ویلیام گلاسر

ویلیام گلاسر (گلسر)

William Glasser, 1925 –2013

williamglasser-0

• ویلیام گلاسر را به عنوان منتقد روش متعارف روان درمانی می‌شناسند.  کسی که معتقد است قسمت عمده‌ آنچه ما به نام بیماری‌های ذهنی و روانی می‌شناسیم، بخشی از ویژگی‌ها و رفتارهای یک انسان سالم است!

فقط به دلیل اینکه ما :
i. منطق رفتارهای خودمان و دیگران را به درستی نمی‌فهمیم،
ii. نمی‌توانیم به سادگی آنها را تغییر دهیم،
ترجیح می‌دهیم از برچسب‌های پیچیده برای آنها استفاده کنیم.

o دغدغه‌ اصلی گلاسر، افزایش شادی و رضایت و مسئولیت پذیری انسان‌هاست.

o این روانشناس آمریکایی، در سال ۱۹۲۵ در ایالت اوهایو متولد شد.  تحصیلاتش ابتدا در حوزه مهندسی شیمی بود. اما بعدها پزشکی خواند و سپس به زمینه‌ی روانشناسی بالینی علاقمند شد و در آن حوزه ادامه تحصیل داد.  او فعالیت حرفه‌ای خود را در این زمینه از سن سی و دو سالگی آغاز کرد و در آن زمان در مطالعاتش با مفهوم «سیستم‌های کنترل ادراکی» Perceptual Control Theory به روایت ویلیام پاور William T. Powers آشنا شد.

ایده‌ها و الهامی که از نظریه کنترل ادراکی به دست آورد، برایش چنان تاثیرگذار و ارزشمند بود که او نظریه‌ خودش را در کتاب واقعیت درمانی، «نظریه کنترل» Control Theory نامید. وی بعدها نام نظریه‌اش را به «نظریه انتخاب» Choice Theory تغییر داد. گلاسر دو سال بعد از انتشار کتاب واقعیت درمانی Reality Therapy ، در کالیفرنیا، موسسه‌ای به نام «واقعیت درمانی» هم تاسیس کرد که بعدها به «انستیتو ویلیام گلاسر» تغییر نام داد و هنوز به صورت بسیار جدی به فعالیت مشغول است.

شاید در کنار «واقعیت درمانی» عناوین سایر کتاب‌های او، مدل ذهنی گلاسر را بیشتر آشکار کند:

a. مدارسی بدون دانش آموزان ناموفق Schools Without Failure

b. درک بهتری از رفتارها و انگیزه ها با استفاده از «نظریه انتخاب»

c. چگونه «روانپزشکی» به «سلامت روانی» ما آسیب میرساند؟!

او اضطراب، افسردگی، عصبی بودن، وسواس، اختلال دوقطبی و سایر بیماریهای مشابه را بیشتر یک «برچسب» بیماری می داند تا یک «بیماری واقعی».  او معتقد است که انسانها در شرایط پیچیده محیطی به نقطه ای می رسند که ترجیح میدهند این «برچسب»ها را بپذیرند تا اینکه مسئولیت رفتار و تصمیم گیری و انتخابهای دشوار را در اطراف خود بر عهده بگیرند.

گلاسر معتقد است که در بلندمدت، تنها چیزی که واقعاً به عنوان «مشکل» در زندگی انسانها وجود دارد، مشکل «رابطه» است.  رابطه با دوستان، نزدیکان، شغل و محیط اطراف.  اگر انسانها میخواهند زندگی سالمتری داشته باشند، باید مدیریت روابط خود را بیاموزند و انگیزه های خود را بهتر بشناسند.

رویکرد گلاسر به صورت سنتی نبود، او مفاهیمی همچون بیماری روانی اعتقادی ندارد مگر اینکه ضایعه مغزی توسط آسیب شناس یافت شده باشد.  او در همان اوایل به این نتیجه رسید که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و به یکدیگر احتیاج داریم و دلیل تقریباً تمام علائم روانشناختی، ناتوانی خودمان در برگزاری ارتباط با افراد مهم در زندگی مان می یاشد.

در سال ۱۹۸۰، وی شروع به شکل دهی ایده ای کرد که منجر به نظریه انتخاب شد: چرا خیلی از مردم در روابط خود خوشحال نیستند؟
به عکس سایر موجودات زنده، فقط انسان به صورت ژنتیکی به وسیله نیاز به قدرت بر انگیخته می شوند.  ما تلاش می کنیم که این نیاز را به وسیله آنچه وی روانشناسی کنترل بیرونی تلقی می کند، ارضا کنیم. در واقع تلاش می کنیم مردم را مجبور کنیم بر اساس میل ما رفتار کنند.

glasser-summary

اگر ما نتوانیم یاد بگیریم که چگونه این نیاز به قدرت خود به وسیله احترام به یکدیگر پاسخ دهیم، روزها بسیار دشوار سپری می شود.  او نظریه انتخاب را ارائه می دهد که جایگزینی برای کنترل بیرونی باشد و باقیمانده زندگی خود را وقف آموزش و حمایت از این ایده کرده است.

مسیر حرکت گلسر دربردارنده پیشرفت‌های مداوم در عرصه کار کلینیکی، سخنرانی و تدریس و نوشتن بود و تا به امروز محصول این تلاش‌ها انتشار بیش از بیست کتاب است. او در سال ۱۹۶۵ کتاب واقعیتدرمانی، و در سال ۱۹۶۹ مدارس بدون مردودی را منتشر نمود.  گلسر در سال ۱۹۹۸ با انتشار کتاب تئوری انتخاب بیش از پیش مفهوم انگیزش و عامل ایجاد‌کننده رفتار را از منظر روان‌شناسی کنترل درونی بسط داد.  همچنین در سال ۲۰۰۳ با انتشار کتاب‌های هشدار: روانپزشکی می‌تواند برای سلامتی شما خطرناک باشد! و در سال ۲۰۰۷ با هشت درس برای ازدواج خشنود به تعالی و بهبود سلامت روانی جامعه جهانی مشارکت بسیار نموده است.

مشاهدات سیستماتیک دکتر گلسر او را به این نتیجه رساند که ما انسان‌ها به‌طور ژنتیکی موجودات اجتماعی هستیم و برای بقا و زنده ماندن به یکدیگر نیازمندیم.  بر این اساس گلسر معتقد است همواره یک مشکل ارتباطی (به معنی یک رابطة خراب، نارضایتمند یا قطع یک رابطه مهم) عامل زیرین مشکلات روان‌شناختی ماست. بیش‌تر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما در خوب کنار آمدن با افراد مهم زندگیمان نشات می‌گیرد.

او از سال ۱۹۸۰ تمام همت خود را برای یافتن پاسخی به این پرسش که «چرا بسیاری از انسان‌ها در روابط خود ناخشنود هستند؟» متمرکز نمود. کوشش‌های او به ارائه تئوری انتخاب: «انسان‌ها چرا و چگونه رفتار می‌کنند؟» منجر شد.  بر اساس این نظریه برخلاف دیگر موجودات زنده تنها انسان‌ها هستند که به طور ژنتیکی برای ارضای نیاز به قدرت از درون برانگیخته می‌شوند.

تنها ما هستیم که آموخته‌ایم حق با من است و شما اشتباه می‌کنید و تلاش می‌کنیم تا نیاز خود به قدرت را از طریق روان‌شناسی کنترل بیرونی ارضاء کنیم. که در اساس تلاش می‌کنیم دیگران را به انجام کاری مجبور کنیم که خود می‌خواهیم.  همین تلاش نامؤثر به نشانگان توضیح داده شده در DSM-IV و موارد دیگر مانند رنج و ملالت منجر می‌شود.

دکتر گلسر تئوری انتخاب را به عنوان یک روان‌شناسی نوین مبتنی بر کنترل درونی و جایگزینی برای روان‌شناسی کنترل بیرونی پیشنهاد می‌کند و تمام زندگی خود را صرف آموزش و گسترش و اصلاح این نظریه نموده است.

در سال ۲۰۰۰ دانشگاه سانفرانسیسکو درجه دکتری افتخاری علوم انسانی را به ایشان اعطاء نمود. در مارس ۲۰۰۳ از سوی انجمن مشاوره آمریکا به عنوان فردی که سهم قابل توجهی در گسترش و ارتقاء کیفی مشاوره و کار حرفه‌ای خود داشته است مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین در آوریل ۲۰۰۴ انجمن مشاوره آمریکا برای پایه‌گذاری واقعیت درمانی، نشان اُسطوره مشاوره را به گلسر اعطاء کرد.  در سال ۲۰۰۵ انجمن روان‌شناسی آمریکا عنوان بسیار والای استاد ممتاز در درمانگری را به گلسر نسبت داد که بزرگ‌ترین لقب ممکن برای اعطاء به یک فرد به شمار می‌رود.

دکتر ویلیام گلسر، ۱ شهریور ۱۳۹۳ در منزل خود در لس آنجلس از دنیا رفت.

بیشتر در:

تئوری انتخاب

خلاصه كتاب تئوری انتخاب

واقعیت درمانی

تبیین نظریه واقعیت درمانی

اعتیاد مثبت

ازدواج بدون شکست

تئوری انتخاب و بیماری روانی

خلاصه نظریات گلاسر

%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a82 %da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a83

منابع:
دانلود کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلاسر- فارسی
انتشارات سایه سخن
وبلاگ رسمی دانشکده روانشناسی آزاد گرمسار
اقبال
روان شناسی نگرش
کودکان دبستان