چرا ژاک لکان؟

خلاصه كتاب «ژاك لاكان» نوشته‌ِ شون هومر.

چرا ژاک لکان؟

ژاک لاکان (۱۹۰۱-۱۹۸۱) بی تردید مهم ترین روانکاو پس از زیگموند فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۹)، بنیانگذار و پدر روانکاوی است.
o کار لاکان به طرزی عمیقاً بحث انگیز روانکاوی را هم در مقام نظریه ی ذهن ناخودآگاه و هم در مقام فعالیتی بالینی دگرگون کرده است.
o اکنون بیش از پنجاه درصد روانکاوان دنیا از روش های لاکانی استفاده می کنند.
o در عین حال تأثیر لاکان در فراسوی دیوارهای اتاق معاینه بین اندیشمندان روانکاوی مدرن بی نظیر است.
o تفکر لاکانی امروزه در رشته های مطالعات ادبی و سینمایی، مطالعات زنان و نظریه ی اجتماعی نفوذ کرده است
o در حوزه های گوناگونی مانند آموزش و پرورش، مطالعات حقوقی و روابط بین الملل به کار می رود.

• از چشم انداز مطالعات ادبی، منتقدان ادبی فمینیست و مارکسیست با کشف لاکان در اواسط دهه ی هفتاد
میلادی جان تازه ای در تجربه ی نقد روانکاوانه ی کمابیش در حال احتضار دمیدند
و روانکاوی را به جبهه ی مقدم نظریه ی انتقادی برگرداندند.
o پس از جوش و خروش اولیه ی خوانش های فرویدی و پسافرویدی در ادبیات ، نقد روانکاوانه به روال فروکاهنده ی تشخیص
الگوهای ادیپی و یافتن نمادپردازی فالوسی در متن نزول کرد.
o این دریافت لاکانی که ناخودآگاه ساختاری مشابه زبان دارد و تلقی او از رابطه ی میان نظام نمادین و سوژه شیوه ی
کاملاً جدیدی برای فهم مانور میل ناخودآگاه در متن ایجاد کرد.
o هدف نقد روانکاوانه دیگر این نبود که به دنبال نمادهای فالوسی بگردد یا تردید هملت در ستاندن انتقام خون
پدرش را به میل جنسی واپس زده اش نسبت به مادرش ربط دهد ،
بلکه عبارت از تحلیل روش های متجلی شدن امیال ناخودآگاه در متن از طریق زبان بود.
o بنابراین، تأکید نقد لاکانی بر ناخودآگاه شخصیت یا نویسنده نیست بلکه بر خود متن و رابطه ی متن با خواننده است.

• ورود این ایده های غالباً عجیب و ناآشنا از پاریس، در مطالعات زنان و سینما کمابیش در حکم استقرار آن ها در قالب
رشته هایی دانشگاهی در دهه ی هفتاد بوده است.
o بسیاری از نظریه پردازان فیلم، نظریه ی لاکانیِ مرحله ی آینه ای و صورت بندی ایگو نزد او را به عنوان مدلی درباره ی
رابطه ی میان فیلمِ روی پرده و چگونگی تأثیرگذاری آن بر بیننده ی فیلم یا تماشاگر سینما برگزیدند.
o تصور پیچیده ی لاکان درباره ی این که چگونه سوژه ها در محیط اجتماعی،
خود را به عنوان « من » شناسایی می کنند روشی مفید برای فهم این موضوع است که چگونه تماشاگران سینما
خود را با تصاویر روی پرده همانند می کنند، چیزی که فراتر از صرف عمل تشخیص تصاویر مثبت و منفی
( معمولاً تصاویر فعال و مثبت از مردان و تصاویر منفعل و منفی از زنان ) است.
o بسط لاکانی نظریه ی تفاوت جنسی فروید حوزه های جدیدی از بحث را در مطالعات زنان و جنسیت گشود.
o حوزه ی مطالعات زنان در دهه ی هفتاد بر جنبه های اجتماعی جنسیت متمرکز بود
و تأثیرات اجتماعی و خانوادگی را در تربیت و هویت بررسی می کرد.
o روانکاوی لاکانی با برقراری پیوند حیاتی سوبژکتیویته با ناخودآگاه و زبان و نیز با تلقی تفاوت جنسی به عنوان چیزی که
در سطح ناخودآگاه ساخته می شود به این جریان کمک کرد.
o سرانجام در حوزه ی نظریه ی اجتماعی و روابط بین الملل چهره هایی مانند اسلاوی ژیژک، فیلسوف لاکانی اسلوونیایی
تأثیر چشمگیری در ارزیابی ما از فرایندها و فانتزی های ناخودآگاه نهفته در بنیاد تعارضات اجتماعی
و ملی و نژادپرستی، تبعیض جنسی و همجنس گراهراسی داشته اند.

• حال چگونه می توانیم طرح لاکان و سهم او در نظریه پردازی را خلاصه کنیم؟
o روانکاوی از کار فروید سرچشمه گرفت و تاکنون در نظریه های او ریشه داشته است،
o ولی هر کدام از نسل های روانکاوانِ پس از فروید جویای روزآمدسازی و تصحیح آرای او
و حل تناقضاتی بوده اند که او بی پاسخ باقی گذاشت.
o لاکان اظهار می کرد که روانکاوی بر اثر این بازنگری های مداوم، چشم انداز اهداف اصلی اش را گم کرده است،
o یعنی واپس گرا و محافظه کار شده است؛
o روانکاوی با کم اهمیت جلوه دادن جنبه های آزارنده تر و ناراحت کننده تر این نظریه،
به ویژه حضور پنهان میل واپس زده ی ناخودآگاه در زندگی روانی ما،
آبرومند شده اما امتیاز اساسی خود را از دست داده است.
o بنابراین، لاکان در اوایل دهه ی پنجاه به طرزی بسیار عالی بر لزوم « بازگشت به فروید » تصریح کرد؛
o به عبارت دیگر، بازگشت به متون اصلی فروید و خوانش و فهم دقیق این متون.
o او طی ۲۶ سالِ بعد درگیر این طرح خوانش دقیق شد و در این روند نظریه ی روانکاوی را بازسازی کرد.

• لاکان در خانواده ی کاتولیک مرفهی از طبقه ی متوسط در محله ی مونپارناس پاریس بزرگ شد.
o او به مدرسه ی کاتولیکی معتبری به نام کولژ استانیسلا رفت و در آن جا شاگردی تیزهوش اما نه استثنایی شناخته شد.
o اما لاکان در درس لاتین و علوم دینی از دیگران بهتر بود.
o در دوران مدرسه اشتیاقی مادام العمر به فلسفه و به ویژه آرای باروخ اسپینوزا ( ۱۶۳۲-۱۶۷۷ )،
که در درجه ی اول دلمشغول اندیشه ی وجود خدا بود در دل او شکل گرفت.
o اسپینوزا یهودی بود اما بر اثر نظریاتش به عنوان ملحد طرد شد و مسیحیان نیز او را به کافری متهم کردند.
o لاکان در مدرسه طرحی از کتاب اخلاق اسپینوزای ملحد را که پس از مرگش منتشر شده بود بر دیوار خوابگاهش آویخت
o عملی که نظر به تربیت کاتولیکی و تعلق او به طبقه ی متوسط آشکارا آشوبگرانه بود
و غالباً گواه نخستین بر چگونگی نگرش او نسبت به نهادها و مرجعیت تعبیر می شود.
o لاکان پس از اتمام دوران مدرسه به تحصیل در رشته ی پزشکی روی آورد
o در رشته ی روانپزشکی با علاقه ی خاص به روان پریشی متخصص شد.
o به نظر می آمد که آماده بود حرفه ی معمول روانپزشکی را در پیش گیرد
o اما در اوایل دهه ی سی با دو رخداد فکری سرنوشت ساز روبرو شد.
o اول این که او در سال ۱۹۳۰ در نشریه ای سوررئالیستی مقاله ای درباره ی « پارانویا » به قلم سالوادور دالی،
نقاش نه چندان مشهور آن زمان، خواند.
o رخداد دوم این بود که در ۱۹۳۱ خواندن متون فروید را آغاز کرد.
o مقدر بود که این دو رخداد لاکان را به درگیری مادام العمر با رشته ی روانکاوی و دگرگون کردن آن سوق دهد.

• می توان گفت که روانکاوی با فروید و انتشار کتاب تفسیر خواب او در سال ۱۹۰۰
و کوتاه زمانی پس از آن با انتشار متونی از قبیل آسیب شناسی روانی زندگی روزمره،
لطیفه ها و ارتباطشان با ناخودآگاه و « سه رساله درباره ی نظریه ی جنسیت » آغاز شده است.
o در دهه ی بیست روانکاوی همزمان با افزایش توجه به این رشته ی نو پدید،
واکنش های کاملاً متفاوتی در کشورهای مختلف برانگیخت.
o در آمریکای شمالی و بریتانیا هر دو صنف روانپزشکان و روان شناسان آنچه را فروید از قرار
مسموع « طاعون جدید » می نامید صمیمانه در آغوش گرفتند.
o فروید در ادبیات مدرن نیز بسیار تأثیرگذار بود، و به ویژه ویرجینیا وولف ( ۱۸۸۲-۱۹۴۱ )، رمان نویس و منتقد،
و نیز « گروه بلومزبری »، حلقه ی روشنفکری ای که وولف عضو مطرح آن بود، هوادار فروید بودند.
o اما روانکاوی در فرانسه از همه سو طرد شد: علم، پزشکی، مذهب و سیاست.
o منتقدی اشاره می کند که « فرانسوی ها چنان از هر جهت به مخالفت با روانکاوی برخاستند
که بهتر است از آن به فرهنگ « ضد روانکاوی » تعبیر کرد.
o در واقع، روانپزشکی در فرانسه حتی تا اواخر دهه ی پنجاه و اوایل دهه ی شصت قاطعانه ضد روانکاوی باقی ماند.
o مؤسسه ی روانکاوی فرانسه – به رهبری ماری بناپارت، یکی از اولین شاگردان فروید و از نزدیک ترین همکاران او
در پاسخ به چنین مخالفتی بود که اصرار کرد روانکاوی علمی است که اتحاد نزدیکی با پزشکی دارد.
o بناپارت و همکارانش در جامعه ی روانکاوی پاریس (SPP ) بر جنبه های زیست شناختی و پزشکی روانکاوی تأکید
و از علاقه مندان به این حرفه تقاضا می کردند که ابتدا آموزش پزشکی را از سر بگذرانند.

• اما سوررئالیسم مسیر دیگری به سوی روانکاوی به لاکان جوان نشان داد
و پیوندی حیاتی با تجربه ی بالینی او در روانپزشکی برقرار کرد.
o سوررئالیست ها روانکاوی را با آغوش باز پذیرفتند و لاکان در مطالعات پزشکی اش پیوندهای محکمی با این جنبش برقرار کرد.
سوررئالیسم جنبشی ادبی و هنری بود که پس از جنگ جهانی اول در پاریس شکل گرفت
o بنیانگذار آن آندره برتونِ ( ۱۸۹۶ -۱۹۶۶ ) نویسنده و شاعر بود.
o برترن با کار فروید در زمینه ی رؤیاها آشنا بود و روشی برای نوشتن « خودبخودی » ابداع کرد
تا امکان بیان آزاد اندیشه ها و آرزوهای ناخودآگاه را فراهم کند.
o نقاشان سوررئالیستی مانند دالی نیز کوشیدند « واقعیت » رؤیاهایشان را نقاشی کنند،
که آن را بیش از واقعیت ملال آور زندگی روزمره واقعی تلقی می کردند.
o لاکان در سال ۱۹۳۲ و با این زمینه ی فکری رساله ی دکتری خود را با عنوان روان پریشی پارانویایی
و ارتباط آن با شخصیت کامل کرد.
o در همین ایام او نزد رودلف لووِنشتاین، معروف ترین روانکاو مربیِ جامعه ی روانکاوی پاریس، روانکاوی شد
( روانکاو مربی روانکاو مورد تأییدی است که صلاحیت تعلیم دیگر روانکاوان عضو جامعه ی روانکاوی را دارد ).
o روانکاوی شدن لاکان همواره محل بحث منتقدان بوده است
از این لحاظ که تا چه میزان موفق بوده و آیا به پایان رسیده است یا نه.
گویا رابطه ی مذکور بسیار « پرتلاطم » بوده و در سال ۱۹۳۸ از روی خصومت به پایان رسیده است.
o قدر مسلم این که لاکان به مدت شش سال روانکاوی شد- که در آن زمان بیش از حدِ معمول بود –
و تحت روانکاوی باقی ماند تا این که به عنوان روانکاو مربی پذیرفته شد.
o پیوند لاکان با سوررئالیست ها در این ایام بیش از پیش گسترش یافت.
o لاکان دوست آندره برتون و سالوادور دالی بود و بعدها پزشک شخصی پابلو پیکاسوی نقاش ( ۱۸۸۱ -۱۹۷۳ ) شد.
o او در اولین جلسه ی عمومی روخوانی اولیس جیمز جویس ( ۱۸۸۲-۱۹۴۱ ) در سال ۱۹۲۱ حضور یافت
و چهره ای آشنا در کافه ها و کتاب فروشی های کرانه ی چپ پاریس بود.
o دالی در ۱۹۳۳ در اولین شماره ی نشریه ی سوررئالیستی مینوتور به رساله ی دکتری لاکان اشاره کرد
و لاکان نیز مقالات بسیاری در این نشریه و دیگر نشریات سوررئالیستی انتشار داد.

001

• رساله ی دکتری لاکان در محیط فرهنگی عمدتاً ضد روانکاوانه نوشته شد
و در چارچوب مقولات و نظریات رسمی روانپزشکی قرار گرفت،
اما در عین حال از منابع بدیل جنبش سوررئالیستی نیز یاری جست.
o در دهه ی پنجاه، لاکان در سمینارهای خود، ایده هایش را در مخالفت مستقیم با تأکید زیست شناختی
ماری بناپارت و « روان شناسی اگو » صورت بندی می کرد.
o روان شناسی اگو در سال های پس از جنگ جهانی دوم در ایالات متحد گسترش یافت
و به جای تأکید بر انگیزش های ناخودآگاه، که مورد نظر روانکاوی کلاسیک بود،
بر شیوه های تقویت ساز و کارهای دفاعی ضمیر آگاه تأکید کرد.
o رودلف لوونشتاین، روانکاو مربی لاکان، یکی از بنیانگذاران روان شناسی اگو بود که در دهه ی چهل از چنگ نازی ها گریخت.
o لاکان هر دو نفر را خائن به روانکاوی می دانست.
o او به شدت با شرط SPP مبنی بر لزوم آموزش پزشکی روانکاوان مخالف بود
و روانکاوی را بیش تر با فلسفه و هنر و بعدها ریاضیات همداستان می دانست تا با پزشکی.
o فعالیت لاکان از همان ابتدا از طرفی به جنبه های بالینی و از طرف دیگر به فهم عمیق فرهنگیِ
ناخودآگاه و بیماری روانی متکی بود.
o سنت فرانسوی، برخلاف روانپزشکی و روان شناسی انگلیسی – آمریکایی،
همواره عنصری بیش تر شاعرانه و زیبایی شناسانه را در خود حفظ کرده است.
شاید این دلیل دیگری برای نفوذ گسترده ی روانکاوی فرانسوی در رشته های علوم انسانی در دهه ی هفتاد باشد.

• هر چند آرای لاکان سرانجام پرنفوذ بود، او از همان آغاز فعالیت حرفه ای اش با نهادهای روانکاوی در افتاد.
در واقع از همان اولین آثارش، نام « لاکان » با برخی از بی رحمانه ترین انتقادها،
که احتمالاً به آن ها بر می خورید، همراه بوده است.
o در کتابی مقدماتی که این موضوع را مطرح می کند که چرا لاکان ارزش خواندن دارد
و تلاش می کند خواننده را درباره ی تأثیر او مطلع سازد باید دست کم به ایجاز
به مسئله ی شهرت لاکان و به ویژه شهرت او به دشوارگویی پرداخت.

آوازه بحث انگیز

• این گفته که لاکان شخصیتی بحث انگیز است ملایم ترین وصف ممکن است.
o او معلمی پرجذبه بود و زندگینامه نویسانش اغلب فردی خودنما، جذاب و تا اندازه ای قرتی توصیفش می کنند.
o لاکان بی تردید جذاب بود و به جلب وفاداری بی شائبه ی مریدان و طرفداران خود ادامه داد.
o او در عین حال بی اندازه جاه طلب، مغرور و اقتدارگرا بود ( رودینسکو).
o لاکان نیز مانند همه ی چهره های پرجذبه به همان اندازه که حمایت می شد آماج طعنه ها و حمله ها بود.
o برای مثال، ریموند تالیس در نقد و بررسی زندگینامه ی لاکان نوشته ی الیزابت رودینسکو – رودینسکو بی تردید
یکی از بهترین صاحب نظران در حوزه ی تاریخ روانکاوی فرانسه است در نشریه ای سخنش را این طور آغاز می کند:

مورخان آینده ای که به جستجوی دغلبازی های سازمان یافته تحت عنوان « نظریه » می پردازند
بی تردید جایگاهی در خور برای تأثیر روانکاو فرانسوی، ژاک لاکان، قائل می شوند.
او یکی از پروارترین عنکبوت ها در دل شبکه ی اندیشه های پریشان و به کلی فهم ناپذیر و اظهارات
بدون شاهدِ بی حد و مرز است، که نظریه پردازان از آن ها علوم انسانی خودشان را بافته اند.
بخش زیادی از عقاید جزمی محوری در نظریات معاصر از او ناشی شده است. ( تالیس، ۲۰ :۱۹۹۷ )

• تالیس نقد خود را با تأکید بر این مطلب پیش می برد که نظریه ی لاکان مبنای تجربی ندارد،
و حمله ی بی رحمانه ی خود را متوجه زندگی خصوصی لاکان می کند.
o نقد مذکور سرانجام با این ادعا به پایان می رسد که این « میراث جنون آمیز »
اکنون در گروه های آموزشی ادبیات انگلیسی به زندگی خود ادامه می دهد
که « ساکنانش » تظاهر می کنند از آن سر در می آورند:

شاید هواخواهان لاکان ادعا کنند که بنای عظیم مکتوبات با افشاگری هایی درباره ی زندگی خصوصی او تخریب نمی شود:
اندیشه های استاد را باید بر مبنای ارزش خود آن ها داوری کرد.
اما حجیت اندیشه در غیاب هرگونه مبنای منطقی یا شواهد تجربی،
تقریباً به طور کامل متکی به حجیت شخص است. ( تالیس، ۲۰ :۱۹۹۷ )

• جنبه ی جالب نقد و بررسی مذکور از چشم انداز روانکاوانه، بیمار دانستن لاکان و خوانندگان اوست؛
o به عبارت دیگر، اصرار منتقد، ریموند تالیس، بر این که هم لاکان به عنوان روانکاو بیمار روانی است
و هم ما به عنوان دانشجو و خواننده ی آثار او اگر تظاهر به فهم آن چیزی کنیم که درباره اش حرف می زنیم
( چون البته هیچ معنی ای وجود ندارد که به آن منسوب کنیم ) به نحوی بیمار روانی هستیم.
o ما مانند بیماران روانی هستیم که در تیمارستان حبس شده ایم و توهمات پارانویایی خود را بر دیگران تحمیل می کنیم.
o نقد مذکور به عنوان راهبردی بر اساس زبان بازی ( راهبردی اقناعی ) بسیار مؤثر است،
زیرا در آن مسلم فرض شده است که نویسنده ی این نوشته، حقیقت را قاطعانه در مشت دارد
و هر چه می گوید و می کند معقول، منطقی و مبتنی بر مستندات است.
o راهبرد مذکور به نحو مؤثری منتقد را نسبت به آن هایی که با خواندن لاکان به طرزی رقت
بار گمراه شده اند بر تخت تفوق و ارجحیت می نشاند.

• این نقد دو موضوع مهم را پیش می کشد که اگر بخواهیم دستاوردهای روانکاوی و لاکان را در فهممان
از متون فرهنگی ارزیابی کنیم باید به آن ها بپردازیم.
o اول، روانکاوی از آغاز همواره مورد حمله بوده است
o به این عنوان که پایه ی استواری در واقعیت ندارد و بنابراین به این عنوان که اثبات شدنی نیست.
o همچنین، در حمله های مذکور عموماً اصرار می ورزند که زندگی روانکاوان را می توان همچون
گواه بر بی اعتباری نظریاتشان به کار برد.
o دوم، روانکاوی دقیقاً فرضیات نهفته در پس این نقد را زیر سؤال می برد:
این فرض که نظریات و دیدگاه های ما درباره ی جهان از موقعیت ما به عنوان سوژه های درون این جهان مجزاست.
o به عبارت دیگر، روانکاوی این تلقی را زیر سؤال می برد که ما موجودات عینی کاملاً منطقی هستیم
و همه ی کارهایمان را به طرزی کاملاً منطقی و معقول انجام می دهیم.

o سرو کار روانکاوی با این نیست که چه چیزی منطقی است، چه چیزی معقول است و چه چیزی آگاهانه است؛
درست بر عکس، سرو کار روانکاوی با این است که چه چیزی غیرمنطقی است،
چه چیزی غیرعقلانی است
و چه چیزی ناخودآگاهانه است.
o روانکاوی به آن جنبه هایی از اندیشه و رفتار نظر می کند که نمی توانیم آن ها را عقلانی یا آگاهانه تلقی کنیم.
o بحثِ حاضر محل بحث درباره ی سودمندی روانکاوی و این که آیا اثبات یا عدم اثبات نظریه به لحاظ تجربی امکان دارد نیست.
o اما کاری که من می کنم این است که آرای لاکان را با توجه به « محاسن و معایب خود آن ها » بررسی
و درباره ی این آرا در زمینه یا متن خودشان، یعنی در متن کار فروید، تاریخ روانکاوی و حیات روشنفکری فرانسه داوری می کنم.
o هر چند آرای لاکان ممکن است اغلب متناقض نما و گریز پا باشد و برخی را کلافه کند،
خواندن و بازخواندن دقیق متون او منفعت زیادی نصیب خواننده می کند.

o لاکان، مانند فروید، نحوه ی تفکر ما را درباره ی خودمان و جایگاهمان در زندگی اجتماعی دگرگون کرده است.

بازگشت