در ستایش عشق

در ستایش عشق

آلن بدیو Alain Badiou -born 1937

o آلن بدیو فیلسوف معاصر فرانسوی، به همراه جورجو آگامبن و اسلاوی ژیژک
مهم‌ترین منتقدان جریان پسامدرنیسم محسوب می‌شوند.
o او سعی دارد مفاهیمی مانند هستی being ، رخداد event ،حقیقت truth و سوژه subject
را بر اساس ریاضیات تعریف کند.
o وی از لحاظ دیدگاه سیاسی، یک چپ‌گرای رادیکال محسوب می‌شود.

18-Alain_Badiou
رابطهِ جنسی وجود ندارد

o ژاک لاکان یکی از بزرگترین نظریه پردازان در باب عشق است،

o لاکان درگیر گفتگویی ذهنی با افلاطون شد و سرانجام چنین نتیجه گرفت که:

رابطه جنسی وجود ندارد.
There is No Relation Between the Sexes

منظور او چه بود؟

o فرضیه‌‌ی او بسیار جالب توجه است و از چشم اندازی شک‌گرا و اخلاق‌گرا ناشی می‌شود،
اما چشم اندازی که به نتیجه‌ی عکس می‌انجامد.

o در رابطه جنسی، هر فرد به میزان زیادی تنها است.
هرچند بالطبع باید بدن دیگری در میان باشد،
اما لذت، همواره لذت انفرادی است.
رابطه جنسی جدا می‌کند، متحد نمی‌کند.

o این واقعیت که شما برهنه‌اید و دیگری را می‌فشارید،
نوعی تصویر، نوعی بازنمایی خیالی است.

o واقعیت، آن لذتی است که شما را به دوردست‌ها و بسیار دور از دیگری می‌برد.

o از این رو رابطه‌ی جنسی وجود ندارد.
این حرف عوام را شوکه کرد، زیرا در آن دوران همه فقط در مورد روابط جنسی صحبت می‌کردند.

o رابطه‌ی جنسی در تمایل جنسی نیست،
عشق آن چیزی است که فقدان رابطه‌ای جنسی را جبران می‌کند.

18-in_praise_of_love2

عشق

• لکان نمی‌گوید که عشق سرپوشی بر روابط جنسی‌ است.

o او می‌گوید روابط جنسی اصلا وجود ندارد
و این که عشق همان چیزی است که جایگزین این فقدان رابطه می‌شود.

o در عشق یک طرف می‌کوشد تا به «هستی دیگری» تقرب جوید.
در عشق، فرد به فراسوی خودشیفتگی پای می‌گذارد.

o درواقع در رابطه جنسی، آدمی از طریق وساطت دیگری با خود رابطه دارد.
دیگری شما را در راه کشف حقیقت لذت، یاری می‌کند.

o برعکس، در عشق، وساطت دیگری فی نفسه کافی است.

• ماهیت مواجههِ عاشقانه همین است:

آدمی می‌کوشد دیگری را از آن خود کند
و او را وادار کند همانگونه که هست برای او باشد.

o این برداشت، در قیاس با آن دیدگاه کاملاً مبتذل، که عشق را چیزی بیش از یک بوم تخیلی نقاشی شده
بر فراز حقیقت رابطه‌ی جنسی نمی‌داند، برداشت بسیار عمیق تری است.

• درواقع، لاکان با ایهاماتِ فلسفیِ عشق دست و پنجه نرم می‌کند.

18-love-without-risk

o این ایده را که
“عشق چیزی است که فقدان رابطه جنسی را پر می کند”
را به دو صورت می‌توان تفسیر کرد.

o طبق اولین و بدیهی ترین تفسیر، عشق آن چیزی است که قوهِ تخیل به کار می‌گیرد
تا تهی بودگی ایجاد شده به وسیله‌ی رابطه جنسی را پر کند.

از هر چه بگذریم این کاملا درست است که رابطه‌ی جنسی هر قدر هم باشکوه باشد
و بی‌شک باشکوه نیز هست، به‌نوع پوچی و تهی بودگی می‌انجامد
و به واقع به همین دلیل است که تابع قانون تکرار است،
باید بارها و بارها آن را تکرار کرد.
هر روز، تا زمانی که جوان هستیم!

o آن گاه عشق در قالب این ایده جای می‌گیرد که چیزی در این خلا وجود دارد
و عاشقان از طریق چیزی غیر از این رابطه‌ی ناموجود با هم پیوند یافته‌اند.

o لاکان می گوید: وقتی بسیار جوان بودم با خواندن قطعه ای در کتاب جنس دوم
سیمون دوبوار بسیار متاثر و در واقع مشمئز شدم.

o سیمون دوبوار در این قطعه توصیف می کند که مرد پس از اتمام رابطه جنسی،
بدن را تخت و بی حالت و شل و و ول احساس می کند
و به موازات آن، زن احساس می کند که بدن مرد، غیر از آلت جنسی، به طور کلی فاقد جذابیت است.

18-serenity-in-love

سیمون دوبوار : میل بشر، میل به امر طنزآلود، شکم برآمده و آلت جنسی ناتوان است،
و عجوزه ی بی دندان، با سینه های آویزان،
آینده ای است که چشم براه تمام آن زیبایی است.
نرمی و لطافت عشق آن هنگام که درمیان بازوان دیگری به خواب رفته اید
چون ردای نوح است که بر روی این افکار ناخوشایند انداخته شده است.

o اما لکان درست عکس این فکر می کند.
از نظر لکان عشق به امر هستی شناسی تمسک می جوید.

در حالی که میل Desire همواره به طرزی نسبتاً یادگارخواهی جنسی fetishism ،
توجه خود را بر اجزای خاصی از دیگری، همچون اندام حساس متمرکز می کند.

منبع :
در ستایش عشق/ آلن بدیو / ترجمه ی مریم عبدالرحیم کاشی / نشر قوقنوس.

18در ستایش عشق

In Praise of Love Quotes

این کتاب برای اولین بار با عنوان «In Praise of Love» در سال 2012 به چاپ رسید
و رساله آتشین و پرشور آلن بدیو در دفاع از مقوله عشق است.
در این کتاب، آلن بدیو فیلسوف فرانسوی، با توسل به اندیشه متفکرانی از کی‌یر کگور و دو بووار گرفته
تا پروست و لاکان، مخاطب را ترغیب می‌کند که از عشق نترسد،
بلکه آن را چون ماجراجویی شکوهمندی ببیند که دست آخر او را از وسواس فکری نسبت به خود می‌رهاند.
کتاب با جمله‌ای از آرتور رمبو آغاز می‌‌شود: «همان‌طور که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد.».
بعد از مقدمه نیز ۶ فصل موضوعی در کتاب درج شده که عناوین‌شان به این ترتیب است:
عشق در معرض تهدید، فلاسفه و عشق، ساخت عشق، حقیقت عشق، عشق و سیاست، عشق و هنر.

صاحب اثر در ابتدای کتاب اشاره می‌کند بر این عقیده است که فیلسوف باید دانشمندی تراز اول،
شاعری مبتدی و فعالی سیاسی باشد، لیکن این را نیز باید بپذیرد که پهنه تفکر هرگز از
حملات بی‌امان و خشونت‌آمیز عشق مصون نمی‌ماند.

آلن بدیو همچنین درباره متن کتاب اشاره می‌کند که سازه این کتاب بر پایه گفتگوهایش با نیکلاس
ترونگ بنا شده و معتقد است: متن ضرب‌آهنگ خودانگیخته و وضوح و سرزندگی را حفظ کرده است،
لیکن بی‌نقص‌تر و صریح‌تر است. باور دارم که متن از ابتدا تا انتها همان چیزی است که ادعا می‌کند:
ستایش عشق، سروده فیلسوفی که مانند افلاطون و به نقل از او چنین می‌اندیشد:
«کسی که از عشق شروع نکند، هیچ‌گاه پی به ماهیت فلسفه نخواهد برد.»
لذا در این‌جا آلن بدیو، فیلسوف عشق، با نیکلاس ترونگ، فیلسوف و مستنطقی
حکیم و البته عاشق، دست و پنجه نرم می‌کند.

18در ستایش عشق2

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

اعلام عشق راهی شدن از رخداد مواجهه به منظور مبادرت به ساختن حقیقت است.
ماهیت تصادفی و بخت‌آلود مواجهه به‌آرامی و تدریجا به پذیرفتن نوعی آغاز تغییر شکل می‌دهد.
و اغلب آنچه در مواجهه آغاز می‌شود مدت‌ها طول می‌کشد و چنان از تجربه و تازگی دنیا سرشار
می‌شود که با نگاهی به گذشته، همانند آنچه در آغاز به چشم می‌خورد،
دیگر نه تصادفی و اتفاقی که تقریبا نوعی ضرورت به نظر می‌رسد.
شانس این‌چنین مهار می‌شود. پیشامد مطلق و بی‌قید و شرط مواجهه با کسی که نمی‌شناختم
سرانجام ظاهر تقدیر به خود می‌گیرد. اعلام عشق علامت‌گذار از شانس به تقدیر است
و بدین سبب است که بسیار پرمخاطره است و سخت تحت فشار نوعی صحنه‌هراسی دهشت‌بار.

وانگهی اعلام عشق لزوما فقط برای یک بار نیست؛ اعلام عشق می‌تواند طولانی، پرطول و تفصیل،
پیوسته، ابهام آمیز و درهم باشد؛ می‌تواند بارها و بارها اظهار شود و حتی چنین مقدر شود که باز هم از نو اظهار شود.
شانس در همان لحظه‌ای مهار می‌شود که شما به خود می‌گویید:
من باید با طرف مقابل درباره ماوقع، درباره مواجهه و حوادث صحبت کنم.
من آن چیزی را که ملزم و مقید به آمدنم کرد، حداقل از نظر خودم،
به او خواهم گفت؛ در یک کلام: دوستت دارم. در صورتی که …

http://fararu.com

بازگشت

18-in_praise_of_love