ذات‌گرایی اجتماعی و دین

ذات‌گرایی اجتماعی و دین

ذات‌گرایی یا سرشت‌باوری Psychological Nativism نگرشی است در روان‌شناسی که بر اساس آن ذهن،
ساختارهای ذاتی معینی دارد و تجربه، نقش محدودی در پدید آمدن شناخت ایفا می‌کند.

به باور ذات‌باوران، همان‌گونه که در رایانه‌ها ساختار و سیستم‌عامل از پیش وجود دارد
و پس از راه‌اندازی می‌توان برنامه‌ها و اطلاعاتی را به رایانه افزود،
در انسان‌ها هم شناخت به صورت مادرزادی در سرشت بشر حضور دارد
و انسان می‌تواند در خلال زندگی شناخت خود را افزایش دهد.

این پرسش که چه مقدار از صفات آدمی خاستگاه ارثی دارد و چه مقدار از آن از راه تجربه شکل می‌گیرد
موجب پدید آمدن دو دیدگاه متضاد ذات‌گرایی در مقابل تجربه‌گرایی Empiricism شده‌است.
مجادله ذات‌گرایی ـ تجربه‌گرایی که زمانی چالشی بزرگ برای روان‌شناسان به شمار می‌آمد
امروزه با تاکید بر این مسئله که رفتار انسان محصول هم وراثت و هم تجربه است تا حدودی کمرنگ شده‌است.

این مجادله پیوند مستقیم با مسئله سرشت انسان دارد.
برای نمونه کسانی که پرخاشگری را بخشی از سرشت و ماهیت انسان تعریف می‌کنند
بر این باورند که انسان‌ها ذاتاً برای پرخاشگری آمادگی دارند.

تجربه‌گرایی یا آروین گرایی Empiricism یکی از گرایش‌های اصلی در شناخت‌شناسی Epistemology
و نقطهٔ مقابل عقل‌گرایی یا خِرَدگرایی Rationalism است.
بر اساس این دیدگاه، همهٔ معرفت‌های بشری مستقیم یا غیرمستقیم برآمده از تجربه است.
تجربه از منظر این دیدگاه نه فقط ادراک حسی، بلکه دریافته ایی مانند حافظه یا گواهی دیگران را هم در بر می‌گیرد.

7-0

• آثار لاکان عمدتاً روی شکل‌گیری سوژه و نقش ناخودآگاه متمرکز می‌شوند
و در پرتو ساختارگرایی (به‌ویژه زبان‌شناسی ساختارگرای سوسور و مردم‌شناسی ساختارگرای لوی-استروس)
تفسیری دوباره و رادیکال از فروید و روان‌کاوی به دست دهند.

o لاکان مفاهیم «خویشتن» یا «خودِ خودآگاه» را آن‌جور که در میان هم‌عصرانش (مانند هاینتس هارتمن) شایع بود،
خودپیرو و مقتدر و از نظر زیست‌شناختی تعیین‌یافته نمی‌دید.

o بنابر نظریه لاکان خویشتن یا خودِ خودآگاه درون نظمِ نمادینِ پیشاموجود شکل گرفته
و در داخل نظامی از معانی قرار داده شده که خود هیچ سهمی در آفریدن آن نظام ندارد.

o «خویشتن» که نه خودپیروست و نه مقتدر، زمانی تبدیل به سوژه یا اِیگو ego یا «من» می‌شود
که در نظم نمادینِ از-پیش-موجود قرار گیرد.

o افزون بر آن، ناخودآگاه حوزه‌ی تعین‌یافته‌ی زیست‌شناختی‌ای نیست که رانه‌های لیبیدویی
را در خود داشته باشد، بلکه بعد از شکل‌گیری اگو، خود تازه شکل می‌گیرد.

• ناخودآگاه همانا تاثیراتِ جانبیِ قرارگرفتنِ اگو در نظم نمادین Symbolic order است.
ناخودآگاه مازاد می‌شود؛
وقتی خویشتن دارد در نظم نمادین شکل می‌گیرد،
بخشی از آن نمی‌تواند با سوژه Subject جور شود و بنابراین مازادِ خویشتن می‌شود.

o پس ناخودآگاه این حقیقت را افشا می‌سازد که ما – سوژه‌ها – بیش‌تر از آن مقداری هستیم
که خویشتنِ اجتماعی‌مان به ما اجازه می‌دهد.

o ناخودآگاه «خیلی-زیاد-بودن» ما را افشا می‌سازد،
این حقیقت را افشا می‌سازد که ما خویشتن‌های تقسیم‌شده و پاره‌پاره هستیم.
اِیگو که نه خودپیرو است و نه عاملی مقتدر، صرفاً یک وهم است؛
خویشتنی است که نمادین برساخته‌شده، و وقتی ناخودآگاه فوران می‌کند و به درونِ زندگی خودآگاه وارد می‌شود،
مازادها و قطعه‌ها و شکاف‌هایش افشا می‌شوند.

• لاکان این برداشت از شکل‌گیری اِیگو و ناخودآگاه را در تقابل با زبان‌شناسی ساختارگرای سوسور طرح می‌کند.

o از دید لاکان، تولدِ سوژگانی، همانا دروازه‌ی ورود فرد به زبان است؛
لاکان زبان را نظامِ حضور هم‌زمانِ نشانه‌ها و رمزگان‌های اجتماعی‌ای می‌داند
که معنا یا همان نظم نمادین را تولید می‌کنند.

o همین نظم نمادین Symbolic order است که موقعیت تو را تعیین می‌کند،
تو را شکل می‌دهد، تو را «سوژه می‌سازد»،
و بنابراین تو را قادر می‌سازد تا یک سوژه‌ی کنش‌گر شوی.

o پیش از لاکان، بیش‌ترِ روان‌کاوان باور داشتند که اِیگو منزلِ ناخودآگاه است و رشدِ اِیگو یک رشدِ زیست‌شناختی است.
o لاکان اما می‌گوید رشدِ اِیگو رشدِ زبان‌شناختی و نمادی است.
ورود به زبان، ورود به سوژگانی است.
همان‌گونه که لاکان در سخنرانی «کارکرد و حوزه‌ی زبان» اعلام کرد،
«انسان سخن می‌گوید چون نماد او را انسان ساخته» .

• لاکان در همان سخنرانی می‌گوید:
«نمادها در واقع پیش از آن‌که انسان وارد دنیا شود، زندگی او را در شبکه‌ای چنان کامل قرار می‌دهد
که به انسان‌های دیگر وصل می‌شود، دیگرانی که قرار است او را «با گوشت و خون» به وجود آورند،
شبکه‌ای چنان کامل که انسان‌های دیگر همراه با عنایات آسمانی (و اگر نه همراه با اقبال جن و پری)،
تقدیر و سرنوشتِ فرد را به این دنیا می‌آورند؛
شبکه‌ای چنان کامل که انسان‌های دیگر به فرد واژه‌هایی می‌دهند که مومن یا مرتدش می‌سازند،
قانون اعمالی که فرد از آن‌ها پیروی خواهد کرد تا به جایی برسد که هنوز نرسیده و فراتر از مرگِ اوست،
شبکه‌ای چنان کامل که فرد از طریقِ انسان‌های دیگر معنای هدف‌اش را در روز رستاخیز بازمی‌یابد،
روزی که کلمه Word یا خدا، بودنِ او را یا می‌بخشد یا محکوم می‌کند…»

• سوژه Subject از وضعیتِ نافردیت و پیشازبانیِ بودن نه به واقعیتِ بی‌واسطه،
که به دنیایی از نمادها Symbols وارد می‌شود که از نظر فرهنگی برساخته شده است،
دنیایی که همان نظم نمادین Symbolic order است،
دنیایی که به‌قول اسلاو ژیژک «بدنِ زنده را هم‌چون یک انگل به استعمار می‌کشد»
o گرچه وجودِ انسانِ خودآگاه از طریق زبان و از نظر فرهنگی برساخته می‌شود،
سوژه اما نمی‌تواند آن را آن‌طور که هست بشناسد، بلکه آن را خودِ واقعیت تجربه یا حتی تخیل می‌کند.

• لاکان از اصطلاح «امر واقعی» the Real  استفاده می‌کند تا به چیزی که واقعا «آن‌جا»ست اشاره کند،
«آن‌جا»یی که جدا از نظم نمادین و بیرون از نظم‌دهیِ این نظمِ نمادین به چیزهاست.
o سوژه‌ی انسانی، که برساخته‌ی نظمِ نمادین است، شدیدا با امر واقعی بیگانه است،
به‌گونه‌ای که امر واقعی دست‌نیافتنی است.

• از دید لاکان، مرحله‌ی مهم در رشد اِیگو آن است که سوژه وارد مرحله امر خیالی Imaginary می‌شود؛

o این مرحله ارتباط تنگاتنگی با مرحله‌ی آینه‌ای دارد
o امر خیالی مقدم بر ورودِ کودک به نظم نمادین است و هم‌چنان تا پایان عمر با فرد هست
و همراه با نظم نمادین کار می‌کند.
o امر خیالی همانا نظمی است که کودک به کمک آن از خود به‌عنوان «من» (سوژه، سوژه‌ای در میان سوژه‌های دیگر)
آگاه می‌شود. امر خیالی، ماتریس و زادگاه عمومیِ خود و دیگری است.

• لاکان مرحله‌ی آینه‌ای را ابزار مهمی می‌داند که کودک به‌وسیله‌ی آن امر خیالی را راه‌اندازی می‌کند.
o مرحله‌ی آینه‌ای در سنین شش تا هجده ماهگی روی می‌دهد؛
یعنی وقتی که کودک نخستین‌بار خودش را (مانند دیگر خودها) به‌عنوان خودِ جامع و کامل در آینه می‌بیند.

o در این هنگام، کودک نه می‌تواند سخن بگوید و نه راه برود،
خودش را یک «من» می‌شناسد.
اما این شناخت در واقع یک بدشناخت (یا شناختِ اشتباه) است؛
زیرا شناختِ خود به‌عنوان دیگری است،

o ابژه‌انگاری objectification خودِ کودک در تصویری است که چشم‌انداز و موقعیت‌اش بیرون از خود کودک است.
از این نگر، مرحله‌ی آینه‌ای که راه‌اندازِ امر خیالی است،
شاید «یکی از بحران‌های بیگانه‌شدن باشد که سوژه‌ی لاکانی حولِ آن سازمان می‌یابد؛
چون فرد خودش را از طریق تصویری بیرونی می‌شناسد و این شناخت از طریق خودبیگانه‌سازی تعیین می‌شود»

• طبق روایت لاکان از رشدِ کودک، ورودِ کودک به‌عنوان سوژه به زبان، هم‌زمان است با جداییِ وی از مادر.
o پس مادر نخستین تجربه‌ی فقدان و غیاب در کودک است که شرایطِ میل را می‌سازد.
لحظه‌ای که کودک وارد نظم نمادین می‌شود و اتحادش با مادر را از دست می‌دهد،
پدر وارد روابط مادر-کودک می‌شود.

o همین‌که کودک تبدیل به سوژه‌ای درون نظم نمادین می‌شود،
پدر با آن نظم همسان می‌شود؛
نظمی که سوژگانی را برمی‌سازد و بر سوژگانی حاکم است.
o به این دلیل است که لاکان گاهی نظم نمادین را به symbolic father «نام پدر» Name-of-the-Father می‌خواند
که در زبان فرانسوی با «نه‌ی پدر» father’s no هم‌آوا است.
o این نظمی است که دلالت بر اقتدار و ممنوعیتِ خداوار دارد.
پس کودک در هر دو معنی سوژه subjected می‌شود:
تسلیمِ قانونِ نظم نمادین می‌شود
قانونی که با قانون پدرشاهی یا نه‌ی پدر یکی است
و به‌عنوان سوژه‌ای کنش‌گر در جهان برساخته می‌شود.

• این‌جاست که فالوس Phallus وارد میدان می‌شود و سخن می‌گوید.
o به گفته‌ی لاکان و فروید، یکی از نخستین تجربه‌های دوران کودکی در تفاوت جنسی،
آن است که مادر آلت ندارد.
o اما مهم‌تر از دید لاکان، فحوای نمادین آلت است که لاکان با استفاده از اصطلاح «فالوس» پیوسته بر آن تاکید می‌کند.
o آن‌چه در این نظم نمادین مهم است، نه بخشی از بدن، که دلالت‌های آن است.

o اول: فالوس دلالت بر تفاوت جنسی دارد.

o دوم: مادام ‌که پدر ، که با نظم نمادین یکی است، آلت دارد ،
و مادر (که با وضعیت پیشازبانیِ خوشی – ژوییسانس − قبل از ورود به نظم نمادین یکی است) آلت ندارد.
فالوس در نظم نمادین دلالت بر فقدان و غیاب دارد.

• از دید لاکان، فالوس در نظم نمادین هم دلالت بر فقدان زن دارد و هم فقدان مرد،
هم بر وابستگی و آسیب‌پذیریِ ذهنی زن دلالت دارد و هم بر وابستگی و آسیب‌پذیری ذهنی مرد.

o پدر ممکن است به‌واسطه‌ی کودک با امر نمادین یکی شود،
اما خود پدر هم زمانی کودک بوده و تسلیم همین قانون شده
و همیشه در رابطه‌ی با آن قانون، ناکافی و ناکامل بوده
و هرگز کاملاً آن را به تصرف درنیاورده.

o هیچ‌کسی فالوس را به تصرف درنمی‌آورد.
همه «اخته» هستند.
انجیل‌شناس فمینیست، دبورا کراس این مفهوم را چنین می‌گوید:
«اخته‌بودن همانا کارفرمایی است که از اصل فرصت‌های برابر پیروی می‌کند»

7-Jaques_Lacan
لاکان و دین

• برخی دین‌پژوهان و جنسیت‌پژوهان، دیدگاه لاکان را از این نظر مفید می‌بینند که تاکید دارد که
در نظم نمادین و مردمحور و زیرساخت‌های پدرسالارانه‌ی تفاوت جنسی، هیچ‌چیزی ذاتی نیست.

o از دید لاکان، در تفاوت جنسی هیچ‌چیزی ذاتی یا «طبیعی» نیست.
زن، مرد، زنانگی، مردانگی، همگی ساختارهای نمادینی هستند که نظام سرکوبگرِ معنا
که به لباسِ امر واقعی درآمده. آن‌ها را مستبدانه شکل داده است.

• ناخودآگاه در همان لحظه‌ای شکل می‌گیرد که سوژه/ اِیگو شکل می‌گیرد.

o ناخودآگاه همانا پی‌آمدِ سرکوبی است که در طولِ تسلیم‌شدن (و انقیاد) روی داده.
o با شکل‌گیری اِیگو، هرچه با نظم نمادین جور نیست (و مازاد است) سرکوب می‌شود.
o ناخودآگاه «فصل سانسور شده»ی تاریخ زندگیِ روان است.
o ناخودآگاه یک دیگریه درونی است
یا به گفته‌ی فروید، «غریبه»ای است که در خانه‌ی خویشتن (selfhood) می‌ماند و مستور است.
o ناخودآگاه خودش را از طریق زبان آشکار می‌سازد؛
اغلب به شکل انقطاع .اشتباه‌گفتن‌ها، لغزش‌های زبانی، فراموش‌کردن نام‌ها، آشکار می‌شود.
و وقتی آشکار می‌شود، سوراخ‌هایی در سوژه و جهان‌اش ایجاد می‌کند،
تا ماهیتِ وَهمیِ خود را افشا کند.

o به گفته‌ی لاکان «ناخودآگاه بخشی از گفتمانِ واقعی است که در اختیارِ سوژه نیست
تا بتواند پیوستگیِ گفتمانِ خودآگاه‌اش را ایجاد کند»

o تعرض ناخودآگاه به خودآگاه است که می‌تواند این امکان را برای خودآگاهیِ فرد فراهم کند
که امر واقع همه‌جا هست اما از دسترسِ فرد خارج است.

• دین را با توجه به لاکان چه می‌توان دانست؟

o از یک سو، همان‌گونه که از لاکان نقل کردیم و به «قانون پدر» اشاره کردیم،
دین همانا تنظیم‌گر و ضمانت‌گر پدرسالارانه‌ی نظم نمادینی است که بر هستی خاستگاهی
و پیشازبانی حاکم است و امر واقعی را دور نگه می‌دارد.
گویا دورکیم Émile Durkheim ، که دین را «وَهم ضروری» می‌داند، در همین مسیر حرکت می‌کند.

o از سوی دیگر اما ممکن است مطرح شود که آن‌چه تجربه‌ی دینی یا تجربه‌ی
امر مقدس یا امر عرفانی یا کاملاً دیگری نامیده می‌شود،
در واقع تعرضِ امر واقعی با عاملیت ناخودآگاه باشد.

o این‌گونه پرداختن به پدیده‌ی تجربه‌ی دینی، یعنی از چشم‌انداز روان‌کاوی لاکانی به پدیده‌ی تجربه‌ی دینی نگاه‌کردن،
تجربه‌ی دینی را مواجهه با دیگریتی می‌داند که همان‌قدر که درونی است بیرونی هم هست.

پس چنین دیگریِ درونیِ امر غریب Uncanny را نباید مواجهه با امر متعالی دانست؛
بلکه باید آن را پی‌آمدِ سرکوب دانست.
اما با این حال، تجربه‌ی دینی نشانه‌ای از امر واقعی است که اساساً فراتر از هستی عقلانی ماست.

 

بازگشت

از کتاب “نظریه برای پژوهش‌های دینی”

William E. Deal & Timothy K. Beal: Theory for religious studies

زمانه