نظریه روانکاوی ژاک لکان

نظریه روانکاوی ژاک لکان

• ژاک لاکان، روانکاو فرانسوی بی تردید یکی از جنجال برانگیزترین روانکاوان از زمان فروید به بعد بوده است. نظریه های روانکاوی ژاک لاکان تاثیرات زیادی بر حوزه های مختلف چه در داخل و چه در خارج از حیطه روانکاوی بر جا گذاشته است، از جمله بر نقد ادبی و فلسفه و فمنیسم Feminism و حتی بر فیلم و سینما .

o ژاک لاکان بر خلاف سایر معاصرانش، آثار متعددی نداشت و تنها یک کتاب از او در دست است که در واقع رساله دکترای او نیز محسوب می شد که به بحث درباره رابطه اختلالات روانی پارانویایی و اختلالات شخصیت می پردازد. اما شهرت عمده او در مقالاتش بود که در سال ۱۹۶۶ تحت عنوان Ecrits یا A Selection به چاپ و نشر عمومی رسید .

6-0
1. ضمیر ناخودآگاه Unconscious

• یکی از مهمترین نظریه های روانکاوی ژاک لاکان نظریه ای است که درباره ضمیر ناخودآگاه ارائه کرده است. بر اساس آن ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده و نتیجه می گیرد که ضمیر ناخودآگاه در واقع همانند نوعی زبان است. این نظریه او انگیزه ای شد که لیوتار Lyotard در کتاب خود به نام گفتمان Discourse به بحث در این باره بپردازد و به مخالفت با نظریه های روانکاوی ژاک لاکان و به خصوص نظریه ضمیر ناخودآگاه استدلال نماید که ناخودآگاه چیزی نیست که ژاک لاکان می گوید، بلکه جریانی است دیداری و تصویری و مجازی، درست مانند مجازهایی که افراد برای خود ترسیم می کنند. در صورتی که زبان پدیده ای ساده و یکنواخت و دو بعدی است و موجب سرکوب امیال می گردد. در حالی که رویاها ( شکلی از ضمیر ناخودآگاه ) جریاناتی دیداری و تصویری و مجازی و دارای رویایی سه بعدی هستند که با امیال همراهند .

• آنا فروید معتقد است که : گفتار تنها ابزار واسطه برای تحلیل و جستجو در احوال بیماران است و گفتار را باید هم در جستجوهای روانکاوی بالینی و هم در تعلیم کودکان به کار گرفت .

6-5

o اما از اولین نظریه های روانکاوی ژاک لاکان باید اوج اندیشه او را در نظریه تکامل آینه ای او مشاهده کرد. ارزیابی ژاک لاکان از این مرحله حیاتی در روند تکامل متاثر از الکساندر کوژف (مفسر آثار هگل) بود. این نظریه که مبنای تحلیل های لاکان درباره فرایند شکل گیری ذهنیت و مبنای مخالفت او با روانشناسی «من» بشمار می رفت، ابتدا در کنفرانس بین المللی روانکاوی در مارینباد در سال ۱۹۳۶ ارائه شد و بعدها پس از جنگ جهانی دوم به چاپ و نشر عمومی رسید .

o توصیف ژاک لاکان راجع به مرحله تکامل آیینه ای Mirror Stage ناظر به دو وجه اصلی است که هر دو حکایت از آن دارند که شامپانزه های جوان برخلاف کودکان نسبت به دیدن تصویر خود در آیینه بی تفاوتند :

۱- توصیف روان شناختی از عکس العمل کودکان در برابر تصویر خود در آیینه که هنری والون Henri Wallon در کتاب خود پیرامون خاستگاه های شخصیت از آن الهام گرفت .

۲- یافته های مغایر با آن در علم رفتار شناسی یا عادت شناسی پستانداران نخستین.

• ژاک لاکان بحث هایی در خصوص رابطه میان:

o زبان شناسی Linguistics
o روانکاوی Psychoanalysis
o گفتمان Discourse نیز صورت داده است .

o این موضوع یکی از پدیده هایی است که در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته و مقوله گفتمان جای خود را کم کم از نظریه های روان کاوی , در نقد ادبی و فلسفه و علوم سیاسی و جامعه شناسی نیز باز کرد .

o کامل ترین تعریف از گفتمان را زبان شناس فرانسوی امیل بنونیست Émile Benveniste ارائه می کند و در تعبیر آن می گوید: موضوعی که با وجوهی از زبان سروکار دارد که تنها می توان با ارجاع آن به گوینده ، پاره ای از گفته ها را بیان نمود. به همین خاطر او نیز مانند یورگن هابرماس Jürgen Habermas گفتمان را در معنایی بسیار گسترده به مثابه افق مطلق فهم پذیری تلقی می کند. لاکان نیز با نوعی چرخش پساساختارگرایانه Post-structuralism به این نتیجه رسید که برای رسیدن به ناخودآگاه هیچ راهی وجود ندارد جز از طریق ایجاد و برقرار ساختن بستر گفتمان بین روانکاو و بیمار.

6-2

2. نظریه انتقال و جایگاه سوژه ( مرگ سوژه )

• مفهوم دیگر در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان ، مفهوم سوژه یا فاعل شناساگر Subject است. این مفهوم که کاربرد زیادی در اغلب رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد به اندازه اسمش مبهم است. اما تا حدودی میتوان ریشه آن را نزد امانوئل کانت و یا رنه دکارت پیدا کرد. این مفهوم در واقع بیانگر کنشی است در برابر برتری جویی یا امتیاز دادن به مفهوم «خود» Self در تفکر اومانیستی Humanism.  این برداشت حاصل کار لاکان و لوئی آلتوسر Louis Althusser است.  لاکان سوژه Subject را کاملا متمایز از مفهوم «من» می داند.
o لوئی آلتوسر نیز به بررسی و تحلیل فرایند تبدیل انسانها به سوژه تحت تاثیر ایدئولوژی می پردازد. در نظریه اجتماعی نیز سوژه را ناشی از ساختار تلقی می کنند نه منشاء Source آن .

• نظریه انتقال Transference لاکان نیز از دیگر ابداعات اوست. شوشانا فلمن Shoshana Felman ( نظریه پرداز ادبیات امریکا ) ضمن بررسی و نقد آثار هنری جیمز Henry James به بسط و گسترش آن به عرصه نقد ادبی و نظریه فرهنگی اقدام نمود.

6-1

o در این نظریه با دو مفهوم انتقال transference و ضد انتقال countertransference سروکار داریم .

o مقوله انتقال در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان به روند تحقق خواسته ها و آرزوهای ناخودآگاه به ویژه در وضعیت تحلیلی اشاره دارد. نمونه هایی از خاطرات ایام کودکی به روانکاو (درمانگر ) انتقال داده می شود. بسیاری از روانکاوان , اهمیت زیادی برای این موارد در روند تحلیل روانکاوانه خود از وضعیت بیمار قائل هستند. فروید انتقال را شکلی از جابه جایی تاثیرات یا بارهای عاطفی و احساسی شخص تلقی می کرد که با آن باید همانند دیگر عارضه ها برخورد کرد. انتقال ها در واقع مواردی تازه از محرک ها و تحریکات و تخیلاتی هستند که در روند تحلیل توسط روانکاو پیدا و کشف می شوند .

6-3
3. سه گانه های ژاک لاکان

Three orders

• از دیگر موارد اساسی که در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان به آن برمی خوریم مقولات سه گانه ی امر تخیلی , امر نمادین و امر واقعی در عرصه روابط بین دو ذهن یا دو تفکر یا بین درمانگر و بیمار است .

o مفهوم تخیل و تخیلی که تا حدود زیادی مدیون نظریات ژان پل سارتر است. هم ناظر به قابلیت تصویر سازی است و هم به تاثیرات بیگانه سازی خود با آنان باز می گردد. مفهوم نماد Symbol و نمادین Symbolic نیز از مقولات اساسی در فرهنگ و زبان به شمار می روند. این مقوله ای است که سوژه بر اساس عقده ادیپ Oedipus complex و تسلیم در برابر نام و اقتدار پدر Father در آن جایگزین می گردد.

o مفهوم واقع و واقعی نیز مترادف یا مشابه با واقعیت بیرونی یا واقعیت تجربی نیست. ولی به چیزی باز می گردد که خارج از عرصه نمادین قرار می گیرد .

• ژاک لاکان ابهامات متون فرویدی را منبع تغذیه حقیقت می داند. البته متون و نظریه های خود لاکان نیز با پیچیدگی و بازی های زبانی خاص خود همراه است یک سلسله موانع نحوی (معنایی) و سبکی را ایجاد می کنند .

o نکته ای که بارها در خصوص فلسفه شنیده ایم این است که نخستین بار رنه دکارت بود که فلسفه را خارج از چارچوب ظاهری و فریبنده آن برای نیل به عقاید روشن و صریح به کار گرفت .

o لاکان معتقد است که روانکاوی نیز همین مسیر را پیموده است. زیرا در بردارنده آرمانهای خیالی و خود فهمی محض و سرکوب نشده است .

• یورگن هابرماس Jürgen Habermas این گونه برداشت لاکان از فروید را به شدت رد کرده است. هابرماس در کتاب شناخت و علائق انسانی Knowledge and Human Interests
ضمن دفاع از روانکاوی در برابر اتهام خرد ستیزی Irrationality اظهار می دارد که فروید روشنفکری است که به سنت روشنگری تعلق دارد و از جمله کسانی است که به حمایت از گفتمان فلسفی مدرنیته در برابر حملات شکاکانی چون نیچه برخاسته است.

o هابرماس قاعده معروف فروید را مبنی بر اینکه هر جا که نهاد Id وجود داشته باشد من ego نیز وجود خواهد داشت را مغایر با نظریه های روانکاوی ژاک لاکان می داند و آن را قرائتی از شعار معروف کانت در پاسخ به پرسش روشنگری چیست ؟ یعنی شهامت برای دانستن و فکر کردن برای خود می داند که تجلی بارز و تحقق کامل آن را می توان در توسل به ارزشهای عقل و عقلانیت و شناخت رهایی بخش در حوزه خصوصی و حوزه عمومی سیاست دانست. لذا رسالت روانکاوی را نیز دادن آگاهی هوشمندانه به سوژه درباره خاطرات و انگیزه های سرکوب شده می داند.

o اما ژاک لاکان با یورگن هابرماس نیز مخالفت می کند. از منظر لاکان هیچ نقطه پایانی برای انحرافات ناخودآگاه وجود ندارد و روانشناسان من ( ایگو ) و دیگر روایتگران فرویدی همانند دکارت قربانی شناخت غلط و نادرستی هستند که تاثیر آن حفظ امیدهای توخالی و فریبنده ی من یا ایگو برای حاکم کردن عقل است. هابرماس در پاسخ به این نگرش لاکان آن را به عنوان نوعی خردستیزی نیچه ای مورد حمله و انتقاد قرار داده است.

• ژاک لاکان همانطور که پیشتر نیز اشاره شد , نظریه آنا فروید در باره گفتار درمانی را می پذیرد اما به بسط و تفسیر آن می پردازد .

o به نظر او نیز کلام یا گفتار ( speech ) تنها ابزار واسط برای تحلیل در احوال بیماران است . لذا کلام و زبان را علاوه بر مواردی که آنا فروید گفته بود باید در همه ی کاربستهای روانکاوی دنبال نماییم . لاکان در سال ۱۹۵۳ در انجمن روانکاوی پاریس که بانی آن فروید بود مقاله ای را ارائه کرد که بیشتر شبیه به یک بیانیه و مانیفست بود. این مقاله لاکان , بعدها به گفتمان رم معروف شد و به نوعی اعلام بازگشت لاکان به انجمن روانکاوی فروید به شمار می رفت .

o این مقاله دو نکته مهم داشت :
۱ . انتقادات لاکان , دیگران را تنها به بازخوانی متون و نظریه های فروید تشویق کرد
۲ . انتقادات ملایم لاکان ( هر چند چندان نیز ملایم به نظر نمی امد و خصومتی آشکار بود )
از روانشناسی من ( ایگو ) بود که به نوعی مخالفت با شکلی از رفتار گرایی بود که ابعاد مختلف نظریات فروید و دستاوردهای او بویژه کشف ضمیر ناخودآگاه را نادیده می گرفت .

• به اعتقاد ژاک لاکان ، روانشناسی من ، به معنای تطبیق دادن تحمیلی فرد با محیط و مسکوت گذاشتن این کشف فرویدی بود که همانطور که مرحله تکامل آیینه ای نشان می دهد، «من»، محصول هویت های از خود بیگانه است و با سوژه متقارن و هم مرز نیست. لذا نمی تواند صاحب خانه خود باشد یا در خانه خود حاکم باشد .

o البته او در این مقاله به نظریه زبان شناسی خاصی اشاره نمی کند. بلکه به مفهوم کلی و عامی درباره زبان و کلام می پردازد که برگرفته از منابع متعددی است از جمله آثار هایدگر و استروس .

4. دو گانه های ژاک لاکان

Dual Relation

• به عنوان آخرین نظریه مهم لاکان، دوگانه های او :
o تراکم Condensation و جابجایی Displacement
o استعاره Metaphor و کنایه Metonymy به چشم می خورد .

6-6

o برای روشن تر شدن این نظریه لازم است این دو مفهوم را مستقلاً مورد بررسی قرار دهیم .

o دو مفهوم تراکم و جابجایی از وجوه اصلی primary process در آثاری به شمار می روند که به فرایند تحلیل ناخودآگاه و بویژه به عارضه های مختلف بیماری و تحلیل رویاها dream work
که توسط فروید تحلیل شده اند می پردازد.

o هر ایده یا نظریه منفرد ناخودآگاه با استفاده از مکانیسم تراکم می تواند محتوای زنجیره های مختلف تداعی و همخوانی را تداعی کند.

o این مکانیسم در نقطه تلاقی این زنجیره ها وارد عمل می شود . مفهوم تراکم نیز به توصیف ماهیت ظاهراً موجز و آشکار از محتوای خواب و رویا در مقابل محتوای پنهان می پردازد .

o مفهوم جابجایی نیز به فرایندی باز می گردد که طی آن تاکید یا شدت یک ایده ناخودآگاه از آن ایده جدا گشته و به ایده ثانویه و ضعیف تری منتقل می شود که از طریق زنجیره های تداعی و همخوانی با آن پیوند دارد .

o نکته دیگری که در رواکاوی مفهوم تراکم و جابجایی باید به آن اشاره کرد ، مفهوم تعیین چند جانبه Over-determination است که از مقولات فرویدی بوده و دال بر آن است که صورتبندی های ناخودآگاه از کثرت علل ناشی می شوند یا اینکه به چندگانگی عناصر ناخودآگاه بازمی گردد. برای مثال ، تفسیر رویاها The Interpretation of Dreams ، کارکرد تراکم و جابه جایی را آشکار می سازد .

o در تراکم ، شماری از تفکرات رویایی از طریق یک تصویر واحد ارائه می شوند.  در جابجایی ، یک تفکر مهم و شاخص از طریق تصویری ظاهراً معمولی و پیش پا افتاده ارائه می شود .

• لوئی آلتوسر Louis Althusser مفهوم تعیین چند جانبه را از نظریه های روانکاوی ژاک لاکان اقتباس کرد و از آن برای مفهوم پردازی درباره علیت ساختاری یا کنایی در مقابل اصالت بیانی در مارکسیسم هگلی و ابزار گرایی در مارکسیسم ارتدوکس ، که هر گونه تضاد اجتماعی را تبلوری از تضاد در زیر بنای اقتصاد میدانست، استفاده کرد .

o تلاش لوئی آلتوسر از کلیت گرایی Plurality فراتر می رود و درصدد است تا به جای صورتبندی اجتماعی به مثابه کلیتی پیچیده اما یگانه پیکربندی بدیلی ارائه کند . لذا از دید او هر تضاد با تضادهای دیگری مشخص می شود که شرایط وجودی آن در درون کلیت شکل می گیرد و الگوی سلطه و آنتاگونیسم Antagonism را در فواصل تاریخی معین تعیین می کند .

• در سمت دیگر از نظریه های روانکاوی ژاک لاکان به مفهوم استعاره و کنایه می رسیم .

o استعاره کلمه یا عبارتی را به جای کلمه یا عبارت دیگر می نشاند. کنایه نیز عنصری از یک واژه یا تعبیر را جایگزین خود آن واژه می نماید.

6-4

o رومان یاکوبسن , با الهام از سوسور به این نتیجه رسید که نوعی تضاد دوگانه بین این دو مفهوم وجود دارد که از تولید زبان ادبی حمایت میکند .

o یاکوبسن در مقاله ای با عنوان زبان پریشی Aphasia اظهار کرد که استعاره بر تشابه و کنایه بر مجاورت متکی هستند و می گوید :

o استعاره، از مَجازهای Trope-figurative language اساسی در شعر است. مَجاز یا شیوه بیان مجازی عبارت است از به کارگیری واژه و سخن در معنای دیگر و غیرواژگانی آن. در شیوهٔ بیان مجازی بطور معمول بین معنای حقیقی و معنای مجازی کلمه یا کلام رابطه و پیوندی برقرار است، نیز قرینه‌ای به شکل لفظی یا معنوی به کاربرد مجازی کلمه و یا سخن اشاره دارد. به مجازهایی که در ذهن خواننده یا شنونده تصویری خلق می‌کنند، صور خیال یا تصاویر شاعرانه و به بیانی که از این صور یا تصاویر بهره می‌برد، شیوه بیان تصویری گفته می‌شود. این گونه مجازها در زبان و ادبیات، بخصوص ادبیات غنایی، کاربرد فراوان دارد. در حالی که کنایه بیشتر در نثر کاربرد دارد.

o به هر حال او کنایه و استعاره را از مقوله های موثر در زبان می داند. نظریه های مربوط به رابطه بین استعاره و کنایه در روانکاوی لاکانی نیز معادل تضاد دوگانه ی یاکوبسنی هستند. تراکم و جابه جایی مستمر تصاویر در رویاها ، اهمیت مشابهی به استعاره و کنایه می دهند .

o لاکان در برخورد با این معادله معتقد است : از آنجا که ناخودآگاه همسو و مطابق با رابطه بین استعاره و کنایه عمل می کند لذا دارای ساختاری مشابه با ساختار زبان structure of language – langage است .

o نظریات ژاک لاکان، اگر چه پیچیدگی ها و ابهامات خاص خود را دارند. اما میتوان او را به نوعی نظریه پرداز شجاعی دانست که پا به عمیق ترین مفاهیم زبان و فلسفه و روانکاوی گذاشت
و اقدام به تحلیل و تشریح مفاهیمی نمود که تاکنون کمتر اندیشمندی به حیطه و حوزه های این مفاهیم وارد شده است.