روانکاوی افراد عصبی

روانکاوی افراد عصبی

فرد عصبی یا روان‌نژند، Neurosis یا نوروتیک،

 

 

• neurotic subject یک سؤال و یک نگرانی همیشگی دارد.
o سؤال او این است که چه جایگاهی در اشتیاق دیگری دارد
و نگرانی او این است که تا چه حد اسباب ژوئیسانس دیگری است؟
Jouissance of the Other

o او هرگاه احساس کند که زیادی مورد ژوئیسانس روانکاو است
یا به اندازه ی کافی جایگاهی در اشتیاق او ندارد، کار را به تعلیق درمی آورد.

o او امیدوار است که بتواند با غیبت خود این احساس را در روانکاوش ایجاد کند که او را از دست داده است،
که روانکاوش جای خالی او را حس کند و در نهایت آنچه را که بیمار می خواهد به او بدهد.

• آنچه بیمار می خواهد این است که بدون گذشتن از فرایند روانکاوی به نتیجه برسد.

o در یک کلام او می خواهد که روانکاو به او بگوید.
o به او کلام آخر را بگوید.
o به او اسرار وجودش را بگوید.
o به او کل ناخودآگاهش را بگوید.
o او فکر می کند که روانکاو می داند و می تواند بگوید
و اگر این کار را نمی کند حتماً دلیلی دارد.

o یا می خواهد کار را کِش بدهد و پول بیشتری به جیب بزند.
o یا اینکه دارد روی او مطالعه می کند
o می خواهد در موردش کتاب بنویسد چون که مورد او « واقعاً استثنایی » است.

o بعضی ها در اولین جلسات روانکاوی سؤال می کنند :
آیا شما قبلاً بیماری مثل من داشته اید؟ !

• بزرگترین آرزوی نوروتیک این است که یکتا و منحصر بفرد باشد

o و روزی که متوجه می شود این به اصطلاح منحصر بفردی او تا به حال دویست میلیون نسخه در جهان داشته است
و هزاران صفحه کتاب و مقاله در مورد این « منحصر بفردی » نوشته شده است، دچار یأس مفرطی می گردد.

o با این وجود او انتظار دارد روانکاوش همه چیز را تا نقطه آخر در مورد روان بشری بداند
ولی باز این امید پنهان را دارد که مورد او کاملاً استثنایی باشد
و روانکاوش را دچار بهت زدگی نماید.

o نوروتیک همچنین لذت می برد از اینکه از او بخواهند،
o از او درخواستی بکنند، که او ابژه ی یک تقاضا باشد
و بتواند، بنابر ساختار روانی اش، این درخواست را اجابت یا رد کند.

o این است که در جلسات اولیه روانکاوی و گاهی تا مدتها بعد اصرار دارد
که روانکاو سؤال کند و او جواب دهد،

o وقتی روانکاو خاطرنشان می کند که این اوست که سؤال دارد،
این اوست که در محضر روانکاوی یک سائل است، بسیار پریشان می شود.

o در یک کلام آن چیزی را که بیمار می خواهد این است:
از من سؤال کن، خودت نتیجه گیری کن و جوابش را به من بده و مرا از هرگونه تلاشی معاف کن .

o وقتی که چنین چیزی را به دست می آورد، اقدام به تلافی می کند
و گاه حتی تا آنجا پیش می رود که خود را از صحنه کنار می کشد.

o اما بسیاری از آنها دوباره مراجعه می کنند.
موقعی که قبول می کند باید خود تلاش کند و چاره ای هم ندارد.

o مسأله نداشتن انتقال متقابل Counter-transference به این معنا نیست که
به بیماران اجازه داده شود تا هر کجا که می خواهند پیش بروند.

o این به معنای تسلیم شدن به آرزوی قلبی آنان مبنی بر انجام نگرفتن روانکاوی است.

o کار روانکاو، روانکاوی است نه بدست آوردن دل بیماران.

o او اگر متوجه شود که انجام روانکاوی غیرممکن شده است،
خود اقدام به قطع جلسات می کند و این یک عمل اخلاقی از طرف روانکاو است.

o وقتی هیچگونه روانکاویی انجام نمی گیرد دلیلی ندارد که جلسات ادامه یابد.
این جلسات ممکن است بعدها از سر گرفته شود
یعنی موقعی که دوباره شرایط برای انجام روانکاوی مهیا شده
و بیمار آمادگی آن را پیدا کرده باشد.

o روانکاوی در چارچوب یک سری توافق های قبلی صورت می گیرد که
از جمله آنها توافق بر سر تعداد جلسات هفتگی،
اجازه ی غیبت های احتمالی
و نحوه ی اطلاع دادن این غیبت هاست.

o فروید صحبت از نظم بوروکراتیک می کند.
این بدان معناست که روند روانکاوی باید از انضباط و استمرار محکمی برخوردار باشد
نه اینکه گرفتار زیر و بم های خلقی بیمار باشد.

o روانکاوان می دانند که در زمانهایی که بیماران با اضطراب یا بی میلی در جلسات خود حاضر می شوند،
درست در همین ایام است که می توان انتظار پیشرفتی را داشت.
بنابراین اجازه نمی دهند که این فرصت ها از دست برود
و بیمار فقط زمانی که خود مایل است در جلساتش حضور یابد.
در این صورت کار تا ابد به درازا خواهد کشید.

• لکان جمله مشهور دیگری دارد به این مضمون:
تنها مقاومتی Resistance که در روانکاوی وجود دارد، از طرف روانکاو Analyst است!

o این جمله هم مانند تمام جملات قصار لکان دارای چندین معناست
که یکی از آنها این است که آنچه در جریان روانکاوی از بیماران analysand سر می زند جزو روند کار است
و فقط این روانکاو است که می تواند با این اعمال به صورت یک مقاومت از طرف بیمار برخورد کند
و یا واقعاً آن را جزو کار به حساب آورد.

o قائل شدن به چیزی به نام انتقال متقابل Counter-transference به این معناست که روانکاو بعضی از
اعمال و رفتار مراجعه کننده را متوجه شخص خود قلمداد کرده و نسبت به آنها واکنش عاطفی نشان می دهد.

No one has ever said that the analyst should never have feelings towards his patient.
But he must know not only not to give into them,
to keep them in their place,
but also how to make adequate use of them in his technique.

• روانکاو، در مکتب لکان، می بایست قادر باشد از صفحه رابطه تقابلی،
یعنی رابطه ای در بُعد خیالی تصویری Imaginary ، عبور کرده
و رابطه ای در بُعد نمادین Symbolic با بیمارانش داشته باشد.

o یعنی روانکاو لکانی قادر شده است آن خط فاصلی را که دال Reciprocal را از
مدلول Signifier جدا می کند به رسمیت بشناسد.

o او می داند که زنجیره ی دال بر طبق قانون خاص خودش به حرکت درمی آید و به پیش می رود.
که این قانون هیچ ارتباطی با دلالت ندارد.

o این نکته ای است که تحلیل شونده Analysand آن را نمی داند.
او اسیر دلالت کلام خویش است
و به خاطر باور داشتن همین دلالت هاست که در جریان جلسات،
طوفانی از عواطف و احساسات مختلف از خود بروز می دهد.

o به همین دلیل هم هست که هنوز عده ای تصور می کنند درمان روانکاوی از طریق
تخلیه abreaction همین عواطف و احساسات انجام می گیرد.

Abreaction: Process of discharging pent-up affects
through the recall and verbalization of repressed memories.

o آنها فقط آن جریانی را که پر سروصداتر و روبنایی است عمده می کنند
و از دیدن جریان بی سر و صدای زیربنایی که همان جریان
کنایه وار یا مجاز مرسل Metonymic یا روند مَجاز یا روند جابجایی دال هاست غافل می مانند.

o این نکته ای است که خود بیماران دیر یا زود به آن پی می برند.
موقعی که به روانکاو اعلام می دارند:
من از تکراری بودن حرفهای خودم خسته شده ام .

o بله، آنها مدام همان زنجیره ی دال را بازمی گشایند و تا زمانی که اسیر دلالت آن هستند
کماکان عرق می ریزند، اشک می ریزند، خشمگین می شوند و دل می سوزانند
تا روزی که با حیرت متوجه تکراری بودن سخنان خود می شوند.

o آنچه آنها متوجه آن نمی شوند این است که در اثر باز کردن مکرر این زنجیره ،
جایگاه خودِ آنها در طول آن تغییر کرده است.

o لکان می گوید:
یک دال سوژه را نزد دال دیگری معرفی می کند.
و این دال های معرفی کننده قابل تغییرند.

• بسنده کردن به تخلیه هیجانی مسلماً نوعی سبکباری را به همراه خواهد داشت،
اما قطعاً منجر به تغییری بنیادی نخواهد شد.

o روزی از لکان سؤال شد:
اگر منظور از درمان رفع علایم بیماری، رفع اضطرابها، وسواسها و ترسهاست؟
چرا به خوردن چند قرص اکتفا نکنیم و خود را به دردسر روند طولانی و مشقت بار روانکاوی گرفتار کنیم؟

و لکان در جواب: واقعاً. چرا که نه؟

o این هم یکی دیگر از حاضر جوابی های چند پهلوی لکان است.
او در کوتاهترین جواب ممکن نشان می دهد که منظور از روانکاوی فقط رفع علایم بیماری نیست
بلکه ایجاد یک تحول اساسی در شخص است،
ایجاد یک تغییر بنیادی در جایگاه ذهنی او.
و این آن چیزی است که فروید نیز در کتاب « روانکاوی پایان یافته و روانکاوی پایان ناپذیر » به آن اشاره دارد.

• فروید به این نکته پی برد که نشانه Symptom یک خطاب نشانی Address است.
o نشانه Symptom در تلاش است که چیزی را به کسی بگوید.
o نشانه Symptom حقیقت بیمار است.
o تلاش برای امحاء نشانه Symptom ، تلاش برای امحاء حقیقت بیمار است.
o آن کس که درصدد است نشانه Symptom را به هر قیمت درمان کند،
در واقع کسی است که نمی تواند حقیقت بیمار را تحمل کند
و می خواهد به هر ترتیب آن را خفه نماید.

o او در واقع ناقل گفتمان ارباب Discourse of the Master است
که معتقد است هیچ حقیقتی جز حقیقت ارباب وجود ندارد.

o به همین دلیل است که لکان معتقد است که گفتمان دانشگاهی
Discourse of the University
در بسیاری از موارد چیزی جز مرکبی برای گفتار ارباب نیست.

o نشانه Symptom ، اعتراضی است بر سلطه گفتار ارباب، اعتراضی ناتوان و ناممکن.
گفتار ارباب و گاهی گفتار دانشگاهی تاب تحمل این اعتراض را ندارند
و باید آن را از بین ببرند. باید آن را « درمان » کنند.

o عینی ترین و ملموس ترین دلیلی را که می توان بر این مدعا ارائه داد تاریخ در اختیار ما نهاده است.
در زمان استالین و حتی تا مدتها پس از آن در حکومت شوروی سابق، معترضین و مخالفین با نظام را
در بیمارستانهای روانی بستری می کردند و انواع و اقسام به اصطلاح درمانها را بر روی آنها اعمال می کردند
و استدلالشان هم این بود که کسی که با یک چنین نظام بی نقصی مخالفت می کند، مطمئناً دیوانه و مهجور است
و باید درمان شود.

o همچنین در قرن نوزدهم در آمریکا بردگان سیاهپوست را که اقدام به فرار می کردند،
در صورت دستگیری، به عنوان دیوانه به زنجیر می کشیدند.

• وقتی می گویم نشانه Symptom در تلاش است چیزی را به کسی بگوید،
این کس، کسی جز « بزرگ دیگری » The Big Other نیست.

o «‌ بزرگ دیگری » یک شخص نیست،
یک جایگاه است
و این جایگاه را لکان گنجینه دال ها می نامد.

o برای روانکاو چیزی به نام یک نشانه Symptom عام وجود ندارد.
حتی اگر نشانه ها پدیده شناسی مشترکی داشته باشند.

o برای روانکاو فقط نشانه اختصاصی وجود دارد.
شکل گیری های خاص تراوشات ناخودآگاه که ریشه در بُعد واقع دارند.

o از آنجایی که نشانه یک خطاب است، می تواند تغییر کند،
نه فقط به برکت انتقال در روند روانکاوی، بلکه حتی به برکت برخورد و ملاقاتهای خوب یا بد.

• فروید همان طور که اعلام کرده نشانه یک خطاب و آدرس است،
و اضافه کرده است که نشانه دارای یک معناست.
همین مسأله باعث شده که بسیاری از روانکاوان بعد از فروید کلمه معنا را با کلمه دلالت اشتباه کنند
و همّ و غم خود را بر این قرار دهند که دلالت نشانه بیمار را پیدا کنند.

o و چه راهی ساده تر از اینکه دلالت خود را به نشانه او،
به رؤیاهای او و به تمام اعمال و رفتار و افکار او منتقل کنند!
این همان کاری است که یک شخصيت بدبين و شكاك Paranoid P D می کند،
او مدام دلالت خود را به دنیای خارج نسبت می دهد.

o در زبان فرانسه واژه ی « sens » نه فقط مفهوم معنا را دارد،
بلکه مفهوم جهت را نیز داراست
و شکی نیست که نشانه Symptom دارای جهت است.

o نشانه Symptom یک بردار است که از اعماق بعد واقع Real به سوی « بزرگ دیگری »
بُعد نمادین Symbolic در حرکت است و این بردار چیزی واقع را با خود حمل می کند
که همان ژوئیسانس Jouissance است.

o لکان می گوید: « نشانه آن چیزی است که در اشخاص بسیاری واقع ترین است ».

o روانکاو باید بداند که این او نیست که مخاطب نشانه است
و به همین دلیل، دلالتهای او هیچ گرهی را از کار آنالیزان باز نمی گشاید
و شاید حتی گره کورتری را به آن اضافه می کند.

o برعکس کار او این است که تا جایی که ممکن است، شخص خود را از صحنه محو کند
تا این خطاب به « بزرگ دیگری » بُعد نمادین سمبولیک راحت تر صورت پذیرد.

o بیمار گنجینه دال را مورد سؤال قرار می دهد نه شخص روانکاو را؛
اگرچه که خود او این مطلب را نمی داند و مدام در حال اشتباه گرفتن یکی با دیگری است.
آیا این اشتباه را روانکاو نیز باید تکرار کند؟

بازگشت

<

p dir=”rtl” style=”text-align: right;”>منبع :
سخنرانی در انجمن روانشناسی ایران در زمستان ۷۸
کدیور، میترا؛ (۱۳۸۸)، مکتب لاکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم، تهران: انتشارات اطلاعات.