درگیری با جامعه روانکاوی

ژاک لکان

درگیری لکان با جامعه روانکاوی

• لکان را بهتر است در ابتدا به صورت یک امر واقعی The Real بشناسیم.
o لکان به قدری واقعیت دارد که عقلانی نیست.
o هگل می گوید آن چیز که واقعی است عقلانی است و همینطور عکس آن نیز صادق است.
o اما لکان غیر عقلانی است زیرا واقعی است.
o وی به دلیل روشنایی بیش از حد واقعیت خود است که نمی توان به راحتی به چنگش آورد و نمادینش کرد.
o البته معنای جمله های پیشین را در آخر کار خواهید فهمید. زمانی که یک دور خواندن لکان به اتمام برسد.

o آیا این همان دور هرمنوتیکی نیست؟ Hermeneutic circle؟
حلقه هرمنوتیک در دانش هرمنوتیک ناظر بر این مفهوم می باشد
که شناخت اجزای یک اثر بواسطه فهم کل اثر مقدور می باشد و بالعکس.
از این حلقه همچنین با عنوان حلقه ادراک (Circle of Understanding) نیز یاد می شود.
این حلقه، متضمن یک دور باطل نبوده بلکه شالوده درک متون به روش هرمنوتیک می باشد.

1-Hermeneutic circle

o ولی این همزمان همان اصل هگلی نیز هست که «آغاز همان انجام» است؟
o برای همین است که تا انجام از ابتدا در آغاز حضور داشته باشد ولو مضمر و پنهان.
o قضیه را می توان مانند کرد به همان خورشیدی که افلاطون می گوید
o فرد در آغاز نمی تواند نگاه مستقیمی به آن بیاندازد و چاره ای ندارد جز آنکه تصویر آن را در چشمه آب مشاهده کند
تا کم کم چشمان او به تابش نور خورشید عادت کرده، بتواند نگاه خود را بیشتر به سمت واقعیت خورشید متمایل کند.

o خواندن لکان نیز به همین صورت است.
o او بسیار سخت و مبهم می نویسد و جز از طریق حواشی و تفاسیر لکان نمی توان سراغ او رفت.
o به قولی او را فیلسوفی تاریک اندیش می نامند.
o مانند هگل جملات دشواری دارد که فهمیدن آنها جز از طریق حاشیه نویسی ممکن نمی شود.
o لکان این دشوار نویسی را برای خود یک اصل می داند.
o می گوید اگر نفهمید مجبور خواهید بود که گوش فرا دهید و این تاکید بر شنیدن یا گشوده بودن هم تاکید لکان است
و هم تاثیری است که وی از سنت های پدیدارشناسی گرفته است.
o این موضوع را نیز فراموش نکنید که نفهمیدن یک قاعده و اصل است و این فهمیدن است که اتفاق به شمار می آید.
o تاریخ سراسر مملو از نفهمی و بدفهمی است.
o هر کس که تاریخ فلسفه را خوانده باشد به راحتی می تواند با این سخن همدلی نشان دهد.

• به هر حال، لکان در ضمن تحصیلات دانشگاهی خود بود که به فیلسوفان پیش سقراطی Pre-Socratic philosophy علاقه مند می شود
o مثلاً در یکی از سیمنار های خود سعی می کند از نظریه عشق و نفرت برای تفسیر سائق drive دوگانه فرویدی زندگی و مرگ استفاده کند.
o کانت Kant و هگل Hegel را می خواند، جذب فلسفه هایدگر Heidegger می شود و به یاسپرس Jaspers علاقه نشان می دهد.

o اما ورود او به ساحت حرفه ای با پایان نامه ای مطرح می شود که لکان پس از اتمام دکتری خود نوشته است.
o رساله ای با عنوان روان پریشی توهمی Paranoid Psychosis درباره زنی مستعار به نام اِما است.
o اِما به معنای معشوق است که البته بعد ها شخصیت اصلی او معلوم می گردد.
o اِما گمان می کرد بازیگر مشهوری عاشق اوست و به همین دلیل نیز سعی کرد تا او را با چاقویی مجروح کند.
o وی گرفتار جنون خود معشوق پنداری بود که همانطور که از نام این بیماری پیدا است،
فرد شدیداً احساس می کند شخصی معروف عاشق او شده است.
o به هر حال تز لکان مورد موافقت اساتید قرار نمی گیرد و تنها کسی که از دکترین او طرفداری می کند استاد راهنمایش است.

• اما چرا با اثر او مخالفت می شد؟
o برای فهم این پرسش باید به جو آن زمان برگردیم تا ببینیم مشکل از کجا بوده است.
o در فضای آن زمان فرانسه، گفتمان حاکم از آن سنت فرویدی بوده است.
o البته باید بگوییم سنتی که خوانشی ایگو محور از فروید ارائه می داده.

o اما چرا این سنت حکم فرما شده بود؟
o زمان جنگ جهانی دوم بسیاری از روانکاوان بزرگ که یهودی نیز بودند مانند اریکسون و هارتمن
مستقیماً و یا غیر مستقیم از طریق فرانسه به آمریکا مهاجرت کردند
و در آنجا انجمنی را بنیاد نهادند به نام انجمن جهانی روانکاوی موسوم به “IPA”
و استانداردهایی را تحقق بخشیدند که موسسات کوچک تر مجبور به رعایت آنها بودند تا به رسمیت شناخته شوند.

o اما لکان این وسط از همه لحاظ یک ساز ناجور بود و دلیلی که شاید باعث خشم بیشتر مدافعانش می شد این بود که
شعار یا نشان “بازگشت به فروید” را بر سینه داشت و این سخن نزد شاگردان رسمی فروید و مخصوصا دختر فروید
بسیار سخت و نا به جا و البته غیرقابل تحمل به نظر می آمد.
o به هر حال لکان و لکانی های آن زمان که اکثرا شاگردان وی بودند تحث رهبری لَگَش از انجمن روانکاوی پاریس (SPP)
که زیر نظر “IPA” کار می کرد جدا شدند و جامعه روانکاوی فرانسه (SFP) را دایر کردند.
o در نهایت انجمن بین المللی روانکاوی خط و نشان کشید که اگر می خواهید به رسمیت شناخته شوید
لکان باید از انجمن اخراج شود و اینگونه شد که لکان از این خانه نیز بیرون آمد و مکتب خود را پایه گذاری کرد.

• در اینجا می توان مشکلات عمده این انجمن با لکان را بیان کرد.

۱- تلقی لکان نسبت به «من» یا ایگو کاملا متفاوت بود
و این امر لکان را در مقابل کسی مانند آنا فروید دختر فرهیخته زیگموند فروید قرار می داد.

۲- طول زمان جلسات روانکاوی را نباید از قبل معین کرد.

۳- لکان تلقی سنت حاکم نسبت به «ناخودآگاه» را قبول نداشت.

• مشکل ایگو:

o برای لکان، «من» یا ایگو چیزی نیست جز یک شخصیت خیالی.
o اولین سرچشمه های این بحث را می توان در همان سمینار معروفی دانست که ارنست جونز
سخنرانی لکان را قطع می کند و مانع از ادامه سخنان او می گردد.
o برای لکان ایگو یک مقوله یکپارچه نیست.
o سنت حاکم به ایگو به مثابه یک موجود کامل و توپر نگاه می کردند.
o ولی از نظر لکان، ایگو مشکلاتی دارد و مهمترین آن اینست که ایگو وجود ندارد.
o ایگو یک مقوله تو خالی است.
o یک هستی است که معرف نیستی است. یعنی یک عدم موجود است.
o ایگو دقیقا یک سراب است، انشقاق دارد.
o و این آن چیزی نیست که ایگو محوران مخصوصا آنا فروید به آن اعتقاد داشت.
o این مطلب را بعدها در ارتباط با قضیه آینه ای توضیح خواهیم داد.

o آنا فروید کتابی نوشته بود به نام ایگو و مکانیزم های دفاعی آن.
o این کتاب مهر تایید فروید را بر خود حمل می کرد
o به همین دلیل کتابی بود که برای روانکاوان همان ارزشی را داشت که انجیل مقدس برای مسیحیان
o و مخالفت لکان با این کتاب به معنای واقعی کلمه یک جسارت بزرگ و تمام عیار بود.
o هرچند لکان صریحا مخالفت نمی کرد
o بلکه به رغم خود تفسیر صحیحی ارائه می داد که از جانب انجمن بین المللی یک مخالفت و قرائتی باطل بود.

• مشکل زمان جلسات:

o انجمن بین المللی روانکاوی برای جلسات روانکاوی ۴۵ دقیقه زمان لحاظ کرده بود.
o اما لکان باور داشت این تعیین زمان بیخود است.
o روانکاو شخصاً باید تشخیص دهد کجا ادامه دهد و کجا پایان دهد.
o مثلا لکان می گوید در برخی از موارد روانکاو احتیاج دارد تا جایی در نطق بیمار نقطه گذاری انجام دهد.
o این کار ضروری است و نمی توان جلسه را بیشتر از آن ادامه داد زیرا که قانون چنان می گوید
o و یا مثلا جلسه را زمانی به پایان برد که مراجع نشانگان و سمپتوم خود را بیان می کند.

• مشکل ناخودآگاه:

o ضمیر ناخودآگاه برای ایگو محوران یک منبع غرایز بود.
o بی نظم، بی منطق و درهم و برهم.
o لکان این تلقی را قبول نداشت.
o ناخودآگاه برای لکان یک ساختار زبانی است.
o به همین دلیل نه تنها منبع غرایز نیست بلکه منطقی است
o اتفاقاً بر اساس نظمی عمل می کند
o به همین دلیل نیز هست که در آن تکرار وجود دارد.
o از طرف دیگر ناخودآگاه یک منبع فطری نیست.
o بلکه ناخودآگاه از طریق سخن گفتن است که ساخته می شود. نه آنکه حامل غرایزی نوعی باشد.

 

بازگشت.

دانشنامه روانشناسی مردمی