کنترل اجتماعی اسکینر

کنترل اجتماعی

Social Learning Theory

• افراد دست به تشکیل گروه های اجتماعی می زنند، زیرا این رفتار تقویت کننده است.

o گروه ها به نوبه خود با تدوین کردن قوانین، مقررات و سنت های مکتوب یا نامکتوبی که
موجودیت مادی فراتر از زندگی افراد دارند، اعضایشان را کنترل می کنند.

o قوانین یک ملت، مقررات یک سازمان، و سنتهای یک فرنگ از روش کنترل متقابل هر فرد فراتر می روند
و به صورت متغیرهای کنترل کننده قدرتمند در زندگی تک تک اعضا عمل می کنند.

o کنترل اجتماعی شامل تاثیراتی می شود که هر فردی در رابطه تک به تک، بر دیگری اعمال می کند.

3 -1
• نمونه جالبی از رفتار ناهشیار و کنترل اجتماعی به اسکینر و اریک فروم،
یکی از منتقدان سرسخت اسکینر مربوط می شود.

o در یک جلسه حرفه ای که این دو در آن حضور داشتند، فروم ادعا کرد که انسانها کبوتر نیستند
و نمی توان آنها را از طریق فنون شرطی سازی کنشگر کنترل کرد.
o در حالی که اسکینر پشت میز مقابل فروم نشسته بود و به سخنرانی تند او گوش می داد،
تصمیم گرفت رفتار حرکت دست او را تقویت کند.
o او یادداشتی را به یکی از دوستانش رد کرد که در آن نوشته شده بود:
“به دست چپ فروم نگاه کن. می خواهم حرکت قطع کردن آن را شکل دهم”
حرکت قطع کردن از بالا به پایین آمدن دست، طوری که قطع کردن چیزی را تداعی کند، اشاره دارد.
o هر وقت فروم دست چپ خود را بالا می برد، اسکینر مستقیما به او نگاه می کرد.
o اگر دست چپ فروم با حرکت قطع کردن پایین می آمد، اسکینر لبخند می زد و به نشانه تایید، سر تکان می داد.
o اگر فروم دست خود را نسبتاً بی حرکت نگه می داشت، اسکینر از او روی بر می گرداند
یا چنین جلوه می داد که از صحبت فروم خسته شده است.
o بعد از ۵ دقیقه تقویت گزینشی از این نوع، فروم نادانسته دستان خود را آنچنان شدید تکان داد که ساعت او از دستش لیز خورد!

• هر یک از ما، مانند اریک فروم، به وسیله نیروها و فنون اجتماعی کنترل می شویم،
اما همه اینها را می توان تحت عناوین زیر گروه بندی کرد:

۱- شرطی سازی کنشگر،
۲- توصیف وابستگی ها،
۳- محرومیت و سیری،
۴- محدودیت جسمانی

شرطی سازی کنشگر Operant Conditioning

• جامعه از طریق سه روش اصلی شرطی سازی کنشگر کنترل می کند:

۱- تقویت مثبت Reinforcement Positive

۲- تقویت منفی Negative Reinforcement

۳- دو روش تنبیه Punishment (افزودن محرک ناخوشایند و حذف کردن محرک خوشایند)

o هر یک از این روش ها را می توان با بررسی روش های کنترل کننده ای
که یک معلم به کار می برد، توضیح داد:

o این معلم … برای خوب درس خواندن نمرات عالی می دهد،
o رفتارهای جامعه پسند را تحسین می کند،
o برای حضور مرتب در کلاس، جایزه می دهد…
o وقتی کودکی از رفتار ناخوشایندش پوزش، می خواهد، از سرزنش کردن او خودداری می کند
o او می تواند وضعیت ناخوشایندی مانند تکلیف اضافی به خاطر رفتار نافرمانی را اضافه کند،
o یا می تواند تفویت کننده های مثبت را حذف کند،
o مثلا، دانش آموز پرچانه ای را از دوستانش جدا کند.

o در تمام این مثالها، معلم پاداش یا تنبیه را به رفتار این کودک وابسته می کند.

o اثر بخشی هر یک از این روشها به تداوم آنها،
o ساخت ژنتیکی و تاریخچه تقویت دانش آموز،
o و وجود سایر روشهای کنترل رفتاری مغایر بستگی دارد.

توصیف وابستگی ها

• توصیف وابستگی ها، کلام را شامل می شود و معمولا به صورت کلامی است و از این طریق،
وابستگی های رفتار هنوز صادر نشده افراد را به آنها یادآور می شوند.
o نمونه های زیادی از وابستگی های توصیفی وجود دارند. علایم رانندگی در بزرگراهها
به رانندگان هشدار می دهند مراقب جاده یخ زده در پل بعدی باشند.
o تهدید ها نیز نوعی وابستگی توصیفی هستند.
o تبلیغات نیز روش دیگر کنترل از طریق توصیف وابستگی هستند.

o در هریک از این مثالها، تلاش برای کنترل کردن به طور کامل موفقیت آمیز نیست،
اما هر یک از آنها این احتمال را که پاسخ مطلوب صادر شود، افزایش می دهد.

محرومیت و سیری

• رفتار را می توان با محروم کردن افراد از تقویت کننده ها یا سیر کردن آنها با تقویت کننده ها نیز کنترل کرد.
o افرادی که محروم شده اند به احتمال بیشتری به شیوه ای رفتار می کنند که برای کاستن از محرومیت ترتیب یافته اند.
o آدم سیر به احتمال کمتری به گونه ای رفتار می کند که برای فرد کنترل کننده ناخوشایند است.

محدودیت جسمانی

• نمونه دیگری از کنترل اجتماعی، محدود کردن جسمانی افراد به گونه ای است
که نتوانند به شیوه خاصی رفتار کنند.

o افراد حصارهایی برپا می کنند تا از ورود دیگران به ملکشان جلوگیری کنند .
o محدودیت جسمانی برای خنثی کردن تاثیرات شرطی سازی عمل می کند،
و رفتاری را به بار می آورد که با رفتاری که فرد هنگام محدود نبودن صادر می کرده است مغایرت دارد.

 

3

منبع: جس فیست، گرگوری فیست، نظریه های شخصیت، ترجمه یحیی سید محمدی