هانس آیسنک

هانس آیسنک

Hans Eysenck1

Hans Jürgen Eysenck, 1916 –1997

• هانس آیسنک یا هانس آیزنک یک دانشمند در زمینه روان‌شناسی اهل بریتانیا بود.
o هانس یورگن آیزنک روانشناس انگلیسی آلمانی تبار بود که مهم ترین فعالیت های علمی او در زمینه هوش و شخصیت بود.
o برای توصیف نفوذ و تاثیرگذاری او در روانشناسی همین نکته بس که در هنگام وفات، بیشترین ارجاعات و استنادهای علمی در روانشناسی به او شده بود.
o پسر او مایکل آیزنک Michael Eysenck نیز استاد برجسته روانشناسی شد.
o آیزنک پایه گذار مجله علمی شخصیت و تفاوت های فردی است. Personality and Individual Differences
o وی حدود ۸۰ کتاب و بیش از ۱۶۰۰ مقاله علمی نوشت.
o آیزنک بحث همه گیری را در زمینه تفاوت ضریب هوشی در میان نژادهای مختلف مطرح کرد.
o علاقه اصلی او در زمینه شخصیت بود،‏ چنان که مهم ترین و یکی از پرکاربردترین آزمون های شخصیت، آزمون آیزنک است که سه بُعد:

i. روان رنجوری – ثبات هیجانی،‏
ii. درونگرایی -برونگرایی
iii. روانپریشی – کنترل تکانه
را می سنجد.

o این سه بُعد بعداً به عنوان سه عامل بزرگ شخصیت شناخته شد.
o این نظریه آیزنک را آغازی بر نظریات مدرن شخصیت می دانند.
o اکنون پنج عامل بزرگ شخصیت FFM کاستا Costa و مک کرا McCrae نظریه ای است که رواج زیادی دارد و با نظریه آیزنک مقایسه می شود.

• هانس آیزنک در برلین آلمان در ۱۹۱۶ متولد شد.
o پدر و مادر او بازیگر بودند و زمانی که او تنها دو سال داشت از هم طلاق گرفتند، و با مادر بزرگ خود بزرگ شد.
o پدرش کاتولیک و مادرش پروتستان بود و آیزنک هم علی الظاهر مسیحی بود.
o او زمانی که نازی ها به قدرت رسیدند، به عنوان یک هوادار فعال یهودی، زندگی خود را در معرض خطر قرار داد.

o آشوب سیاسی اقتصادی جنگ، آیزنک را به مسائل سیاسی علاقه مند کرد .
o او از سوسیالیسم استقبال کرد ولی با این حال به بررسی محدودیت ها و مشکلات آن پرداخت وکتاب روانشناسی سیاسی را تالیف کرد .

o یک سال بعد از شروع جنگ آیزنک خواست وارد دانشگاه شود ولی شرط ورود به دانشگاه پیوستن به پلیش مخفی نازی بود
o به همین خاطر آیزنک به پیشنهاد مادرش از آلمان مهاجرت کرد .

o درسال ۱۹۳۴ آیزنک برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت .
o در انگلستان، او تحصیلات خود را ادامه داد و دکترای خود را در روانشناسی از دانشگاه لندن گرفت .
o در سال ۱۹۴۰ و در طول جنگ جهانی دوم، به عنوان یک روانشناس در بیمارستان اورژانس خدمت کرد.
o در آنجا به مطالعه تلقین پذیری هیستری ، ترشح غدد ، آزمونهای حافظه و تاثیر انگیزش بر هوش پرداخت.

o آیزنک بعد از جنگ رئیس بخش روانشناسی بیمارستان مودزلی شد و در آنجا برای ایجاد یک برنامه ی آموزشی جهت روانشناسان بالینی تشویق شد .
o در همین زمان با مارگارت دیویس ریاضی دان کانادایی ازدواج میکند که ثمره آن میشل روانشناس بود .
o این ازدواج منجر به جدایی شد و آیزنک با سیبل روانشناس Sybil Rostal ازدواج کرد، که سه پسر و یک دختر ثمره آن است .
o پس از جنگ، او در دانشگاه لندن تدریس کرد. او یکی از پرکارترین نویسندگان در روانشناسی است.
o آیزنک در ۱۹۸۳ بازنشسته شد.

Hans Eysenck2
روش تحقیق آیزنک:

• آیزنک، یکی از صاحبان روش تحلیل عامل Factor Analysis است، و بدین جهت روشهائی را که اغلب روان شناسان دیگر در تحقیقات خود
درباره شخصیت به کاربرده اند به شدت مورد انتقاد قرار می دهد.
o حملات انتقادی او بیشتر متوجه تست های برون فکنی و «روش بالینی» و روش مخصوص شلدن ، و روان درمانی او ، از همه بالاتر، متوجه “روان کاوی” است.
o او معتقد است که این روش ها نامناسب و ناسودمند هستند.
o او مانند دیگران به این توجه دارد که آدمیان با یکدیگر اختلاف فراوان دارند و ناچار باید به طبقه بندی (تیپ شناسی) پرداخت
و برای حصول این منظور لازم است در درجۀ اول صفات اصلی شخصیت را کشف کرد و بر این مبنی تیپ های مختلف افراد را تعیین نمود،
ولی او برای دست یافتن این صفات اصلی، روش خود را مناسبترین روش می داند.

o اصل کلی که بر تحقیقات آیزنک حکم فرماست، لزوم توأم ساختن نظر و عمل است.
o از این رو در کتاب خود به نام«ساختار شخصیت آدمی» The Structure of Human Personality ،
نخستین فصل را با این گفتۀ کانت اغاز می کند که :عمل بدون علم کور است، و علم بدون عمل چلاق است.

o آیزنک کار تحقیقاتی خود را نخست با یک فرضیه آغاز می کند، بعد به استقراء می پردازد و می کوشد تا با تستها و روشهای آماری،
درستی فرضیه های خود را با به دست آوردن عواملی معدود معلوم بدارد.
o برای مطالۀ شخصیت اصرار دارد که هر چه ممکن است به متغیرهای بیشتری دست یابد؛
o متغیرهائی نظیر اندازه های بدنی، پاسخهای ناشی از تحریک با برق، چگونگی تکلم، نقاشی، استعمال دود، میزان دید در تاریکی…؛
خودسنجی، شرح حال و اطلاعات مربوط به گذشته، و …
o نتیجۀ این تحقیقات را که باید حتی الامکان به صورت اعداد و ارقام درآیند، او به دست«تحلیل عوامل» می سپارد تا نتیجۀ قطعی به دست آورد.

o آیزنک ضمناً کار تحقیقی خود را تقریباً همیشه با دو گروه افراد متفاوت یا مباین انجام می دهد،
مانند افراد دلیر و بی باک و افراد بزدل و ترسو، و افراد درستکار و افراد نادرست؛ و بر همین قیاس.
o آیزنک به این هم بسنده نمی کند، بلکه روش آماری مورد علاقۀ خود را معمولاً با دید روان پزشکی توأم می سازد، و این امر جنبۀ ابتکاری خاصی به تحقیقات او می دهد.
o اهتمام آیزنک در روشی که برای تحقیقات خود در پیش گرفته است این است که نظریه خود را دربارۀ شخصیت از انتقادی که بر نظریه دیگران وارد می داند
مبنی بر اینکه بیشتر دارای جنبۀ توصیفی هستند و کمتر موجبات رفتار آدمی را معلوم می دارند، برکنار بدارد.

مفاهیم و اصول

• تعریف آیزنک از شخصیت :

o سازمان کم و بیش ثابت و بادوام شخصیت یا منش ، خلق و خو ، خرد و فیزیک بدنی فرد که سازگاری ویژه او را با محیط تعیین میکند .
o شخصیت بر نظام رفتاری کم و بیش ثابت و بادوام فرد دلالت میکند ؛
o خلق و خو بر یک نظام عاطفی کم و بیش ثابت و بادوام شخص و هیجان دلالت میکند ؛
o خرد بر یک نظام رفتار شناختی کم و بیش ثابت و بادوام شخص و هوش دلالت میکند.
o فیزیک بدنی بر یک نظام ثابت و بادوام بدنی و آمادگی و غدد درون ریز اشاره میکند .

• تعریف شخصیت از دیدگاه آیزنک مبتنی بر صفات ثابت و بادوام است که وقتی با هم پیوند میخورند با عنوان یک تیپ سازماندهی میشوند .
o تیپ شناسی آیزنک به صورت سلسله مراتبی سازمان یافته شامل تیپ ها ، صفات و عادات میشود .
o هر تیپ بر اساس مجموعه ای از همبستگی های متقابل ما بین تعدادی صفات متنوع است .
o هر صفت از همبستگی متقابل بین تعدادی از پاسخ های عادتی تشکیل میشود.
o پاسخ های عادتی پاسخ های قابل مشاهده مخصوص را شامل میشوند .

 

بیشتر در:

نظریه شخصیت آیزنك

نظریه صفاتی پنج عامل شخصیت

 

Eysenck-book-1

نیره سلیمانی