روانکاوی لاکانی

روانکاوی لاکانی

25

Lacanian form of Psychoanalysis

• بر خلاف روانپزشکی که اساس تشخیص صرفاً بر مبنای علایم آزار دهنده بالینی می باشد،
در روانکاوی لکانی بر اساس ساختار شناسی ذهن، تشخیص و نوع رویکرد درمانی تعیین می گردد.

o به عنوان مثال در روانپزشکی اگر فردی از بیخوابی شبانه و یا بیداری زودهنگام صبحگاهی،
احساس ناخشنودی نسبت به زندگی روزمره اش و یا عدم انگیزه برای هر فعالیتی سخن گوید،
بر چسب تشخیصی افسردگی بر او گذارده می شود.

o البته قطعا این فرد حالت افسردگی و یا خلق پایین را نشان می دهد
اما آن چه در نظر گرفته نمی شود،
نوع ساختار زمینه‌ای ذهن اوست که حال خلق پایین خود را به دلایلی در فرد نشان داده است.

o در حقیقت، اگر ندانیم با چه نوع ساختار زمینه‌ ای ذهنی سر و کار داریم،
نه تنها تلاش برای زدودن علایم آزار دهنده ممکن است بیهوده باشد
بلکه حتی در مواردی خطرناک نیز می تواند باشد.

o مثلا اگر به فردی که از مالیخولیا Melancholia که نوعی از روان پریشی خلقی با خلق بسیار پایین بوده،
گفته شود که غم و غصه هایت را کنار بگذار و دیگر به خود سختی و مصیبت نده،
فرد برای اثبات اینکه رنج کشیدنش نه تنها بیهوده نیست، که حقیقتا سزاوارش است،
ممکن است دست به خودکشی بزند.

25-lacanian-psychoanalysis-parker
• در روانکاوی لکانی، ذهن افراد به چهار دسته تقسیم بندی می شوند.
• نوع رویکرد درمانی در هر دسته متفاوت است.
• چهار ساختار ذهنی عبارتند اند از: Clinical Structure

o نوروتیک یا روان نژند یا عصبی Neurosis، Psychoneurosis ، Neurotic Disorder ،
o سایکوتیک یا روانپریش، یا جنون، Psychosis
o پرورت یا منحرف ، Perversion
o فوبیا یا هراس زدگی، Phobia

• آنچه سرنوشت فرد را در انتخاب یکی از قالب های بالا تعیین می کند،
مرحله سرنوشت ساز ادیپ Oedipus بین سنین ۳ تا ۵ سالگی است.

o البته در این مرحله یک اتفاق مهم دیگر نیز رخ می دهد
و آن انتخاب نوع تمایل جنسی به جنس موافق و مخالف است.

o در این مرحله اگر پدیده سرکوب Repression انجام گیرد،
فرد از آرزومندی خود برای مادر دست برمی دارد
و به این یقین می رسد که مادر چیزی را ورای او خواهان است.

o بنابراین در رابطه ای دوگانه میان خود و مادر به دام نمی افتد و مسیر عصبیت را پیش می گیرد.
هیچ فردی بدون رنجش، این مرحله را در خردسالی طی نمی کند
و در حقیقت کم آسیب دیده ترین حالت همین عصبیت است.

• در سایکوز و یا روانپریشی، اتحاد مادر و طفل ناگسستنی باقی مانده
و فرد از پذیرش عنصر سومی میان خود و مادر سر باز زده است.

o نوع افراطی این حالت را در نوعی انحراف جنسی و یا Perversion داریم
که نه تنها میان خود و مادر مانعی نمی بیند
بلکه هویت انسانی خود را تا حد جسمی که مورد لذت دیگری است تنزل می‌دهند.
به بیانی دیگر متصور می شوند که آن ها تنها چیزی هستند که مادر از آن لذت می برد.

o شور جنسی و یا لیبیدو محدود به مناطق جنسی نمی گردد و به شکلی نابجا تظاهر می یابد.

• در فوبیا یا هراس زدگی که برخی آن را در دسته عصبیت قرار می دهند،
جدایی فرد از مادر با جایگزینی ترس ممکن شده است.

• هر کدام از این ساختار های ذهنی می توانند، افسردگی، اضطراب،
وسواس، تمایل به خودکشی و یا سایر علایم آزار دهنده را از خود بروز دهند.

• آن چه مهم است شناسایی ساختار ذهنی این افراد است
که بر اساس آن نوع رویکرد درمانی، استراتژی و تکنیک های درمانی تعیین شود.

o برای تعیین ساختار ذهنی، رابطه فرد با علامت آزار دهنده را مبنا قرار می دهیم
و نه نوع تظاهر بالینی را که فرد از آن شکایت می کند.

o به عنوان مثال، هر فردی ممکن است نسبت به یک موضوع بدبین شود
ولی در نوع روانپریشی توهمی فرد مطلقاً باور دارد که درست می پندارد
و بدبینی اش زاده تفکر او نیست.
o این که هر فرد علایم آزاردهنده ای را که با آن ها دست به گریبان است چگونه تحلیل می کند
و به آن چه جایگاهی می دهد، در روانکاوی لکانی در جهت تشخیص صحیح مورد توجه قرار می گیرد.

بازگشت

نویسنده: برژانت جزنی