحلیل عاملی كتل و مقیاس‌های محققان، عوامل زیر بطور تجربی بعنوان عوامل موثر در روان رنجوری‌ها شناخته‌ شده اند.

i. سطح قدرتمندی پایین ایگو، Low Ego Strength
ii. ثبات هیجانی پایین، Protected Emotional Sensitivity
iii. هنجارپذیری بالا،
iv. ‌نرم‌خویی بالا، Premsia
v. شادخویی و سلطه گری پایین . Submissiveness

o درمورد نرم خویی (Premsia) افراد روان‌رنجور حساسیت عاطفی مفرط و مداومی در مورد دیگران داشته و به مقدار قابل ملاحظه‌ای دمدمی مزاج هستند.

o كتل اعتقاد داشت افراد روان‌رنجور كمرو بوده، و بطور كلی از ابراز احساسات خود، جلوگیری می‌كنند. او همچنین معتقد بود سطح پایین قدرتمندی ایگو به این معنی است كه آنها به آسانی مغلوب عواطفشان شده ،‌ تحت تسلط خلقیاتشان بوده و قادر به سازگار كردن رفتارشان با موقعیت‌های مختلف نیستند.

o فراتر از همه افراد روان‌رنجور اضطراب زیادی را تجربه می‌كنند، اضطرابی با ریشه‌های مختلف ممكن است ناشی از این باشد كه نیازهای پویشی فرد ارضا نشده است.

o كتل با عقیده فروید در مورد ریشه های اضطراب موافق بوده و اعتقاد داشت زمانی كه سایق های پویشی مثل سایق جنسی و پرخاشگری مكرراَ توسط جامعه تنبیه می‌شوند، می تواند اضطراب بالایی را در فرد ایجاد كند.

o همچنین مطابق با عقیده فروید، كتل هم اعتقاد داشت كه اضطراب می ‌تواند ناشی از سطح پایین قدرتمندی ایگو و سوپرایگوی سخت‌گیر باشد،‌ همچنین افراد روان‌رنجور در مقایسه با افراد بهنجار ممكن است حساسیت بیویولوژیكی نسبت به تهدیدها داشته باشند Threat Vulnerability.

o كتل معتقد بود اضطراب بالا می‌تواند از احساس خود گسترده ناشی شود. فردی كه متعهد به انجام فعالیت‌های زیادی است، نسبت به كسی كه این چنین نیست، آسیب پذیری بیشتری نسبت به تهدید دارد.

روان پریشی از دیدگاه كتل

Psychosis

• برطبق نظر كتل روان پریشی عبارت است از نوعی اختلال روانی كه در از دست دادن تماس با واقعیت و نیاز به بستری شدن به منظور محافظت از شخص و دیگران از روان رنجوری متفاوت است.  در مقایسه با شخص روان‌رنجور، فرد روان‌پریش:
i. بینشی نسبت به مشكلات خود نداشته،
ii. قادر به محافظت از خود نیست،
iii. ممكن است برای دیگران خطرناك باشد.

• عوامل موثر در روان‌پریشی

o كتل اعتقاد داشت جنون دو قطبی یا سایكوز مانیك-دپرسیو و اسكیزوفرنی بیشتر تحت تأثیر عوامل ارثی هستند. ولی درعین حال معتقد بود كه محیط خانوادگی به بروز این روان‌پریشی ها كمك می كند.  كتل شواهدی را مبنی بر اینكه والدین كودكان مبتلا به جنون دو قطبی یا مانیك-دپرسیو گرمتر و حمایت گرتر از والدین كودكان مبتلا به اسكیزوفرنی هستند نشان داد.
در مقابل والدین افراد مبتلا به اسكیزوفرنی نگرشی دوسوگرا نسبت به فرزندان خود دارند .

o براساس نمره های آزمون ۱۶ عاملی، كتل نشان داد که در بیماران مبتلا به اسكیزوفرنی، نمرات پایین قدرتمندی ایگو و تنش سایق و نمرات بالای درونگرایی و خودبینی مشاهده می‌شود، در مقابل در دو قطبی مانیك–دپرسیو ،‌ نمرات پایین هوش و نمره بالای سوپر ایگو مشاهده می گردد .