امر نمادین

خلاصه كتاب «ژاك لاكان» نوشته‌ِ شون هومر

امر نمادین

The Symbolic

• مقاله ی « مرحله ی آینه ای » اگر چه اولین نوآوری لاکان در حوزه ی روانکاوی به شمار می رود،
آشکارا در محدوده ی نظریه و تجربه ی پذیرفته جای می گیرد.
هنوز پانزده سال مانده بود تا خوانش اساساً لاکانی روانکاوی پدیدار شود،
رخدادی که در سال ۱۹۵۱ با فراخوان لاکان به « بازگشت به فروید » آغاز شد.

• لاکان دو سال بعد در همایش روانکاوان رومیایی زبان در روم مقاله ای تحت عنوان
« کارکرد و حوزه ی نطق و زبان در روانکاوی » قرائت کرد که بعدها به « کلام رم » معروف شد.
• این مقاله علائق اصلی لاکان در دهه ی آتی را بر می شمارد:
o تفاوت میان نطق و زبان،
o درک سوژه به عنوان چیزی متمایز از من
o تشریح مفاهیم محوری دال
o نظام نمادین.

• در همین سال ۱۹۵۳ لاکان و گروهی از همکارانش جامعه ی روانکاوی پاریس را ترک کردند
تا جامعه ی فرانسوی روانکاوی را تشکیل دهند.
کلام رم سند تأسیس این مکتب و مسیر جدید در روانکاوی تلقی شد.

• نوشته ی حاضر به مرور آرای لاکان در دهه ی پنجاه می پردازد،
که در این زمان بر نقش زبان در روانکاوی تأکید بسیار ورزید و مهم ترین فرضیه ی خود را صورت بندی کرد:

o ناخودآگاه ساختاری مشابه زبان دارد.

• این دوره برای لاکان دوره ای سرشار از نوآوری های درخشان بود و او مفاهیم بسیاری را معرفی کرد
که ذهنش را تا آخر عمر به خود مشغول کردند.

• این نوشته برای کمک به شما در فهم این مفاهیم و دگرگونی آن ها به دست لاکان،
خطوط کلی عوامل مؤثر عمده ی این دوره را ترسیم می کند و نشان می دهد که چگونه لاکان از حوزه ی
پژوهشی ای که ساختارگرایی نام دارد، و نظریه ی زبان شناسی، بهره گرفت.

• پیش از ترسیم خطوط کلی مفهوم ساختار، پایه ی خویشاوندی متعلق به کلود لِوی – استروس (۱۹۰۸ )،
که مبنایی برای فهم مفهوم لاکانی نظام نمادین و صورت بندی ناخودآگاه فراهم می کند،
ساختارگرایی را به ایجاز معرفی می کنیم.
• آرای زبان شناس سویسی فردینان دو سوسور (۱۸۵۷-۱۹۱۳ ) به انسان شناسی ساختاری لوی- استروس کمک کرد
و از طریق لوی- استروس بود که لاکان مطالعه ی زبان شناسی را آغاز کرد.
o او در این فرایند، تغییرات بنیادستیزانه و پردامنه ای در مفهوم نشانه ی زبان شناختی سوسور ایجاد کرد
و هرگونه فهم متعارف از رابطه ی بین سوژه ی سخنگو و زبان را کاملاً معکوس کرد.
o سرانجام، آرای زبان شناس روس، رومن یاکوبسون ( ۱۸۹۶-۱۹۸۲ ) را درباره ی استعاره و مجاز مرسل بررسی خواهیم کرد،
چرا که آرای او در مفهوم پردازی لاکان از میل بسیار مؤثر بود.
کاوش در تأثیرات مذکور در فهم مفهوم لاکانی سوژه ای که در زبان و از طریق زبان ساخته می شود کمک خواهد کرد.
این مقاله با تحلیل لاکان از داستان کوتاه نامه ی ربوده شده اثر ادگار آلن پو خاتمه می یابد،
که به وضوح منظور لاکان را از سوژه در مقام سوژه ی دال روشن می کند.

ساختار گرایی Structuralism

• ساختارگرایی یکی از اندیش‌راه‌های رایج در علوم اجتماعی است.
o بر پایه این طرز فکر، تعدادی ساختار Structure ناپیدا و ناملموس،
چارچوب اصلی پدیده‌های ظاهری اجتماع را تشکیل می‌دهند.

o روش ساختارگرایی در نیمه دوم سدهٔ بیستم از سوی تحلیلگران زبان،
فرهنگ، فلسفهٔ ریاضی و جامعه به گونه‌ای گسترده بکار برده می‌شد.

o اندیشه‌های فردینان دو سوسور را می‌توان آغازگاه این مکتب دانست.
o هرچند پس از وی ساختارگرایی تنها به زبان‌شناسی Linguistics Structural محدود نشد
و در راه‌های گوناگونی بکار گرفته شد و مانند دیگر جنبش‌های فرهنگی،
اثرگذاری و بالندگی آن بسیار پیچیده‌است.

o با این‌حال، ساختارگرایی عموماً به اندیشهٔ فرانسویِ دههٔ ۱۹۶۰ اطلاق می‌شود
ساختارگراییِ فرانسوی به رغم آن‌که با فرمالیسم روسی و شاخه‌های فرعی آن نظیر مکتب
پراگ و ساختارگراییِ لهستانی پیوند تنگاتنگی دارد،
به واسطهٔ تنوع خود و توانِ بینارشته‌ای‌اش، از آن‌ها متمایز است.

o ساختارگرایی به منزلهٔ مرحله‌ای فراسوی انسان‌گرایی Humanism و پدیدارشناسی Phenomenology ،
به بررسی روابط درونی‌ای می‌پردازد که زبان و نیز تمامیِ نظام‌های نمادین یا گفتمانی را می‌سازند.

• ساختارگرایی، نخست با مطالعه ساختار زبان آغاز شد.
• اما بعداً توسعه یافت و با در برگرفتن موضوعات انسان شناختی Anthropology و اسطوره‌ای Mythus ، رشد و گسترش یافت.
• ساختارگرایان Structuralists به این نتیجه دست یافتند که زبان Language یک ساختار اجتماعی Social Structure است؛
و هر فرهنگ، برای رسیدن به ساختارهای معنایی، روایت‌ها و یا متن‌ها را وسیع و متحول می‌کند؛
و بدین شیوه، مردم می‌توانند تجارب خود را سامان دهند و معنا ببخشند.
o ساختارگراییِ قرن بیستم به معنای دقیق آن با مجموعه‌ای از درس‌گفتارهای زبان‌شناس سوییسی،
فردینان دوسوسور، در دانشگاه ژنو آغاز شد؛
درس‌گفتارهایی که پس از مرگ او، بر اساس یادداشت‌هایی که از آن‌ها تهیه شده بود،
با عنوان دورهٔ زبان‌شناسی عمومی (۱۹۱۶) Linguistics منتشر شد.

• ساختارگرایی پیش از هر چیز نوعی روش تحلیل است
که در دهه های پنجاه و شصت بر حیات روشنفکری فرانسه حکمفرما بود.

• ساختارگرایی به معنای دقیق کلمه نوعی جنبش نبود،
بلکه عنوانی برای شیوه ای از تفکر و تحلیل بود که در طیف گسترده ای
از رشته ها از ریاضیات گرفته تا نقد ادبی مشترک بود.
از قرار معلوم ساختارگرایی در همه ی پدیده های اجتماعی بشری کاربرد داشت.

مجموعه ی ناهمگونی از اندیشمندان، که اکنون، اغلب به نادرست، آن ها را زیرعنوان
ساختارگرا قرار می دهند، گروه منسجمی تشکیل نمی دهند.
منابع ساختارگرایی بسیار بِهگزینانه یا التقاطی و تأثیرش پردامنه بوده است،
اما ساختارگرایی اکنون به طرزی تفکیک ناپذیر به آرای یک چهره ی منفرد،
کلود لوی – استروسِ Claude Lévi-Strauss زبان شناس دانسته می شود.

• روش شناسی ساختاری لوی استروس Structural anthropology
از تمایز بنیادینی سرچشمه می گیرد که سوسور میان:
o زبان Language
o بیان یا گفتار Speech
قائل است.
o تمایز میان نظامی مفروض، مانند زبان، و بیان یا تجلی منفرد آن نظام، مانند نطق یک فرد خاص.

• ساختارگراها دلمشغول معنای نشانه های خاص نیستند،
بلکه به توصیف سازمان کل نظام نشانه ای یا « ساختار » علاقه مندند.
• زبان شناسی مدلی برای این گونه از تحلیل فراهم می کند،
گرچه موضوعات اصلی پژوهش ساختارگراها اغلب نظام های نشانه ای غیرزبانی بوده است؛
برای مثال، پژوهش رولان بارت درباره ی مُد یا تحلیل لوی استروس از نظام های خویشاوندی و تهیه ی غذا.

• فرضیه ی اصلی ساختارگرایی این است که هرگونه کنش اجتماعی نوعی زبان می سازد
تا بدان جا که شامل نظام های نشانه ای به همراه قواعد و دستور زبان درونی خود است.

• بنابراین، کنش های فردی منفرد را نه در نسبت با خودشان بلکه در نسبت با زمینه ی
روابط اجتماعی می فهمیم که معنای خود را از آن کسب می کنند.

کارکرد نمادین

لوی- استروس در پژوهش دوران ساز خود به نام « ساختارهای ابتدایی خویشاوندی »
The Elementary Structures of Kinship
نظام های ازدواج و خویشاوندیِ جوامع به اصطلاح « بدوی » را تحلیل کرد.

• او مسلم فرض کرد که آنچه فرد در روابط ازدواج در این جوامع می یابد چیزی نیست جز ساختار زیربنایی خود جامعه؛
به عبارت دیگر، ساختار ابتدایی که تمام روابط اجتماعی بعد از آن سرچشمه می گیرند.

• نکته ی حائز اهمیت در پژوهش لوی-استروس دقت آن نیست،
چرا که مفهوم ساختارهای ابتدایی او به شدت زیر سؤال رفته و رد شده است، بلکه ماهیت خود این پژوهش است.

• لوی-استروس استدلال می کند که آنچه در این فرایند اهمیت دارد مبادله ی آدم های واقعی – زن ها- نیست،
بلکه شیوه ی تبدیل زن ها به نشانه ها و عملکردشان در چارچوب نظام تبادل نمادین Symbolic Communication است.

• مبادله ی زن ها مانند زبان عمل می کند – نظامی صوری با قوانین و مقررات خاص خود
که تخطی از آن ممکن نیست ولی در عین حال کاربران فردی نظام نسبت به آن ناآگاه می مانند.

• به عبارت دیگر، ساختار ناخودآگاهی در کار است که موقعیت های اجتماعی مردم را تعیین
و روابطشان را تنظیم می کند بدون این که از آن باخبر باشند.

• لاکان دو درس مهم از لوی – استروس فرا گرفت:

۱- ساختاری ابتدایی وجود دارد – یک ساختار « ناخودآگاه » منفرد
که از قرار معلوم در پس تمام خویشاوندی ها و روابط اجتماعی دیگر قرار دارد.

۲- آنچه در نظام های خویشاوندی رخ می دهد داد و ستد افراد واقعی
در قالب ازدواج نیست بلکه فرایند تبادل نمادین است.

• بنابراین، لاکان از انسان شناسی ساختاری لوی- استروس این ایده را بر می گیرد که
مشخصه ی جهان بشری کارکرد نمادین است-
کارکردی که در همه ی جنبه های زندگی ما دخالت می کند.

• علاوه بر این، لوی-استروس در درآمدی که بر کتاب مارسل موسِ ( ۱۸۷۲ -۱۹۵۰ ) انسان شناس نوشت
که « آنچه ناخودآگاه خوانده می شود صرفاً فضایی تهی است که در آن کارکرد نمادین، خودمختاری کسب می کند »،

o یعنی فضایی که در آن « نمادها از آن چیزی که نمادِ آن هستند واقعی ترند ».

• لاکان در دهه ی پنجاه قصد داشت که روانکاوی را به عنوان نوعی علم از نو پایه گذاری کند
و برای این کار ابتدا باید موضوع پژوهش آن، ناخودآگاه، را تعریف می کرد و معلوم می داشت
که چگونه می توان دست به کار مطالعه ی آن شد.
o او با استفاده از بینش لوی – استروس درباره ی خودمختاری کارکرد نمادین،
گامی اساسی در تلاش برای پایه گذاری روانکاوی فرویدی بر مبنایی که به لحاظ فلسفی و عملی استوارتر باشد برداشت.
اما لاکان برای تکمیل این حرکت نیاز به تغییر مسیر نظری دیگری داشت-
تغییر مسیری از میان زبان شناسی.

سوسور ( ۱۸۵۷-۱۹۱۳ ) و نشانه ی زبان شناختی

• [ تأثیر ] دوره ی زبان شناسی عمومیِ فردینان دو سوسور را همسنگ
• « انقلابی کوپرنیکی » در علوم انسانی و اجتماعی توصیف کرده اند،
به این معنا که « به جای این که گفتار بشر فرعِ بر فهم او از واقعیت تلقی شود،
فهم بشر از واقعیت است که بر کاربرد اجتماعی نشانه های گفتاری استوار است ».

• مطالعه ی زبان پیش از سوسور در درجه ی اول عبارت از لغت شناسی تاریخی و ریشه شناسی بود،
یعنی ردگیری تاریخ و مشتقات واژه ها.
زبان شناسی بنا به سنت، زبان را متشکل از واحدها یا واژه های جدا و گسسته ای می دانست
که هر یک « معنا »ی خاص خود را دارد که به آن الصاق شده است.

• سوسور استدلال می کند که اگر قرار است زبان شناسی را یک علم بدانیم،
این علم نباید بر اصول تاریخی یا آنچه رویکرد در زمانی [ یا تاریخی ] اصطلاح شده است استوار باشد.
روش علمی اقتضا می کند که فرد در ابتدا موضوع پژوهش را مشخص کند.
در چارچوب تعابیر زبان شناسی زبان شناس باید زبان را نه از جنبه ی تاریخی
بلکه از جنبه ی همزمانی به عنوان نظامی که در هر لحظه ی زمانی مفروض کامل است بنگرد.

• در این نظام، همه ی عناصر و قواعد، حداقل در مقام نظر، همزمان در دسترس کاربر زبان قرار دارد.
o هنگامی که زبان را به کار می بریم، این کار را در زمینه ای از واژگان، نحو، گرامر، و قراردادها انجام می دهیم.

o وقتی که سخن می گوییم یا چیزی می نویسیم از هیچ کدام از اجزای مذکور آگاه نیستیم اما آن ها حضور دارند؛
آن ها تعیین می کنند که چه می توانیم و چه نمی توانیم بگوییم.
اگر از این قواعد تخطی کنیم، سخنمان بی معنی می شود.

• سوسور سه جنبه از زبان را تمیز داد:

o خود زبان به عنوان یک پدیده ی بشری عام ارتباطی.
o زبان به عنوان زبانی خاص یا نظام زبانی ( برای مثال، زبان انگلیسی ).
o سخن یا بیان به عنوان زبان در مقام کاربرد، کنش های گفتاری خاص یا گفته ها.

• کار سوسور متمرکز بر مقوله ی دوم است،
یعنی زبان به عنوان نوعی نظام و نحوه ای که این نظام معنا را خلق می کند.

o آنچه در این جا و به ویژه در خصوص لاکان اهمیت دارد این است که
سوژه ی سخنگو خود از وجود نظام بی خبر است.

o دستاورد بدیع سوسور در پژوهش زبان، مفهوم پردازی زبان به صورت نوعی نظام کامل بود-
نظامی که آنچه را افراد می توانند بگویند تعیین می کند، در حالی که افراد نسبت به آن ناآگاهند.

• از نظر سوسور، زبان فهرستی از الفاظ نیست که با مجموعه ای از چیزها، یا پدیده ها، در جهان مطابقت کند.
در عوض، زبان نظامی از نشانه هاست.
نظریه ی « مطابقتِ » زبان، زبان را نظامی از نشانه ها می داند که مستقیماً به ابژه ها در جهان ارجاع می دهد.
می توانیم این موضوع را از طریق رابطه ی میان یک واژه- مفهوم یا ایده ی آن-
و چیزی که به آن ارجاع می دهد، مرجع، نشان دهیم:

• اما سوسور استدلال می کند که واژه ها را نمی توان با پدیده های خاصی در جهان مادی متناظر دانست،
چرا که این کار مبتنی است بر این فرض که رابطه ی طبیعی و یکپارچه ای میان واژه ها و آنچه واژه ها بازنمایی می کنند وجود دارد.
به گفته ی او، اگر واژه ی « صندلی » یا « درخت » را به زبان بیاوریم،
بی درنگ تصورات درخت ها یا صندلی ها را در ذهن مجسم می کنیم،
اما این تصاویر در واقع به هیچ درخت یا صندلی خاصی در جهان مادی اشاره ندارند.
در عوض، ما همه در حال فکر کردن درباره ی درخت ها یا صندلی های مختلف هستیم.
آنچه واژه ی « درخت » به آن ارجاع می دهد، یک « چیز » – درختی واقعی – نیست
بلکه مفهومی از یک درخت است.
o بنابراین، باید اصطلاح « مرجع » را در پرانتز قرار دهیم و این اندیشه را کنار بگذاریم که
زبان به پدیده های حقیقی در جهان واقعی اشاره می کند.

• واژه هرگز به مرجعی خاص ارجاع نمی دهد،
بلکه فقط به مفهومی ارجاع می دهد و موضوع در خورِ زبان شناسی –
نشانه ی زبان شناختی – متشکل از واژه و مفهوم آن است.

• نشانه ی زبان شناختی سوسور شامل دو جزء است:
o الگوی صوتی یا واژه ی مکتوب، که دال خوانده می شود،
o و مفهوم، که مدلول نامیده می شود.

• رابطه ی میان دال و مدلول دلبخواهی است و با قراردادهای اجتماعی تعیین می شود.
اما اگر زبان به ابژه های Objects جهان مربوط نیست، پس چگونه معنی دار می شود؟
o از نظر سوسور، معنا نه در نشانه های خاص بلکه در ارتباط میان نشانه ها در نظام زبانی مستقر است.
زبان نظامی افتراقی خلق می کند که بر اساس آن هر نشانه ی مفروضی معنای خود را
به موجب تفاوتش با دیگر نشانه ها کسب می کند.

o هنگامی که سخن می گوییم، واژه های خاصی را بر می گزینیم و واژه های دیگر را حذف می کنیم.
o برای مثال، ممکن است به جای « اریکه » یا « مبل » بگوییم « صندلی ».
هر کدام از این واژه ها مبین تکه ای از اثاثیه است که می توانم روی آن بنشینم،
اما معانی هر یک متفاوت است.

o این رکن گزینش، محور جانشینی paradigmatic زبان نام دارد.
اما نمی توانم هر واژه ای را که بخواهم انتخاب کنیم و به کار بریم.
باید آن ها را به طریقی که از نظر نحوی درست باشد ترکیب کنیم تا معنادار باشند،
و این رکن، محور همنشینی syntagmatic نام دارد.

200 Paradigms and Syntagms
o معنای هر واژه، هر نشانه، به واژگان قبل و بعد از آن در جمله نیز بستگی دارد.
برای مثال به جمله ی زیر توجه کنید:
ما فردا تهران را ترک خواهیم کرد.
هر واژه در این جمله معنای خود را از یک طرف از تفاوتش با دیگر واژگانی که می توانیم
در زمینه ی مشابهی به کار ببریم و از طرف دیگر از طریق جایگاهش در کل ساختار جمله کسب می کند.
o بنابراین، به جای « ما » می توان « من »، « شما » یا « او »
و به جای « فردا » « امروز » را قرار داد.
جمله به رغم این جایگزینی ها هنوز معنا دارد، اما معنای آن کاملاً متفاوت است.
o این جایگزین ها از موقعیت بی واسطه ی کاربرد زبان غایبند
اما به عنوان پس زمینه ای حضور دارند که در آن واژه های خاص را درک می کنیم.

o نکته ی دوم این که معنای هر جمله در ترکیب خاصی از واژه ها سرچشمه دارد،
نه در اجزای منفرد در حالت جداگانه.
بنابراین، اگر جمله را از نو بچینیم، هنوز هم می توانیم واژه های منفرد را بفهمیم،
اما جمله دیگر معنی نخواهد داشت:
تهران ترک خواهیم فردا ما.

o این کارکردِ نحو و دستور زبان یا محور همنشینی است.
زبان با ترکیب این دو کارکرد کار می کند؛ معنای آنچه فرد می گوید نه فقط به واژه های مورد استفاده
و واژه های حذف شده بلکه به جایگاه آن ها در کل ساختار بستگی دارد.

o زبان به صورت شبکه ی پیچیده ای از نشانه ها وجود دارد.
یک نشانه ی مفروض نه تنها به موجب ارزش یا معنایی ذاتی، بلکه از طریق جایگاه نسبی اش
در چارچوب نظام کلی دلالت و تفاوتش با دیگر نشانه ها در آن نظام تعریف می شود.
نشانه ما را به ابژه ی خاصی در جهان مادی ارجاع نمی دهد،
بلکه به نشانه ی دیگری و آن نیز با هم به نشانه ای دیگر ارجاع می دهد،
و این زنجیره به همین ترتیب ادامه می یابد.

• یک مثال مناسب، کاربرد فرهنگ لغات است.
اگر بخواهیم معنای یک واژه را پیدا کنیم، چه می کنیم؟
در فرهنگ لغات به دنبال آن می گردیم.
اما فرهنگ لغات تنها چکیده ای از نشانه هاست؛
بنابراین، معنای یک نشانه ی خاص صرفاً یک نشانه ی دیگر است؛
و اگر قرار باشد به دنبال معنای نشانه ی دوم بگردیم،
به نشانه ی دیگری خواهیم رسید،
و این روند به همین ترتیب ادامه خواهد داشت.
این فرایند هرگز به مرجعی واقعی در جهان ختم نخواهد شد،
بلکه به فرایند بی پایان « دلالت » منجر می شود.

• از نظریه ی زبان سوسور سه درس اساسی می آموزیم:

o زبان مقدم بر آگاهی است؛
ما به عنوان سوژه های سخنگو درون زبان متولد می شویم.

o زبان واقعیت را بازتاب نمی دهد،
بلکه تجربیات فرد درون محدودیت های نظام زبانی مفروض را تولید می کند
و آن نظام زبانی تا حدی ماهیت تجربه ی فرد را رقم می زند.

o زبان نظامی مطلق و ثابت نیست که جایگاه معنایی یگانه باشد
بلکه مجموعه ای از روابط افتراقی است.

• مفهوم سوسوری زبان به عنوان نظامی کامل، مدلی برای مفهوم ساختار لوی-استروس
و آن نیز مدلی برای نظام نمادین لاکان فراهم کرد.
o اما تفاوت مهمی میان لاکان و سوسور وجود دارد.
o از نظر سوسور، دو نیمه ی نشانه به طور جدایی ناپذیری در پیوند با یکدیگرند-
مانند دو روی برگه ی کاغذ –
و نمی توان آن ها را از هم تفکیک کرد.
لاکان با استفاده از تأمل لوی – استروس درباره ی خودمختاری کارکرد نمادین،
دقیقاً همین تقسیم ناپذیری نشانه را زیر سؤال برد.

اولویت دال

• لاکان ماهیت دلبخواهی نشانه ی زبانی را پذیرفت
اما دو فرضیه ی بنیادی زبان شناسی سوسوری را زیر سؤال برد:
o تقسیم ناپذیری نشانه
o اولویت مدلول نسبت به دال.

• او در مثالی مشهور از مقاله ی « میانجی گری حرف در ناخودآگاه، یا خرد از زمان فروید »
مثال معمول سوسوری، تصویر یک درخت، را کنار می گذارد و به جای آن مثال دیگری مطرح می کند.
و سپس به نقل این داستان می پردازد:

o قطاری در ایستگاه توقف می کند.
o پسر و دختری کوچک، برادر و خواهر، در کوپه ی قطار روبروی هم کنار پنجره نشسته اند
o از آن جا منظره ی ساختمان ها در امتداد سکوی ایستگاه در همان حال که قطار توقف می کند دیده می شود.
o برادر می گوید: « نگاه کن، ما روبروی توالت خانم ها هستیم! »؛
o خواهر در جواب می گوید: « احمق! مگر نمی بینی که روبروی توالت آقایان هستیم. »

200 doors

• بنا بر استدلال لاکان، مثال مزبور نشان می دهد که دال چگونه وارد مدلول می شود.
درها مشابهند، پس چیزی که سبب تمایز آن ها می شود هیچ نیست مگر دال بالای درها.
بنابراین آنچه لاکان پیشنهاد می کند وارونه کردن اولویتی است که سوسور در رابطه ی
دال / مدلول ارزانی می کند. صورت بندی مجدد لاکان اکنون چنین است:

200

• به نزد لاکان، دال پررنگ بر مدلول اولویت دارد
و « خط تقسیم » میان دو جزء، نه نماد تقسیم ناپذیری نشانه، بلکه نماد انقسام بنیادی آن است.
خط تقسیم به عنوان مانعی در برابر معنا عمل می کند.
آنچه دال به آن ارجاع می دهد مدلول نیست،
چرا که همواره مانعی میان آن ها وجود دارد،
بلکه یک دال دیگر است.

o به طور خلاصه، دال ما را به دال دیگری ارجاع می دهد و آن نیز به دال دیگری،
و این زنجیره ی بی پایان دلالت به همین ترتیب ادامه می یابد.

o برای مثال، اگر بکوشیم معنای یک واژه یا مفهوم خاص را تعریف کنیم،
تنها از طریق واژه های دیگر قادر به این کار هستیم؛
ما در فرایند مداوم تولید نشانه ها گرفتار می شویم.
بنابراین، نمایش طرح مانند نظام زبانی ای را که در بالا مطرح شد می توان به این صورت بازنویسی کرد:

201

• دلالت همواره نوعی فرایند است – نوعی زنجیره.
o هیچ کدام از اجزای آن در واقع « متشکل از » معنا یا مدلول نیست،
بلکه هر دالی بر معنایی « اصرار می ورزد »،
چرا که به سوی دال بعدی پیش می تازد.
معنا ثابت نیست، یا، به تعبیر لاکان، « لغزش بی پایان مدلول زیر دال » وجود دارد.

o اما لاکان نمی گوید که مطلقاً هیچ معنای « ثابتی » وجود ندارد.
o نقاطی که او « نقاط دوخت » یا Caption می نامد وجود دارند که لغزش پایان ناپذیر مدلول در زیر دال در آن ها متوقف می شود
و دسترسی به لحظات گذرای دلالتی پایدار را امکان پذیر می کنند.

o نقاط دوخت Caption به معنای تحت اللفظی، دکمه های روکش کاناپه ها و تشک ها هستند
و برای نگه داشتن توپی در جای خود به کار می روند.
o تحلیل « علمی » سوسور از زبان، در مقابل تحلیل تاریخی، مدلی برای مطالعه ی
« گفتار درمانی » فروید در اختیار لاکان قرار داد.
o سوسور نشان داد که درون ما « ساختاری » وجود دارد که بر آنچه می گوییم حاکم است؛
o از نظر لاکان آن ساختار ناخودآگاه است.
o زبان ناخودآگاه را ایجاد می کند و قواعد زبان بر ناخودآگاه حاکم است.
o رومن یاکوبسون سازو کار دقیق این فرایند را تشریح کرده است.

200 Caption

رومن یاکوبسون ( ۱۸۹۶-۱۹۸۲ )

• رومن یاکوبسن Roman Jakobson زبان‌شناس روسی و نظریه‌پرداز ادبی literary theorist بود.
• او یکی از بنیان‌گذاران مکتب زبان‌شناسی پراگ به شمار می‌رود.

• یاکوبسون تمایز سوسوری میان دو محور زبان – جانشینی و همنشینی paradigmatic and syntagmatic را پذیرفت
o نوعی مطابقت میان این محورها و استعاره، یا دگرنامی و بخش‌گویی را مطرح کرد.
o استعاره یا دگرنامی metonymy کاربرد یک واژه یا عبارت برای توصیف چیزی دیگر است
بدون آن که قیاسی مستقیم در میان باشد.
o در مقابل، بخش‌گویی یا مجاز مرسل Synecdoche کاربرد لفظی مربوط به یک چیز در مورد چیزی دیگر است
که اولی معمولاً با آن مرتبط است، مثل وقتی که در اشاره به پادشاهی می گوییم « تاج »
یا در اشاره به قایق می گوییم « بادبان ».

• یاکوبسون توضیح می دهد که:
o استعاره یا دگرنامی عمل جانشینی یک لفظ به جای لفظ دیگر است
و بنابراین، با محور جانشینی یا محور گزینش مطابقت دارد.
o بخش‌گویی یا مجاز مرسل نوعی رابطه ی مجاورت است،
که در آن یک لفظ به لفظ دیگر ارجاع می دهد،
چرا که به‌ آن مربوط یا با آن مجاور است
و بنابراین، مجاز مرسل با محور همنشینی یا محور ترکیب مطابقت دارد.

• لاکان مطابقت مستقیمی میان مدل ساختاری استعاره و مجاز مرسل یاکوبسون
و فرایندهای فرویدی کارِ رؤیا می دید:

• ادغام و جابجایی.

o ادغام فرایندی است که در آن دو یا چند نشانه یا تصویر در رؤیا با هم ترکیب می شوند
و یک تصویر مرکب می سازند که سپس با معنای هر دو جزء سازنده اش نیروگذاری [ یا بارگذاری ] می شود.
برای مثال، رؤیابین در رؤیاهای آزاربینی می بیند که شخص مقتدر ناشناسی مجازاتش می کند
و او می کوشد تا آن فرد را با شخصی در زندگی واقعی اش همانند کند.
اما امکان دارد که این شخص یک نفر نباشد، بلکه ترکیب یا ادغامی از تعدادی افراد مختلف باشد-
والدین، کارفرما یا شریک، تمام حس های دووجهی رؤیابین نسبت به این اشخاص،
در رؤیا در قالب یک فرد آزاررسان ترکیب می شوند.
o جابجایی فرایندی را توصیف می کند که به موجب آن معنا از یک نشانه به نشانه ی دیگر منتقل می شود.
اجازه دهید مثالی از رؤیاهای اضطراب بیاوریم.
امکان دارد که رؤیابین در رؤیاهای اضطراب از یک رویداد بسیار جزئی در زندگی اش دچار اضطراب شود،
اما این صرفاً راهی برای احتراز از مسئله ای بسیار مهم تر و جدی تر یا « جابجا کردن »
آن است که رؤیابین با آن مواجه است.

• این دو فرایند را فروید فرایندهای اولیه نامیده است که در مقابل فرایندهای ثانویه ی تفکر آگاهانه قرار دارند.
o لاکان با منطبق کردن تمایز مورد نظر یاکوبسون میان استعاره و مجاز مرسل
با فرایندهای اولیه ی فروید سرانجام قادر به تبیین این موضوع بود
که ناخودآگاه ساختاری مشابه زبان دارد.
او استدلال کرد که ناخودآگاه مطابق قواعد استعاره و مجاز مرسل عمل می کند.

نظام نمادین

• لاکان در سرتاسر دهه ی پنجاه دلمشغول شرح نظامی بود که بر اساس آن همه چیز در
جهان بشری « در مطابقت با نمادهایی که پدیدار شده اند » ساخته شده است.

o او نمی گوید که همه چیز به امر نمادین فروکاستنی است،
بلکه معتقد است که با پدیدار شدن نمادها، همه چیز از جمله ناخودآگاه و سوبژکتیویته ی
بشری مطابق با آن ها و قوانین امر نمادین تنظیم و ساخته می شوند.

o به نزد فروید، ناخودآگاه بخشی از وجود ماست که از ما می گریزد و تسلطی بر آن نداریم
اما در عین حال بر افکار و آرزوهای ما حکم می راند.

o از سوی دیگر، از نظر لاکان، ناخودآگاه، متشکل از محتویات دلالت گر است.
ناخودآگاه فرایندی از دلالت است که فراسوی تسلط ماست؛
زبان است که از طریق ما سخن می گوید،
نه این که ما با زبان سخن بگوییم.

o به این معنا، لاکان ناخودآگاه را به عنوان کلام «دیگری بزرگ» the big Other تعریف می کند.
o «دیگری بزرگ» زبان است، نظام نمادین است؛
o این دیگری بزرگ هرگز با سوژه به طور کامل همانند نمی شود؛
o با این حال، دیگری بزرگ دیگر بودگی بنیادینی است که هسته ی ناخودآگاه ما را شکل می دهد.

200 the Other

• لاکان نظام نمادین را مفهومی تمامیت بخش تلقی می کرد
به این معنا که حد و مرز جهان بشری را مشخص می کند.
ما در زبان به دنیا می آییم- زبانی که امیال دیگران از طریق آن به روشنی بیان می شود
و تنها از طریق آن می توانیم امیال خودمان را به روشنی بیان کنیم.

• ما درون آن چیزی که لاکان «مدار کلام» circuit of discourse می نامد گرفتار شده ایم:
o در مدار کلام است که من ادغام می شوم.
o من یکی از حلقه های آن هستم.
o این مدار، برای مثال، کلام پدری است تا جایی که پدرم اشتباهاتی را مرتکب شد که من محکوم به تکرار آن ها هستم … .
من محکوم به تکرارشان هستم زیرا ملزم به فراگرفتن کلامی هستم که پدرم برایم به ارث گذاشته است،
نه صرفاً از آن جا که من پسرش هستم، بلکه به این سبب که فرد نمی تواند زنجیره ی کلام را متوقف کند،
و وظیفه ی من دقیقاً این است که آن را در شکل منحرفش به دیگری منتقل کنم.

• ما در این مدار کلام به دنیا می آییم؛
این مدار ما را پیش از تولد مشخص می کند و پس از مرگمان نیز چنین می کند.
ما برای این که کاملاً انسان باشیم مطیع این نظام نمادین می شویم- نظام زبان، نظام کلام؛
نمی توانیم از آن بگریزیم، گرچه این مدار در مقام نوعی ساختار از ما می گریزد.

o ما در مقام سوژه های منفرد هرگز نمی توانیم به طور کامل،
تمامیت اجتماعی یا نمادین را درک کنیم که مجموع جهانمان را می سازد،
اما آن تمامیت بر ما سوژه ها نیرویی ساختار دهنده اعمال می کند.

• لاکان بین اگو و سوژه فرق قائل می شود.
o اگو « کارکردی خیالی » است که در وهله ی اول از طریق رابطه ی سوژه با بدنش ساخته می شود.
در مقابل، سوژه در نظام نمادین ساخته می شود و زبان آن را تعیین می کند.

o از نظر لاکان، همواره تمایزی میان سوژه ی بیان subject of enunciation و
سوژه ی گفته subject of utterance وجود دارد؛

به عبارت دیگر، میان سوژه ای که سخن را گفته است.
( سوژه ی بیان کسی است که سخن می گوید اما سوژه ی گفته در آن چیزی است که گفته شده است).

• لاکان به پیروی از امیل بنوِنیستِ زبان شناس ( ۱۹۰۲-۱۹۷۶ ) و با استفاده از ایده ی او،
مفهوم « من » به عنوان جابجا شونده – یعنی به عنوان چیزی که مرجع مشخصی ندارد
اما در عمل سخن گفتن، کسی را که می گوید « من » مشخص می کند – استدلال می کند
که « من » در گفتار به هیچ وجه به چیز پایداری در زبان اشاره نمی کند.

o تعداد زیادی از پدیده های مختلف می توانند جای « من » را بگیرند:
سوژه، اگو یا ناخودآگاه.
برای مثال، در آنچه لاکان « گفتار تهی » می نامد، « من » می تواند به اگو مربوط باشد؛
در « گفتار کامل » به سوژه مربوط است؛
در حالی که در مواقع دیگر نه ربطی به سوژه دارد نه ربطی به اگو.

o منظور لاکان وقتی می گوید که من دیگری است همین است،
یعنی « من » I ، « من » me نیست؛
این دو اصطلاح به یک چیز یکسان ارجاع نمی دهند؛
سوژه، معادل یک شخص معین نیست –
سوژه در نسبت با فرد معین مرکززدایی می شود.

o به طور خلاصه، لاکان از « من » (« I » ) ماهیت زدایی می کند و امر نمادین- دال- را بر سوژه اولویت می دهد.
ساختار زبان است که از طریق سوژه سخن می گوید، نه برعکس.

o لاکان این قضیه را در جمله ی مشهورش خلاصه می کند:

سوژه آن چیزی است که از طریق یک دال به دال دیگر بازنموده می شود.
سمینار نامه ی ربوده شده چیزی نیست جز تفسیر همین موضوع،
که به موجب آن سوژه در زنجیره ی دلالت گرفتار می شود
و دال است که سوژه را مشخص و جایگاه او را در نظام نمادین تعیین می کند.

نامه ی ربوده شده

• لاکان سمینار نامه ی ربوده شده را اول بار در سال ۱۹۵۴ ایراد کرد.
مقاله ی آن سال بعد نوشته و در مقدمه ی متن فرانسوی مکتوبات درج شد، گرچه از ویرایش های بعدی حذف گردید.
بِنوِنوتو و کندی اشاره می کنند که قرار دادن سمینار پو در ابتدای مکتوبات کارکردی دو سویه داشت:
مقاله ی مذکور هم معرفی آن چیزی بود که از پی می آمد و هم، مهم تر از آن، شیوه ی خوانش ویژه ای را پایه گذاری کرد.

« ظاهراً داستان می گوید که فرد برای خواندن لاکان باید مسیر دال را دنبال کند
و باقی مکتوبات اساساً به قوانین دال می پردازد ».

عنوان کلی مجموعه سمینار های ۱۹۵۴-۱۹۵۵ اگو در نظریه ی فروید و در روش روانکاوی بود
و به اثر فراروان شناسانه ی متأخر فروید فراسوی اصل لذت مربوط می شد.
لاکان در وهله ی اول دلمشغول ایده ی فروید درباره ی وسواس تکرار بود،
یعنی میل شدید وسواسی به تکرار تجربه های ناخوشایند با بی اعتنایی آشکار نسبت به اصل لذت.
لاکان این فرایند را « خودکاری تکرار » نامید و آن را به ایده اش درباره ی پافشاری زنجیره ی دلالت ربط داد.
سمینار لاکان درباره ی نامه ی ربوده شده مثالی در تأیید این فرضیه است،
پافشاری زنجیره ی دلالت و تعیین سوژه به دست دال.

• داستان کوتاه نامه ی ربوده شده اثر ادگار آلن پو ( ۱۸۰۹-۱۸۴۹ ) داستان پایانی سه گانه ی کارآگاه دوپن است.
داستان درباره سرقت نامه ی ملکه به دست یکی از وزرای شاه و جستجوی آن،
در ابتدا با تلاش ناموفق پلیس و سپس با تلاش موفقیت آمیز دوپن است.
پیچش داستان پو این است که نامه هیچ گاه پنهان نبوده بلکه همواره در معرض دید بوده است.
از نظر لاکان، این داستان را می توان به دو صحنه تقسیم کرد:
در صحنه ی اول نامه در حضور شاه و وزیر به ملکه تسلیم می شود
و ملکه نامه ی باز نشده را در معرض دید همگان روی میز می گذارد.
وزیر بی درنگ به ماهیت اتهام آمیز نامه پی می برد و آن را از روی میز بر می دارد،
در حالی که ملکه قادر نیست بدون این که پادشاه را متوجه اهمیت نامه کند خواهان بازگرداندن آن شود.
پلیس مخفیانه به دنبال نامه می گردد اما قادر به یافتن آن نیست،
چرا که به گمان پلیس وزیر نامه را پنهان کرده است،
در حالی که وزیر نیز آن را در معرض دید درون جانامه ی آویزان از پیش بخاری قرار داده است.

206

در صحنه ی دوم تکرار صحنه ی اول را می بینیم اما اکنون وزیر است که نامه را در اختیار دارد؛
پلیس در وضعیتی است که آن چیزی را که درست در مقابل دیدگانش قرار دارد نمی بیند،
اما دوپن متوجه اهمیت نامه ی اکنون مبدل که در معرض دید از پیش بخاری آویزان است می شود.

• تفسیر لاکان از داستان پو بر دو درونمایه ی مهم تمرکز می کند:
o اول، ماهیت نامشخص نامه که از نظر لاکان « سوژه ی حقیقی » داستان است
o دوم، الگوی روابط میان سوژه ها که در تمام داستان تکرار می شود.

خواننده از محتوای نامه چیزی نمی داند جز این که دستخط نامه مردانه است
و اگر شاه از محتوای آن باخبر شود موقعیت ملکه به خطر می افتد.
نامه با دست به دست شدن – از ملکه به وزیر، از وزیر به دوپن، از دوپن به رئیس پلیس
و از رئیس پلیس مجدداً به ملکه- « پیمانی نمادین » را شکل می دهد
که موقعیت هر کدام از دارندگان نامه را در زنجیره ی روابط نمادین مشخص می کند.

از این گذشته، داستان، روابط میان ملکه، شاه و وزیر در نیمه ی اول داستان را با روابط میان وزیر،
رئیس پلیس و دوپن در نیمه ی دوم تکرار می کند.

این موقعیت های چرخشی، یا روابطِ میان سوژه ها، بر موقعیت جابجا شونده ی خود نامه استوار است.
از آن جا که محتوای نامه در سرتاسر این فرایند تبادل نمادین آشکار نمی شود،
می توانیم بگوییم که نامه دالی بدون مدلول است.

207

• از نظر لاکان، مواضع سوبژکتیو متعدد داستان را می توان با استفاده از
سه شکل متفاوت « نگاه گذرا » یا « نگاه خیره » تعریف کرد.

o نگاه اول نگاهی است که چیزی نمی بیند،
یعنی موقعیت شاه در صحنه ی اول و پلیس در صحنه ی دوم.
می توان گفت که موقعیت قانون نیز چنین است- قانون کور.

o نگاه دوم نگاهی است که « می بیند که اولی چیزی نمی بیند و خود را درباره ی مرموز
و مخفی بودن آن چیزی که پنهان می کند می فریبد ».
موقعیت ملکه در صحنه ی اول و وزیر در صحنه ی دوم چنین است.

o نگاه سوم نگاهی است که « می بیند دو نگاه اول چیزی را که باید پنهان باشد
در معرض دید کسی قرار می دهند که آن را تصاحب می کند ».
این موقعیتی است که ابتدا وزیر و سپس دوپن اشغال کردند.

• پس ما دو ساختار سه جانبه ی مشابه داریم:

o از نظر لاکان، نامه ی ربوده شده مثال دقیقی از ایده ی اوست مبنی
بر این که دال ( نامه ) است که سوژه را تعیین می کند.
o در واقع، آنچه او مطرح می کند همبستگی میان سه موقعیت سوبژکتیوی
که در داستان شناسایی می کند و سه نظام یا ساحت مورد نظرش،
امر خیالی، امر نمادین و امر واقع، است

• لاکان اظهار می کند که پادشاه و « کارآگاهان هیچ تصوری از امر واقع ندارند »
و نمی توانند آنچه را در مقابل دیدگانشان است ببینند.

o این حالت را لاکان « بلاهت واقع گرا » یا تجربه گرایی خام می نامد.
مبنی بر این که جهان، معین است و ما رابطه ای مستقیم و بی واسطه با آن داریم.

o موقعیت دوم موقعیت بیننده است. در این موقعیت سوژه هم می بیند که موقعیت اول نسبت
به آنچه رخ می دهد کور و ناآگاه است و هم می بیند که موقعیت سوم به آنچه آشکار می شود
کاملاً آگاه است و، بنابراین، قدرت را در دست دارد.

اما در این موقعیت، سوژه باور دارد که آنچه پنهان است ( اسرارنامه ) می تواند مخفی باقی بماند و، بنابراین،
خود را با این گمان « می فریبد » که اوست که دال ( نامه ) را در اختیار دارد.

پس، در موقعیت دوم سوژه اساساً رابطه ای خودشیفته وار با نامه دارد، و این به مرحله ی خیال مربوط است.

o موقعیت سوم، امر نمادین است و سوژه در این موقعیت
نقش ساختار در موقعیت را تمیز می دهد و مطابق آن عمل می کند
موقعیت مذکور موقعیت وزیر در صحنه ی اول و دوپن در صحنه ی دوم است.
هر دو می بینند که چه چیزی در برابرشان رخ می دهد، معانی ضمنی نامه را درک می کنند،
و علاوه بر این می دانند که چگونه اقدام کنند.
این موقعیتِ سوژه در نظام نمادین است، سوژه ای که موقعیت خود را درون ساختاری بزرگ تر
و نیز کارکرد آن ساختار را در تعیین کردن کنش هایش درک می کند.

• ابتدا ملکه و سپس وزیر می اندیشند که می توانند نامه را تصاحب و پنهان کنند،
اما لاکان استدلال می کند که نامه ( دال ) است که سوژه را در تصرف دارد؛
دال است که سوژه را در نظام نمادین نقش می کند.
هنگامی که وزیر نامه را می دزدد و پنهان می کند،
نشانی خود را روی آن می نویسد،
اما در این کار دستخط مردانه ی اصل نامه را به دستخط زنانه تغییر می دهد.
بنابراین، از نظر لاکان، وزیر در « پویایی تکرار که او را به سمت موقعیت دوم می کشاند » گرفتار شده است

o به همین شکل دوپن نیز نمی تواند در برابر وسوسه ی امضا کردن نامه ی جعلی خودش مقاومت کند
و با انجام دادن این کار بی درنگ به سمت موقعیت خودشیفته وار دوم کشیده می شود.

o لاکان توضیح می دهد که « دوپن، در موقعیت جدیدش، قادر نیست جلوی احساس خشمش را که آشکارا ماهیتی زنانه دارد بگیرد ».
o دوپن با به جا گذاشتن پیغامی مرموز بر نامه اش، دارد از وزیر به جهت تحقیری در گذشته انتقام می گیرد،
o اما در عین حال موقعیت خود را در مقام تحلیلگر یا ناظری بی طرف از دست می دهد.

o دال، سوژه را گرفتار کرده و در زنجیره ی دلالت از طریق فرایند مداوم تکرار قرار داده است.

o لاکان می نویسد:

این دقیقاً همان اثر ناخودآگاه به معنای دقیقی که آموزش می دهیم است:
ناخودآگاه یعنی این که دال در بطن انسان جای گرفته است.

سوژه در خارج از زنجیره ی دلالت وجود ندارد [ یا « برون نمی ایستد » ]
( exist ) بلکه در درون آن پافشاری می کند [ یا « درون می ایستد » ] ( insist ).

نامه، دال شناوری است که در امتداد زنجیره ی دلالت می گذرد
و هر شخصی نسبت به معنای کامل آنچه دارد رخ می دهد ناآگاه است.

بازگشت.